X
تبلیغات
پخش زنده جام جهانی
۩۩۩ قـــرآن و سنّت زنــــده بــــاد ۩۩۩
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَا تَوَلَّوْا عَنْهُ وَأَنْتُمْ تَسْمَعُونَ (20) (سوره انفال)

مرتبه
تاریخ : یکشنبه 16 اردیبهشت‌ماه سال 1397

مخالفت غیر اجتهادی غیر عنادی

 

هدف ما از مخالفت غیر اجتهادی غیر عمدی؛ مخالفتی است که یک مسلمان با مسلمان دیگری و یا با جمعی از مسلمانان بنا بر تقلید، شبهه، جهل و یا اموری از این قیبل مرتکب می شود، معمولا این نوع مخالفت های از جانب عوام و یا افراد تازه مسلمان و یا مسلمانانی که اطلاعات دینی آنها کم و یا غیر دقیق است؛ اتفاق می افتد، واز آنجایی که این نوع امور، در شریعت عذر محسوب می شوند، لذا مسلمانی که بنا بر این امور گرفتار مخالفت با مسلمان دیگری و یا گروهی از مسلمانان می شود، معذور بوده و گنه کار نیست، لذا چنین مسلمانی قبل از هرچیز نیاز به تعلیم دقیق و درست دارد تا از تقلید بیرون آمده، و شبهه، جهل و یا هر عذری دیگری که دارد برطرف گردد، زیرا الله متعال هرکسی را به اندازه توانش مکلّف نموده و بیشتر از آن هرگز باری را بر دوشش نگذاشته است، و هرکس باید به اندازه توان واقعی خودش، از دین و امور دینی پیروی کند، و بیشتر ازآن مکلّف نیست، لذا این نوع افراد یا توان تحقیق را ندارند و یا موقعیت و زمان تحقیق برای آنها فراهم نشده و هر یک به اندازه توانش به حق رسیده و به آن عمل می کند، در این باره به چند آیات و دو حدیث صحیح که زیر آورده می شود توجه نمایید:

....لَا تُکَلَّفُ نَفْسٌ إِلَّا وُسْعَهَا .... (سوره بقره، آیه: 233)

ترجمه: ...هیچ فردی مکلّف (به اجرای امری) نمی شود مگر به اندازه توانش.....

 

لَا یُکَلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا ....(سوره بقر، آیه: 286)

ترجمه: الله هیچ فردی را بجز به اندازه توانش مکلّف نمی کند...

 

... لَا نُکَلِّفُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا ... (سوره انعام، آیه: 152)

ترجمه: ... ما (هیچ) کسی را بجز به اندازه توانش مکلّف نمی کنیم...

 

... لَا نُکَلِّفُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا .... (سوره أعراف، آیه: 42)

ترجمه: ... ما (هیچ) کسی را بجز به اندازه توانش مکلّف نمی کنیم...

 

وَلَا نُکَلِّفُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا .... (سوره مؤمنون، آیه: 62)

ترجمه: ... ما (هیچ) کسی را بجز به اندازه توانش مکلّف نمی کنیم...

 

عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عُمَرَ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُمَا، قَالَ: کُنَّا إِذَا بَایَعْنَا رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ عَلَى السَّمْعِ وَالطَّاعَةِ، یَقُولُ لَنَا: «فِیمَا اسْتَطَعْتُمْ». (صحیح بخاری، حدیث: 7202)

ترجمه: عبدالله بن عمر رضی الله عنهما فرمودند: ما هرگاه که بر شنیدن و پیروی نمودن با رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم بیعت می کردیم، ایشان به ما می گفتند: تا اندازه ای توانستید (به این بیعت وفا و عمل نمایید).

عَنْ أَبِی هُرَیْرَةَ، عَنِ النَّبِیِّ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ، قَالَ: «دَعُونِی مَا تَرَکْتُکُمْ، إِنَّمَا هَلَکَ مَنْ کَانَ قَبْلَکُمْ بِسُؤَالِهِمْ وَاخْتِلاَفِهِمْ عَلَى أَنْبِیَائِهِمْ، فَإِذَا نَهَیْتُکُمْ عَنْ شَیْءٍ فَاجْتَنِبُوهُ، وَإِذَا أَمَرْتُکُمْ بِأَمْرٍ فَأْتُوا مِنْهُ مَا اسْتَطَعْتُمْ». (صحیح بخاری، حدیث: 7288)

ترجمه: ابوهریره رضی الله عنه روایت نمودند که پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم فرمودند: مرا نسبت به آنچه برایتان بیان ننموده ام رها کنید (و از من نپرسیدید)، زیرا کسانی که پیش از شما بودند با سوالهایشان و مخالفت نمودنهایشان با پیامبرانشان هلاک گشته اند، لذا هرگاه شما را از چیزی ممانعت نمودم از آن پرهیز نمایید، و چون به شما دستور اجرای امری را دادم تا جایی که توانستید ( و توان داشتید) به آن عمل کنید.

از این آیات و احادیثی که ذکر شد بوضوح فهمیده می شود که ما در اسلام به اندازه توان ما مکلف هستیم، و الله متعال هیچ کسی را بیشتر از توانش مکلّف نمی نکند، و توان عوام و یا افراد کم سوادی که توان حقیق ندارند و امثال اینها از این بیشتر نیست، لذا به همان اندازه مکلّف اند و اگر مخالفتی از این دسته از مسلمانان با سایر مسلمانان بروز کند، آنها معذور بوده و گنه کار نیستند، البته یک نکته مهم در اینجا باید بیان شود، و آن اینکه این نوع افراد بعد از اینکه اشتباه آنها به آنها تذکر داده شد؛ نباید برنظریه سابقشان اصرار ورزند و باید به حد توان تحقیق و پرسجو نمایند، تا حقیقت بهتر و بیشتر برآنها واضح شده و به وظیفه شرعی که در این دوآیه قرآن مجید آمده عمل کرده باشند:

وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِکَ إِلَّا رِجَالًا نُوحِی إِلَیْهِمْ فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ (سوره نحل، آیه: 43)

ترجمه: ما پیش از تو نفرستادیم مگر مردانی که بسوی آنها وحی می کردیم، پس از اهل علم بپرسید اگر نمی دانید.

وَمَا أَرْسَلْنَا قَبْلَکَ إِلَّا رِجَالًا نُوحِی إِلَیْهِمْ فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ (سوره انبیاء، آیه: 7)

ترجمه: ما پیش از تو نفرستادیم مگر مردانی که بسوی آنها وحی می کردیم، پس از اهل علم بپرسید اگر نمی دانید.

