ترجمه آیه (143) سوره بقره
وَکَذَلِکَ جَعَلْنَاکُمْ أُمَّةً وَسَطاً لِتَکُونُوا شُهَدَاءَ عَلَى النَّاسِ وَیَکُونَ الرَّسُولُ عَلَیْکُمْ شَهِیداً وَمَا جَعَلْنَا الْقِبْلَةَ الَّتِی کُنتَ عَلَیْهَا إِلاَّ لِنَعْلَمَ مَنْ یَتَّبِعُ الرَّسُولَ مِمَّنْ یَنقَلِبُ عَلَى عَقِبَیْهِ وَإِنْ کَانَتْ لَکَبِیرَةً إِلاَّ عَلَى الَّذِینَ هَدَى اللَّهُ وَمَا کَانَ اللَّهُ لِیُضِیعَ إِیمَانَکُمْ إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَءُوفٌ رَحِیمٌ (143)
ترجمه : و این گونه ما شما را امت منصف میانه گردانیده ایم تا اینکه (در روز قیامت) گواهان بر مردم باشید و رسول الله (نیز) گواهی بر شما باشد، و ما قبله ای را که تو برآن بودی نگرداندیم مگر اینکه ما بدانیم که چه کسی از رسول الله پیروی می کند و چه کسی بر پشت دو پایش برمی گردد و گرچه این (تبدیلی قبله) کاری بس بزرگ و سختی است مگر برای کسی که الله هدایتش داده است و نبود که الله (نماز تان که ازمهم ترین شعبه جات) ایمانتان (است) را ضایع کند همانا الله نسبت به مردم بسیار نرم و بی نهایت مهربان است .
تفسیر آسان آیه (143) سوره بقره
(وَکَذَلِکَ جَعَلْنَاکُمْ أُمَّةً وَسَطاً )الله متعال دراین قسمت از آیه امت محمدی صلی الله علیه و آله وسلم را خطاب قرار داده فرموده اند : این چنین ما شما را امت منصف میانه گردانیده ایم .
(لِتَکُونُوا شُهَدَاءَ عَلَى النَّاسِ) این قسمت از آیه ربط به روز قیامت و گواهی دادن امت محمدی بر علیه قوم نوح علیه السلام می باشد، برای بهتر واضح شدن این جریان به ترجمه حدیث صحیحی که در صحیح بخاری حدیث شماره (3339) آمده توجه فرمایید : ابوسعید خدری رضی الله عنه فرمودند: رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند: نوح و امتش (در روز قیامت) می آیند، الله متعال (به نوح) می گوید : آیا (پیام های الهی را به امتت) رساندی؟ (نوح) می گوید: بله ای پروردگار من، سپس (الله) به امتیان نوح می گوید: آیا (نوح ؛ پیام های مرا) به شما رسانده است؟ آنها (به دروغ) می گویند: هیچ پیامبری به نزد ما نیامده است، (الله متعال) به نوح می گوید: چه کسی برایت گواهی می دهد (که تو پیام های مرا به امتیانت رسانده ای)؟ (نوح) می گوید : محمد صلی الله علیه و آله وسلم و امتیانش، (گواهی می دهند که من پیام های تو را رسانده ام، رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند: در آن وقت است که) ما گواهی می دهیم که نوح (پیامهای الله متعال) را (به امتش) رسانده است، و (این) همان چیزی است (که) در این گفته الله عزوجل (آمده است) : وَکَذَلِکَ جَعَلْنَاکُمْ أُمَّةً وَسَطًا لِتَکُونُوا شُهَدَاءَ عَلَى النَّاسِ.
(وَیَکُونَ الرَّسُولُ عَلَیْکُمْ شَهِیداً) مراد از (الرَّسُولُ) در این قسمت از آیه پیامبر الهی محمد صلی الله علیه و آله وسلم می باشد، و مراد از گواهی همان گواهی در آخرت است یعنی اینکه در روز قیامت در حضور الله متعال رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم گواهی می دهد که پیام های الهی را به امتیانش رسانده است .
