ترجمه آیه (۱۷۹) سوره بقره
وَلَکُمْ فِی الْقِصَاصِ حَیَاةٌ یَا أُوْلِی الأَلْبَابِ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ (179)
ترجمه : در قصاص «گرفتن از قاتلین عمد» برایتان زندگی است ای صاحبان عقل و خرد «و این دستور را الله متعال داده » تا اینکه شما «ازکشتن دیگران برحذر بوده و» به ترسید «و دست به جنایت قتل و کشتار نزنید».
تفسیرآسان آیه (179) سوره بقره
«وَلَکُمْ فِی الْقِصَاصِ حَیَاةٌ یَا أُوْلِی الأَلْبَابِ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ» در این آیه الله متعال حکمت از مشروع ساختن قصاص از قاتلین عمدی را بیان نموده است که حکمتش این است که قصاص گرفتن از قاتلین عمدی باعث می شود که افراد از قتل عمدی برحذر بوده و با این طریق زندگی بسیاری نجات یافته و افراد شرور جرأت ارتکاب چنین جرمی را نخواهند داشت ، و با این طریق امن و آرامشی در جامعه بوجود خواهد آمد، زیرا اگر کسی چنین جرمی را مرتکب شود اگر اولیا و وارثان مقتول بخواهند می توانند از او قصاص گرفته و او بکشند، لذا بسیاری از این ترس که اگر کسی را بکشند، کشته خواهند شد دست به قتل و کشتار نخواهند زد و لذا در حقیقت با قصاص از قاتلین عمد دو چیز اتفاق خواهد افتاد:
1 - قصاص از قاتلین عمد باعث زنده ماندن بسیاری خواهند شد زیرا با کشتن قاتلین و قصاص گرفتن از آنها این مجرمین از میان جامعه برداشته شده و دیگر کسی به دستان پلید آنها کشته نخواهند شد .
2 - از سوی دیگر بسیاری از ترس اینکه اگر کسی را بکشند دستگیروکشته خواهند شد لذا دست به چنین جرم و جنایتی نخواهند زد.
با این طریق قصاص در حقیقت باعث زنده ماندن بسیاری خواهند گشت و این گونه است که قصاص از قاتلین باعث زندگی برای سایرافراد جامعه می گردد.
ترجمه آیه (۱۷۹) سوره بقره
وَلَکُمْ فِی الْقِصَاصِ حَیَاةٌ یَا أُوْلِی الأَلْبَابِ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ (179)
ترجمه : در قصاص «گرفتن از قاتلین عمد» برایتان زندگی است ای صاحبان عقل و خرد «و این دستور را الله متعال داده » تا اینکه شما «ازکشتن دیگران برحذر بوده و» به ترسید «و دست به جنایت قتل و کشتار نزنید».
تفسیرآسان آیه (179) سوره بقره
«وَلَکُمْ فِی الْقِصَاصِ حَیَاةٌ یَا أُوْلِی الأَلْبَابِ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ» در این آیه الله متعال حکمت از مشروع ساختن قصاص از قاتلین عمدی را بیان نموده است که حکمتش این است که قصاص گرفتن از قاتلین عمدی باعث می شود که افراد از قتل عمدی برحذر بوده و با این طریق زندگی بسیاری نجات یافته و افراد شرور جرأت ارتکاب چنین جرمی را نخواهند داشت ، و با این طریق امن و آرامشی در جامعه بوجود خواهد آمد، زیرا اگر کسی چنین جرمی را مرتکب شود اگر اولیا و وارثان مقتول بخواهند می توانند از او قصاص گرفته و او بکشند، لذا بسیاری از این ترس که اگر کسی را بکشند، کشته خواهند شد دست به قتل و کشتار نخواهند زد و لذا در حقیقت با قصاص از قاتلین عمد دو چیز اتفاق خواهد افتاد:
1 - قصاص از قاتلین عمد باعث زنده ماندن بسیاری خواهند شد زیرا با کشتن قاتلین و قصاص گرفتن از آنها این مجرمین از میان جامعه برداشته شده و دیگر کسی به دستان پلید آنها کشته نخواهند شد .
2 - از سوی دیگر بسیاری از ترس اینکه اگر کسی را بکشند دستگیروکشته خواهند شد لذا دست به چنین جرم و جنایتی نخواهند زد.
با این طریق قصاص در حقیقت باعث زنده ماندن بسیاری خواهند گشت و این گونه است که قصاص از قاتلین باعث زندگی برای سایرافراد جامعه می گردد.
ترجمه آیه (۱۷۸) سوره بقره
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُتِبَ عَلَیْکُمْ الْقِصَاصُ فِی الْقَتْلَى الْحُرُّ بِالْحُرِّ وَالْعَبْدُ بِالْعَبْدِ وَالأُنثَى بِالأُنثَى فَمَنْ عُفِیَ لَهُ مِنْ أَخِیهِ شَیْءٌ فَاتِّبَاعٌ بِالْمَعْرُوفِ وَأَدَاءٌ إِلَیْهِ بِإِحْسَانٍ ذَلِکَ تَخْفِیفٌ مِنْ رَبِّکُمْ وَرَحْمَةٌ فَمَنْ اعْتَدَى بَعْدَ ذَلِکَ فَلَهُ عَذَابٌ أَلِیمٌ (178)
ترجمه : ای کسانی که ایمان آورده اید در کشته شدها برشما «این گونه» قصاص «و انتقام» گرفتن «از قاتل» نوشته «و مقرر» شده است : آزاد در برابر آزاد و برده در برابر برده و زن دربرابر زن، پس هر کس از سوی برادر «دینی و ایمانی» خویش «از قصاص» بخشیده و معاف شد، «و یا قرار شد که از او دیه گرفته شود» پس «اولیا و وارثان مقتول» باید به نحواحسن «در گرفت دیه» قاتل را دنبال کنند «و قاتل نیز» باید به نحو احسن «دیه را به وارثان مقتول» پرداخت نماید، این «دیه گرفتن در قبال قصاص» تخفیفی در حکم و رحمتی است که از جانب پروردگارتان شامل حال شما شده است ، لذا هرکس بعد از گرفت دیه تجاوز نموده «و قاتل را بکشد» پس قطعا برای اوعذاب بسیار دردناکی خواهد بود .
تفسیر آسان آیه (178) سوره بقره
(یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا) این ندا و صدای زیبای است که الله متعال در بسیاری از آیات قرآنی مسلمانان را با این الفاظ زیبا مورد خطاب قرار داده و صدا می زند و این افتخاری است که الله متعال با بیان این کلمات نصیب اهل ایمان نموده و آنان را با نام قبیله و طائفه صدا نزده و بلکه با صفت ایمانی صدا زده که در آن تمام رنگ ها و نژادها و ساکنان تمام این کره خاکی که دارای صفت ایمانی اند را شامل می شود و با بیان این صفت تمام نژاد پرستی ها و ملیتگرائیها را از بین برده و همه در صفت ایمانی که در آنجا تفاضل و برتری جزایمان و تقوا نیست جمع نموده و با این طریق دلهای ملتها و نژداهای مختلفی را با یکدیگر گره زده و محبت و دوستی در میان آنها ایجاد نموده است .
(کُتِبَ عَلَیْکُمْ الْقِصَاصُ فِی الْقَتْلَى) در این قسمت از آیه جواز قصاص از قاتلین عمدی بیان شده است و الله متعال به اولیا و وارثان مقتولین اجازه داده تا برای تشفی دلهایشان از قاتلین عمد اگر می خواهند قصاص و انتقام بگیرند، آری این یک حکم اختیاری است که الله متعال اختیار آن را به دست اولیا و وارثان مقتول گذاشته است که اگر می خواهند می توانند از قاتلین عمدی قصاص بگیرند، و اگر هم نمی خواهند قصاص بگیرند می توانند دیه گرفته و یا اینکه معاف نمایند و قاتلین را بخشیده و رها کنند .