 




طبقه بندی:
ارسال توسط ابوشعیب اسفندیار شجاعی آل بشیر
مرتبه
تاریخ : سه‌شنبه 11 اردیبهشت‌ماه سال 1397

مخالفت اجتهادی


 

اگر علت مخالفت یک مسلمان با مسلمان دیگر اجتهادی باشد، پس هر دو نفری که با یکدیگر مخالف اند، معذوربوده و از اجر ثواب بهرمند می گردند، زیرا آنی که اجتهادش درست بوده و در این مسأله اختلافی به حق رسیده؛ دو اجر و ثواب را برده است، و آنی که اجتهادش بر خطاء رفته و گرفتار اشتباه شده او یک اجر و ثواب را برده است، پس هر دو از دیدگاه شریعت محکوم نیستند، و کسی حق محکوم کردن آنها را ندارد، در این باره به حدیث (7352) صحیح بخاری توجه نمایید:

عَنْ عَمْرِو بْنِ العَاصِ، أَنَّهُ سَمِعَ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ یَقُولُ: «إِذَا حَکَمَ الحَاکِمُ فَاجْتَهَدَ ثُمَّ أَصَابَ فَلَهُ أَجْرَانِ، وَإِذَا حَکَمَ فَاجْتَهَدَ ثُمَّ أَخْطَأَ فَلَهُ أَجْرٌ».

ترجمه: عمروبن العاص رضی الله عنه روایت نمودند که ایشان از رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم شنیده که می فرمایند: هرگاه حاکم (قاضی و عالم) خوب تلاش و تحقیق نموده و سپس در باره مسأله حکم نمود، (حالا) اگر به حق رسیده و حکمش درست بوده پس برایش دو اجر و ثواب است و اگر تلاش و تحقیق نمود وحکم نمود ولی اشتباه بود؛ پس برایش یک اجر و ثواب است.

دراینجا لازم می دانم برای بهتر فهمیدن این حدیث نظر شما را به چند مطلب از علماء که در توضیح این حدیث بیان نمودند جلب نمایم:

 1 - محدّث بزرگوار خطیب بغدادی رحمه الله در کتاب الفقیه والمتفقه (1/ 191) در باره این حدیث چنین نوشته اند:

فإن قیل: کیف یجوز أن یکون للمخطئ فیما أخطأ فیه أجر، وهو إلى أن یکون علیه فی ذلک إثم لتوانیه وتفریطه فی الاجتهاد حتى أخطأ؟ فالجواب، أن هذا غلط لأن النبی صلى الله علیه و سلم لم یجعل للمخطئ أجراً على خطئه، وإنما جعل له أجراً على اجتهاده، وعفا عن خطئه لأنه لم یقصده، وأما المصیب فله أجر على اجتهاده، وأجر على إصابته.

ترجمه: پس اگر گفته شود: چگونه جایز است که به اشتباه کننده ای که در آنچه اشتباه نموده یک اجر و ثواب داده شود، و در حالیکه بنا برآنچه او در تلاش و اجتهاد سستی و کوتاهی نموده تا جایی که گرفتار اشتباه شده است؛ باید به او گناه برسد؟

(در) جواب (باید گفت): این (برداشت) اشتباه است، زیرا پیامبرصلی الله علیه و آله وسلم برای خطا کننده و اشتباه کننده اجر و ثوابی بنا آن خطا واشتباهش نداده است، بلکه برای او اجر و ثوابی را بنا بر تحقیق و اجتهادش داده است، و از آن خطا و اشتباهش چون قصدی نداشته و عمدی نبوده در گذر نموده است، و اما آنی که به حق رسیده و درست حکم نموده برایش یک اجر و ثواب بخاطر تحقیق و تلاش و دیگری هم بخاطر به حق رسیدنش داده شده است.

2- شیخ ناصر الدین آلبانی رحمه الله در توضیح این حدیث چنین فرموده اند:

«إذا حکم الحاکم فاجتهد فأصاب فله أجران، وإن أخطأ فله أجر واحد» ذلک أن هذا الحدیث وإن اشتهر عند العلماء استعماله فی الأحکام الشرعیة والمسائل التی یسمونها بالمسائل الفرعیة دون استعمال هذا الحدیث فی المسائل الأصولیة أو الاعتقادیة، وإن کان هذا اشتهر عند الأصولیین؛ فإنه مما لا شک ولا ریب فیه أن الحدیث یشمل الاجتهاد فی کلٍّ من الأمرین المذکورین، أی: سواء کان فرعاً أو أصلاً .. سواء کان عقیدة أو حکماً فقهیاً، المهم: أن العالم المسلم لا یلقی هکذا الکلام على عواهنه، وإنما یجتهد فی معرفة حکم ربه فی کل ما کلف الله عز وجل به عباده سواء کان فرعاً أو أصلاً .. سواء کان فقهاً أو عقیدةً. (موسوعة الألبانی فی العقیدة، 5/ 798).

ترجمه: «آنگاه که حاکم و عالم خوب تلاش و تحقیق نموده و بعد حکم نمود اگر درست حکم نموده باشد برایش دو اجر و اگر اشتباه نموده باشد برایش یک اجراست» گرچه استفاده از این حدیث در نزد علماء مشهور گشته در باره احکام شرعی و مسائلی که آنها را مسائل فرعی می نمامند، و عدم استفاده آن در باره مسائل اصولی و یا عقیدتی، گرچه این برداشت و فهم در نزد اصولی ها مشهور است؛ ولی آنچه در آن شک و تردیدی نیست، این است که این حدیث شامل هر اجتهادی از این دو جریان گذشته می شود، یعنی: برابراست که مسأله فرعی باشد یا اصلی.... برابراست که مسأله عقیدتی باشد و یا حکم فقهی، مهم این است: که یک عالم مسلمان اینگونه سخنی را بدون تحقیق از پیش خودش نمی زند، و قطعا او در شناخت حکم پروردگارش در آنچه که الله با عزت و بزرگوار او را نسبت به بندگان مکلف و ملزم نموده اجتهاد می کند، خواه آن مسأله فرعی باشد یا اصلی.....برابراست که مسأله (حکم) فقهی باشد و یا (مسأله) عقیدتی.

3- شیخ ابن عثیمین رحمه الله در شرح ریاض الصالحین در توضیح این حدیث چنین بیان نموده اند:

 

واعلم أن کل خلاف یقع بین الأمة إذا کان الحامل علیه حسن القصد مع بذل الجهد فی التحری، لا یلام علیه ولا یضلل، لأنه مجتهد، وقال النبی علیه الصلاة والسلام: (إذا حکم الحاکم فاجتهد فاخطا، ثم أصاب فله أجران، وإذا حکم فاجتهد ثم أخطأ فله اجر) ولیس من حق الإنسان أن یقدح فی أخیه إذا خالفه فی الرأی بمقتضی الدلیل عنده، أما من عاند واصر بعد قیام الحجة علیه فهذا هو الذی یلام.

( شرح ریاض الصالحین، جلد اول، صفحه: 411)

ترجمه: بدان که هر اختلافی که در میان امت می افتد، اگر سبب آن نیّت خوب بهمراه تلاش و کوشش در تحقیق (مسائل) باشد، برآن (فرد) ملامتی نیست و گمراه قرار داده نمی شود، پیامبرعلیه الصلاة والسلام فرمودند: «آنگاه که حاکم و عالم خوب تلاش و تحقیق نموده و بعد حکم نماید اگر درست حکم نموده باشد، برایش دو اجر و اگر اشتباه نموده باشد، برایش یک اجراست»، این ازحق انسان نیست که برادر (دینی) خودش را جرح (وخدشه دار) کند زمانی که با او در مسأله ای بنا بر دلیلی که دارد اختلاف نماید، اما کسی که عناد کند و بعد ازاقامه دلیل بر او؛ بازهم پافشاری کند این آن کسی است که باید ملامت شود.