(وَمَا جَعَلْنَا الْقِبْلَةَ الَّتِی کُنتَ عَلَیْهَا إِلاَّ لِنَعْلَمَ مَنْ یَتَّبِعُ الرَّسُولَ مِمَّنْ یَنقَلِبُ عَلَى عَقِبَیْهِ) در این قسمت از آیه یکی ازحکمت های تبدیلی و تعویضی قبله آمده است و آن حکمت و علت همان آزمایش الهی است که چه کسی از رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم پیروی می کند و به همراه رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم قبله اش را تعویض و تبدیل می کند و چه کسی بر پشت پاهایش برگشته و با رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم مخالفت می کند .
(وَإِنْ کَانَتْ لَکَبِیرَةً إِلاَّ عَلَى الَّذِینَ هَدَى اللَّهُ) آری چرخش از سمت بیت المقدس بسوی کعبه برای کسانی که از خواهشات نفسانی پیروی می کنند بسیار امر مشکلی است ولی برای آنانی که الله متعال آنها را هدایت نموده برای آنها هیچ مشکلی نیست زیرا در کاری که در آن پیروی از دستورات الهی و اطاعت از رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم باشد دیگر مشکلی وجود ندارد .
(وَمَا کَانَ اللَّهُ لِیُضِیعَ إِیمَانَکُمْ) مراد از (ایمان) در این قسمت از آیه (نماز) است و از آنجایی که یکی از مهم ترین ارکان اسلام نماز است بهمین خاطر در این آیه با (ایمان) از (نماز) تعبیر و بیان شده است و بهمین خاطراست که در برخی از احادیث صحیح ترک نماز تعبیر از کفر شده است .
آنچه در باره این قسمت از این آیه باید گفته شود این است : زمانی که قبله از سمت (بیت المقدس) بسوی (کعبه) تبدیل و تعویض شد، سؤالی در اذهان برخی از یاران رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم مطرح شد و آن اینکه جریان نمازهای آن دسته از افرادی که قبل از تعویض و تبدیلی قبله وفات نموده و یا شهید شده اند چه می شود؟. الله متعال این آیه را نازل نموده و درآن بیان نموده است که الله ایمان یعنی نمازتان را ضایع نمی گرداند یعنی نمازهای که افرادی که قبل از تعویض و تبدیلی قبله وفات نموده و یا شهید شدند مورد قبول است زیرا در آن زمان قبله درست همان (بیت المقدس) بوده و آنها بدان سو نماز خوانده اند ، ولی از این به بعد کسی نباید بسوی (بیت المقدس) نماز بخواند، و باید هر مسلمانی در هر زمان و مکانی بسوی کعبه نماز بخواند و حالا اگر کسی بصورت عمدی به سوی کعبه نماز نخواند، نمازش باطل و بی اعتبار است .
(إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَءُوفٌ رَحِیمٌ) آری الله متعال نسبت به مردم بسیار نرم و بی نهایت مهربان است و بهمین خاطراست که نمازهای افرادی که قبل از تعویض و تبدیلی قبله وفات نموده اند را ضایع نمی کند و بلکه آنها را پذیرفته و به آنها اجر و ثواب می دهد .
آری در این قسمت از آیه دوصفت زیبا از صفت های بسیار زیبای الله متعال ذکر شده است :
1 - (رَءُوفٌ) یعنی ذات که دارای رأفت ومهربانی بسیار زیادی است ، آری الله متعال ذاتی است که رأفت و مهربانی او در این دنیا شامل حال تمام انسانها اعم از مسلمان و کافر شده است و به همه آنها در این دنیا نعمت داده است و آنها را دراین دنیا بسیاری از مواقع گرفت نمی کند و بلکه برعکس آنها را با نعمتهایش می نوازد .
2 - ( رَحِیمٌ) یعنی ذات بی نهایت مهربان ، ذاتی که مهربانیش در آخرت شامل حال اهل ایمان خواهد شد و کافران از آن بی بهره خواهند ماند .
پس تو ای بنده گنه کار به دو نام (رَءُوفٌ) و ( رَحِیمٌ) متوسل شده و از او نعمتهای فروان خواسته و دست از گناهانت بکش ، تا اینکه (رؤفیت) او در دنیا و (رحمیت) او در آخرت شامل حال تو گردد .