(الْحُرُّ بِالْحُرِّ وَالْعَبْدُ بِالْعَبْدِ وَالأُنثَى بِالأُنثَى) در این قسمت از آیه ذکر شده که می توان ازآزادی در برابرآزادی و برده ای در برابر برده ای و زنی در برابر زنی قصاص گرفت، و اما آیا می توان ازمردی در برابر زنی قصاص گرفت ؟ در جواب می توان گفت بله زیرا این مطلب در احادیث صحیح نبوی صلی الله علیه و آله وسلم به ثبوت رسیده است و آیه «وَکَتَبْنَا عَلَیْهِمْ فِیهَا أَنَّ النَّفْسَ بِالنَّفْسِ» [المائدة:45] نیز بیانگر این مطلب است .
ناگفته نماند که در اصل این آیه در رد عادتی از عادت جاهلانه دوران جاهلیت نازل شده است ، در دوران جاهلیت اگر فردی ازقبیله ای کشته می شد آنها می گفتند که ما یا رئیس قبیله شما می کشیم و یا اینکه در قبال این فرد چندین نفر را از قبیله شما می کشیم و این کار را هم می کردند ، الله متعال در این آیه ، این زیاد روی در کشتن افراد و یا کشتن فرد دیگری به جای قاتل را رد نموده و به مسلمانان دستورمی دهد که باید خود قاتل درمقابل مقتول کشته شود نه اینکه فرد دیگر به جای آن و یا دها نفر در قبال یک نفر ، زیرا این یک نوع بی عدالتی و ظلم است ؛ انصاف و عدالت در این است که از خود قاتل قصاص گرفته ویک فرد در قبال یک فرد کشته شود .
(فَمَنْ عُفِیَ لَهُ مِنْ أَخِیهِ شَیْءٌ) این قسمت از آیه بیان می دارد که اگر اولیا و وارثان مقتول ، قاتل عمد را معاف نموده و یا اینکه به جای قصاص خواهان دیه شدند آنها این حق را دارند و این جریان در اختیار آنهاست که به هر طریق راضی اند اعم از بخشش و یا گرفت دیه با قاتل عمد برخورد کنند .
(فَاتِّبَاعٌ بِالْمَعْرُوفِ) این قسمت از آیه می گوید اگر اولیا و وارثان مقتول ، قاتل عمد را از قصاص معاف نموده و خواستند که از او دیه بگیرند پس درگرفت دیه با او به نحوا احسن و نیکی برخورد کنند و در این راستا با قاتل به روش بدی برخورد نکنند، زیرا حق گرفتن دیه را دارند ولی حق بد برخورد کردن با قاتل در زمان و نحوه گرفتن دیه را ندارند .
(وَأَدَاءٌ إِلَیْهِ بِإِحْسَانٍ) در این قسمت از آیه الله متعال به قاتل عمد دستور می دهد که وقتی اولیا و وارثان مقتول در حق توی قاتل نیکی نموده و از تو قصاص نگرفته و حق زندگی در دنیا را از تو نگرفته اند واز تو خواهان دیه شدند پس تو هم این نیکی آنها را با نیکی پاسخ داده و دیه را به نحواحسن و خوبی به آنها پرداخت نما .
(ذَلِکَ تَخْفِیفٌ مِنْ رَبِّکُمْ وَرَحْمَةٌ) در این قسمت از آیه الله متعال بیان می دارد که ای مسلمانان اینکه الله متعال در قتل عمد هم جوازبخشیدن و یا دیه گرفتن را داده و تنها دستور قصاص را نداده این یک نوع تخفیف و آسانگیری و یک نوع رحمت الهی در حق شماست ، زیرا اگر در قتل عمد تنها قصاص می بود و جریان بخشش و گرفتن دیه ای در کار نمی بود کمی برشما سخت می بود، آری این الله متعال است که در هرحالت دوست می دارد تا برشما مسلمانان آسانگیری نموده و شما از از رحمات خودش بهرمند سازد .
(فَمَنْ اعْتَدَى بَعْدَ ذَلِکَ فَلَهُ عَذَابٌ أَلِیمٌ) در این قسمت از آیه ، الله متعال به اولیا و وارثان مقتول هشدار می دهد که نکند تحت احساسات شخصی و فریب وساوس شیطان قرار گرفته و بعد از اینکه قاتل را معاف نموده و یا اینکه از او دیه گرفته اند، دوباره احساساتی شده و فریب شیطان را خورده و باز دست به جنایت زده و قاتل را بکشند ، زیرا این کار هم خلاف عهد و پیمان است و هم قانون شکنی است لذا الله متعال چنین افرادی را به عذاب بسیار دردناکی مبتلا خواهند نمود .
ترجمه آیه (177) سوره بقره
آیه : لَیْسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَکُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَلَکِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الآخِرِ وَالْمَلائِکَةِ وَالْکِتَابِ وَالنَّبِیِّینَ وَآتَى الْمَالَ عَلَى حُبِّهِ ذَوِی الْقُرْبَى وَالْیَتَامَى وَالْمَسَاکِینَ وَابْنَ السَّبِیلِ وَالسَّائِلِینَ وَفِی الرِّقَابِ وَأَقَامَ الصَّلاةَ وَآتَى الزَّکَاةَ وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُوا وَالصَّابِرِینَ فِی الْبَأْسَاءِ وَالضَّرَّاءِ وَحِینَ الْبَأْسِ أُوْلَئِکَ الَّذِینَ صَدَقُوا وَأُوْلَئِکَ هُمْ الْمُتَّقُونَ (177)
ترجمه : (تنها، این) نیکی نیست که شما (به هنگام نماز) چهرهایتان را به سمت مشرق و یا مغرب بگردانید ( و بدین حالت نماز بخوانید) بلکه نیک (کردار) کسی است به الله و روز قیامت و به فرشته ها و پیامبران ایمان آورده باشد، ومالش را با وجود دوست داشتن بنا برمحبتی که با الله دارد را به خویشاوندان و مسکین ها و مسافرین (نیازمند) و گدایان و در آزاد نمودن گردن (بردگان) بدهد، و نماز را برپا دارد و زکات پرداخت نماید، و( نیک کردارکسانی اند که) آنگاه که عهد و پیمان ببندند وفا کنندگان به عهد وپیمانشان هستند، و صبرکنندگان به هنگام فقیری و بیماری(و سایرضررها) و هنگام جنگ هستند ، اینها کسانی اند که (ادعای ایمان و جویایی کارهای نیک) راست گفتند و اینها فقط پرهیزگاران اند .
تفسیر آسان در فهم قرآن آیه (177) سوره بقره
(لَیْسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَکُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ) الله متعال در این آیه اهل کتاب (یهود و نصاری) را که در باره قبله زیاد بحث و مجادله می کردند و هر یک می گفت قبله ما بهتر است؛ را رد می کند و به آنها می فهماند که نیکی آن نیست که شما تصور می کنید و در گرداند چهره خود به سمت مشرق و یا مغرب می دانید زیرا قبله های شما منسوخ شده است و قبله مسلمانان درست است و مهم تر از همه این است که شما نیکی های مهم تر از این را نادیده گرفته و فقط در باره یک چیز نه چندان مهم مجادله می کنید که این خود بزرگ ترین اشتباه و دلیل بطلان شماست ، لذا اگر شما واقعا دنبال نیکی هستید پس فهرست بسیار از نیکی ها از این قرار است که در ادامه این آیه ذکر می شود ، بیایید به آنها عمل کنید اگرواقعا راستگو هستید و اگرواقعا دنبال تقوا و پرهیزگاری هستید .