 

4- شیخ ابن عثیمین رحمه الله در مجموعه فتاوی و رسائل ابن عثیمین، 5/ 439 و 439) از ایشان چنین سؤال شده است:

 

یذکر أن بعض القادة فی المعارک الإسلامیة کانوا أشاعرة، فهل یثنى علیهم؟

یعنی : این مطرح می شود که برخی از فرماندهان جنگ ها (و جهادها)ی اسلامی از اشاعره بودند، آیا می شود که از آنها تعریف کرد (و خوبی آنها را بیان نمود)؟

 

شیخ ابن عثیمین رحمه الله در جواب چنین فرمودند:

 

من أصول أهل السنة والجماعة أن الإنسان قد یجتمع فیه سُنَّة وبدعة إذا لم تکن البِدعة مکفرة، ومن المعلوم أن بدعة الأشعریة لیست من البِدع المُخْرِجة عن الإسلام، ولا مَانِع من الثَّناء على من قام بما ینفع المسلمین من هذه الطائفة بما یستحق من الثناء؛ فهو محمودٌ على ما قام به من ذلک، وأمَّا ما حصل منه من بدعة، نعلم أو یغلب على ظننا أنه فیها مجتهد، فهو دائر بین الأجر والآجرین؛ لأن کل مجتهد من هذه الأمة فی حکم یسوغ فیه الاجتهاد فلن یعدم الأجر أو الأجرین؛ لقول النبی صلى الله علیه وآله و سلم: "إذا حکم الحاکِمُ فاجتَهد ثم أصابَ فلَه أجرانِ، وإذا حکم فاجتهد ثم أخطأ فلهُ أجرٌ " .

والحکمُ فی الناس وبین الناس، إنما یکون إلى الله تعالى، کما قال تعالى: (وَمَا اخْتَلَفْتُمْ فِیهِ مِنْ شَیْءٍ فَحُکْمُهُ إِلَى اللَّهِ) وقال: (فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِی شَیْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِنْ کُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الْآخِرِ ذَلِک خَیْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِیلاً) . وقد علمت قول النبی - صلى الله علیه  وسلم - فی المجتهد.

 

ترجمه: از اصول اهل سنّت و جماعت این است که در انسان سنّت و بدعت جمع می شود، آنگاه که بدعت کفری نباشد، و این مشخص است که بدعت اشعریها از بدعتی که (انسان را) از اسلام بیرون می کند نیست، لذا مانعی وجود ندارد که بر فردی از این گروه (اشاعره) نسبت به کاری که انجام داده و به نفع مسلمانان بوده و شایسته تعریف است؛ تعریف شود، آری او ستوده است برآنچه که انجام داده است، و امّا آن بدعتی که از او صادر شده، ما می دانیم و یا غالب گمان ما بر این است که اودر آن مجتهد بوده است و او در میان دو اجر و یک اجر می چرخد؛ زیرا هرمجتهدی از این امت که در باره مسأله ای که در آن اجتهاد گنجایش دارد؛ اجتهاد می کند، او هرگز یک اجر و یا دو اجر را از دست نمی دهد؛ بنا گفته پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم: «آنگاه که حاکم و عالم (برای رسیدن به حق) تلاش و تحقیق می کند و سپس اگربه حق رسید برایش دو اجر و ثواب است و اگر تلاش و تحقیق نمود وحکم کرد و اشتباه نمود، پس برایش یک اجر و ثواب است».

و (نکته دیگر این که) قطعا حکم در باره مردم و در میان مردم، در اختیار الله متعال است، همانگونه که (الله) متعال (در سوره شوری، آیه: 10) فرموده اند: و در هر چیزی که اختلاف نمودید، حکم آن بسوی الله است. و(در سوره نساء آیه: 59 ، الله متعال) فرمودند: پس اگر در چیزی اختلاف نمودید آن را بسوی الله و رسول (الله، صلی الله علیه و آله وسلم) باز گردانید، اگر شما به الله و روز قیامت ایمان دارید، این بهترین (روش) و (دارای) نیک ترین سرانجام است. و گفتارپیامبر صلی الله علیه و آله وسلم را (نیز) در باره مجتهد دانستی. 



ادامه دارد..................




طبقه بندی:
ارسال توسط ابوشعیب اسفندیار شجاعی آل بشیر
مرتبه
تاریخ : سه‌شنبه 11 اردیبهشت‌ماه سال 1397

مخالفت عنادی

 

گاهی یک مسلمان، با مسلمان دیگری و یا گروهی از مسلمانان مخالفت می کند و علت آن عناد است، یعنی او با وجود شناخت حق دست به مخالفت با حق و اهل حق می زند، اگر مسلمانی با مسلمان دیگری و یا گروهی از مسلمانان در امری از امور دینی، خواه فقهی باشد و یا اعتقادی و یا حتی سیاسی، بنا بر عناد  مخالفت کند، یعنی با وجود دانستن حق، با حق و اهل حق مخالفت ورزد، این شخص عند الله، معذور؛ محسوب نشده و گنه کار می باشد، و باید توبه کند ورنه، الله متعال فردای قیامت از او باز خواست خواهد نمود، و اورا به سزای اعمالش خواهد رساند، زیرا با وجود شناخت حق آن را بنا بر عناد، انکار کردن نشانی اهل ایمان نیست، و نشانی اهل کفراست و هرگز یک مسلمان نباید مرتکب چنین جرمی  شود، در این باره به این چند آیه قرآنی توجه نمایید:

1 -  إِنَّ الدِّینَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلَامُ وَمَا اخْتَلَفَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتَابَ إِلَّا مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْیًا بَیْنَهُمْ وَمَنْ یَکْفُرْ بِآیَاتِ اللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ سَرِیعُ الْحِسَابِ.(سوره آل عمران، آیه: 19).

ترجمه: بی گمان دین (حق) در نزد الله، اسلام است، و کسانی که به آنها کتاب (تورات و انجیل) داده شده بود، پس از آنکه علم بنزد آنها آمد؛ بجز از روی حسادت با یکدیگر اختلاف ننمودند، و هرکس که به آیات الله کفر می کند قطعا الله متعال بسیار زود حساب گراست.

 

2 -  فَلَمَّا جَاءَتْهُمْ آیَاتُنَا مُبْصِرَةً قَالُوا هَذَا سِحْرٌ مُبِینٌ (13) وَجَحَدُوا بِهَا وَاسْتَیْقَنَتْهَا أَنْفُسُهُمْ ظُلْمًا وَعُلُوًّا فَانْظُرْ کَیْفَ کَانَ عَاقِبَةُ الْمُفْسِدِینَ (14) (سوره نمل آیه: آیه 13 و 14)

ترجمه: پس چون آیات ما در حال روشنگری به نزد آنها آمد، گفتند: این جادوی آشکاراست (13) و آنها را درحالی که دلهایشان بدانها یقین داشت، از روی ستم و سرکشی انکار نمودند، پس بنگر که سرانجام فساد کاران چگونه بود (14).