ترجمه آیه (142) سوره بقره
سَیَقُولُ السُّفَهَاءُ مِنْ النَّاسِ مَا وَلاَّهُمْ عَنْ قِبْلَتِهِمْ الَّتِی کَانُوا عَلَیْهَا قُلْ لِلَّهِ الْمَشْرِقُ وَالْمَغْرِبُ یَهْدِی مَنْ یَشَاءُ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِیمٍ (142)
ترجمه : بزودی انسانهای نابخرد و احمق خواهند گفت: چه چیز ایشان را از قبله ای که قبلا برآن بودند برگردانده است؟ بگو خاور و باختر(وسایر جهات) از آن الله است (واو) هر کسی را که بخواهد به راه راست هدایت می دهد.
تفسیر آسان آیه (142) سوره بقره
(سَیَقُولُ السُّفَهَاءُ مِنْ النَّاسِ مَا وَلاَّهُمْ عَنْ قِبْلَتِهِمْ الَّتِی کَانُوا عَلَیْهَا) زمانی که رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم به مدینه منوره تشریف آوردند، شانزده الی هفده ما به سمت (بیت المقدس) نماز می خواندند، ولی خواهش قلبی رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم این بود که قبله عوض شده و به سوی کعبه نماز بخوانند که همین اتفاق هم افتاد، الله متعال به رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم دستور داد تا بسوی کعبه نماز بخواند، بعد از این حکم الهی؛ افراد نابخرد از یهود و مشرکین اعتراض نمودند که این چه دینی است که هر روز به سمتی نماز می خواند، و چرا مسلمانان قبله خویش را از (بیت المقدس) به (کعبه) عوض و تبدیل نمودند .
(قُلْ لِلَّهِ الْمَشْرِقُ وَالْمَغْرِبُ) الله متعال به پیامبر بزرگوارش محمد صلی الله علیه و آله وسلم دستور داد که به این بی خردان بگو: خاور و باختر(و سایرجهات) از آن الله متعال است، لذا در اصل خواندن نمازها به سمت مشرق و یا مغرب زیاد مهم نیست، مهم اطاعت و فرمانبرداری از دستورات الله متعال است و ما مسلمانان تابع دستورات الله مهربان می باشیم تا به حال الله متعال به ما دستور داده بود که به سمت (بیت المقدس) نماز بخوانید ما هم اطاعت نموده و خواندیم ولی از امروز به بعد به ما دستور داده که به سمت (کعبه) بخوانید و ما هم می خوانیم ، لذا برای ما مسلمانان سمت و جهت مهم نیست آنچه که برای ما مهم است اطاعت و فرمانبرداری از الله مهربان است و بس .
(یَهْدِی مَنْ یَشَاءُ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِیمٍ) آری هدایت دهنده به راه راست الله متعال می باشد و اوست که هرکسی را که بخواهد به راه راست هدایت می دهد ، و الله متعال مسلمانان را به راه راست هدایت داده است و من جمله آن این است که بهترین قبله که کعبه است را به آنها داده و به آنها گفته که بدین سو نماز بخوانند .
دراین قسمت آیه مطلب بسیار مهمی ذکر شده و آن اینکه هدایت دهنده فقط و فقط الله متعال می باشد و او هرکسی را که بخواهد به راست هدایت خواهد داد، به همین خاطر است که الله متعال در سوره فاتحه به ما یاد داده تا در هر رکعت نماز مان بگوییم : (یا الله) ما را به راه راست هدایت نما.
و اما سوال اینجاست که راه راست کدام است؟ ما وقتی که به آیات متعدد که در قرآن درباره راه راست آمده دقت کنیم ، این مطلب را بوضوح خواهیم فهمید که راه راست همان توحید و یکتا پرستی است همان راهی که پیامبران ، راستگویان ، شهداء و نیکوکاران برآن رفته اند.
درپایان تفسیراین آیه باید گفت که به یک مطلب قابل فکری در این آیه اشاره شده است و آن اینکه اعتراض براسلام و احکام اسلامی سنّت و روش دیرینه دشمنان اسلام است، لذا اگر ما امروز می بینیم افرادی به برخی از احکام و مسائل اسلامی خورده می گیرند در حقیقت اینها خلف همان سلف نابخرد خویش اند، و این نباید ما را از دین ما برگردانده و یا نسبت به احکام ناب و زیبا و حکیمانه آن دلسرد و مشکوک سازد ، بلکه باید علما و داعیان دینی بر روش قرآنی به این شبهات و اعتراضات واهی که از سوی نابخردان بر دین و احکام دینی وارد می شود پاسخ قانع کننده ای ارائه دهند ، تا با این طریق بشود از اسلام دفاع نموده و شکوک و شبهات مطرح شده را برطرف کرد.