(وَلَکِنَّ الْبِرَّ.....) در این قسمت از آیه الله متعال بسیاری از کارهای نیک اعم از مسائل ایمانی و غیر ایمانی را معرفی و بیان می نماید و به آن دسته از اهل کتابی که در مسائلی که نباید مجادله کنند مجادله گری می کردند توضیح می دهد که اگرواقعا دنبال نیکی هستید بیایید به این مسائل معتقد بوده و این نوع اعمال نیک و شایسته را انجام دهید.
آری الله متعال اعمال نیکی را در این آیه بیان نموده که عمل کننده به آنها راستی ایمانش را به اثبات می رساند و از پرهیزگاران می گردد ، آن اعمال از قرار زیرمی باشند :
(مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ) اوّلین نیکی که الله متعال در این آیه بیان نموده ،ایمان آوردن به الله متعال می باشد یعنی اینکه فرد به وجود و یگانی و بی شریکی او معتقد باشد و الله متعال را همانگونه که خودش ویا پیامبر بزرگوار اسلام صلی الله علیه و آله وسلم معرفی نموده قبول داشته باشد و تمام عبادتها را فقط و فقط برای او انجام دهد، این جریان از نیک ترین نیکیها و از بهترین اعمال شایسته و خوب است و بلکه آنچه باعث پذیرش تمام اعمال نیک یک فرد می گردد همین ایمان به الله متعال است که اولین ومهم ترین رکن از ارکان شش گانه ایمان محسوب می شود.
آری ایمان به الله متعال به انسان روحیه می دهد که این دنیا بی صاحب نیست و صاحب این دنیا ذاتی بسیار دانا و حکیم است که ازتمام اوضاع و احوال ما با خبر بوده و تمام آنچه به ما داده و یا نداده همه و همه از روی حکمت بوده وهست، و عزت و ذلت و رزق و روزی همه و همه به دست اوست آن وقت است که انسان بجز از الله متعال از کسی نمی ترسد و به جز برای او برای کس دیگری سرخم نمی کند زیرا که به خوبی می داند که همه هیچ کاره اند و کارهای همه به دست آن ذات بسیار بخشاینده و بی نهایت مهربان است .
(وَالْیَوْمِ الآخِرِ) دوّمین نیکی که الله متعال در این آیه برای ما معرفی نموده اعتقاد به قیامت و ایمان به آخرت است یعنی اینکه ما معتقد باشیم و ایمان داشته باشیم که علاوه از این دینای فانی یک دنیای جاوید دیگری وجود دارد که در آن بهشت و دوزخی است و اهل ایمان تقوا در بهشت و اهل کفر و نفاق در جهنم خواهند رفت .
آری ایمان به قیامت ترمزگیری است برای اهل ظلم و امیدی است برای هر مظلوم ، زیرا هر ظالم اگر اندکی دقت نموده و به یاد آخرت بیفتد فورا ترمز گرفته و دست از ظلم وتعدی می کشد و هر مظلومی که اعتقاد به قیامت داشته باشد این ایمان به قیامتش به او روحیه داده و او را امیدوار می کند و با خودش خواهد گفت که ظلم در دنیا تحملش آسان است و این ظلم باعث نجات آخرتش و تباهی آن ظالمی خواهد شد که این ظلم را به او روا داشته است .
آری اعتقاد به آخرت باعث کنترل گناه کاران گشته تا گناه زیاد تری انجام ندهند و باعث تشویق نیکوکاران خواهد شد تا اعمال نیک بیشتری انجام دهند .
آری ایمان به آخرت یکی دیگر از مهم ترین ارکان شش گانه ایمان است که بدون اعتقاد به آن هرگز نمی شود فرد را مسلمان دانست .
(وَالْمَلائِکَةِ) نوع دیگری از مخلوق های الله متعال وجود دارند به نام «ملائکه» یعنی «فرشته ها» که الله متعال آنها را از نور آفریده و زاد و ولد نمی کنند و نر و ماده هم ندارند و همیشه در طاعات و عبادت مشغول اند و هر گز مرتکب گناهان نمی شوند و هر یک مشغول عبادت و مأمورتی است که از جانب الله متعال به او سپرده شده است ، ایمان آوردن به فرشته ها یکی دیگرازارکان شش گانه ایمان است و هر مسلمان باید به این مخلوق به همان اوصافی که در قرآن وسنّت صحیح آمده ایمان داشته باشد ، و توهین ، دشمنی و یا انکار به فرشته ها کفر محسوب می شود ، همانگونه که ایمان به آنها واجب و از ضروریات ایمان محسوب می شود .
(وَالْکِتَابِ) مراد از «کتاب» در این آیه کتابهای آسمانی است ، الله متعال در ادوار مختلف تاریخ بشریت، کتابهایی را بر افرادی از بشرنازل نموده آنان را بعنوان سفیران خود انتخاب نموده تا بوسیله این کتابها انبیاء الهی علیهم السلام که سفیران الله متعال اند بنی نوع بشررا راهنمائی نموده و روش عبادت و پرستش الله یکتا را به آنها بیاموزند و آنان را به منزل مقصود برسانند ، ایمان آوردن به این کتابها نیز از ارکان ایمان می باشد، ما مسلمانان به تمام کتابهای آسمانی ایمان داریم و اصل تمام آنها را قبول داریم ، ناگفته نماند که برخی از کتابهایی آسمانی که الآن در دنیا موجود اند همانند «تورات و انجیل» ما به اصل آنها ایمان داشته و معتقدیم که در اصل این دو ازکتابهای الهی بوده اند همانگونه که به این نیز عقیده داریم که نسخه های «تورات و انجیل» که امروزه در اختیار انسانهاست تحریف شده و نسخه های اصلی نیستند، لذا مطالبی که از آنها در قرآن و سنّت صحیح تأیید شده آنها را می پذیریم و مطالبی که از آنها که با قرآن وسنّت صحیح مخالف اند را رد نموده و قبول نمی نماییم و اما مطالبی که نه با قرآن و سنّت صحیح مخالف بوده و نه هم تأییدی در باره آنها در این دو یافت می شود ، بلکه قرآن و سنّت صحیح نسبت به آنها سکوت نموده ما مسلمانان نیز در باره آنها سکوت نموده نه تأیید می کنیم و نه هم تأکذیبشان می نماییم بلکه آنها را به الله متعال سپرده و نسبت به صحت و عدم صحت آنها والله اعلم می گوییم .
(وَالنَّبِیِّینَ) ایمان به پیامبران علیهم السلام که در این آیه ذکر شده یکی دیگراز ارکان ششگانه ایمان می باشد، ما مسلمان به تمام انبیاء الهی علیهم السلام ایمان داریم خواه نام آنها را بدانیم و یا ندانیم ، خواه نام آنها در قرآن وسنّت صحیح آمده باشد و یا این که نیامده باشد، البته ایمان یک مسلمان نسبت به انبیاء الهی علیهم السلام از نظر تفصیلی و یا اجمالی بستگی به تفصیل و اجمالی دارد که در قرآن و سنّت صحیح آمده باشد ، آری ایمان به تمام پیامبران علیهم السلام ازارکان ایمان و ضروریات اسلام محسوب می شود همانگونه که انکارو توهین به تمام آنها و یا حتی انکارو توهین به یکی از آنها باعث کفر و بی دینی می گردد .
