۩۩۩ قـــرآن و سنّت زنــــده بــــاد ۩۩۩
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَا تَوَلَّوْا عَنْهُ وَأَنْتُمْ تَسْمَعُونَ (20) (سوره انفال)

مرتبه
تاریخ : پنج‌شنبه 6 اردیبهشت‌ماه سال 1397

تعریف مسلمان و منافق

 

قبل از اینکه از مخالف، و تحمل او، و دیدگاه اسلام در این باره، سخن به میان آورم، لازم می دانم معنای مسلمان و منافق را بیان کنم ، زیرا آنچه در این کتاب مد نظر ماست، بیان تحمّل ، و روش برخورد با مسلمانی است که با ما در برخی از مسائل اعتقادی، و یا فقهی و یا سیاسی اختلاف نظر دارد، لذا باید اول بدانیم که مسلمان کیست؟ تا روش برخورد با او را بدانیم و با او برابر با اصول شرعی برخورد نماییم، و اما اینکه باید در این بحث منافق را نیز بشناسیم، زیرا منافق اگر کفرش را مخفی بدارد و علنی نکند؛ در دنیا حکمش حکم یک مسلمان است؛ یعنی احکام دنیوی منافق همان احکام دنیوی مسلمان است ولی در آخرت بر او احکام کفار اجراء شده و به جهنم می رود، بهمین خاطر باید ما معنای منافق را نیز بدانیم، لذا در ذیل به بیان معنای مسلمان و مفهوم منافق خواهم پرداخت.


مسلمان به کسی گویند؛ که کلمه شهادتین را بر زبان آورده و در ظاهر و باطن به امور ایمانی یقین داشته و به اعمال اسلامی و دستورات شرع به حد توان عمل کند، و اگر کوتاهی در عمل به اعمال  اسلامی داشته باشد نقصی در ایمانش ایجاد شده ولی از اسلام بیرون نمی گردد.


و منافق به کسی گویند؛ که کلمه شهادتین را بر زبان آورده و در گفتار و کردارتظاهر به اسلام نموده و در قلب معتقد به آن نباشد.


حکم مسلمان و منافق در دنیا یکی است، یعنی اسلام هر دو را مسلمان می داند و احکام اسلامی را برهر دو اجراء می کند، اما اینکه منافق در دل اسلام را قبول ندارد، آن را به الله متعال و روز قیامت موکول می کند، و در قیامت منافق؛ حکم کافر را داشته و احکام یک کافر براو اجراء می شود، برای بهتر متوجه شدن این مطلب به احادیث صحیح زیر توجه نمایید:

1 - عَنْ أَنَسِ بْنِ مَالِکٍ، قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ: «أُمِرْتُ أَنْ أُقَاتِلَ النَّاسَ حَتَّى یَقُولُوا لاَ إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ، فَإِذَا قَالُوهَا، وَصَلَّوْا صَلاَتَنَا، وَاسْتَقْبَلُوا قِبْلَتَنَا، وَذَبَحُوا ذَبِیحَتَنَا، فَقَدْ حَرُمَتْ عَلَیْنَا دِمَاؤُهُمْ وَأَمْوَالُهُمْ، إِلَّا بِحَقِّهَا وَحِسَابُهُمْ عَلَى اللَّهِ».         (صحیح بخاری، حدیث: 392)

 

ترجمه: انس بن مالک رضی الله عنه فرمودند: رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم فرمودند: (از جانب الله متعال) دستور داده شده ام تا با مردم (مشرک) بجنگم تا اینکه (مسلمان شده و) لاَ إِلَهَ إِلَّا اللَّه بگویند، و چون این کلمه را گفته (و مسلمان شدند) و نماز ما را خواندند و رو به قبله ما نمودند و (بروش) ذبح نمودن ما ذبیحه نمودند، قطعا (ریختن) خون آنها و (خوردن) اموال آنها برما حرام گشته است، بجز با حقی که به آنها تعلق می گیرد، و حساب (درونی و قلبی) آنها بر الله (متعال) است.

 

2 - عن عُمَر رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ: أُمِرْتُ أَنْ أُقَاتِلَ النَّاسَ حَتَّى یَقُولُوا: لاَ إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ، فَمَنْ قَالَهَا فَقَدْ عَصَمَ مِنِّی مَالَهُ وَنَفْسَهُ إِلَّا بِحَقِّهِ، وَ حِسَابُهُ عَلَى اللَّهِ.  (صحیح بخاری، حدیث: 1399)

 

ترجمه: عمر رضی الله عنه فرمودند: رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند: من (از جانب الله متعال) دستور داده شده ام تا با مردم (مشرک) بجنگم تا اینکه (مشرف به اسلام شده و) لاَ إِلَهَ إِلَّا اللَّه بگویند، لذا هرکس این (کلمه) را گفت (ومشرف به اسلام) شد قطعا او مالش و جانش را از من محفوظ نگه داشته مگر اینکه حقی (از حقوق اسلام) به آنها تعلق گیرد، و حساب (درونی و قلبی) او با الله (متعال) است.