 

3 - وَأَقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ أَیْمَانِهِمْ لَئِنْ جَاءَهُمْ نَذِیرٌ لَیَکُونُنَّ أَهْدَى مِنْ إِحْدَى الْأُمَمِ فَلَمَّا جَاءَهُمْ نَذِیرٌ مَا زَادَهُمْ إِلَّا نُفُورًا (42) اسْتِکْبَارًا فِی الْأَرْضِ وَمَکْرَ السَّیِّئِ وَلَا یَحِیقُ الْمَکْرُ السَّیِّئُ إِلَّا بِأَهْلِهِ فَهَلْ یَنْظُرُونَ إِلَّا سُنَّتَ الْأَوَّلِینَ فَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَبْدِیلًا وَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَحْوِیلًا (43) (سوره فاطر، آیه: 42 و 43).

ترجمه: با اتنهای تأکید در قسم هایشان به الله سوگند یاد کردند که اگر بیم دهنده ای بنزدشان بیاید، قطعا یکی از هدایت شونده ترین (وراه یافته ترین) امت ها خواهند بود، و چون بیم دهنده ای (بسوی) آنان آمد؛ بجز فرارچیز دیگری به آنها نیفزود(42) (این کاررا آنها) بنا برتکبرو نیرنگ بد بر زمین نمودند، و در حالی که نیرنگ بد، بجز صاحبش کسی دیگری را نابود و هلاک نمی گرداند. آیا اینها انتظاری بجز (اینکه با) روش گذشتگان، (با آنها بر خورد شود،) را دارند؟ هر گز برای روش الله، تبدیلی را نخواهی یافت، و هرگز برای روش الله، دگر گونی نخواهی یافت(43).

 

4 - إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا وَصَدُّوا عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ وَشَاقُّوا الرَّسُولَ مِنْ بَعْدِ مَا تَبَیَّنَ لَهُمُ الْهُدَى لَنْ یَضُرُّوا اللَّهَ شَیْئًا وَسَیُحْبِطُ أَعْمَالَهُمْ (32) یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَلَا تُبْطِلُوا أَعْمَالَکُمْ (33) (سوره محمد، آیه: 32 و 33)

ترجمه: همانا کسانی که کفر نموده و سر راه الله را سد نمودند و بعد از این که هدایت برای آنها واضح گشت با رسول الله مخالفت نمودند، (اینها) هرگز(با این کارشان) چیزی را به الله ضرری نخواهند رساند، و قطعا اعمال آنها تباه و بر باد خواهد گشت (32) ای کسانی که ایمان آورده اید، از الله اطاعت نمایید و از رسول الله فرمانبرداری کنید (وبا مخالفت با این دو) اعمالتان را باطل و برباد نگردانید (33).

 

در تمام این آیاتی که ذکر شد؛ آمده است که برخی از افراد با وجود شناخت حق؛ بنا بر حسادت، تکبر، عناد و یا سایر اغراض و اهداف زود گذر دنیوی، منکر حق شده و با اهل حق مخالفت می نمایند، این نوع عملِ کفری؛ شایسته یک مسلمان نیست، و باید از آن دوری و پرهیز کند، زیرا در این نوع مخالفتها، در حقیقت مخالفت با شخصی ویا گروه و مذهبی نیست، بلکه در حقیقت، مخالفت با الله متعال و کتاب الله متعال است، چنانچه الله متعال می فرماید:

قَدْ نَعْلَمُ إِنَّهُ لَیَحْزُنُکَ الَّذِی یَقُولُونَ فَإِنَّهُمْ لَا یُکَذِّبُونَکَ وَلَکِنَّ الظَّالِمِینَ بِآیَاتِ اللَّهِ یَجْحَدُونَ. (سوره انعام، آیه: 33)

ترجمه: یقینا ما می دانیم که آنچه که این (کفارنسبت به تو) می گویند؛ ترا ناراحت و اندوهگین می کند، ولی (در حقیقت) اینها، ترا دروغگو نمی پندارند، ولیکن ظالمان آیات الله، را انکار می کنند.

 ولی در این جا باید به یک نکته بسیار مهم اشاره شود، و آن اینکه زمانی که یک مسلمان با مسلمان دیگر و یا گروهی از مسلمانان که بر حق اند؛ مخالفت می کند، آیا این مخالفتش از سر عناد است و یا علت دیگری دارد؟ این مسأله ای است که بجز الله متعال کس دیگری نمی داند، و آن را باید به الله متعال سپرد، لذا اگر مسلمانی را دیدیم که با حق مخالفت می کند، هر گز نباید او را متهم به عناد نمود، زیرا تشخیص عناد و یا غیر عناد، با تشخیص آنچه در قلب می گذرد؛ است، و تشخیص این امر، کار الله متعال است، لذا شاید این مسلمانی که با حق مخالفت می کند، عذری از قبیل اجتهاد، تأویل و غیره داشته باشد، و عند الله، معذور باشد، لذا ما نباید معذور را مجرم دانسته و همانند یک مجرم با او برخورد کنیم، بلکه باید او را معذور دانسته و خیر خواه او باشیم، و تا حد توان، با دلائل و با حکمت او را قانع نمائیم تا حق را بپذیرد، اگر او حق را فهمید و پذیرفت که الحمد لله، و اگر با وجود تلاش ما، باز هم، حق را نفهمید، بجای متهم نمودن او، به عناد و دشمنی با او، او را معذور دانسته و برای او دعای نموده و از الله متعال بخواهیم که همانگونه که حق را برای واضح نموده و ما را از پیروان آن گردانیده برای او نیز واضح نموده و او را از پیروان واقعی حق بگرداند، با این طریق ما وظیفه شرعی خویش را در قبال این فرد انجام داده ایم.




ادامه دارد..........




طبقه بندی:
ارسال توسط ابوشعیب اسفندیار شجاعی آل بشیر
مرتبه
تاریخ : سه‌شنبه 11 اردیبهشت‌ماه سال 1397

مخالف کیست؟

 

در این جای بحث باید توضیح داد که مخالف کیست؟ و یک مسلمان چه کسی را باید تحمل کند، هدف ما از مخالف در این کتاب، کفار و مشرکین که با اسلام و مسلمین مخالف اند نمی باشد، زیرا این دسته از مخالفین احکام خاص خودشان را دارند، و بیان احکام آنها نیاز به کتاب مستقل دیگری است، هدف ما از مخالف در این کتاب، مسلمانی است که در برخی از مسائل اعتقادی، فقهی و یا سیاسی با مسلمان دیگری متفاوت بوده و اختلاف نظر دارد.

ما اگر بخواهیم علل مخالفت عقیدتی، فقهی و یا سیاسی یک مسلمان با مسلمان دیگری را بررسی کنیم، می بینیم که از سه حالت خالی نیست:


1- عنادی.


2 - اجتهادی.


3 - غیر اجتهادی غیر عنادی، (مانند: تقلیدی، جهلی، خطائی، ووو...).

بنده ان شاء الله تعالی در ادامه بحث به توضیح کامل هر یک از این اقسام سه گانه؛ خواهم پرداخت.



ادامه دارد............