ترجمه آیه (141) سوره بقره
تِلْکَ أُمَّةٌ قَدْ خَلَتْ لَهَا مَا کَسَبَتْ وَلَکُمْ مَا کَسَبْتُمْ وَلا تُسْأَلُونَ عَمَّا کَانُوا یَعْمَلُونَ (141)
ترجمه : آن امتی است که گذشته و برایش است آنچه را که انجام داده و برایتان است آنچه را که شما انجام داده اید و از شما نسبت به آنچه آنها بودند که انجام می دادند پرسیده نخواهد شد .
تفسیرآسان آیه (141) سوره بقره
(تِلْکَ أُمَّةٌ قَدْ خَلَتْ لَهَا مَا کَسَبَتْ وَلَکُمْ مَا کَسَبْتُمْ) الله متعال در این قسمت از آیه به یهودیان و نصرانی می گوید : که آن های (که شما مدعی یهودی بودن و یا نصرانی بودن آنها هستید ) آنها ملتی بودند که گذشتند وهر آنچه انجام داده اند برای خودشان است و شما هر آنچه انجام می دهی برای خودتان است ، لذا شما اگرکردار نیک نداشته باشید نیکی آن بزرگواران برای شما نفعی نخواهد داشت ، و کردار زشت شما را نیزدر قیامت بردوش آنها نخواهند گذاشت .
(وَلا تُسْأَلُونَ عَمَّا کَانُوا یَعْمَلُونَ) در این قسمت از آیه الله متعال بازهم خطاب به یهود و نصاری می فرماید: از شما نسبت به آنچه آنها انجام می دادند سؤال نخواهد شد، یعنی شما بفکر اصلاح خودتان باشید که از شما نسبت به گفتار و کردار خودتان سؤال خواهد شد و شما باید پاسخ گوی خودتان باشید .
آری این قانون الهی است که هرکس باید پاسخ گوی گفتار و رفتار خودش باشد ، خوبی پدران و نیاکان به نفع فرزندان نخواهد شد و بدی فرزندان را از پدران نخواهند پرسید ، هرکس چه خوبی کند و چه بدی، خودش باید نتیجه اعمالش را به بیند نه دیگران ، و این عین عدل و انصاف است .
ترجمه آیه (140) سوره بقره
أَمْ تَقُولُونَ إِنَّ إِبْرَاهِیمَ وَإِسْمَاعِیلَ وَإِسْحَقَ وَیَعْقُوبَ وَالأَسْبَاطَ کَانُوا هُوداً أَوْ نَصَارَى قُلْ أَأَنْتُمْ أَعْلَمُ أَمْ اللَّهُ وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ کَتَمَ شَهَادَةً عِنْدَهُ مِنْ اللَّهِ وَمَا اللَّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ (140)
ترجمه : آیا (شما ای اهل کتاب) می گویید که همانا ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و نوه های و نسل (یعقوب) یهودی بودند و یا نصرانی بودند. بگو(ای اهل کتاب) آیا (نسبت به این جریان) شما آگاه ترهستید یا الله؟!، وکیست ظالم تر از آنی که گواهی از الله بنزدش باشد و او آن را بپوشاند و الله از آنچه شما انجام می دهید بی خبرنیست .
تفسیر آسان آیه (140) سوره بقره
(أَمْ تَقُولُونَ إِنَّ إِبْرَاهِیمَ وَإِسْمَاعِیلَ وَإِسْحَقَ وَیَعْقُوبَ وَالأَسْبَاطَ کَانُوا هُوداً أَوْ نَصَارَى) یهودیان و نصرانی ها مدعی بودند که ابراهیم علیه السلام و سایرپیامبران و بزرگوارانی که در این آیه ذکر شده یهودی و یا نصرانی بوده اند ، الله متعال در اینجا از آنها می پرسد که چرا دروغ می گویید که اینها یهودی و یا نصرانی بودند و در حالی که یهودیت و نصرانیت بعد از اینها بوده و اینها هر گز یهودی و نصرانی نبوده اند .