(وَآتَى الْمَالَ عَلَى حُبِّهِ ذَوِی الْقُرْبَى وَالْیَتَامَى وَالْمَسَاکِینَ وَابْنَ السَّبِیلِ وَالسَّائِلِینَ وَفِی الرِّقَابِ) در این قسمت از آیه یکی دیگر ازبهترین کارهای نیک که همان «دادن صدقه به مستحقین» باشد ذکر شده است ، آری در این دنیا، الله متعال یکی را با دادن مال و ثروت می آزماید و دیگری با ندادن مال و ثروت امتحان می کند ، ولی یک مسلمان واقعی همیشه در این امتحان و آزمایش کامیاب می گردد زیرا اگر از مال و ثروت محروم باشد هیچ گاه نا امید نشده و برای به دست آوردن مال و ثروت دست به خلاف و گناه نمی زند وبه هر آنچه الله متعال به او داده قناعت می نماید و اگر هم الله متعال او را از مال و ثروت دنیوی بهرمند کرده با وجودی که مال یک نوع دوستی و محبتی منحصر به خودش را دارد، این نوع محبتهای فانی را نمی گذارد مانع محبت واقعی با الله متعال گردد بلکه این محبت فانی و زود گذر را فدای محبت جاویدان گردانده و مالش را به خویشاوندان نیازمند، یتیمان بی سرپرست ، مسکین ها بی مال و ثروت، مسافرین نیازمند، گدایان محتاج و آزادی بردگان خرج می کند و از دادن پول در این راههای خیر هیچ دریغ نمی کند و با دادن مال دنیا؛ محرومین را خوشحال و شاد می گرداند و بدین طریق آخرت خویش را آباد می سازد.
(وَأَقَامَ الصَّلاةَ) آری یکی دیگراز نیکی ترین نیک ها؛ برپایی نماز است ، نماز ستون دین و رکنی از ارکان پنج گانه اسلام است ، نماز عملی است که با آن فرد تزکیه می گردد و به گفته قرآن نماز انسان را از بی حیائیها وکارهای خلاف شرع باز می دارد، نماز در زمان مشکلات باعث آرامش می شود ، آری نماز این همه خوبی ها را داشته و این همه تأثیرات را می گذارد بشرطی اینکه نماز به همان روشی ادا و خوانده شود که رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم خوانده و دستور خواندن به آن را داده است و با کمال خشوع و خضوع و اخلاص انجام پذیرد آن وقت است که تأثیرات و فوائد آن ظاهر خواهد گشت ، ورنه همان می شود که شاعر گفته است :
ای که در مسجد روی بهر سجود .... سر بجنبد دل نجنبد این چه سود
یا بگفته شاعری دیگر :
بر زبان تسبیح و در دل گاو و خر ..... این چنین تسبیح کجا دارد اثر
(وَآتَى الزَّکَاةَ) یکی دیگر از نیک ترین کارها پرداخت زکات و کمک مالی به نیاز مندان و مستحقان است ، زکات رکنی از ارکان پنج گانه اسلام است که الله متعال برثروتمندان فرض نموده تا آن را به نیازمندان و مستحقان جامعه پرداخت نمایند، آری الله متعال بوسیله مال دنیا انسانها را آزمایش می نماید به برخی از مال دنیا داده تا ببیند که آیا زکات پرداخت نموده و از این مال دنیایی که چند روزی در دست دارند استفاده درست نموده و در مصارف درست خرج می کنند یا خیر و برخی را نیز از مال دنیا محروم نموده تا اینکه ببیند که صبرو قناعت را پیشه می سازند یا نه، لذا خوشا به حال کسانی که الله متعال به آنان مال و ثروت وایمان داده و آنان با داشتن ایمان و دادن صدقات و کمک به نیازمندان دنیا و آخرتشان را آباد می سازند و همیشه باعث شادی نیازمندان می گردند و با این طریق پروردگار خویش را از خویش راضی می گردانند و با دادن پول در دنیا بهترین ساختمانها برای خود در بهشت می سازند .
(وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُوا) وفای به عهد یکی از عادات نیک اهل ایمان است و عهد شکنی یکی از عادات زشتی است که در دین ما نشانی منافقین قرار داده شده است ، وفای به عهد از انسان یک فرد متعهد و مورد اعتماد می سازد و عهد شکنی باعث بی اعتمادی فرد گشته و از او فردی بی لیاقت می سازد ، یک مسلمان از آنجایی که به خود و دیگران ارزش قایل است همیشه به عهد و پیمانهایش وفا می کند و هرگز خودش را با عهد شکنی معیوب و خدشه دار نمی کند.
(وَالصَّابِرِینَ فِی الْبَأْسَاءِ وَالضَّرَّاءِ وَحِینَ الْبَأْسِ) در این قسمت از این آیه آمده که الله متعال گاهی برخی از بندگانش را با فقیری ، بیماری و جنگ و جهاد امتحان می کند، لذا کسانی که در چنین مواقعی صبرمی کنند و به قضا و قدر الهی ایمان داشته و این مشکلات را تحمل می کنند اینها در حقیقت نیکو کاران واقعی اند ، اینها اند که فی الواقع کارهای نیک و شایسته را انجام داده اند، آری به وقت سختی ها و مشکلات مرد از نا مرد مشخص شده و مسلمان واقعی از غیر واقعی آشکار می گردد ورنه در زمان راحتی و آرامش هر کس مدعی مردانگی وایمان است .
(أُوْلَئِکَ الَّذِینَ صَدَقُوا) درقسمت از آیه الله متعال بیان نموده که کسانی که متصف به صفات گذشته و بیان شده در این آیه هستند آنها واقعا در ادعای ایمان و نیکوکاری خویش راستگو اند، زیرا گفتارشان با کردارشان برابری دارد و به دوروغ مدعی ایمان و نیکوکاری نشده اند بلکه واقعا همان گونه که ادعا نموده اند مسلمانان نیکوکار اند، زیرا آنان با عمل ادعای خویش را به اثبات رسانده اند.
(وَأُوْلَئِکَ هُمْ الْمُتَّقُونَ) آری تقوا و پرهیزگاری تنها در ادعا نیست بلکه تقوا و پرهیزگاری در عمل است لذا هرکس که به الله متعال ، روز قیامت ، به فرشته ها و پیامبران ایمان آورده ، ومالش را با وجود دوست داشتن بنا برمحبتی که با الله دارد به خویشاوندان و مسکین ها و مسافرین (نیازمند) و گدایان و در آزاد نمودن گردن (بردگان) داده، و نماز را برپا داشته و زکات پرداخت نماید، وفا کننده به عهد وپیمان باشد، و به هنگام فقیری و بیماری(و سایرضررها) و هنگام جنگ صبرکننده باشد ، اوپرهیزگار واقعی است.
ترجمه آیه (176) سوره بقره
آیه : ذَلِکَ بِأَنَّ اللَّهَ نَزَّلَ الْکِتَابَ بِالْحَقِّ وَإِنَّ الَّذِینَ اخْتَلَفُوا فِی الْکِتَابِ لَفِی شِقَاقٍ بَعِیدٍ (176)
ترجمه : آن (عذاب که بخاطرپوشیدن کتاب آسمان و دین فروشی گرفتارش شدند) بدان سبب است که الله کتاب (آسمانی) را با حق نازل نموده است (مردم از آن آگاه گردند) و قطعا کسانی که در کتاب (آسمانی) اختلاف نمودند در ستیزو دودستگی دوری دچارند .