طبقه بندی:
ارسال توسط ابوشعیب اسفندیار شجاعی آل بشیر
مرتبه
تاریخ : پنج‌شنبه 6 اردیبهشت‌ماه سال 1397

تعریف مسلمان و منافق

 

قبل از اینکه از مخالف، و تحمل او، و دیدگاه اسلام در این باره، سخن به میان آورم، لازم می دانم معنای مسلمان و منافق را بیان کنم ، زیرا آنچه در این کتاب مد نظر ماست، بیان تحمّل ، و روش برخورد با مسلمانی است که با ما در برخی از مسائل اعتقادی، و یا فقهی و یا سیاسی اختلاف نظر دارد، لذا باید اول بدانیم که مسلمان کیست؟ تا روش برخورد با او را بدانیم و با او برابر با اصول شرعی برخورد نماییم، و اما اینکه باید در این بحث منافق را نیز بشناسیم، زیرا منافق اگر کفرش را مخفی بدارد و علنی نکند؛ در دنیا حکمش حکم یک مسلمان است؛ یعنی احکام دنیوی منافق همان احکام دنیوی مسلمان است ولی در آخرت بر او احکام کفار اجراء شده و به جهنم می رود، بهمین خاطر باید ما معنای منافق را نیز بدانیم، لذا در ذیل به بیان معنای مسلمان و مفهوم منافق خواهم پرداخت.


مسلمان به کسی گویند؛ که کلمه شهادتین را بر زبان آورده و در ظاهر و باطن به امور ایمانی یقین داشته و به اعمال اسلامی و دستورات شرع به حد توان عمل کند، و اگر کوتاهی در عمل به اعمال  اسلامی داشته باشد نقصی در ایمانش ایجاد شده ولی از اسلام بیرون نمی گردد.


و منافق به کسی گویند؛ که کلمه شهادتین را بر زبان آورده و در گفتار و کردارتظاهر به اسلام نموده و در قلب معتقد به آن نباشد.


حکم مسلمان و منافق در دنیا یکی است، یعنی اسلام هر دو را مسلمان می داند و احکام اسلامی را برهر دو اجراء می کند، اما اینکه منافق در دل اسلام را قبول ندارد، آن را به الله متعال و روز قیامت موکول می کند، و در قیامت منافق؛ حکم کافر را داشته و احکام یک کافر براو اجراء می شود، برای بهتر متوجه شدن این مطلب به احادیث صحیح زیر توجه نمایید:

1 - عَنْ أَنَسِ بْنِ مَالِکٍ، قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ: «أُمِرْتُ أَنْ أُقَاتِلَ النَّاسَ حَتَّى یَقُولُوا لاَ إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ، فَإِذَا قَالُوهَا، وَصَلَّوْا صَلاَتَنَا، وَاسْتَقْبَلُوا قِبْلَتَنَا، وَذَبَحُوا ذَبِیحَتَنَا، فَقَدْ حَرُمَتْ عَلَیْنَا دِمَاؤُهُمْ وَأَمْوَالُهُمْ، إِلَّا بِحَقِّهَا وَحِسَابُهُمْ عَلَى اللَّهِ».         (صحیح بخاری، حدیث: 392)

 

ترجمه: انس بن مالک رضی الله عنه فرمودند: رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم فرمودند: (از جانب الله متعال) دستور داده شده ام تا با مردم (مشرک) بجنگم تا اینکه (مسلمان شده و) لاَ إِلَهَ إِلَّا اللَّه بگویند، و چون این کلمه را گفته (و مسلمان شدند) و نماز ما را خواندند و رو به قبله ما نمودند و (بروش) ذبح نمودن ما ذبیحه نمودند، قطعا (ریختن) خون آنها و (خوردن) اموال آنها برما حرام گشته است، بجز با حقی که به آنها تعلق می گیرد، و حساب (درونی و قلبی) آنها بر الله (متعال) است.

 

2 - عن عُمَر رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ: أُمِرْتُ أَنْ أُقَاتِلَ النَّاسَ حَتَّى یَقُولُوا: لاَ إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ، فَمَنْ قَالَهَا فَقَدْ عَصَمَ مِنِّی مَالَهُ وَنَفْسَهُ إِلَّا بِحَقِّهِ، وَ حِسَابُهُ عَلَى اللَّهِ.  (صحیح بخاری، حدیث: 1399)

 

ترجمه: عمر رضی الله عنه فرمودند: رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند: من (از جانب الله متعال) دستور داده شده ام تا با مردم (مشرک) بجنگم تا اینکه (مشرف به اسلام شده و) لاَ إِلَهَ إِلَّا اللَّه بگویند، لذا هرکس این (کلمه) را گفت (ومشرف به اسلام) شد قطعا او مالش و جانش را از من محفوظ نگه داشته مگر اینکه حقی (از حقوق اسلام) به آنها تعلق گیرد، و حساب (درونی و قلبی) او با الله (متعال) است.

3 - عَنْ أَبِی هُرَیْرَةَ، عَنْ رَسُولِ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ، قَالَ: «أُقَاتِلُ النَّاسَ حَتَّى یَشْهَدُوا أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ، وَیُؤْمِنُوا بِی، وَبِمَا جِئْتُ بِهِ، فَإِذَا فَعَلُوا ذَلِکَ، عَصَمُوا مِنِّی دِمَاءَهُمْ، وَأَمْوَالَهُمْ إِلَّا بِحَقِّهَا، وَحِسَابُهُمْ عَلَى اللهِ».                                                 (صحیح مسلم، حدیث: 21)

 

ترجمه: ابوهریره رضی الله عنه روایت نموده که رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند: من (با دستور الله) با مردم (مشرک) می جنگم تا اینکه گواهی دهند که بجز الله دیگر معبود به حقی وجود ندارد، و به من (محمد) و آنچه (از قرآن) آورده ام ایمان بیاورد، و چون (افراد) این کار را بکنند، خونهایشان و اموالشان را از من حفظ نموده اند، مگر اینکه حقی ازاسلام به آنها تعلق گیرد و حساب (درونی و قلبی) آنها با الله است.

 

4 - عَنْ جَابِرٍ وَ أَبِی هُرَیْرَةَ، قَالَا: قَالَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ: أُمِرْتُ أَنْ أُقَاتِلَ النَّاسَ حَتَّى یَقُولُوا: لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ، فَإِذَا قَالُوا: لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ عَصَمُوا مِنِّی دِمَاءَهُمْ، وَأَمْوَالَهُمْ إِلَّا بِحَقِّهَا، وَحِسَابُهُمْ عَلَى اللهِ، ثُمَّ قَرَأَ: {إِنَّمَا أَنْتَ مُذَکِّرٌ لَسْتَ عَلَیْهِمْ بِمُسَیْطِرٍ}.         (صحیح مسلم، حدیث: 21)

 

ترجمه: جابربن عبدالله و ابوهریره رضی الله عنهما فرمودند: رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند: به من (از جانب الله) دستور داده شده تا با مردم (مشرک) بجنگم تا اینکه (مسلمان شده و) بگویند: بجز الله دیگر معبود به حقی وجود ندارد، و چون این کار را بکنند، خونهایشان و اموالشان را از من حفظ نموده اند، مگر اینکه حقی ازاسلام به آنها تعلق گیرد و حساب (درونی و قلبی) آنها بر الله است، سپس فرمودند: همانا تو پند دهنده ای و برآنها مسلط نیستی.

