ترجمه آیه (۱۹۱) سوره بقره
وَاقْتُلُوهُمْ حَیْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ وَأَخْرِجُوهُمْ مِنْ حَیْثُ أَخْرَجُوکُمْ وَالْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنْ الْقَتْلِ وَلا تُقَاتِلُوهُمْ عِنْدَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ حَتَّى یُقَاتِلُوکُمْ فِیهِ فَإِنْ قَاتَلُوکُمْ فَاقْتُلُوهُمْ کَذَلِکَ جَزَاءُ الْکَافِرِینَ (191)
ترجمه : وهرکجا که آنها را دریافتید بکشید و آنها را بیرون کنید از آنجایی که شما را بیرون کردند (و به آنها بگویید که) که فتنه (شرک) از کشتن (انسانها) نیز سخت تراست و با آنها نزد مسجد الحرام نجنگید تا اینکه آنان با شما در آنجا بجنگد، لذا اگرآنها با شما جنگیدند پس (شما هم با آنها جنگیده و) آنها را بکشید ، سزای کافران این چنین است.
تفسیرآسان آیه (191) سوره بقره
(وَاقْتُلُوهُمْ حَیْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ) در این قسمت از آیه، الله متعال مسلمانان را تشویق به جهاد هجومی نموده و به آنها دستور داده است که با کفار مکه که با شما در جنگ اند ، شما هم با آنها بجنگید و هرکجا که آنها را دیدید بکشید .
امروزه هم کفاری که با مسلمانان در جنگ اند حکم آنان همین است واما کفاری که با مسلمانان در جنگ نیستند و یا اینکه معاهده های صلحی و روابط صلحی دارند هرگزجنگ با آنها و کشتن آنها مجاز نیست مگر اینکه معاهده ها به پایان رسیده و یا اینکه عهد شکنی و خیانتی از آنها بروز کند آن وقت است که وظیفه حکومت اسلامی است که با آنها برخورد مناسب و شرعی نماید ، ولی آحاد مسلمین و احزاب و گروها بدون همراهی با حکومت اسلامی هرگز نباید در چنین امور مداخلت نمایند زیرا که این یک حکمی است که عدم تدبرکامل در آن و یا تصمیم گیری غلط و احساسی باعث تباهی و بربادی جهان اسلام و وطن اسلامی خواهد شد، همان گونه که امروزه در جهان اسلام مشاهده می کنیم .
(وَأَخْرِجُوهُمْ مِنْ حَیْثُ أَخْرَجُوکُمْ) در این قسمت از آیه الله متعال صحابه رضی الله عنهم را تشویق به جهاد هجومی نموده و به آنها دستور می دهد که شما باید به جنگ اهل مکه رفته و آنها از آنجایی که شما را بیرون راندند بیرون نمایید و حرم الهی را از شرک و مشرکین پاک و صاف نمایید، ناگفته نماند که امروزه نیز اگر کفار به منطقه و سر زمینی از سر زمین های اسلامی حمله نمایند و مسلمانان را ازوطنشان بیرون کنند و یا اینکه باعث شوند تا مسلمانان وطن و سرزمینشان را رها کنند ، در این صورت بر حکومت اسلامی واجب است که دستور جهاد را صادر نموده و مسلمانان را به جنگ این دسته از کفار فرستاده تا با آنان جهاد نموده و وطن اسلامی را از اشغال اشغال گران بیرون نموده و سرزمین اسلامی اشغال شده را دوباره به سرزمین های کشور اسلامی الحاق نمایند و مسلمانان جلاوطن شده را به خانه ها و سرزمین محبوبشان باز گردانند .
(وَالْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنْ الْقَتْلِ) کشت و کشتار چیزخوبی نیست، ولی فتنه و فساد و شرک و کفراز کشتن انسانها به درجه ها بدتر و جرمش سخت تراست، لذا کسانی که تا به خِرخِره در شرک و کفر و فساد فرو رفته اند ، آنها هرگز حق اعتراض بر جهاد اسلامی را ندارند ، و هرگز نباید بگویند که در جهاد انسانها کشته می شوند زیرا در جهاد هرگز بی گناهان کشته نمی شوند بلکه در جهاد مشرکین مجرم و فتنه گر کشته خواهند شد و جرم اینها که همان شرک و کفر باشد از کشته شدن انسانها به درجه بالاتر و سخت تر است .
از این قسمت آیه یک قانون مهم فهمیده می شود و آن اینکه «زمانی که فرد در میان دوضررقرارمی گیرد در آن صورت باید ضررکم تر را متحمل شد تا گرفتار ضرر بزرگ تری نگردد»، دراین قسمت از آیه اشاره شده که کشتن انسانها خوب نیست ولی از آنجایی که شرک جرم بزرگ تر از کشتن یک انسان است لذا کشتن انسانها مشرک در جهاد اسلامی برای از بین بردن فتنه وشرک جایز است .
(وَلا تُقَاتِلُوهُمْ عِنْدَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ حَتَّى یُقَاتِلُوکُمْ فِیهِ فَإِنْ قَاتَلُوکُمْ فَاقْتُلُوهُمْ)
در ابتدای این آیه الله متعال دستور جهاد هجومی داده و گفته است « وَاقْتُلُوهُمْ حَیْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ » یعنی : هرکجا که کفاری که با شما در جنگند را یافتید بکشید، واما در این قسمت از آیه یک استثنائی را ذکر نموده و آن اینکه در حرم مکی و نزد مسجد الحرام با کفار نجنگید و آنها را نکشید مگر اینکه آنها اول جنگ با شما را شروع نمایند در این صورت است که شما هم می توانید در حرم مکی و در نزد مسجد الحرام با آنها جنگیده و آنها را بکشید.
نکته مهمی که در این آیه در حقیقت بیان شده این است که مسجد الحرام داری احترام خاص و منحصر به فرد خودش می باشد لذا نباید در آنجا جنگ و جدالی صورت گیرد ،حتی با کسانی که مشرک اند؛ مگر اینکه اول خود مشرکین دست به جنگ بزنند در این صورت است که مسلمانان می توانند با آنها جگنیده و آنها را نیست و نابود کنند، البته ناگفته نماند که امروز اصلا مشرکین حق ورود به حرم الهی و مسجد الحرام را ندارند و اگر خدای ناخواسته روزی وارد حرم الهی شدند، حکومت اسلامی ازآنها درخواست خروج نموده و اگر خارج نشدند در آن وقت است که حکومت اسلامی بزور متوصل شده و آنها را از حرم الهی بدور انداخته و مسجد الحرام از وجود پلید آنان پاک می گرداند.
(کَذَلِکَ جَزَاءُ الْکَافِرِینَ) آری سزای کافرها همین است که اگردر حرم الهی دست به جنگ با مسلمانان زدند و حرمت حرم الهی را شکستند، دیگر به آنها رحم نشود و مورد رأفت اسلامی قرار نگیرند ، و حکومت اسلامی دستور جنگ در حرم را صادر نماید تا اینکه مسلمانان به جنگ این اشغال گران حرم الهی رفته و با کشتن و اخراج این پلیدان، حرم الهی را ازوجود این کثیفان پاک سازند .
ترجمه آیه (۱۹۰) سوره بقره
وَقَاتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ الَّذِینَ یُقَاتِلُونَکُمْ وَلا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لا یُحِبُّ الْمُعْتَدِینَ (190)
ترجمه : و بجگنید در راه الله با کسانی که با شما می جنگند و تجاوز نکنید همانا الله تجاوزکاران را دوست نمی دارد .
تفسیرآسان آیه (190) سوره بقره
(وَقَاتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ الَّذِینَ یُقَاتِلُونَکُمْ) این آیه از اولین آیاتی است که در باره جهاد و جنگ با کفار نازل شده است و در این آیه دستور به جهاد دفاعی داده شده است و الله متعال از ما مسلمانان خواسته است که با کسانی بجگنیم که با ما می جنگند.