تفسیرآسان درفهم قرآن آیه (176) سوره بقره
(ذَلِکَ بِأَنَّ اللَّهَ نَزَّلَ الْکِتَابَ بِالْحَقِّ) دراین قسمت از این آیه الله متعال حکمت و علت دچار عذاب نمودند کسانی را بیان نموده که بنا بر اهداف شوم دنیوی آیات کتب آسمانی را از مردم مخفی داشته و دین فروشی کردند، الله متعال فرموده : آن (عذاب که بخاطرپوشیدن کتاب آسمان و دین فروشی گرفتارش شدند) بدان سبب است که الله کتاب (آسمانی) را با حق نازل نموده است (مردم از آن آگاه گردند)، آری الله متعال کتب آسمانی تورات ، انجیل ، قرآن مجید و سایر کتب آسمانی را با حق فرستاده تا به مردم رسانیده شده و مردم از دستورات الله متعال آگاه شوند و بدانها جامه عمل بپوشانند این کتب برای این نیامده که عده ای آنها را یاد گرفته و سپس از مردم مخفی بدارند و برای اهداف شوم دنیوی خویش آنها فروخته و دکان دین فروشی باز کنند ، لذا کسانی که چنین جرم بزرگی را مرتکب شوند گرفتار عذاب بزرگی همانند : خوردن آتش جهنم در شکمهایشان می شوند و اینکه الله متعال با آنها در قیامت سخن نخواهد گفت و آنها را از گناهان پاک نخواهد نمود و آنها را گرفتار عذاب بسیار دردناکی خواهند نمود.
(وَإِنَّ الَّذِینَ اخْتَلَفُوا فِی الْکِتَابِ لَفِی شِقَاقٍ بَعِیدٍ) در این قسمت از آیه الله متعال طبیعت و حالت افرادی را بیان می کند که در کتاب آسمانی اختلاف می نمایند این دسته از افراد همیشه در دشمنی و ستیز و دودستگی بسر خواهند برد که این خود یکی از بزرگ ترین عذابهای است که الله متعال انسانها را در این دنیا گرفتارش می کند ، لذا هرکس در کتاب آسمانی اختلاف کند گرفتار این عذاب می شود ، امروزه اگر کسی به اوضاع و احوال و اختلافات و پراکندگی مسلمانان دقت کند به حقیقت امر امر اذعان خواهد نمود ، الله متعال تمام مسلمانان را از اختلاف در کتاب آسمانی خویش قرآن مجید نجات دهد و راه اتحاد در فهم دین و عمل دین را به آنها نشان دهد . آمین یا رب العالمین .
ترجمه آیه (175) سوره بقره
آیه : أُوْلَئِکَ الَّذِینَ اشْتَرَوْا الضَّلالَةَ بِالْهُدَى وَالْعَذَابَ بِالْمَغْفِرَةِ فَمَا أَصْبَرَهُمْ عَلَى النَّارِ (175)
ترجمه : اینهایی که (آیات کتب آسمانی می پوشند و دین فروش می کنند در حقیقت) کسانی اند که با (از دست دادن) هدایت ، گمراهی ، و با (از دست دادن) بخشش (الهی) عذاب (الهی) را (برای خویش) خریده اند، پس چقدراینها بر(سوختن در) آتش (جهنم) صبرکننده اند!.
تفسیر آسان در فهم قرآن آیه (175) سوره بقره
( أُوْلَئِکَ الَّذِینَ اشْتَرَوْا الضَّلالَةَ بِالْهُدَى) مراد از این قسمت آیه همانهایی اند که در آیه گذشته آمده بود که آیات کتب آسمانی را پوشانده و به مردم نمی رساندند ودین و آیات کتب آسمانی را به بهای اندک دنیا می فروختند و شغل منحوس دین فروشی را پیشه خویش ساخته بودند ، الله متعال در این قسمت از آیه این مطلب را بیان می دارد که در حقیقت اینها با این کارشان با از دست دادن هدایت این نعمت بزرگ الهی، گمراهی را خریده اند و با این طریق از راه بی راه شده و خودشان را به هلاکت رسانده اند، زیرا شایسته این بود که اینها کتب آسمانی را برای مردم بیان می داشتند و دین فروشی نمی کردند تا برهدایت باقی می ماندند ولی از آنجایی که اینها آیات کتب الهی را پوشانده و دین فروشی نمودند با از دست دادن هدایت گمراهی که کالای بی ارزش و مهلک است را برای خویش خریده و با آن دنیا و آخرتشان را نابود نمودند .
(وَالْعَذَابَ بِالْمَغْفِرَةِ) و در قسمت آیه الله متعال بیان می دارد که در حقیقت این مجرمان آیات پوش و دین فروش ، با از دست دادند بخشش و آمرزش الهی عذاب الهی را خریده اند ، زیرا اگر اینها آیات کتب آسمانی را نمی پوشاندند و دین فروشی نمی کردند بخشش و آمرزش الهی شامل حال آنها می شد و الله متعال گناهان آنها بخشیده و به بهشت جاویدانش می برد ولی از آنجایی که مجرمان حرفه ای و سابقه دار آیات الهی را پوشانده تا مردم را در جهل و گمراهی نگه دارند و دین فروشی نموده تا بهای اندکی از دنیا بدست آورند لذا اینها مستحق بخشش نیستند بلکه شایسته عذاب سخت الهی اند و الله متعال آنها را به عذاب سوزان جهنم گرفتار خواهد نمود .
(فَمَا أَصْبَرَهُمْ عَلَى النَّارِ) آری جای تعجب است که چه چیز باعث شده که اینها برآتش سوزان جهنم که هفتاد برابر آتش دنیا حرارت و گرما دارد آنها را صابر بگرداند که آنها راضی اند در قیامت در این آتش بسوزند ولی راضی نیستند که دست از دین فروشی و پوشیدن آیات کتب الهی بردارند واقعا که جای تعجب است !
آنچه می شود در این باره گفت این است که هوای نفس و شیطان و زرق و برق دنیا و پست و مقام دنیوی آنها را مست و مدهوش خود کرده و اینها در حالت سخت مستی بسر می بردند و متوجه نیستند که چگونه با دستانشان گورشان را می کنند و چگونه با تیش ریشه خویش را می برند .
ترجمه آیه (174) سوره بقره
آیه : إِنَّ الَّذِینَ یَکْتُمُونَ مَا أَنزَلَ اللَّهُ مِنْ الْکِتَابِ وَیَشْتَرُونَ بِهِ ثَمَناً قَلِیلاً أُوْلَئِکَ مَا یَأْکُلُونَ فِی بُطُونِهِمْ إِلاَّ النَّارَ وَلا یُکَلِّمُهُمْ اللَّهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ وَلا یُزَکِّیهِمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ (174)
ترجمه : همانا کسانی که آنچه الله ازکتاب (آسمانی) نازل نموده را می پوشانند (و مخفی می دارند) وآن را به بهای اندک می فروشند اینها (در روز قیامت) در شکمهایشان بجز آتش (جهنم) چیز دیگری نمی خورند ونه روز قیامت الله با آنها سخن می گوید و نه آنها را (از گناهانشان) پاک می گرداند و برای آنها عذاب بسیار دردناکی خواهد است .
تفسیرآسان در فهم قرآن آیه (174) سوره بقره
(إِنَّ الَّذِینَ یَکْتُمُونَ مَا أَنزَلَ اللَّهُ مِنْ الْکِتَابِ) پوشیدن کتب آسمانی و بیان نکردن آنها برای مردم یکی از بزرگ ترین جرمهاست ، زیرا این کار باعث می شود تا مردم در جهل و خرافات و شرک مانده واز دستورات الله متعال محروم گردند و در نتیجه افراد بنا بر جهل و عدم آگاهی از دستورات الله متعال دنیا و آخرتشان برباد گردد .