 

5 - عَنْ أَبِی مَالِکٍ، عَنْ أَبِیهِ، قَالَ: سَمِعْتُ رَسُولَ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ، یَقُولُ: مَنْ قَالَ: لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ، وَکَفَرَ بِمَا یُعْبَدُ مَنْ دُونِ اللهِ، حَرُمَ مَالُهُ، وَدَمُهُ، وَحِسَابُهُ عَلَى اللهِ.                      (صحیح مسلم، حدیث: 23)

 

ترجمه: پدر ابومالک رضی الله عنه فرمودند: من از رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم شنیدم که می فرمایند: هرکس لَا إِلَهَ إِلَّا الله بگوید و به هر آنچه غیر از او عبادت می شود کفر ورزد، (خوردن) مالش و (ریختن) خونش (برما) حرام می گررد و حساب (درونی و قلبی) او با الله است.

 

6 - عَنِ ابْنِ عُمَرَ، أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ قَالَ: «أُمِرْتُ أَنْ أُقَاتِلَ النَّاسَ حَتَّى یَشْهَدُوا أَنْ لاَ إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ، وَأَنَّ مُحَمَّدًا رَسُولُ اللَّهِ، وَیُقِیمُوا الصَّلاَةَ، وَیُؤْتُوا الزَّکَاةَ، فَإِذَا فَعَلُوا ذَلِکَ عَصَمُوا مِنِّی دِمَاءَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ إِلَّا بِحَقِّ الإِسْلاَمِ، وَحِسَابُهُمْ عَلَى اللَّهِ».  (صحیح البخاری، حدیث: 25)

ترجمه: ابن عمر رضی الله عنه روایت نمود که رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند: به من (از جانب الله متعال) دستور داده شده تا با مردم بجنگم  تا اینکه گواهی دهند که بجز الله دیگرمعبود به حقی نیست، و اینکه محمّد فرستاده الله است و (تا اینکه) نماز را برپا بدارند و زکات را پرداخت کنند، و چون این (کارها) را انجام دادند (آن وقت است که آنها) خونهایشان و اموالشان را بجز حق اسلام از من محفوظ نگه داشته اند، و حساب (درونی و قلبی) آنها بر الله (متعال) است.


آری آنچه از این احادیث صحیح مذکور؛ بوضوح مشخص می گردد، این است که اگر فردی کلمه شهادتین را بر زبان آورد، وبه اعمال مهم دینی عمل نمود او مسلمان محسوب شده و امور قلبی او ربطی به ما ندارد، و آن با الله متعال است، یعنی اگر فردی بظاهر ایمان آورده باشد، ولی در باطن منافق باشد، ما باید با او همانند یک مسلمان بر خورد کنیم، زیرا او از دیدگاه اسلامی، یک مسلمان محسوب می شود، واسلام در دنیا ظاهر او را نگاه می کند، و اما اینکه آیا او در باطن نیز مسلمان است و یا نه، اسلام به این در دنیا کاری ندارد، و آن را به الله متعال می سپارد، و الله متعال فردای قیامت با همانی که در باطن دارد، با او برخورد خواهد نمود، الله متعال در سوره نساء آیه (145) فرماید: إِنَّ الْمُنَافِقِینَ فِی الدَّرْکِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ وَلَنْ تَجِدَ لَهُمْ نَصِیرًا. یعنی: همانا همانا منافقین در پایین ترین طبقه جهنم قرار خواهند گرفت و هر گز برای آنها مددگاری نخواهد یافت.




طبقه بندی:
ارسال توسط ابوشعیب اسفندیار شجاعی آل بشیر
مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 5 اردیبهشت‌ماه سال 1397

پرسش: چرا در نماز در پایان سوره فاتحه «آمین» گفته می شود؟

 

پاسخ: از آنجایی که در آخر سوره فاتحه دعا است، «اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِیمَ (5) صِرَاطَ الَّذِینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ (6) غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ وَلَا الضَّالِّینَ (7)»، یعنی: (یا الله) ما را به راه راست هدایت نما، راه کسانی که برآنها انعام نموده ای، نه (راه کسانی که) برآنها (از جانب تو) خشم گرفته شده است، و نه (راه) گمراهان.

 بهمین خاطر سنّت است که فرد بعد از پایان این سوره بگوید: «آمین» یعنی: یا الله دعای مرا قبول نما، و این دستور را رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم به ما داده اند، که بعد پایان رساندن این سوره آمین بگوییم، در این باره به این دو حدیث صحیحی که در ذیل آورده می شود؛ توجه نمایید:

 

1 - عَنْ أَبِی هُرَیْرَةَ: أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ قَالَ:إِذَا قَالَ الإِمَامُ: {غَیْرِ المَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ وَلاَ الضَّالِّینَ} [الفاتحة: 7] فَقُولُوا: آمِینَ، فَإِنَّهُ مَنْ وَافَقَ قَوْلُهُ قَوْلَ المَلاَئِکَةِ غُفِرَ لَهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِهِ.

(صحیح بخاری، حدیث: 782)

 

ترجمه: ابوهریره رضی الله عنه روایت نمودند که رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند: آنگاه که امام (و پیش نماز) {غَیْرِ المَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ وَلاَ الضَّالِّینَ} را خواند، (وآمین گفت)، شما نیز آمین بگویید، زیرا هرکس آمین گفتنش، با آمین گفتن فرشتگان برابری نماید، هرآنچه از گناهان که قبلا انجام داده بخشیده خواهد شد.

 

2 - عَنْ أَبِی هُرَیْرَةَ: أَنَّ النَّبِیَّ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ قَالَ: إِذَا أَمَّنَ الإِمَامُ، فَأَمِّنُوا، فَإِنَّهُ مَنْ وَافَقَ تَأْمِینُهُ تَأْمِینَ المَلاَئِکَةِ غُفِرَ لَهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِهِ.                                               (صحیح بخاری، حدیث: 780)

ترجمه: ابوهریره رضی الله عنه روایت نمودند که پیامبرصلی الله علیه و آله وسلم فرمودند: آنگاه که امام (و پیش نماز) آمین گفت، شما نیزآمین بگویید، زیرا هرکس آمین گفتنش، با آمین گفتن فرشتگان، برابری نماید، هرآنچه از گناهان که قبلا انجام داده بخشیده خواهد شد.




طبقه بندی:
ارسال توسط ابوشعیب اسفندیار شجاعی آل بشیر
مرتبه
تاریخ : دوشنبه 3 اردیبهشت‌ماه سال 1397

بسم الله الرّحمن الرّحیم

 

 

سخنی پیش از مطلب

 

 

بعد از حمد و ثنای بی پایان برالله متعال و درود سلام فراوان بر پیامبر بزرگوار اسلام و خاندان پاک و یاران وفادارش؛ باید گفت:


آنچه امروزه و از هر عصر و زمانی، بیشتر باعث ضعف مسلمانان شده است، اختلاف نظرهای است که مسلمانان در مسائل اعتقادی، فقهی و یا سیاسی با یکدیگر دارند، و نسبت به آنها یکدیگر را تحمل نمی کنند.


بنده می خواهم ان شاء الله تعالی و به توفیق الله تعالی و عونه، در این باره که آیا این عدم تحمل و درگیری مسلمانان با یکدیگر؛ که تا مرحله تکفیر، تفسیق و تبدیع پیش رفته و بدتر ازآن تا مرحله ریختن خون، و خوردن مال و ریختن آبروی یکدیگر به جلو رفته، و روز بروز هم شدید تر و وخیم تر می شود، آیا این طریقه و روش را، قرآن و سنّت و روش سلف صالح تأیید می کند؟ و یا برعکس آیات قرآنی و احادیث صحیح نبوی صلی الله علیه و آله وسلم و گفتار و کردار سلف صالح با این روش مخالف است؟.