آری متأسفانه امروزه بسیاری بنا بر منافع شخصی و زود گذر دنیا و یا تحت تأثیر قرار گرفتن افکاردشمنان دین منکر جهاد شده اند و تمام آیات و احادیث صحیح متواتری که در باره جهاد آمده را تأویل و توجیح می کنند تا بدین طریق بتوانند آقایان غربی و همفکران شرقی آنها را راضی نگه دارند واز سوی دیگر گروهای تکفیر و تندرو نیز از کلمه جهاد سوء استفاده نموده و آیات واحادیثی که در باره جهاد با کفار آمده را با فهم بیمار خودشان تفسیر و توضیح داده و سپس مسلمانان را تکفیر نموده و خون مسلمانان را می ریزند، این هر دو گروه در حقیقت دو روی یک سکه سیاه اند یکی با افراطش خون مسلمانان را به اسم جهاد مباح دانسته و می ریزد و دیگری با انکار جهاد آب به آسیاب کفار ریخته و در مقابل کفار سکوت نموده و ظلمهای کفاربر مسلمانان را مشاهده نموده و سکوت می نماید و یا اینکه بد تر از آن اظهار شادی و خرسندی می نماید، آری آنچه امروزه از همه بیشترمسلمانان را بدبخت نموده افراط و تفریط در همین جریان جهاد است و در حالی که اگر دو گروه افراطی و تفریطی آیات و احادیث جهاد را خوب می فهمیدند و آنها را در روشنی سیرت رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم بررسی می نمودند هرگزاوضاع ما مسلمانان به این حد از وخیمی و بحرانی نمی رسید.
آری جهاد از آن دسته احکام دینی است که طی سه مرحله تکمیل شده است :
1 - مرحله اول که همان دوران مکی باشد در این مرحله جنگ و درگیری با کفار ممنوع بوده و مرحله صبر و تحمل بوده است .
2- مرحله دوم در اوائل هجرت و اوائل دور مدنی بوده که دستور به جهاد دفاعی داده شده بود تا مسلمانان با کسانی بجنگند که با آنها می جنگند و لی با کسانی که به آنان کاری ندارند به آنها کاری نداشته باشند و این آیه نیز همین را بیان می کند.
3- مرحله سوم جهاد هجومی است که در مواقع خاص و ضروری و مورد نیاز با کفار صورت می گیرد و ما مسلمانان با حمله نمودن بر کفار به جنگ و جهاد با آنها می رویم، چنانچه ازآیه چهار سوره توبه چنین فهمیده می شود زیرا الله متعال در آنجا فرموده اند « ....فَاقْتُلُوا الْمُشْرِکِینَ حَیْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ وَخُذُوهُمْ وَاحْصُرُوهُمْ وَاقْعُدُوا لَهُمْ کُلَّ مَرْصَدٍ ....» یعنی : پس «در میدان جهاد» مشرکین را هر کجا که یافتید بکشید و آنها بگیرید و محاصره کنید و برای «گرفت و کشت» آنها در هر کمینگاهی بنشنید ...
آری امروزه هر دو نوع جهاد مجاز است و جهاد تا قیامت در هر دور و زمانی وجود دارد ولی برای اینکه ازجهاد سوء استفاده نشود و این حکم اسلامی خوب فهمیده شود ،باید دو چیز را خوب دانست :
(1) اول اینکه جهاد اسلامی وجنگ مسلحانه فقط و فقط با کفار صورت می گیرد زیرا الله متعال دراین باره در سوره توبه آیه (73) فرموده اند : یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ جَاهِدِ الْکُفَّارَ وَالْمُنَافِقِینَ وَاغْلُظْ عَلَیْهِمْ وَمَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمَصِیرُ . یعنی : ای پیامبربا کفار و منافقین جهاد نما و برآنها سخت بگیر و «این را بدان که» جایگاهشان دوزخ است و«دوزخ» بدحایگاهی است .
(2) دوم اینکه این درگیریهای که امروزه در کشورهای اسلامی اتفاق می افتد و مسلمانان یکدیگر را می کشند ، همه و همه آنها فتنه است زیرا رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند : «إِذَا التَقَى المُسْلِمَانِ بِسَیْفَیْهِمَا فَالقَاتِلُ وَالمَقْتُولُ فِی النَّارِ» یعنی : آنگاه که دو مسلمان با شمشیرهایشان با یکدیگر برخورد نموده و درگیر می شود قاتل و متقول هر دو در آتش جهنم خواهند رفت .
آری واقعیت این است که دشمنان اسلام با مکرها و نیرنگ های خبیثانه خویش مسلمانان را به جان یکدیگر انداخته و اموال آنها را به غارت برده و میهن های آباد آنها را تخریب می کنند و با این طریق اسلحه های جدیدشان را آزمایش و اسلحه های قدیمی شان را بفروش می رسانند وکشورهای اسلامی را تخریب و تکه تکه نموده و جوانان مخلص و شجاع را کشته و منابع کشورهای ما را به تاراج می برند تا ملت هایشان در آرامش بوده و ملت های اسلامی با تمام امکاناتی و منابعی که الله متعال به آنها داده خوار و ذلیل و از گرسنگی اسکلت شوند .
(وَلا تَعْتَدُوا) این قسمت از آیه بیانگرعدل و انصاف اسلام است که حتی نسبت به دشمنان خود خواهان عدالت است و تجاوز در حق آنها را مجاز نمی داند و به طرف داران و پیروان خود دستورمی دهد که حتی در میدان جهاد از قوانین شرع تجاوز نکنند و زنان و بچه ها و پیران و راهبان را نکشند و به آنها کاری نداشته باشند.
(إِنَّ اللَّهَ لا یُحِبُّ الْمُعْتَدِینَ) آری الله متعال متجاوزین از حدود الهی و قوانین شرع را دوست نمی دارد ، زیرا در تجاوز از حدود گناه و پایمالی حقوق دیگران است و متجاوز گنه کارو ظالم است و هرگز الله متعال این نوع افراد را دوست نمی دارد، واقعا از آن شخص بدبخت تر انسانی وجود ندارد که الله متعال اعلان کند که من او را دوست ندارم و از آن فرد خوش بخت تر فردی وجود ندارد که الله متعال اعلان نماید که من او را دوست می دارم .
ترجمه آیه (۱۸۹) سوره بقره
یَسْأَلُونَکَ عَنْ الأَهِلَّةِ قُلْ هِیَ مَوَاقِیتُ لِلنَّاسِ وَالْحَجِّ وَلَیْسَ الْبِرُّ بِأَنْ تَأْتُوا الْبُیُوتَ مِنْ ظُهُورِهَا وَلَکِنَّ الْبِرَّ مَنْ اتَّقَى وَأْتُوا الْبُیُوتَ مِنْ أَبْوَابِهَا وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ (189)
ترجمه : از تو«ای محمد صلی الله علیه و آله وسلم» در باره «کوچک و بزرگ شدن» هلال ها «در هر ماه» می پرسند ، «تو به آنها» بگواین «کوچک و بزرگ شدن هلال در هرماه» برای «تعیین» اوقات برای مردم و « برای دانستن موسم» حج است واین نیکی نیست که شما «درحال احرام حج و یا عمره» از پشت های خانه هایتان بیایید « ووارد خانه هایتان گردید» و لیکن نیکی «واقعی» این است که فرد پرهیزگاری نماید ، لذا «ازاین به بعد» ازدرب های خانه هایتان وارد شوید و از الله بترسید تا اینکه کامیاب و رستگار گردید .
تفسیرآسان آیه (189) سوره بقره
(یَسْأَلُونَکَ عَنْ الأَهِلَّةِ) برخی ازافرد حکمت کوچک و بزرگ شدن هلال ها در آسمان را نمی دانستند لذا آمده و از رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم پرسیدند که چرا هلال ها در آسمان هرماه کوچک و بزرگ می شوند در ابتدای هرماهی هلال کوچک است سپس رفته رفته بزرگ شده و به سمت تکمیلی پیش می رود تا اینکه در نیمه ماه کامل می شود و سپس دو باره کم کم کوچک شده تا اینکه در پایان هر ماه کاملا کوچک شده و گم می شود؟ حکمت این چیست ؟ الله متعال در ادامه آیه به آنان حکمت و علت این جریان را بیان نموده و به پیامبربزرگوار اسلام صلی الله علیه و آله وسلم گفتند که به آنها چنین جواب بده ، که جواب در قسمت بعدی آیه آمده است.
(قُلْ هِیَ مَوَاقِیتُ لِلنَّاسِ وَالْحَجِّ) در این قسمت ازآیه به پرسش کسانی که از کوچک و بزرگ شدن هلال ها ماه پرسیده بودند پاسخ داده شده است ، الله متعال به رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند : «که شما به این سوال کننده گان» بگو «حکمت و علت این کوچک و بزرگ شدن هلال ها ماه این است» تا مردم اوقات «نماز ، روزه و تاریخ امور و تقوم سال هایشان و ایام موسم» حج «خود» را بدانند. آری بهمین خاطر است که هلال ها در هر ماهی کوچک و بزرگ می شوند .