(وَیَشْتَرُونَ بِهِ ثَمَناً قَلِیلاً) جرم دین فروشی و گناه پوشیدن دستورات الله متعال و مخفی داشتن احکام و دستورهای کتب آسمانی را معمولا آن دسته از افراد مرتکب می شوند که دنبال پست و مقامهای دنیوی و مال و ثروت اند ، آنها تصورشان بر این است که اگردین فروشی و پوشیدن دستورات کتب آسمانی صورت نگیرد و مردم از حقایق آگاه شوند شاید این پست و مقامها به ما نرسد و شاید درآمدهای مالی ما کم و یا نیست شود ، ولی اینها غافل ازاین هستند که عزت و ذلت و مال و دولت همه و همه به دست الله متعال است و این الله متعال است که بنا بر حکمتهای خودش به هر کس که بخواهد مال و ثروت می دهد و به هرکس که بخواهد پست و مقام می دهد ، آری عزت و شرافت در این است که پرودگار ما از ما راضی شود و اوست که اگر حکمتش تقاضا کند و صلاح و خیر ما در آن باشد به ما پست و مقام و یا مال و ثروت دهد، لذا نیاز به پوشیدن دستورات کتاب الله و دین فروشی نیست.
(أُوْلَئِکَ مَا یَأْکُلُونَ فِی بُطُونِهِمْ إِلاَّ النَّارَوَلا یُکَلِّمُهُمْ اللَّهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ وَلا یُزَکِّیهِمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ) در این قسمت از آیه الله متعال چهار عذاب سخت برای کسانی که دستورات کتب آسمانی را پوشانده و آنها را بنا بر سامان اندک دنیا می فروشند بیان نموده است که توضیح آنها از قرار زیراست :
(أُوْلَئِکَ مَا یَأْکُلُونَ فِی بُطُونِهِمْ إِلاَّ النَّارَ) اولین عذاب سخت برای دین فروشان و مخفی کنندگان احکام کتب آسمانی این است که در روز قیامت به جهنم رفته و بجز آتش جهنم چیز دیگر در شمکهایشان فرو نخواهند برد و نخواهند خورد و این بدان سبب است که آنها در مقابل پوشیدن دستورات کتب آسمانی و دین فروشی در دنیا پول گرفته بودند و خورده بودند حالا آن پولها آتش گشته و باید دوباره بخورند تا بسزای اعمال زشتشان برسند.
(وَلا یُکَلِّمُهُمْ اللَّهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ) دومین عذاب سخت برای این نوع افراد دین فروش و پوشندگان و مخفی کنندگان دستورات کتب الهی این است که در روز قیامت الله متعال با آنها سخن نخواهد گفت زیرا الله متعال در دنیا به وسیله کتبی که نازل کرده بود با آنها سخن گفت ولی آنها سخنان الله متعال گوش نداده و به آنها توجه نکردند و بلکه برعکس آنها را پوشاندن و یا اینکه به بهای اندک فروختن لذا در قیامت الله متعال با آنها سخن نمی گوید تا اینکه بدانند چه قدر گناه بس بزرگی را مرتکب شده بودند.
(وَلا یُزَکِّیهِمْ) سومین عذاب الهی برای این دین فروشان و پوشندگان کتب الهی این است که از این گناه و جرمی که مرتکب شدند و خودشان را آن ملوث و کثیف نمودند الله متعال آنها را پاک نمی گرداند تا اینکه با آتش جهنم بسوزاند و این بدین سبب است که اینها خودشان در دنیا نخواستند که با عمل به کتب آسمانی خودشان را پاک کنند و ناپاک از دنیا رفته اند و حالا الله متعال هرگز این ناپاکان را پاک نمی گرداند و بهمین حالت رهایشان می کند تا در عذاب سخت الهی بسوزند.
(وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ) چهارمین عذاب این است که این دسته از انسانهای که دین فروشی نموده و کتب آسمانی را در دنیا به بهای اندک فروختند دچار و گرفتارعذاب بسیار سختی خواهند شد و این بدان سبب است که اینها جرم بسیار بزرگی را مرتکب شده بودند و با پوشیدن کتب آسمانی و دین فروشی بسیاری را گمراه نموده بودند و بسیاری را ازشنیدن سخنان الله متعال در دنیا محروم کرده بودند ، انصاف این است که سزای هرمجرمی به اندازه جرم و جنایتش باشد و چون جرم این دین پوشان دین فروش بسیار بزرگ بوده لذا سزای آنها نیز باید بسیار سخت و بزرگ باشد و بهمین خاطرالله متعال فرمودند : برای اینها عذاب و شکنجه بسیاربزرگی است .
ترجمه آیه (173) سوره بقره
إِنَّمَا حَرَّمَ عَلَیْکُمْ الْمَیْتَةَ وَالدَّمَ وَلَحْمَ الْخِنزِیرِ وَمَا أُهِلَّ بِهِ لِغَیْرِ اللَّهِ فَمَنْ اضْطُرَّ غَیْرَ بَاغٍ وَلا عَادٍ فَلا إِثْمَ عَلَیْهِ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ (173)
ترجمه : همانا (الله متعال) حیوان (حلال گوشتی که بدون ذبح) خودش بمیرد و خون (جاری و روان) و گوشت خوک و هرآن (حیوان حلال گوشتی) که (زمان ذبحش) نام غیر الله بر او گرفته شود را حرام قرار داده است ، پس هر کس که مجبورگشت (که از این حرامها بخورد و در حالی که) نه بغاوتگراست و نه هم از حد گذرکننده است (فقط بوقت نیاز و بقدر نیاز می خورد) پس براو (در خوردن حرامها در چنین حالاتی) گناهی نیست و قطعا الله (متعال) بسیار آمرزنده و بی نهایت مهربان است .
تفسیرآسان آیه (173) سوره بقره
(إِنَّمَا حَرَّمَ عَلَیْکُمْ) حرام یعنی چیزی که استفاده نمودن از آن به هر نوعی ممنوع باشد ، الله متعال در این آیه از خوردن چند چیزممانعت نموده وآنها را حرامها قرار داده است که تفصیل آنها از قرار زیرمی باشند :
(الْمَیْتَةَ) اولین چیزی که الله متعال در این آیه آن را حرام قرار داده است حیوان حلال گوشتی است که خود بخود و بدون ذبح شرعی مرده باشد، این نوع حیوانات چون خود مرده اند و ذبح شرعی برآنها صورت نگرفته و خون روان از بدن آنها بیرون نشده است و خوردن گوشت آنها برانسان ضرر دارد الله متعال آن را حرام قرار داده است .
(وَالدَّمَ) دومین چیزی که الله متعال در این آیه آن را حرام قرار داده است ، خون است و مراد از خون در این آیه خون روان و جاری مراد است همان گونه که در آیه دیگری از قرآن مجید ذکر شده است، و اما خون بسته شده همانند جگر و اسپرزحلال است همانگونه که در حدیث صحیحی حلال بودن آنها بیان گشته است .
(وَلَحْمَ الْخِنزِیرِ) سومین چیزی که الله متعال در این آیه آن را حرام قرار داده است گوشت خوک می باشد، الله متعال بربنا لطف و کرم خویش این گوشت پر میکرب و مضر را برما مسلمانان حرام قرار داده است .