برای یافتن پاسخ درستی برای این سوال، توجه شما را به خواندن این کتاب جلب می کنم، بنده ان شاء الله تعالی در این کتاب، بعد از تعریف مسلمان و منافق و بیان حقوق مسلمانان بر یکدیگر، معنی و مفهوم مخالف را بیان نموده و سپس روش برخورد درست با مخالف را از دیدگاه آیات قرآنی و احادیث صحیح نبوی صلی الله علیه و آله وسلم بررسی می نمایم و در پایان مثالهای متعددی از گرفتار و روش برخورد صحابه، تابعین و سایر سلف صالح با مخالفین را بیان خواهم نمود، امیدوارم که الله متعال بنده را توفیق دهد تا در این مسأله حق و حقیقت را بیان کنم، لذا خوانندگان گرامی اگر آنچه در این کتاب آمده حق بود، که از فضل و کرم و توفیق الله متعال بوده است ولی اگراشتباه غیر عمدی را مشاهده نمودید، این را بدانید که آن از بنده و شیطان است و الله و رسولش از آن بیزارند، و امیدوارم که الله متعال بنده را مورد عفو قرار داده و در این باره مرا به حق راهنمائی نماید، آمین یارب العالمین، در آخر از شما خوانندگان محترم عاجزانه درخواست می نمایم که بنده را از انتقادات مخلصانه و پیشنهادات دوستانه خویش محروم نفرمایید، اجرکم علی الله تعالی و جزاکم الله خیرا.





طبقه بندی:
ارسال توسط ابوشعیب اسفندیار شجاعی آل بشیر
مرتبه
تاریخ : یکشنبه 2 اردیبهشت‌ماه سال 1397

پرسش: ارکان اسلام را بیان کنید؟

 

پاسخ: اسلام داری پنج رکن می باشد:


1 - پذیرش توحید و ترک شرک و گفتن کلمه شهادتین.

2 - برپا داشتن نمازهای پنجگانه.

3 - پرداخت زکات.

4 - حج نمودن کعبه.

5 - روزه گرفتن ماه مبارک رمضان.


در این باره به دو الفاظ یک حدیث که در ذیل آورده می شود توجه نمایید:


1 - عَنِ ابْنِ عُمَرَ، رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُمَا قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ: بُنِیَ الإِسْلاَمُ عَلَى خَمْسٍ: شَهَادَةِ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَأَنَّ مُحَمَّدًا رَسُولُ اللَّهِ، وَإِقَامِ الصَّلاَةِ، وَإِیتَاءِ الزَّکَاةِ، وَالحَجِّ، وَصَوْمِ رَمَضَانَ.                                             (صحیح بخاری، حدیث: 8)

 

ترجمه: ابن عمر رضی الله عنهما فرمودند: رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند: اسلام برپنج (چیز) بنا شده است: (بر) گواهی دادن که بجز الله دیگر معبود به حقی نیست و قطعا محم فرستاده الله است، و (بر) برپائی نماز و پرداخت زکات و حج (بیت الله) و روزه رمضان.

 

2 - عَنِ ابْنِ عُمَرَ، عَنِ النَّبِیِّ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ، قَالَ: «بُنِیَ الْإِسْلَامُ عَلَى خَمْسٍ، عَلَى أَنْ یُعْبَدَ اللهُ، وَیُکْفَرَ بِمَا دُونَهُ، وَإِقَامِ الصَّلَاةِ، وَإِیتَاءِ الزَّکَاةِ، وَحَجِّ الْبَیْتِ، وَصَوْمِ رَمَضَانَ».           (صحیح مسلم، حدیث: 16)

 

ترجمه: ابن عمر رضی الله عنه روایت نمودند که رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند: اسلام برپنج (چیز) بنا شده است: بر اینکه الله عبادت شود و به غیر او کفر ورزیده شود، و (بر) برپائی نماز و پرداخت زکات و حج بیت الله و روزه رمضان.




طبقه بندی:
ارسال توسط ابوشعیب اسفندیار شجاعی آل بشیر
مرتبه
تاریخ : یکشنبه 26 فروردین‌ماه سال 1397

پرسش: حکم کسانی که لینک های اباحی گری و یا کلیپ های خلاف شرع در کانال ها و گروها انتشار می دهند چیست؟


پاسخ: پخش و نشر هر کلیپ و یا لینک و یا هرچیزدیگری که باعث انتشارفحشاء و کارهای خلاف شرع در میان جامعه و افراد شود، حرام است و انجام دهنده این کار از نظر شرعی مجرم و گنه کار است، و الله متعال او را در دنیا و آخرت گرفتار عذاب بسیار دردناکی خواهد نمود، الله متعال در سوره نور آیه (19) می فرمایند:


إِنَّ الَّذِینَ یُحِبُّونَ أَنْ تَشِیعَ الْفَاحِشَةُ فِی الَّذِینَ آمَنُوا لَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ فِی الدُّنْیَا وَالْآخِرَةِ وَاللَّهُ یَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ.

ترجمه: همانا کسانی که دوست می دارند که بی حیائی و فحشاء در میان مسلمانان شایع و پخش شود، برای آنها عذاب بسیار دردناکی در دنیا و آخرت است، و الله می داند و شما نمی دانید.




طبقه بندی:
ارسال توسط ابوشعیب اسفندیار شجاعی آل بشیر
مرتبه
تاریخ : پنج‌شنبه 23 فروردین‌ماه سال 1397

پرسش : من برای کاری که انجام شده، به الله قول دادم، دو ماه روزه بگیرم، ولی هفت سال است گذشته هنوز نتوانستم بیشتر از پانزده روز، روزه بگیرم، حکم روزه های باقی مانده چه می شود؟ آیا روزه بگیرم یا نه؟


پاسخ: شما اگر توان روزه گرفتن دارید، پس باید روزه های باقی مانده را بگیرید، زیرا نذر کرده اید و باید انجام دهید، در این باره به حدیث زیرتوجه دهید:


عَنْ عَائِشَةَ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهَا، قَالَتْ: قَالَ النَّبِیُّ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ: «مَنْ نَذَرَ أَنْ یُطِیعَ اللَّهَ فَلْیُطِعْهُ، وَمَنْ نَذَرَ أَنْ یَعْصِیَهُ فَلاَ یَعْصِهِ». (صحیح بخاری، حدیث: 6700)

ترجمه: عایشه رضی الله عنها فرمودند: پیامبرصلی الله علیه و آله وسلم فرمودند: هرکس نذرنمود که از الله اطاعت کند پس باید اطاعت کند، و هرکس نذر نمود که نافرمانی الله را نماید پس نا فرمانی نکند.