(وَلَیْسَ الْبِرُّ بِأَنْ تَأْتُوا الْبُیُوتَ مِنْ ظُهُورِهَا) در این قسمت از آیه الله متعال؛ تصور غلط افرادی که فکر می کردند داخل شدن به خانه ها از درب ها در حال احرام ممنوع است ونیکی این است که فرد پشت خانه خویش را سوراخ نموده واز پشت وارد خانه شود ، الله متعال در رد این نظریه و دیدگاه غلط فرمودند : نیکی این نیست که از پشت های خانه ها وارد «خانه هایتان» گردید .
از این آیه یک نکته مهمی فهمیده می شود و آن اینکه شاید ما کاری را بنا برعرف و عادتها خوب بدانیم و در حالی که آن کاراز دیدگاه شریعت خوب نباشد لذا ما باید خود مان را تابع و پایبند به شریعت دانسته و هر آنچه شریعت خوب گفت آن را خوب دانسته و هرآنچه را بد گفت ما نیزآن بد بدانیم گرچه با طبع و دیدگاه و عرف ما سازگاری نداشته باشد ، زیرا ما در حقیقت نمی توانیم خوب و بد هر چیز را آن طور که باید و شاید تشخیص دهیم و آنی که می تواند این کار را بکند فقط الله متعال و رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم می باشند و ما با رجوع به قرآن مجید و سنّت صحیح می توانیم تمام خوبی ها و بدیها را تشخیص داده و خوبی ها را گرفته و بدی ها را رها نماییم و با این طریق دنیا و آخرت خودمان را آباد سازیم .
(وَلَکِنَّ الْبِرَّ مَنْ اتَّقَى) آری نیکی در پرهیزگاری است و نیکوکار کسی است که طریقه و روش پرهیزگاری را برای خویش انتخاب نموده باشد ، شاید کسی بپرسد که پرهیزگاری چیست؟ در جواب باید گفت : که پرهیزگاری یعنی: «انجام دادن کارهای نیک و پرهیز از کارهای بد و خلاف شرع» ، لذا هرکسی که کارهای نیک را انجام داده و از کارهای خلاف شرع دوری می کند او پرهیزگار است و کامیابی و رستگاری از آن اوست .
(وَأْتُوا الْبُیُوتَ مِنْ أَبْوَابِهَا) دراین قسمت از آیه الله متعال دستور می دهد که آن رسم دوران جاهلیت که در حال احرام از درب خانه ها وارد نمی شدید را رها نموده و از درب خانه هایتان وارد شوید ، زیرا این کارتان یک رسم جاهلانه و بی فایده است ، و این تصورتان برگرفته از وسوسه های شیطانی است .
(وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ) ترس از الله متعال و پرهیز از گناهان باعث می شود تا اینکه فرد را به مقصد مقصود که همان کامیابی و رستگاری حقیق باشد برساند، لذا هرکس که کامیابی و رستگاری را در غیر از ترس از الله و پرهیزگاری بداند او هرگز کامیاب نخواهد شد و بلکه برعکس بجای کامیابی و رستگاری ؛ کاملا شکست خورده و ناکام خواهد شد .
در این قسمت از آیه یک نکته مهم نهفته است و آن اینکه شاید هر کسی کامیابی و رستگاری خود را در چیزی بداند، یکی رسیدن به پست و مقامی را برای خود کامیابی بداند ، دیگر رسیدن به مال و ثروت را و سومی رسیدن به زنی و ازدواج با خانمی را برای خود کامیابی بداند ، خلاصه اینکه هر کسی برای خودش رسیدن به چیزی را کامیابی و رستگاری بداند، ولی آنچه الله متعال در این قسمت از آیه کامیابی می داند تقوا و پرهیزگاری است، لذا کامیاب و رستگار واقعی کسی است که از الله متعال ترسیده و پرهیزگار باشد .
ترجمه آیه (۱۸۸) سوره بقره
وَلا تَأْکُلُوا أَمْوَالَکُمْ بَیْنَکُمْ بِالْبَاطِلِ وَتُدْلُوا بِهَا إِلَى الْحُکَّامِ لِتَأْکُلُوا فَرِیقاً مِنْ أَمْوَالِ النَّاسِ بِالإِثْمِ وَأَنْتُمْ تَعْلَمُونَ (188)
ترجمه : و مالهایتان را در میانتان به ناحق وباطل «به شکل ربا و رشوه وسایر امور غیر شرعی» نخورید وآنها به امیران و قاضیان «بعنوان رشوه» تقدیم نکنید وقضاوت را به نزد آنان نکشانید تا اینکه «بدین وسیله» قسمتی از اموال مردم را با گناه بخورید و در حالی که خودتان «ناحق بودن و حرام بودن این کار را» می دانید .
تفسیرآسان آیه (188) سوره بقره
(وَلا تَأْکُلُوا أَمْوَالَکُمْ بَیْنَکُمْ بِالْبَاطِلِ) خوردن مال مردم به ناحق شامل تمام امور مالی می شود که شریعت آنها را حرام قرار داده است از قبیل : ربا و رشوه و زورگیری وخرید و فروشهایی که برابر با دستورات شرع نباشند، در این قسمت از آیه الله متعال بعنوان یک قانون کلی که هیچ استثنائی درآن وجود ندارد بیان نموده و آن اینکه «خوردن اموال دیگران به ناحق به هر شکل از اشکال حرام است»، حالا می خواهد این خوردن به شکل سود و ربا باشد و یا به شکل رشوه و زورگیری و یا بشکلی از اشکال خرید و فروش و تجارت باشد؛ فرقی ندارد .
(وَتُدْلُوا بِهَا إِلَى الْحُکَّامِ لِتَأْکُلُوا فَرِیقاً مِنْ أَمْوَالِ النَّاسِ بِالإِثْمِ) در این قسمت از آیه الله متعال به ما دستور داده که اموالتان را بعنوان رشوه به قاضیان و امیران تقدیم نکنید و درگیرهایتان را با این طریق به نزد آنان نکشانید تا بدین وسیله بتوانید حکم قضاوت را به نفع خود گرفته و اموال مردم را بخورید، زیرا این عمل گناه است .
از این قسمت از آیه معلوم می گردد که در جوامع اسلامی قاضیان و امیرانی هستند که قضاوتهای آنها به ناحق بوده و بنا بر رشوه گیری می باشد و با این طریق حق به حق دارش داده نمی شود بلکه در جامعه ظلم صورت گرفته و بسیاری از ظالمین با این طریق حق مظلومین را خورده وحقوق آنها را پایمال می کنند، الله متعال در این قسمت از آیه در حقیقت از دو چیز ممانعت نموده است :
1 - بطور ضمنی قاضیان و حاکمان را از رشوه گیری ممانعت نموده است .
2- بطور صریح به مسلمانان دستور داده که به قاضیان و حاکمان رشوه ندهند تا با دادن رشوه حکم را به نفع خود گرفته و اموال مردم را بخورند زیرا این کار گناه و حرام است .
نکته دیگری که در این قسمت از آیه نهفته است این است که رشوه دادن و رشوه گرفتن حرام است، زیرا با این کار به برخی ظلم شده و اموال برخی به ناحق به ظالمین داده خواهد شد، و در جامعه ای که رشوه خواری رواج یافت آن جامعه بسوی بی عدالت و ظلم پیش رفته و سرانجام بسیار بدی در انتظارش خواهد بود .
نکته دیگری که در این قسمت ازآیه وجود دارد این است که به دروغ با افراد درگیری ایجاد نکنید و مدعی اموال مردم نشوید تا اینکه آنها را به این بهانه به نزد قاضیان شرع برده وسپس با چالاکی و زیرکی قاضی را فریب داده و اموال مردم را به ناحق از خود نمایید ، زیرا این کار حرام خوری و گناه محسوب می شود .
(وَأَنْتُمْ تَعْلَمُونَ) از این قسمت ازآیه فهمیده می شود که همیشه علت ارتکاب گناه جهل نیست زیرا بسیاری از افراد با آگاهی کامل از گناه و عواقب سخت و بد آن باز هم بنا بر فریب از شیطان و هوای نفس گناهی را انجام می دهند.
آری گنه کاران نسبت به آگاهی و یا عدم آگاهی از گناهان به دو دسته تقسیم می شوند :
1 - گروهی که با وجود آگاهی از گناهان و عواقب و سزاهای آنها ، مرتکب گناهان می شوند دراین نوع افراد امید توبه و بازگشت از گناهان کمتر و جرم آنها بیشتر است .
2- گروهی که ندانسته و بنا بر جهل مرتکب گناهان می شوند که اگر می دانستند که فلان عمل گناه است هرگز مرتکب آن نمی شدند این دسته همین که از گناه بودن یک عمل آگاهی حاصل کنند فورا توبه نموده و دست از گناه می کشند .