(قُلْ أَأَنْتُمْ أَعْلَمُ أَمْ اللَّهُ) الله متعال در این قسمت از آیه به پیامبر بزرگوار اسلام دستور می دهد که به این یهودیان و نصرانی ها بگو آیا شما نسبت به این جریان آگاه ترهستید یا اینکه الله؟ و این واضح است که الله متعال از آنها نسبت به این جریان آگاه تر است ، و الله متعال این را قبول ندارد که این بزرگوارن یهودی و یا نصرانی بوده باشند ، بلکه یهودیت و نصرانیت بعد از این بزرگوران بوجود آمده است .
(وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ کَتَمَ شَهَادَةً عِنْدَهُ مِنْ اللَّهِ) آری خود یهودیان و نصرانی ها نیز این را خوب می دانند که ابراهیم و سایربزرگورانی که در این آیه ذکر شده نه یهودی بودند و نه هم نصرانی بلکه این گواهی موجود را پوشیده وبه دروغ مدعی شده اند که این بزرگواران یهودی و یا نصرانی بوده اند و ظالم ترین فرد کسی است که از جانب الله یک گواهی در نزد او باشد و او آن را پوشیده و گواهی به دروغ بدهد .
از این قسمت آیه یک مطلب مهم فهمیده می شود و آن اینکه پوشش حقایق دینی ظلم است و ظالم ترین فرد کسی است که حقایق دینی را بنا بر اهداف دنیوی بپوشاند .
(وَمَا اللَّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ) در پایان این آیه الله متعال خطاب به یهودیان و نصرانی ها می گوید : که الله از آنچه شما انجام می دهید غافل و بی خبر نیست، و خوب می داند که شما یهودیان و نصرانی ها چقدر دروغ می گویید و چه جرم ها و جنایت هایی را که مر تکب می شوید، لذا متوجه باشید که یک روزی باید پاسخ گوی این گفتار دروغین و این کردار زشتتان باشید .
ترجمه آیه (139) سوره بقره
قُلْ أَتُحَاجُّونَنَا فِی اللَّهِ وَهُوَ رَبُّنَا وَرَبُّکُمْ وَلَنَا أَعْمَالُنَا وَلَکُمْ أَعْمَالُکُمْ وَنَحْنُ لَهُ مُخْلِصُونَ (139)
ترجمه : (به این یهودیان و نصرانی ها) بگو آیا شما با ما (اهل اسلام) در باره الله مجادله می کنید و در حالی که او پروردگار ما و پروردگار شماست و برای ما کردار ماست و برای شما کردار شماست و فقط ما خالصانه عبادت گذاران او هستیم .
تفسیرآسان آیه (139) سوره بقره
(قُلْ أَتُحَاجُّونَنَا فِی اللَّهِ) از آنجایی که یهود و نصاری بنا بر خیالات و اوهام می گفتند که نباید آخرین پیامبر از عرب ها می بود و باید از ما قوم بنی اسرائیل می بود ، الله متعال در این آیه خطاب به پیامبرش محمد صلی الله علیه و آله وسلم می فرماید: (که به این اهل کتاب) بگو آیا در باره الله (متعال) با ما مجادله می کنید (و به دروغ می گویید که باید چنین می کرد و یا چنان می کرد) .
(وَهُوَ رَبُّنَا وَرَبُّکُمْ) در این قسمت آیه ادامه رد بر قوم بنی اسرائیل است و این مطلب را بیان می دارد که الله متعال مخصوص قوم خاصی نیست، بلکه پروردگار تمام انسانها و تمام موجودات است ، لذا هر کس را بخواهد از رحمات و نعمات خویش بهرمند می سازد .
(وَلَنَا أَعْمَالُنَا وَلَکُمْ أَعْمَالُکُمْ) در این قسمت به اهل کتاب می فهماند که شما ای اهل کتاب چه کار دارید که ما چه می کنیم و یا چه نمی کنیم این به خود ما مسلمانان ربط دارد و از شما کردارخودتان پرسیده خواهد شد و از ما نسبت به کردار خودمان پرسیده خواهد شد، نه ما از کردار شما پرسیده می شویم و نه شما از کردار ما ، لذا شما ای اهل کتاب از این خیالات و اوهام واهی بیرون آمده و بفکر نجات خویشتن از عذاب جاویدان الهی باشید .