ولی اگر واقعا بیمار دائمی هستید واصلا توان روزه گرفتن را ندارید در این صورت باید کفاره بدهید، در این باره به حدیث زیر توجه نمایید:


عَنْ عُقْبَةَ بْنِ عَامِرٍ، عَنْ رَسُولِ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ قَالَ: «کَفَّارَةُ النَّذْرِ کَفَّارَةُ الْیَمِینِ». (صحیح مسلم، حدیث: 1645)

ترجمه: عقبه بن عامر رضی الله عنه روایت نمودند که رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند: کّفاره نذر (همانند) کفّاره قسم است.


و کفّاره قسم در قرآن این گونه آمده است:

لَا یُؤَاخِذُکُمُ اللَّهُ بِاللَّغْوِ فِی أَیْمَانِکُمْ وَلَکِنْ یُؤَاخِذُکُمْ بِمَا عَقَّدْتُمُ الْأَیْمَانَ فَکَفَّارَتُهُ إِطْعَامُ عَشَرَةِ مَسَاکِینَ مِنْ أَوْسَطِ مَا تُطْعِمُونَ أَهْلِیکُمْ أَوْ کِسْوَتُهُمْ أَوْ تَحْرِیرُ رَقَبَةٍ فَمَنْ لَمْ یَجِدْ فَصِیَامُ ثَلَاثَةِ أَیَّامٍ ذَلِکَ کَفَّارَةُ أَیْمَانِکُمْ إِذَا حَلَفْتُمْ وَاحْفَظُوا أَیْمَانَکُمْ کَذَلِکَ یُبَیِّنُ اللَّهُ لَکُمْ آیَاتِهِ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ. (سوره مائده، آیه: 89)

ترجمه: الله شما را نسبت به قسم های لغوتان مؤاخذه و گرفت نمی کند، ولیکن شما را مؤاخذه و گرفت می کند نسبت به قسم های که (از دل) بسته و خورده اید، (لذا اگر قسم تان را شکستید) پس کفّاره آن (این) است: ده مسکین را خوراک دهید از متوسط ترین غذایی که خانوادهایتان را می خورانید، ویا اینکه آن ده مسکین را لباس بپوشانید، و یا گردن (برده ای) را آزاد کنید، و کسی که (این سه چیز مذکور) را نیافت (و توان مالی نداشت) پس سه روز روزه بگیرد، این کفاره قسم هایتان می باشد، آنگاه که قسم خوردید (و قسمتان شکست) قسم هایتان را حفظ کنید، این گونه الله آیاتش را برایتان بیان می کند تا که شکرنمایید.




طبقه بندی:
ارسال توسط ابوشعیب اسفندیار شجاعی آل بشیر
مرتبه
تاریخ : پنج‌شنبه 23 فروردین‌ماه سال 1397

پرسش: اگر مرد متأهلی عمل لواط انجام داد حکمش چیست؟


پاسخ: عمل لواط همانند عمل زنا باید با گواهی شاهدان عادل و یا اعتراف فرد عاقل، بالغ و بدون اجبار و با اختیار، در حضور قاضی و دادگاه شرعی به اثبات برسد، و اگر با شرائط فوق به اثبات رسید، آنگاه قاضی حکم اعدام را برای این فرد باید صادر نماید، حالا خواه این فرد مجرد باشد و یا متأهل؛ فرقی ندارد، در این باره به حدیث صحیح زیر توجه دهید:


عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ، قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ: «مَنْ وَجَدْتُمُوهُ یَعْمَلُ عَمَلَ قَوْمِ لُوطٍ، فَاقْتُلُوا الْفَاعِلَ، وَالْمَفْعُولَ بِهِ». (سنن ابی داود، حدیث: 4462)

ترجمه: ابن عباس رضی الله عنه فرمودند: رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند: هرکسی را یافتید که عمل قوم لوط را انجام می دهد (و لواط می کند) پس فاعل و مفعول را بکشید.


ناگفته نماند که حدود همانند حد زنا، لواط ، قصاص و سایر حدودها و تعزیرات را حکومت اجراء می کند و اشخاص حق اجراء آنها را ندارند، نکته مهم دیگر این است؛ افرادی که مرتکب زنا و لواط و یا سایر گناهان می شوند، می توانند بدون اینکه به قاضی شرع رفته و اعتراف کنند، در تنهائی توبه کنند، امید است که الله متعال آنها را بیامرزد، در این باره به چهارآیه ای که در ذیل آورده می شود، توجه می فرماید:


وَالَّذِینَ إِذَا فَعَلُوا فَاحِشَةً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ ذَکَرُوا اللَّهَ فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ وَمَنْ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلَّا اللَّهُ وَلَمْ یُصِرُّوا عَلَى مَا فَعَلُوا وَهُمْ یَعْلَمُونَ (135) أُولَئِکَ جَزَاؤُهُمْ مَغْفِرَةٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَجَنَّاتٌ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا وَنِعْمَ أَجْرُ الْعَامِلِینَ (136). (سوره آل عمران).

ترجمه: و کسانی که چون (گناه و) بی حیائی مرتکب شوند و یا (با ارتکاب گناهان) به خودشان ظلم نمایند، (وسپس) الله را یاد نموده و (از او) برای گناهانشان طلب آمرزش نموده اند، و چه کسی گناهان را بجز الله می آمرزد، و آنها برآنچه (از گناهان) انجام داده اند اصرار و پافشاری نکرد باشند، و در حالی که می دانند (آنها گناه اند)(135) اینها پاداشان بخششی از جانب پروردگارشان است و باغهای (بهشتی) که از زیرآنها رودخانه ها جاری است، آنها جاویدانه درآنها خواهند ماند و پاداش عمل کنند بهترین است (136).


قُلْ یَا عِبَادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنْفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ (53) (سوره زمر)

ترجمه: بگو ای بندگان من (ای) کسانی که بر خودتان (در ارتکاب گناهان) زیادی روی نموده اید، از رحمت الله ناامید نگردید (و توبه کنید) همانا الله، تمام گناهان را می آمرزد، زیرا او بسیار آمرزنده و بی نهایت مهر ورز است.


إِنَّ اللَّهَ لَا یَغْفِرُ أَنْ یُشْرَکَ بِهِ وَیَغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِکَ لِمَنْ یَشَاءُ وَمَنْ یُشْرِکْ بِاللَّهِ فَقَدِ افْتَرَى إِثْمًا عَظِیمًا (48) (سوره نساء)

ترجمه: همانا الله نمی آمرزد اینکه به او شرک آورده شود، ولی (گناه) کوچکتر از این را برای هرکسی که بخواهد می آمرزد، و هرکسی که به الله شرک می ورزد، قطعا او گناه بسیار بزرگی را مرتکب شده است.


إِنَّ اللَّهَ لَا یَغْفِرُ أَنْ یُشْرَکَ بِهِ وَیَغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِکَ لِمَنْ یَشَاءُ وَمَنْ یُشْرِکْ بِاللَّهِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا بَعِیدًا (116) (سوره نساء)

ترجمه: همانا الله نمی آمرزد اینکه به او شرک آورده شود، ولی (گناه) کوچکتر از این را برای هرکسی که بخواهد می آمرزد، و هرکسی که به الله شرک می ورزد، قطعا او گمراهی بس دوری را مرتکب شده است.




طبقه بندی:
ارسال توسط ابوشعیب اسفندیار شجاعی آل بشیر
آخرین مطالب
   1      2      3      4      5      ...      129    >>

قالب وبلاگ