ترجمه آیه (۱۸۷) سوره بقره
أُحِلَّ لَکُمْ لَیْلَةَ الصِّیَامِ الرَّفَثُ إِلَى نِسَائِکُمْ هُنَّ لِبَاسٌ لَکُمْ وَأَنْتُمْ لِبَاسٌ لَهُنَّ عَلِمَ اللَّهُ أَنَّکُمْ کُنتُمْ تَخْتَانُونَ أَنفُسَکُمْ فَتَابَ عَلَیْکُمْ وَعَفَا عَنْکُمْ فَالآنَ بَاشِرُوهُنَّ وَابْتَغُوا مَا کَتَبَ اللَّهُ لَکُمْ وَکُلُوا وَاشْرَبُوا حَتَّى یَتَبَیَّنَ لَکُمْ الْخَیْطُ الأَبْیَضُ مِنْ الْخَیْطِ الأَسْوَدِ مِنْ الْفَجْرِ ثُمَّ أَتِمُّوا الصِّیَامَ إِلَى اللَّیْلِ وَلا تُبَاشِرُوهُنَّ وَأَنْتُمْ عَاکِفُونَ فِی الْمَسَاجِدِ تِلْکَ حُدُودُ اللَّهِ فَلا تَقْرَبُوهَا کَذَلِکَ یُبَیِّنُ اللَّهُ آیَاتِهِ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ یَتَّقُونَ (187)
ترجمه : برایتان «در» شب روزه آمیزش و همبستری با همسرانتان حلال گردانیده شده است ، آنان برایتان لباس و پوشش اند وشما برای آنان لباس و پوشش هستید، الله «متعال، قبلا» دانسته که قطعا شما با خودتان «با آمیزش با همسر درشب های رمضان » خیانت می کردید، لذا الله توبه شما را پذیرفته و از شما عفو درگذر نموده است ، پس هم اکنون «شب های رمضان» با خانمهایتان آمیزش و همبستری نمایید و از الله بخواهید آنچه را که برایتان «ازنسل و فرزند» نوشته است ، و «درشب های رمضان را» بخورید و بیاشامید تا اینکه رشته سفید با مداد از رشته سیاه آن برایتان واضح ونمایان گردد، سپس «چیزی نخورید و نیاشامید» و روزه را «ادامه داده و» تا شب تکمیل کنید، و زمانی که در مسجدها «سه گانه، مشغول عبادت» و در حال اعتکاف هستید با همسرانتان آمیزش و همبستری نکنید ، این ها «که در این آیه بیان شد از» حدود الهی اند پس به آنها نزدیکی نشوید، این چنین الله آیاتش را برای مردم بیان می کند تا اینکه پرهیزگار گردند .
تفسیرآسان آیه (187) سوره بقره
(أُحِلَّ لَکُمْ لَیْلَةَ الصِّیَامِ الرَّفَثُ إِلَى نِسَائِکُمْ) در اوائل که روزه فرض شده بود خورد و نوش و جماع با همسر در شب ها فقط تا نماز عشا مجاز بود بشرطی که فرد قبل از عشا نخوابد ولی اگر می خوابید گرچه نماز عشا را نخوانده باشد بازهم برایش خورد و نوش و جماع با همسر حرام قرارمی گرفت ، و این حکم برای مسلمانان اندکی سخت بود، تا اینکه الله متعال لطف نموده واین آیه مبارکه را نازل نموده و آمیزش و همبستری با خانمها را درشب های رمضان مجاز قرار داد، بهمین خاطر است که الله متعال در این آیه فرموده است : شب روزه برایتان آمیزش و همخوابی با همسرانتان «که تا به حال ممنوع بوده از این به بعد» حلال قرارداده شده است .
(هُنَّ لِبَاسٌ لَکُمْ وَأَنْتُمْ لِبَاسٌ لَهُنَّ) دراین قسمت ازآیه الله متعال حالت همبستری زن و مرد که یکدیگر را در بغل گرفته و با یکدیگرهمخوابی می کنند را تشبیه به لباس نموده است زیرا همانگونه که لباس بدن را تحت پوشش خود قرار می دهد زن و مرد نیز زمان آمیزش و همخوابی یکدیگر را با در بغل گرفته و یکدیگر را تحت پوشش قرار می دهند .
ولی از این تشبیهی که الله متعال در این قسمت از آیه بیان نموده یک مطلب بسیار مهم دیگری نیزواضح می گردد وآن اینکه هر یک از زن و مرد همان گونه که در زمان همخوابی و آمیزش پوشش یکدیگر اند در تمام امورزندگی باید پوشش یکدیگر باشند و عیوب یکدیگر را پوشیده و به دیگران بیان ندارند همان گونه که یک لباس هر عیبی که در زیرآن ودر بدن فرد باشد پوشیده و هرگز آن را برای دیگران آشکار و نمایان نمی کند، نکته دیگر اینکه لباس یک نوع محافظ وزیبایی است که فرد خودش را با پوشیدن آن آراسته و زیبا می سازد وجسم خویش را ازگرما و سرما بوسیله آن محفوظ نگه می دارد لذا هر یک از زن و مرد نیز باید نسبت به همدیگر اینگونه باشند که باعث زیبایی و خوبی یکدیگر گشته و در زمان مشکلات و سختی ها محافظ و همیاریکدیگر باشند .
(عَلِمَ اللَّهُ أَنَّکُمْ کُنتُمْ تَخْتَانُونَ أَنفُسَکُمْ) در این قسمت از آیه اشاره شده که زمانی که بعد از نمازعشا و یا بعد ازخواب شدن همبستری و آمیزش با خانم در شب های رمضان ممنوع بوده برخی از یاران پیامبرصلی الله علیه و آله وسلم دچار این عمل ممنوعه شده و با خانمهایشان در این این زمان ممنوع همبستر شده بودند بهمین خاطراست که الله متعال فرموده : الله «از قبل دانسته» که قطعا شما به خودتان خیانت نموداید «و با خانمهایتان در اوقات ممنوع همبسترشده و آمیزش نموده اید».
(فَتَابَ عَلَیْکُمْ وَعَفَا عَنْکُمْ) آری آن دسته از یاران رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم که بعد از نماز عشا و یا بعد ازخواب در شب ، با خانم هایشان همبستری و آمیزش نموده بودند ، توبه نموده و الله متعال توبه آنان را پذیرفته و از گناهاشان عفو و در گذر نموده است ، و گناه زمانی که از آن توبه شده و توبه پذیرفته شود گویا که فرد اصلا گناهی را مرتکب نشده است ، زیرا در روایت حسن شماره (4250) در کتاب ابن ماجه ازرسول الله صلی الله علیه و آله وسلم آمده که ایشان فرمودند : توبه کننده از گناه همانند کسی است که گناهی ندارد .
نکته دیگری که در این قسمت از آیه نهفته است این است که الله متعال یاران رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم را با پذیرش توبه و عفو و درگذراز آنها بشارت داده و آنها را شاد نموده است ، زیرا یک مسلمان زمانی که بداند که الله متعال توبه او را پذیرفته و از گناه او در گذر نموده بسیار خوشحال می گردد.
(فَالآنَ بَاشِرُوهُنَّ وَابْتَغُوا مَا کَتَبَ اللَّهُ لَکُمْ) دراین قسمت ازآیه الله متعال بیان نموده است که ممنوعیت آمیزش با همسر در شبهای رمضان به پایان رسیده است و از این به بعد همبستری و آمیزش با خانم ها در شب های رمضان مجاز است .
نکته دیگری که در این قسمت از آیه آمده این است که فرد هدفش از همبستر شدن با خانم این باشد که فرزند دارشود و الله متعال به او فرزندی عنایت نماید وبا آمیزش با همسر همین مطلب را طلب نموده و از الله متعال خواهان باشد .
نکته دیگری که در این قسمت ازآیه آمده و با دقت به آن فهمیده می شود این است که جلوگیری نمودن برای اینکه فرد فرزندار نشود ممنوع است و برخلاف این دستور الله متعال که فرموده « وَابْتَغُوا مَا کَتَبَ اللَّهُ لَکُمْ » طلب کنید آنچه الله «از فرزند» برایتان «در تقدیر» نوشته است، لذا کسانی که جلوگیری می کنند تلاش و طلب نمی کنند که هیچ؛ بلکه برعکس اسباب عدم بچه دارشدن را فراهم می کنند و در این راستای مخالف تلاش و کوشش می کنند ، که این خود خلاف این دستور الله متعال محسوب می شود که در این آیه آمده است.