3 - عَنْ أَبِی هُرَیْرَةَ، عَنْ رَسُولِ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ، قَالَ: «أُقَاتِلُ النَّاسَ حَتَّى یَشْهَدُوا أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ، وَیُؤْمِنُوا بِی، وَبِمَا جِئْتُ بِهِ، فَإِذَا فَعَلُوا ذَلِکَ، عَصَمُوا مِنِّی دِمَاءَهُمْ، وَأَمْوَالَهُمْ إِلَّا بِحَقِّهَا، وَحِسَابُهُمْ عَلَى اللهِ».                                                 (صحیح مسلم، حدیث: 21)

 

ترجمه: ابوهریره رضی الله عنه روایت نموده که رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند: من (با دستور الله) با مردم (مشرک) می جنگم تا اینکه گواهی دهند که بجز الله دیگر معبود به حقی وجود ندارد، و به من (محمد) و آنچه (از قرآن) آورده ام ایمان بیاورد، و چون (افراد) این کار را بکنند، خونهایشان و اموالشان را از من حفظ نموده اند، مگر اینکه حقی ازاسلام به آنها تعلق گیرد و حساب (درونی و قلبی) آنها با الله است.

 

4 - عَنْ جَابِرٍ وَ أَبِی هُرَیْرَةَ، قَالَا: قَالَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ: أُمِرْتُ أَنْ أُقَاتِلَ النَّاسَ حَتَّى یَقُولُوا: لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ، فَإِذَا قَالُوا: لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ عَصَمُوا مِنِّی دِمَاءَهُمْ، وَأَمْوَالَهُمْ إِلَّا بِحَقِّهَا، وَحِسَابُهُمْ عَلَى اللهِ، ثُمَّ قَرَأَ: {إِنَّمَا أَنْتَ مُذَکِّرٌ لَسْتَ عَلَیْهِمْ بِمُسَیْطِرٍ}.         (صحیح مسلم، حدیث: 21)

 

ترجمه: جابربن عبدالله و ابوهریره رضی الله عنهما فرمودند: رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند: به من (از جانب الله) دستور داده شده تا با مردم (مشرک) بجنگم تا اینکه (مسلمان شده و) بگویند: بجز الله دیگر معبود به حقی وجود ندارد، و چون این کار را بکنند، خونهایشان و اموالشان را از من حفظ نموده اند، مگر اینکه حقی ازاسلام به آنها تعلق گیرد و حساب (درونی و قلبی) آنها بر الله است، سپس فرمودند: همانا تو پند دهنده ای و برآنها مسلط نیستی.

 

5 - عَنْ أَبِی مَالِکٍ، عَنْ أَبِیهِ، قَالَ: سَمِعْتُ رَسُولَ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ، یَقُولُ: مَنْ قَالَ: لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ، وَکَفَرَ بِمَا یُعْبَدُ مَنْ دُونِ اللهِ، حَرُمَ مَالُهُ، وَدَمُهُ، وَحِسَابُهُ عَلَى اللهِ.                      (صحیح مسلم، حدیث: 23)

 

ترجمه: پدر ابومالک رضی الله عنه فرمودند: من از رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم شنیدم که می فرمایند: هرکس لَا إِلَهَ إِلَّا الله بگوید و به هر آنچه غیر از او عبادت می شود کفر ورزد، (خوردن) مالش و (ریختن) خونش (برما) حرام می گررد و حساب (درونی و قلبی) او با الله است.

 

6 - عَنِ ابْنِ عُمَرَ، أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ قَالَ: «أُمِرْتُ أَنْ أُقَاتِلَ النَّاسَ حَتَّى یَشْهَدُوا أَنْ لاَ إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ، وَأَنَّ مُحَمَّدًا رَسُولُ اللَّهِ، وَیُقِیمُوا الصَّلاَةَ، وَیُؤْتُوا الزَّکَاةَ، فَإِذَا فَعَلُوا ذَلِکَ عَصَمُوا مِنِّی دِمَاءَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ إِلَّا بِحَقِّ الإِسْلاَمِ، وَحِسَابُهُمْ عَلَى اللَّهِ».  (صحیح البخاری، حدیث: 25)

ترجمه: ابن عمر رضی الله عنه روایت نمود که رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند: به من (از جانب الله متعال) دستور داده شده تا با مردم بجنگم  تا اینکه گواهی دهند که بجز الله دیگرمعبود به حقی نیست، و اینکه محمّد فرستاده الله است و (تا اینکه) نماز را برپا بدارند و زکات را پرداخت کنند، و چون این (کارها) را انجام دادند (آن وقت است که آنها) خونهایشان و اموالشان را بجز حق اسلام از من محفوظ نگه داشته اند، و حساب (درونی و قلبی) آنها بر الله (متعال) است.


آری آنچه از این احادیث صحیح مذکور؛ بوضوح مشخص می گردد، این است که اگر فردی کلمه شهادتین را بر زبان آورد، وبه اعمال مهم دینی عمل نمود او مسلمان محسوب شده و امور قلبی او ربطی به ما ندارد، و آن با الله متعال است، یعنی اگر فردی بظاهر ایمان آورده باشد، ولی در باطن منافق باشد، ما باید با او همانند یک مسلمان بر خورد کنیم، زیرا او از دیدگاه اسلامی، یک مسلمان محسوب می شود، واسلام در دنیا ظاهر او را نگاه می کند، و اما اینکه آیا او در باطن نیز مسلمان است و یا نه، اسلام به این در دنیا کاری ندارد، و آن را به الله متعال می سپارد، و الله متعال فردای قیامت با همانی که در باطن دارد، با او برخورد خواهد نمود، الله متعال در سوره نساء آیه (145) فرماید: إِنَّ الْمُنَافِقِینَ فِی الدَّرْکِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ وَلَنْ تَجِدَ لَهُمْ نَصِیرًا. یعنی: همانا همانا منافقین در پایین ترین طبقه جهنم قرار خواهند گرفت و هر گز برای آنها مددگاری نخواهد یافت.




طبقه بندی:
ارسال توسط ابوشعیب اسفندیار شجاعی آل بشیر
آخرین مطالب

قالب وبلاگ