(وَمَا أُهِلَّ بِهِ لِغَیْرِ اللَّهِ) چهارمین چیزی که الله متعال در این آیه آن را حرام قرار داده است، آن حیوان حلال گوشتی است که زمان ذبح او نام غیر الله بر او صدا زده و گرفته شود، این نوع حیوان گرچه ذبح شده است ولی چون نام غیر الله بر او گرفته شده بازهم حرام است و الله متعال ما را از خوردن گوشت چنین حیوانی ممانعت نموده است ، زیرا حیوانی که در زمان ذبحش نام الله متعال بر او گرفته نشده و نام غیر الله بر او گرفته شده است و ذبح کننده آن دچار انحراف فکری و عقیدتی بوده است ، خوردن گوشت چنین حیوان بر یک مسلمانی که از نظر فکر و عقیدتی سالم و درست است جایز نمی باشد زیرا اگر از این گوشت بخورد گویا به نوعی اعتراف به وجود غیر الله کرده است و به نوعی معترف به شرکت دادن دیگران در امور خدایی نموده است که این خود حرام و گناهی بس بزرگ است .
(فَمَنْ اضْطُرَّ غَیْرَ بَاغٍ وَلا عَادٍ فَلا إِثْمَ عَلَیْهِ) این قسمت از آیه بیانگر لطف و مرحمت الله متعال به ما انسانها و مسلمانها را می رساند و آن اینکه الله متعال حرامها را بوقت ضرورت و بقدر ضرورت برای حفظ جان ما حلال قرار می دهد، لذا اگر کسی در حالت مجبوری و به قدر نیازو بدون اینکه بغاوتگر و طلب کننده حرام باشد و بدون اینکه ازحد نیاز گذشته و اضافه خوری کند ؛ می تواند از حرامهای مذکور در این آیه و یا سایر حرامها استفاده کند تا اینکه بتواند خودش را نجات دهد .
آری زمانی برای یک مسلمان مجاز است که ازحرامی به قدر نیاز استفاده کند که ، اولا: بغاوتگر و خلافکار نباشد ، و در ثانی: خواهان حرام خوری نباشد، وثالثا : از حد و اندازه نیاز بیشتر استفاده نکند ، این مطالب در (غَیْرَ بَاغٍ وَلا عَادٍ) ذکرشده است ، لذا کسی که در مواقع ضرورت و مجبوری با این شرایط از حرامی استفاده می کند در این صورت فی الواقع آن حرام حلال نگشته است ولی استفاده از آن در چنین وقتی گناه محسوب نمی شود والله مهربان بنا بر لطف و مرحمت خویش استفاده کننده از حرام را در چنین وقتی مجرم نمی کند و در حق او گناه نمی نویسد .
(إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ) آری قطعا الله متعال بسیار آمرزنده و بی نهایت مهربان است ، آمرزنده است و گناه کسی که چیز حرامی را بوقت ضرورت و بقدر ضروت می خورد و یا استفاده می کند را بخشیده و برایش گناهی نمی نویسد و مهربان است که در وقت ضرورت برای حفظ جان انسانها اجازه به استفاده از حرامها را می دهد و در چنین مواقع اضطراری برآنها سخت گیری نمی کند .
ترجمه آیه (171) سوره بقره
وَمَثَلُ الَّذِینَ کَفَرُوا کَمَثَلِ الَّذِی یَنْعِقُ بِمَا لا یَسْمَعُ إِلاَّ دُعَاءً وَنِدَاءً صُمٌّ بُکْمٌ عُمْیٌ فَهُمْ لا یَعْقِلُونَ (171)
ترجمه : ومثال کسانی که کفر نمودند همانند مثال کسی است که (حیوانی) را صدا میزند که بجز فراخوانی و سرو صدا چیز دیگر نمی شنود (این کفار) کران، لالان و کوران اند پس آنها (حقایق) را نمی فهمند .
تفسیرآسان در فهم قرآن آیه (171) سوره بقره
(وَمَثَلُ الَّذِینَ کَفَرُوا کَمَثَلِ الَّذِی یَنْعِقُ بِمَا لا یَسْمَعُ إِلاَّ دُعَاءً وَنِدَاءً) دراین قسمت از آیه الله متعال یک مثال بسیار جالبی را برای کفار بیان نموده است که دقیقا با واقعیت آنها سازگاری دارد و آن این که کفارهمانند حیواناتی اند که چوپان برای راندن و بردن آنها از اینجا و به آنجا آنها را صدا می زند ولی آنها فقط آواز و صسر و سدای را می شنوند ولی حقایق کلمات و معانی سخنان آن چوپان را نمی فهمند ، کفار نیز این گونه اند که سخنان قرآن و فرمایشات رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم را می شنیده ولی حقایق و مطالب را نمی فهمیدند، حالا شاید برای کسی این سوال مطرح شود که چه مناسبتی است در میان کفار و حیوانات ، آخر حیوانات آن درک و شعوررا ندارند و همانند انسانها نیستند بهمین خاطر است که آنها حرف چوپان و انسانها را نمی فهمند فقط یک فرخوان و سر و صدایی می شنود؟ آری الله متعال در ادامه این آیه علت همانند بودن کفار با حیوانات را کاملا بیان نموده است که در ادامه ان شاء الله تعالی توضیح داده خواهد شد .
(صُمٌّ بُکْمٌ عُمْیٌ فَهُمْ لا یَعْقِلُونَ) آری الله متعال در این قسمت از آیه علت مشابهت و همانند بودن کفار با حیوانات را این گونه بیان می کند که همانگونه که حیوانات از سخنان انسانها بجز فراخوان و سرو صدا چیز دیگری متوجه نمی شوند این کفار نیز بنا برکر، لال و کور بودند چیزی از حقایق متوجه نمی شوند و چیزی را نمی فهمند از این نظر اینها همانند حیواناتی اند که جز سرو صدا چیز دیگری متوجه نمی شوند و نمی فهمند، ناگفته نماند که مراد از (کر، لال و کور) بودند کفار (کر، لال و کور) بودن معنوی مراد است نه ظاهری ،زیرا کفار چشم و گوش و زبان داشتند و اشیاء را می دیدند و سخن می گفتند وو حرفها را می شنیدند ولی از دید حقایق کور از بیان حقایق لال و از دید حقایق کور بودند ، یعنی چشم ، گوش و زبان آنها از دید و شنید و گفت حقایق محروم بودند ، بهمین خاطر الله متعال اینها را کر، لال و کور معنوی معرفی نموده است و به حیوانات تشبیه نموده است.
ترجمه آیه (170) سوره بقره
وَإِذَا قِیلَ لَهُمْ اتَّبِعُوا مَا أَنزَلَ اللَّهُ قَالُوا بَلْ نَتَّبِعُ مَا أَلْفَیْنَا عَلَیْهِ آبَاءَنَا أَوَلَوْ کَانَ آبَاؤُهُمْ لا یَعْقِلُونَ شَیْئاً وَلا یَهْتَدُونَ (170)
ترجمه : و زمانی که به کفار گفته می شود از آنچه الله (در قرآن) نازل نموده است پیروی کنید، می گویند: بلکه ما پیروی می کنیم از آنچه ما برآن پدران ما را یافته ایم وآیا اگر پدرانشان بودند که چیزی را نمی دانستند و هدایت و راه یافته نبودند (بازهم از پدرانشان پیروی می کنند ؟!).