(وَکُلُوا وَاشْرَبُوا حَتَّى یَتَبَیَّنَ لَکُمْ الْخَیْطُ الأَبْیَضُ مِنْ الْخَیْطِ الأَسْوَدِ مِنْ الْفَجْرِ) در این قسمت از آیه الله متعال بیان نموده است که خورد و نوشی که بعد از نماز عشا و یا بعد از به خواب رفتن در شب های ماه مبارک رمضان ممنوع بوده از این به بعد مجاز است ، و بعد از غروب آفتاب تا طلوع صبح صادق که تاریکی شب از سفیدی صبح در کناره شرقی افق نمایان می گردد مجاز می باشد .
(ثُمَّ أَتِمُّوا الصِّیَامَ إِلَى اللَّیْلِ) همان گونه که در قسمت قبلی آیه « حَتَّى یَتَبَیَّنَ لَکُمْ الْخَیْطُ الأَبْیَضُ مِنْ الْخَیْطِ الأَسْوَدِ مِنْ الْفَجْرِ» پایان خورد و نوش وآمیزش با همسر و ابتدای و شروع روزه بیان شده است در این قسمت از آیه « ثُمَّ أَتِمُّوا الصِّیَامَ إِلَى اللَّیْلِ » پایان روزه اعلان شده است یعنی روزه با غروب آفتاب و شروع شب به پایان می رسد .
نکته دیگری که از مفهوم این قسمت از آیه فهمیده می شود این است که در شب روزه ای درکار نیست و روزه مخصوص روزاست، لذا خورد و نوش و آمیزش با همسر در شب های رمضان مجاز است .
(وَلا تُبَاشِرُوهُنَّ وَأَنْتُمْ عَاکِفُونَ فِی الْمَسَاجِدِ) در قسمت از آیه الله متعال یک استثنا بیان نموده است و آن اینکه آمیزش که با خانمها در شب های رمضان مجازاست ، این حکم برای کسانی است که معتکف در مساجد نیستند ، زیرا کسانی که در مساجد معتکف اند برای آنان شب های رمضان آمیزش و جماع با همسرممنوع و حرام می باشد ، بهمین خاطر الله متعال در این قسمت از آیه فرموده اند : و زمانی که در مسجدها معتکف هستید با خانمهایتان جماع و آمیزش نکنید .
یک نکته بسیارمهم در اینجا باید بیان شود و آن اینکه اعتکاف در مساجد در این قسمت از آیه مطلق آمده است ولی در حدیث صحیح مقیّد به مساجد سه گانه «مسجد الحرام، مسجد النبی و مسجد الاقصی» شده است لذا در غیر این سه مسجد در دیگر مساجد اعتکاف مجاز نمی باشد در این باره به دلایل زیر توجه فرمایید :
1 - در(شرح مشکل الآثار ، حدیث : 2771 و سلسله احادیث صحیحه حدیث : 2786) آمده که رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند : «لَا اعْتِکَافَ إِلَّا فِی الْمَسَاجِدِ الثَّلَاثَةِ: الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَمَسْجِدِ النَّبِیِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ وَمَسْجِدِ بَیْتِ الْمَقْدِسِ» . یعنی : اعتکافی نیست مگر در مساجد سه گانه : مسجد الحرام، مسجدالنبی صلی الله علیه و آله وسلم و مسجد بیت المقدس .
2 - در هیچ حدیث صحیح نیامده است که رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم اجازه اعتکاف دردیگر مساجد علاوه از این سه مسجد را داده باشند و یا اینکه خود اعتکاف نموده باشند.
3- از هیچ صحابه ای رضی الله عنهم ثابت نیست که در زمان رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم در مسجدی علاوه از مساجد سه گانه اعتکاف نموده باشد و خبر به رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم رسیده و رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم سکوت و یا تأیید نموده باشند .
ناگفته نماند که در این باره در میان علما اختلاف نظر وجود دارد ولی قول صحیح و مدلّل همین است که بیان شد .
(تِلْکَ حُدُودُ اللَّهِ فَلا تَقْرَبُوهَا) در این قسمت از آیه الله متعال بیان نموده که احکامی که در این آیه ذکر شده است از حدود و مرزهای دین الهی است و تجاوز از آنها ممنوع و حرام می باشد ، لذا به این مرزها نزدیک نشوید و این حدود و مرزها را نشکنید .
(کَذَلِکَ یُبَیِّنُ اللَّهُ آیَاتِهِ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ یَتَّقُونَ) آری الله متعال آیات قرآن که آیات آخرین کتابش برای انسانهاست را این گونه زیبا و جالب برای مردم بیان می دارد و در آنها فهرست اعمال نیک و اعمال بد و ناشایست را بیان می دارد تا اینکه افراد با عمل به دستورات مذکور در این آیات پرهیزگار گردند ، زیرا انسان زمانی پرهیزگار می گردد که دو چیز را رعایت کند؛ یک به اعمال نیک و شایسته پایبند باشد، ودوم اینکه از اعمال ناشایست و گناهان به دور باشد، و با این طریق خود را با انجام اعمال نیک آراسته و از اعمال ناشایست پاک داشته و خود را از پرهیزگاران گرداند .
ترجمه آیه (۱۸۶) سوره بقره
وَإِذَا سَأَلَکَ عِبَادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ أُجِیبُ دَعْوَةَ الدَّاعِی إِذَا دَعَانِی فَلْیَسْتَجِیبُوا لِی وَلْیُؤْمِنُوا بِی لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَ (186)
ترجمه : وهرگاه که بندگانم ازتوبپرسند، تو«ای محمد» به آنها بگو که همانا من نزدیک هستم و دعای دعا کننده را آنگاه که مرا فرا خواند می پذیرم ، پس باید که تنها از من درخواست پذیرش «دعا های خویش را» نمایید وباید که به من ایمان بیاورید تا اینکه راه یافته گردند .
تفسیرآیه (186) سوره بقره
(وَإِذَا سَأَلَکَ عِبَادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ) الله متعال در این قسمت از این آیه بیان نموده که الله متعال به بندگانش نزدیک است و اما کیفیت این نزدیکی بر ما معلوم نیست وما بدون هیچ توجیح و بیان کفیتی برای آن، آن را قبول داشته و بدان ایمان ویقین داریم و معتقدیم که الله متعال به ما نزدیک است، و ما مسلمانان از ایمان به نزدیکی الله متعال با بندگانش ؛ احساس راحتی می کنیم زیرا می دانیم که آن ذات بی نهایت مهربان وقتی که به ما نزدیک است و از تمام اوضاع و امور زندگی ما آگاه است و از خود ما به ما مهربان تر است و همیشه ما را مورد لطف ومرحمت خویش قرار می دهد، لذا ما مسلمان با ایمان به این صفت الله متعال احساس آرامش نموده و هیچ وقت احساس تنهائی و وحشت نمی کنیم، و هرچند اعتقاد در این باره قوی تر باشد احساس آرامش و امنیت نیز بالاتر خواهد بود.
(أُجِیبُ دَعْوَةَ الدَّاعِی إِذَا دَعَانِی) در این قسمت ازآیه آمده که الله متعال دعای دعا کننده را قبول می نماید، آری دعا همانگونه که رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم فرموده اند عبادت است، لذا این عبادت را باید برابر با شرع وفقط برای الله متعال انجام داد و در این عبادت کسی را با الله متعال شرک نیاوریم و زمان دعا فقط و فقط از اوبخواهیم که دعای ما را پذیرفته و مشکل ما را حل و حاجت ما را برآورده کند.
آری در این آیه لطفی از الطاف الهی ظاهر می گردد و آن اینکه ، خود الله متعال از ما خواسته که دعا کنیم تا برای ما دعاهای ما را پذیرفته و مشکلات ما را حل نماید، و به ما گفته من دعای دعا کننده را می پذیریم آنگاه که از من بخواهد و دعا کند ، پس هر یک از ما باید قدر این فرصت طلائی که الله متعال به ما داده را دانسته و هر وقت خواهان نعمتی از نعمات الهی هستیم و یا گرفتارمشکلی از مشکلات شدیم در آن وقت دست نیازبه پیش ذات بی نیازدراز نموده وفقط از او بخواهیم که ما را ازنعمات بی پایان خویش بهرمند نموده و یا اینکه مشکلات ما را حل نماید ، در آن وقت است که الله متعال به ما لطف نموده ما را از نعماتش بهرمند نموده و یا اینکه مشکلات ما را حل خواهد نمود .
(فَلْیَسْتَجِیبُوا لِی) در این قسمت ازآیه آمده که ما باید فقط و فقط از الله متعال بخواهیم تا اینکه دعای ما را قبول کند ، چون پذیرش دعا تنها و تنها کار الله متعال است و هیچ مخلوق و موجودی نمی تواند دعای فردی را بپذیرد و یا رد کند ، و اگر ما از کس دیگری بخواهیم که دعای ما را بپذیر ما در این کار دچار دواشتباه بس بزرگی شده ایم :
1- اولین اشتباه ما این است که ما ازالله متعالی که توان پذیرش دعا را دارد نخواستیم که دعای ما بپذیرد.
2- و دومین اشتباهی که مرتکب شدیم این است که ما از کسی که توان پذیرش دعا را ندارد از او خواستیم که دعای ما را بپذیرد .
در نتیجه ما با این کارما، دعای ما را هدر داده و به جای به دست آوردن اجر و ثواب و حل مشکلات ، به مشکلات ما افزوده و بار گناه ما را اضافه تر نموده ایم .
(وَلْیُؤْمِنُوا بِی لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَ) در این قسمت ازآیه الله متعال به ما انسانها دستور داده که باید به او ایمان بیاورند تا اینکه راه یافته و هدایت شوند زیرا کسی که به الله متعال ایمان نداشته باشد او گمراه بوده و هر گزراه یافته و هدایت شده نیست، زیرا ایمان به الله متعال از مهم ترین ارکان ایمان و اساسی ترین مسائل اعتقادی است و تمام مسائل ایمانی و احکام شرعی برهمین اصل اصیل بنا شده و بدون آن هیچ اعتباری ندارند .
ترجمه آیه (۱۸۵) سوره بقره
شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِی أُنزِلَ فِیهِ الْقُرْآنُ هُدًى لِلنَّاسِ وَبَیِّنَاتٍ مِنْ الْهُدَى وَالْفُرْقَانِ فَمَنْ شَهِدَ مِنْکُمْ الشَّهْرَ فَلْیَصُمْهُ وَمَنْ کَانَ مَرِیضاً أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ أَیَّامٍ أُخَرَ یُرِیدُ اللَّهُ بِکُمْ الْیُسْرَ وَلا یُرِیدُ بِکُمْ الْعُسْرَ وَلِتُکْمِلُوا الْعِدَّةَ وَلِتُکَبِّرُوا اللَّهَ عَلَى مَا هَدَاکُمْ وَلَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ (185)
ترجمه : ماه رمضان همان«ماهی» است که درآن قرآن نازل گشته است «قرآن در حقیقت کتابی است» که هدایت است برای مردم و دلایل واضحی از هدایت و جداکننده حق از باطل است، لذا هرکس از شما «مسلمانان» این ماه «رمضان» را دریافت پس باید که آن را روزه بگیرد، و هرکس «از شما» بیمار بود و یا اینکه در سفری بود «و نتواست روزه بگیرد» پس «باید که بعد از خوب شدن از بیماری و یا بازگشت از سفر» به همان تعداد از روزهای دیگر «سال» را روزه بگیرد، الله برایتان آسانی می خواهد و برایتان سختی نمی خواهد «و بهمین خاطر برای مسافر و بیماراجازه خوردن روزه در رمضان و بعدا قضائی آوردن آن را داده است» و تا اینکه شما تعداد روزهای رمضان را تکمیل کنید و تا اینکه الله را بزرگ بدانید برآنچه شما را هدایت نموده و تا اینکه شما با این طریق شکر الله را بجا آورید .
تفسیرآسان آیه (185) سوره بقره
(شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِی أُنزِلَ فِیهِ الْقُرْآنُ) آری از این آیه قرآن مشخص می گردد که قرآن مجید در ماه مبارک رمضان نازل گشته است و از آیه « إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ» سوره قدر مشخص می گردد که قرآن در شب قدر نازل گشته است آری قرآن مجید شب قدر که یکی از شب های طاق دهه اخیر رمضان می باشد، نازل گشته است .
آری برای بهترواضح شدن جریان نزول قرآن به ادامه بحث توجه نمایید : آنچه در اینجا باید گفته شود این است که قرآن مجید دو نوع نزول دارد :
1 - نزول تمام قرآن از لوح محفوظ و آمدن در بیت العزه آسمان اول ، این نزول در شب قدر ماه مبارک رمضان بوده است و این آیه سوره بقره و سوره قدر بیانگر همین نوع نزول اند ، در این باره به روایت صحیحی که در کتاب فضائل القرآن ابن ضریس و برخ دیگر کتب حدیثی آمده توجه نمایید : عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ: " فِی قَوْلِهِ: {إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ} [القدر: 1] قَالَ: " أُنْزِلَ الْقُرْآنُ جُمْلَةً فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ إِلَى سَمَاءِ الدُّنْیَا، وَکَانَ بِمَوْقِعِ النُّجُومِ، وَکَانَ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ یُنْزِلُهُ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ بَعْضَهُ فِی إِثَرِ بَعْضٍ. قَالُوا: {لَوْلَا نُزِّلَ عَلَیْهِ الْقُرْآنُ جُمْلَةً وَاحِدَةً کَذَلِکَ لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤَادَکَ وَرَتَّلْنَاهُ تَرْتِیلًا} [الفرقان: 32] "
ترجمه : ابن عباس رضی الله عنه در باره این گفته الله متعال {إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ} فرمودند: تمام قرآن در شب قدر« از لوح محفوظ به بیت العزه» آسمان اول نازل گشته و سپس الله عزوجل تکه تکه « در طول بیست سه سال نبوت» بررسول الله صلی الله علیه و آله وسلم کم کم قسمتی به دنبال قسمت دیگر نازل می نموده است «که کفّار اعتراض نموده و» گفته بودند: {لَوْلَا نُزِّلَ عَلَیْهِ الْقُرْآنُ جُمْلَةً وَاحِدَةً کَذَلِکَ لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤَادَکَ وَرَتَّلْنَاهُ تَرْتِیلًا} یعنی : چرا قرآن یکباره بر او نازل نگشته است اینچنین «ما قرآن را کم کم بر تو نازل می کنیم» تا قلبت را با آن پایدار نموده و آن را کم کم و آهسته بر توبخوانیم.
2 - نزول دوم قرآن مجید یعنی همان نازل شدند کم کم قرآن کریم در طول بیست و سه سال نبوت می باشد همانگونه که از روایت بالای ابن عباس رضی الله عنه و سایر روایاتی که در این باره آمده مشخص می گردد ، البته اگر ابتدای این نزول را هم اگر در شب قدر ماه رمضان بدانیم ، همان گونه که برخی از علمای بزرگوار می گویند پس این آیه سوره بقره و همچنین سورقدر بیانگر ابتدای نزول برپیامبر بزرگوار اسلام صلی الله علیه و آله وسلم نیز شامل می شوند.
(هُدًى لِلنَّاسِ وَبَیِّنَاتٍ مِنْ الْهُدَى وَالْفُرْقَانِ) در این قسمت از آیه الله متعال بیان نموده که قرآن هدایتی است برای مردم ودلایل واضحی برای رهنمائی افراد و جداکننده حق از باطل است ، لذا هرکس به دنبال هدایت است و دوست دارد که قوه تشخیص حق از باطل در دست او باشد پس باید که قرآن را خوانده و فهمیده و به دستورات آن عمل کند تا بدین طریق هدایت شده و حق را از باطل جدا نموده و به حق عمل نموده و از باطل دوری کند.
آری هرکس هدایت در غیرقرآن و سنّت صحیح طلب می کند و یا با غیر از قرآن وسنّت صحیح می خواهد حق را از باطل تشخیص دهد قطعا او به بی راهه رفته و عمر خویش را در تحصیل محال صرف می کند .
(فَمَنْ شَهِدَ مِنْکُمْ الشَّهْرَ فَلْیَصُمْهُ ) این قسمت از آیه بیان می دارد که هر مسلمانی که ماه مبارک رمضان را در یافت «به شرطی که بالغ بوده و هیچ عذرشرعی نداشته باشد» باید که این ماه مبارک را کاملا روزه بگیرد، و روزه گرفتن این ماه بر او فرض است، ناگفته نماند که بدون عذر روزه نگرفتن این ماه از گناهان کبیره محسوب می شود .
(وَمَنْ کَانَ مَرِیضاً أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ أَیَّامٍ أُخَرَ) در این قسمت از آیه آمده که اگر کسی در ماه مبارک رمضان بیمار بود و توان روزه گرفتن را نداشت و بنا بر بیماری رورزه اش را خورد او بعد از خوب شدن از بیماری بعد از ماه مبارک رمضان به همان تعدادی از روزهایی که خورده است باید قضائی بیاورد .