تفسیرآسان در فهم قرآن آیه (170)
(وَإِذَا قِیلَ لَهُمْ اتَّبِعُوا مَا أَنزَلَ اللَّهُ قَالُوا بَلْ نَتَّبِعُ مَا أَلْفَیْنَا عَلَیْهِ آبَاءَنَا) در این قسمت از آیه بیان نموده که زمانی که از جانب الله متعال در قرآن وپیامبرصلی الله علیه و آله وسلم وصحابه رضی الله عنهم به کفارگفته می شود که شما از آنچه الله متعال در قرآن نازل نموده است پیروی کنید ، زیرا آنچه در قرآن است سخنان و پیامهای ذاتی است که شما را آفریده و تمام نعمتهایی که در دیت دارید را به شما داده است ، لذا ناشکر نباشید و ذاتی که این تمام نعمتها را به شما داده بفراموشی مسپارید؟ این جاهلان در مقابل می گویند : ما از آنچه الله درقرآن نازل نموده پیروی نمی کنیم بلکه از آن عقاید و رسومی که برآن پدران ما را یافته ایم پیروی می کنیم، آری این جواب کفار یک جواب نامناسب و غیرعاقلانه است زیرا هیچ عاقلی سخنان پروردگارش را بخاطر عادات و رسمها و خرافات قومی و آباء و اجدادش رها نمی کند .
(أَوَلَوْ کَانَ آبَاؤُهُمْ لا یَعْقِلُونَ شَیْئاً وَلا یَهْتَدُونَ) الله متعال در اینجا در مقابل جواب کفار سخن بسیارمعقول و دقیق را بیان نموده است و آن اینکه آیا اگرپدران این کفارچیزی از حقیقت نمی دانستند و راه یافته نبودند بازهم باید این بگویند در چنین حالتی نیز ما از پدران ما و عقاید و خرافات آنها پیروی می کنیم و از آن حقایقی که الله متعال در قرآن نازل نموده پیروی نمی کنیم ؟! آری زمانی یک فرد عاقل از پدرش پیروی می کند که پدر فهمیده و راه یافته ای داشته باشد ولی اگر پدر جاهل و گمراه بود در اینجا فرد با کمال احترامی که به پدر دارد نباید از پدرش پیروی کند بلکه باید از پرودگاری پیروی کند که او و پدر او را آفریده و نعمتهای فراوانی را به او و پدرش داده است .
جایی بسی تأسف است که امروزه زمانی که حرف از حقایق و پیروی از سنتها گوهر بار رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم می شود بسیاری از مسلمانان این سخن غیر معقول و غیر منطقی کفار را مطرح می کنند ، که ما رسم آباء و اجداد ما را رها نمی کنیم! آری در جواب این دسته از مسلمانان که بنا بر عدم آگاهی دقیق و کامل و بنا تحت تأثیر قرار گرفتن از رسوم و عادات چنین خرفهای غیر منطقی را می زنند باید همان جوابی را دا که الله متعال در این آیه شریف داده است و باید به آنها اخترام آباء و اجداد برسر چشم ولی احترام الله و احترام کتاب الله و سنت رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم از همه بالاتر است ما هر عقیده و عادتی که پدران ما داشته اند و با قرآن وسنت صحیح مخالف است آن را بدور انداخته و برای پدران مسلمان ما دعای مغفرت و بخشش می نماییم زیرا آنها از این احکام آگاه نبودند زیرا اگر آنها نیز همانند ما از این دستورات و احکام شرعی آگاه می بودند قطعا به آنها عمل می نمودند .
ترجمه (169) سوره بقره
إِنَّمَا یَأْمُرُکُمْ بِالسُّوءِ وَالْفَحْشَاءِ وَأَنْ تَقُولُوا عَلَى اللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ (169)
ترجمه : همانا (شیطان) شما را به بدی و بی حیائی دستور می دهد واینکه چیزی را که نمی دانید برالله بگویید (وبه او نسبت دهید) .
تفسیرآسان آیه (169) سوره بقره
(إِنَّمَا یَأْمُرُکُمْ بِالسُّوءِ وَالْفَحْشَاءِ وَأَنْ تَقُولُوا عَلَى اللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ) در این آیه الله متعال سه کار از کارهای مهمی که شیطان انجام می دهد و به ما انسانها دستور می دهد که آنها را انجام دهیم بیان نموده است :
1 - (إِنَّمَا یَأْمُرُکُمْ بِالسُّوءِ) آری شیطان به ما انسانها دستور می دهد تا بدی کنیم و سخنان بد بگوییم نا گفته نماند که در کلمه (السُّوءِ) هر نوع بدی اعم از گفتاری ، کرداری و اخلاقی و عقیدتی را شامل می شود ، شیطان به ما انسانها دستور می دهد که هر کار بدی را انجام داده، هر سخن بدی را گفته ، هر اخلاق بدی را داشته و دارای افکار و عقاید بد باشیم، ولی ما باید این را خوب بدانیم که این دستورات و خواسته های دشمن آشکار ماست و ما هر گز نباید به حرف دشمن کرده و خودمان را بوادی هلاکت بیندازیم .
آری دزدی بد است، غیبت بد است ، قتل و جنایت بد است، نافرمانی پدر و مادر بد است، شرک بد است ، بدعات و خرافات بد است، خلاصه این که هر گفتار ، کردار و عقاید خلاف شرع بد است و شیطان به ما انسانها دستورعمل نمودن به بدیها می دهد و لی بر عکس الله متعال ما را دستور عمل نمودن به خوبیها می دهد و این ما هستیم که باید دوست را از دشمن تشخیص داده و به حرف دشمن نکرده و فریب او را نخوریم و به دستورات دوست و معبود مان الله متعال عمل کرده و او را از خود راضی گردانیم .
2 - (وَالْفَحْشَاءِ) دوّمین دستوری که شیطان به ما انسانها می دهد و از ما می خواهد تا بدان عمل کنیم (جریان بی حیائی است) که مهم ترین آن زنا و سایرجریانات شهوانی است که بر خلاف شرع صورت گرفته وانجام می پذیرد، شیطان به ما انسانها دستور زنا و سایر جریانات شهوانی خلاف شرع را می دهد تا نسل ما انسانها را مخدوش نموده ،نظام خانوادگی اسلامی را از بین برده و ما انسانها را به امراض صعب العلاج مبتلا کند وتا عزت و آبروی ما انسانها را از بین برده و دنیا و آخرت ما را تباه و بر باد کند، اینجاست که یک انسان عاقل وفهمیده هر گز به حرف شیطان گوش نمی دهد، بلکه بر عکس خلاف دستور و خواستهای شیطان عمل نموده و به دستور الله متعال عمل می نماید و هر گز به زنا (و سایرامور شهوانی خلاف شرع) نزدیک نمی شود، و با این طریق خودش را از امراض صعب العلاج نجات داده و نسل خود و همنوعانش را از مخدوش شدن محفوظ نگه می دارد و معبود به حق خویش را از خودش راضی می گرداند، و با این طریق عزت دنیا و آخرت را بدست می آورد .
3 - (وَأَنْ تَقُولُوا عَلَى اللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ) سوّمین دستور شیطان به ما انسانها این است که والعیاذ بالله (به الله متعال چیزی را نسبت دهیم که نمی دانیم) این دستور بسیار خطرناک است زیرا دروغ بستن بر الله از بزرگترین ظلم هاست که متأسفانه بسیاری از ما انسانها به این دستور شیطان لعین جامه عمل می پوشانیم .
آری؛ شریک برای الله متعال قرار دادن وحلالها را حرام دانستن و حرامها را حلال دانستن این بزرگترین نوع دروغ بستن و نسبت دادن چیزدروغین به الله متعال است، و این خواسته شیطان است که متأسفانه بسیاری از ما انسانها در این باره از شیطان مردود پیروی می نماییم و در حالی که باید در این باره با او مخالفت نموده و هرگز چیزی را که نمی دانیم به الله متعال نسبت ندهیم و معبود مان را به یکتائی پرستش نموده و حلالها را حلال و حرامها را حرام بدانیم و از حلالها استفاده نموده و از حرامها پرهیز نماییم .