و همچنین اگر فردی در این ماه مبارک در مسافرت بود و بنا بر سفر نتوانست روزه بگیرد ، به هر تعدادی از روزهای رمضان را که مسافر بوده وروزه اش را خورده است به همان تعداد قضائی آوردن روزه براو ضروری و واجب است.
آری از این قسمت ازآیه دو مسأله مهم فهمیده می شود :
1 - بیماری و مسافرت عذر شرعی محسوب شده و فرد بنا بر این دو عذر می تواند در ماه مبارک روزه اش را بخورد .
2 - قضائی روزه بعد از رمضان بر افراد معذوری که بنا بر عذرشرعی در مضان روزه خودشان را خورده اند و توان قضائی آوردن را دارند ؛ واجب و ضروری است .
(یُرِیدُ اللَّهُ بِکُمْ الْیُسْرَ وَلا یُرِیدُ بِکُمْ الْعُسْرَ) دراین قسمت از آیه، الله متعال هدف از اینکه چرا وجوب روزه را از فرد بیماردر دوران بیماری و ازمسافر در هنگام سفر ساقط نموده را بیان نموده است؟ همانا هدف از آن؛ آسانگیری است ، زیرا الله متعال برای ما در روزه و تمام امور شرعی دیگر خواهان آسانی است و هرگز نمی خواهد که برما سخت گیری کند، زیرا ما انسانها آنقدر ضعیف و ناتوان هستیم که توان هیچ سختگیری از جانب الله متعال را نداریم وبه همین خاطراست که الله متعال همیشه و در تمام احکام شرعی برما آسان گرفته و هرگز سخت گیری ننموده است و هرکجایی که ما بنا بر عذر شرعی توان عمل به حکمی ازاحکام شرعی را نداشته باشیم یا آن حکم را کاملا از ما ساقط نموده و یا اینکه به حد توان ما ؛ در آن تعدیل نموده و آن عمل را برای ما آسان و قابل عمل گردانده است.
(وَلِتُکْمِلُوا الْعِدَّةَ وَلِتُکَبِّرُوا اللَّهَ عَلَى مَا هَدَاکُمْ وَلَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ) در این قسمت از آیه ، الله متعال حکمت از وجوب قضائی روزه های خورده شده بنا بر عذر شرعی را بیان نموده است، که افرادی که بنا بر عذر شرعی همانند بیماری و یا مسافرت روزه را خورده اند آنها باید بعد از رمضان زمانی که از بیماری خوب شده و از سفر بازگشتند به همان تعدادی از روزها را قضا بیاورند ، تا تعداد روزهای روزه واجب که همان یک ماه «بیست و نه روز و یا سی روز»باشد، تکمیل شود ، و تا با این طریق بزرگواری الله متعال که ما را هدایت داده بیان گشته و شکر الله متعال به جا آورده شود .
ترجمه آیه (184) سوره بقره
أَیَّاماً مَعْدُودَاتٍ فَمَنْ کَانَ مِنْکُمْ مَرِیضاً أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ أَیَّامٍ أُخَرَ وَعَلَى الَّذِینَ یُطِیقُونَهُ فِدْیَةٌ طَعَامُ مِسْکِینٍ فَمَنْ تَطَوَّعَ خَیْراً فَهُوَ خَیْرٌ لَهُ وَأَنْ تَصُومُوا خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنتُمْ تَعْلَمُونَ (184)
ترجمه : «روزهای که روزه گرفتن آنها بر شما نوشته و فرض شده است » روزهای شمرده شده است پس هرکس از شما «مسلمانان» بیمار بود و یا اینکه درسفری بود «و نتوانست روزه بگیرد» پس در روزهای دیگری «از سال» را «روزه بگیرد» و برکسانی که توان روزه گرفتن دارند «ولی بازهم بنا برعللی روزه نمی گیرند» ضروری است که در قبال هر روز به یک مسکین خوراکی بعنوان فدیه بدهند و هرکس کار نفلی و خیری «همانند فدیه بیشتر دادن» را انجام دهد این برای خودش خوب است ، و اگرشما« با وجود اینکه روزه برشما اجباری نیست واختیاری است » روزه بگیرید «و فدیه ندهید» برایتان بهتر است اگر شما باشید که «حقیقت و حکمت روزه را» بدانید .
تفسیرآسان آیه (184) سوره بقره
(أَیَّاماً مَعْدُودَاتٍ) مراد از روزهای شمرده شده و معینی که در این قسمت آیه آمده که باید مسلمانان روزه بگیرند همان بیست و نه روز و یا سی روز ماه مبارک رمضان می باشد همانگونه که در آیه بعدی، این مطلب را الله متعال بیان نموده است .
ناگفته نماند که در این که الله متعال در این آیه بیان نموده که روزهای که مسلمانان باید روزه بگیرند روزهای معین و مشخصی است به نوعی آسان و اندک جلودادن روزه است تا اینکه مسلمانان از اول بدانند که روزهای که باید روزه بگیرند نسبت به روزها تمام سال بسیار اندک و کم می باشند و با این طریق تشویق ترو آماده تر گشته و علاقه بیشتری پیدا خواهند نمود و برای روزه گرفتن تلاش بیشتری می کنند تا اینکه فضیلت روزه گرفتن در این بهار عبادت را از دست ندهند.
(فَمَنْ کَانَ مِنْکُمْ مَرِیضاً أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ أَیَّامٍ أُخَرَ) در این قسمت از آیه الله متعال یک لطف و آسانگیری بر مسلمانان را ذکر نموده و آن اینکه اگر مسلمانی در ماه مبارک رمضان مریض شد و توان روزه گرفتن را نداشت او می تواند در رمضان روزه اش را بخورد و بعدا که از بیماری بهتر شد در سایر روزهای سال به همان تعدادی که روزه خورده، قضای آن روزه ها را بجا آورد، همانگونه که اگر فردی در مسافرتی بوده ونتوانست در ماه مبارک رمضان روزه بگیرد او بعد از این که از سفر بازگشت و به وطن رسید در سایر ایام سال به تعداد همان روزهای که در رمضان بنا بر مسافرت خورده ونتوانسته روزه بگیرد ، روزه بگیرد .
(وَعَلَى الَّذِینَ یُطِیقُونَهُ فِدْیَةٌ طَعَامُ مِسْکِینٍ) در قسمت از آیه، الله متعال مطلبی را بیان می کند که منسوخ شده است و آن اینکه در اوائل فرضیت روزه رمضان، با وجودی که افراد توان روزه گرفتن را می داشتند بازهم می توانستند که روزه نگیرند و در قبال هر روز به یک مسکین خوراک بدهند که این حکم منسوخ شده است همان گونه که در آیه بعدی این مطلب آمده است .
ناگفته نماند که ابن عباس رضی الله عنه این قسمت از آیه را منسوخ نمی داند و بلکه آن را درباره زن شیرده و حامله و پیر مرد و پیر زنی می داند که با سختی توان روزه گرفتن را دارند ، ایشان می گوید: برای این نوع افراد که خیلی پیر و ضعیف اند و روزه گرفتن برآنها بسیار سخت است آنها می توانند روزه را خورده و به جای هر روز به یک مسکین فدیه و خوراک بدهند .
(فَمَنْ تَطَوَّعَ خَیْراً فَهُوَ خَیْرٌ لَهُ) در این قسمت ازآیه ، الله متعال بیان نموده اند که هرکس کار نفلی و خیری «همانند فدیه بیشتر دادن به مسکین ها» را انجام دهد این برای خودش خوب است ، زیرا اجر و ثواب کارها به خود انسان باز می گردد، لذا انسان اگر علاوه از فرض ها به نوافل پرداخته و علاوه از واجبات به نوافل بپردازد برای خود فرد اجرو ثواب بیشتری رسیده و بهتر خواهد بود .
(وَأَنْ تَصُومُوا خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنتُمْ تَعْلَمُونَ) در این قسمت ازآیه، الله متعال بیان نموده است که روزه گرچه بصورت واجب نیست و فدیه دادن به جای روزه گرفتن مجاز است ولی اگر روزه بگیرید برایتان از نظر اجر و ثواب و تزکیه و پرهیزگاری بهتر است ، اگر حکمت ها و علت ها روزه گرفتن را بدنید .
ناگفته نماند همان گونه که قبلا بیان شد؛ جریان اختیاری بودن روزه در ماه مبارک رمضان دراوائل فرضیت روزه بوده وبعدا منسوخ شده و حالا روزه گرفتن برای هر مسلمانی واجب است مگر برکسی که عذرشرعی داشته باشد ، همان گونه که در آیه بعدی خواهد آمد.
ترجمه آیه (۱۸۲) سوره بقره
فَمَنْ خَافَ مِنْ مُوصٍ جَنَفاً أَوْ إِثْماً فَأَصْلَحَ بَیْنَهُمْ فَلا إِثْمَ عَلَیْهِ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ (182)
ترجمه : پس هرکس ترسید که وصیت کننده ای «نسبت به ورثه» در وصیتش انحراف و گناهی را مرتکب شده باشد، وسپس او در میان آنها اصلاح نمود پس براو گناهی نیست ، بی گمان که الله متعال بسیار آمرزنده و بی نهایت مهربان است .
تفسیرآسان آیه (182) سوره بقره
(فَمَنْ خَافَ مِنْ مُوصٍ جَنَفاً أَوْ إِثْماً فَأَصْلَحَ بَیْنَهُمْ فَلا إِثْمَ عَلَیْهِ) دراین قسمت از آیه الله متعال به مسلمانان اجازه داده است که اگر وصیت کننده ای بنا بر هر علتی در وصیت نامه خود دچار انحراف و گناهی شد، آن را اصلاح کنند و این اصلاح در حقیقت گناهی ندارد که هیچ بلکه باعث اجر و ثواب برای اصلاح گر شده و باعث عدل و انصاف در حق وارثین می گردد.
(إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ) آری الله متعال «بی نهایت آمرزنده» است که گناه افرادی را که بخواهد می آمرزد حتی اگر در وصیت نامه های خود دچار انحراف و گناه شده باشند ،همان گونه که الله متعال «بی نهایت مهربان» است که اجازه تغییر وصیت نامه های خلاف شرع را داده تا با این طریق ظلم از افراد دور شده و حق به حق دار برسد، و بار گناه کسانی که در وصیت های خود دچار انحراف و گناه شده اند کم شود .
ترجمه آیه (۱۸۱) سوره بقره
فَمَنْ بَدَّلَهُ بَعْدَمَا سَمِعَهُ فَإِنَّمَا إِثْمُهُ عَلَى الَّذِینَ یُبَدِّلُونَهُ إِنَّ اللَّهَ سَمِیعٌ عَلِیمٌ (181)
ترجمه : لذا هرکس «این وصیت را» بعد از اینکه «از وصیت کننده» شنید عوض و تبدیل نمود همانا گناهش برکسانی است که آن وصیت را تبدیل و عوض می کنند همانا الله «نسبت به وصیت» کاملا شنوا و «نسبت به کارهای شما» بی نهایت داناست .
تفسیرآسان آیه (181) سوره بقره
(فَمَنْ بَدَّلَهُ بَعْدَمَا سَمِعَهُ فَإِنَّمَا إِثْمُهُ عَلَى الَّذِینَ یُبَدِّلُونَهُ) در آیه قبلی الله متعال وصیت نمودن در حق پدر و مادر و خویشاوندان به نیکی را حقی برعهده پرهیزگاران گذاشته است و در این آیه به کسانی هشدار می دهد که بعد ازمردن وصیت کننده وصیت نامه او به ناحق و به سود برخی تغییر می دهند، الله متعال به این تغییر دهند گان هشدار می دهد که انجام چنین کاری گناه است و جرم این گناه بعهده کسانی است که چنین جرمی را مرتکب می شوند لذا از تغییر دادن وصیت نامه های مشروع پرهیز نمایید و گرفتار چنین گناه و جرمی نشوید .
(إِنَّ اللَّهَ سَمِیعٌ عَلِیمٌ) دراین قسمت از آیه ، الله متعال دو صفت از صفات خویش را ذکر نموده یک « سَمِیعٌ » یعنی اینکه الله متعال کاملا شنوا است ووصیت مرده را خوب شنیده است لذا آن را تغییر ندهید ، و صفت دیگر « عَلِیمٌ » است یعنی الله متعال بی نهایت دانا است و اهداف کسانی که وصیت نامه های مشروع را تغییر می دهند را خوب می داند.
آری وقتی که الله متعال «بی نهایت شنوا» و «بی نهایت دانا است» پس نمی شود سخنی گفت که او نشنود و یا کاری کرد که او نداند، پس ما باید مواظب تمام گفتار و کردار ما باشیم، زیرا الله متعال همه حرفهای ما را شنیده و از تمام کارهای ما آگاه و باخبراست و فردای قیامت باید پاسخ درستی برای تمام گفتارو کردارما داشته باشیم .
ترجمه آیه (۱۸۰) سوره بقره
کُتِبَ عَلَیْکُمْ إِذَا حَضَرَ أَحَدَکُمْ الْمَوْتُ إِنْ تَرَکَ خَیْراً الْوَصِیَّةُ لِلْوَالِدَیْنِ وَالأَقْرَبِینَ بِالْمَعْرُوفِ حَقّاً عَلَى الْمُتَّقِینَ (180)
ترجمه : «ای مسلمانان» برشما نوشته «و مقرر» گشته است که هرگاه مرگ یکی از شما فرا رسید اگر مالی را «بعد از خود» رها می نمید پس برای پدر و مادر و خویشاوندان خویش به نیکی «و نحو احسن» وصیت نماید «این وصیت نمودن» حقی برپرهیزگاران است .
تفسیرآسان آیه (180) سوره بقره
(کُتِبَ عَلَیْکُمْ إِذَا حَضَرَ أَحَدَکُمْ الْمَوْتُ إِنْ تَرَکَ خَیْراً الْوَصِیَّةُ لِلْوَالِدَیْنِ وَالأَقْرَبِینَ بِالْمَعْرُوفِ) در این قسمت از آیه الله متعال بر مسلمانان نوشته و مقرر نموده است که به هنگام مرگ اگر مال و ثروتی به جا می گذارند برای پدر و مادر و خویشاوندان خویش به نحو احسن و نیکی وصیت نمایند ، آری ازآنچه آیات قرآنی و احادیث صحیح نبوی فهمیده می شود این است که پدر و مادر و خویشاوندان نسبت به مرده دو حالت پیدا می کنند که در یک حالت وصیت در حق آنها جایز است ولی در حالت دوم وصیت در حق آنها جایز نمی باشد :
1 - اگر پدر و مادر مسلمان بوده و فرزند مرده آنها نیز مسلمان باشد و هیچ مانعی برای ارث بردن از قبیل قتل و یا کفر و بردگی وجود نداشته باشد در این صورت پدر و مادر از فرزند مرده خود به همان اندازه ارث می برند که در قرآن و سنّت صحیح برای آنها آمده و وصیت درحق آنها مجاز نیست و این آیه در باره چنین پدر و مادرانی نیست بلکه همانگونه که در روایت صحیح شماره « 3641 » سنن نسائی ازرسول الله صلی الله علیه و آله وسلم در باره چنین پدر و مادرها و سایروارثین چنین روایت شده که ایشان چنین فرمودند : « إِنَّ اللَّهَ قَدْ أَعْطَى کُلَّ ذِی حَقٍّ حَقَّهُ فَلَا وَصِیَّةَ لِوَارِثٍ » یعنی : همانا الله متعال حق هر صاحب حقی را «در ارث و میراث» به داده است پس برای هیچ وارثی وصیت مجاز نیست .
2 - ولی اگر پدر و مادر مسلمان نباشند و یا اینکه قتل فرزندشان را مرتکب شده باشند و یا برده باشند در این صورت از فرزندشان ارث نمی برند در چنین مواقعی فرزندشان می تواند از مال و ثروتش در حد یک سوم به آنها وصیت کند و این آیه در حقیقت برای این نوع فرزندان و پدر و مادران می باشد .
آری سایرخویشاوندان فرد از قبیل فرزند، همسر ، برادر، خواهر ، دایی ، عمو و غیره نیزاز همین دو حالت خالی نیستند یا وارث اند که حق آنها در قرآن و سنّت صحیح آمده و وصیت در حق آنها مجاز نمی باشد و یا اینکه بنا بر عللی از وارثان قرار نمی گیرند که در این صورت تا یک سوم مال در حق آنها وصیت مجاز می باشد .
(حَقّاً عَلَى الْمُتَّقِینَ) در این قسمت ازآیه ؛ الله متعال بیان نمودند که این وصیت در حق پدر و مادر و خویشاوندان در مواقع خاصی مجاز است ؛ حقی است که الله متعال بر عهده پرهیزگاران گذاشته است و آن را در حقیقت کسی رعایت می کند که اهل تقوا و پرهیزگاری باشد ولی آن دسته از افراد که با تقوا و پرهیزگاری سرکاری ندارند از عمل به چنین وصیت هایی دوری می کنند .