(وَنَحْنُ لَهُ مُخْلِصُونَ) در اینجا الله متعال مخلص بودن صحابه رضی الله عنهم را بصورت خصوص و مخلص بودن اهل اسلام را بطور عموم بیان نموده و عدم اخلاص یهود و نصاری را بیان می دارد، زیرا الله متعال از مسلمانان خواسته که بگویند : فقط ما مخلصانه الله (متعال) را پرستش و عبادت می کنیم ، یعنی: دین ما از ما این را می خواهد و ما باید اینگونه باشیم و هر کس این گونه نباشد او از دستورات شرع سرپیچی نموده و اعمالی را که بدون اخلاص انجام داده بجای اجر و ثواب کوله باری از گناه همراه خواهد داشت .
ترجمه آیه (138) سوره بقره
صِبْغَةَ اللَّهِ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنْ اللَّهِ صِبْغَةً وَنَحْنُ لَهُ عَابِدُونَ (138)
ترجمه : رنگ (آمیزی) الله (رنگ آمیزی واقعی است) و چه کسی از نظررنگ (آمیزی) از الله بهتراست و ما فقط عبادت گذاران او هستیم .
تفسیر آسان آیه (138) سوره بقره
(صِبْغَةَ اللَّهِ) مراد از (رنگ الله) همان دین الله متعال است، یعنی دین اسلام که همان تنها دین معتبر و توحیدی موجود در دنیا باشد .
(وَمَنْ أَحْسَنُ مِنْ اللَّهِ صِبْغَةً) این قسمت از آیه ردی بر یهود و نصاری و سایر ادیان و افکاری است که مدعی حق اند، الله متعال آنها را رد نموده و و این مطلب مهم و اساسی را بیان نموده است که دین معتبردر نزد الله متعال فقط اسلام است و بس، پس خود را با رنگ اسلام رنگ آمیزی و آراسته نمایید ، زیرا هیچ کس بهتر از الله متعال رنگ آمیزی و آراسته و زیبا سازی نمی نماید، پس هرکس می خواهد با رنگ الهی افکار و عقایدیش را آراسته و مزیّن نماید پس باید ملبّس به لباس دین توحیدی و جاویدان اسلام گردد.
(وَنَحْنُ لَهُ عَابِدُونَ) آری ما مسلمانان فقط و فقط عبادت گذاران و پرستش کنندگان آن معبود به حق هستیم ، و هر گز کسی و یا چیزی غیر از او را عبادت و پرستش نخواهیم کرد ، و عبادت و پرستش غیر او را شرک دانسته ومشرک را مستحق دائمی جهنم می دانیم .
ترجمه آیه (137) سوره بقره
فَإِنْ آمَنُوا بِمِثْلِ مَا آمَنتُمْ بِهِ فَقَدْ اهْتَدَوا وَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّمَا هُمْ فِی شِقَاقٍ فَسَیَکْفِیکَهُمْ اللَّهُ وَهُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ (137)
ترجمه : پس اگر آنها ایمان آوردند همانند آنچه شما بدان ایمان آورده اید پس هدایت شده اند و اگر پشت گرداندند همانا قطعا آنها در اختلاف و ستیزاند پس الله ترا (ای محمد) از آنها کفایت و بی نیاز می گرداند و اوست که بسیار شنوا و بی نهایت داناست .
تفسیرآسان آیه (137) سوره بقره
(فَإِنْ آمَنُوا بِمِثْلِ مَا آمَنتُمْ بِهِ فَقَدْ اهْتَدَوا) در این قسمت از آیه الله متعال چند مطلب مهم بیان نموده است :
1 - ایمان صحابه رضی الله عنهم را تأیید نموده است .
2 - ایمان صحابه رضی الله عنهم را معیار سنجش ایمان دیگران قرار داده است .
3- ادعای دروغین یهود و نصاری را که تنها خودشان را برهدایت و سایرین را برگمراهی می دانستند را رد نموده است .
4- بطلان کفار یهود و نصاری و سایرمشرکین را بیان نموده است .
بنا بر همین چهار چیز است که الله متعال خطاب به صحابه رضی الله عنهم فرمودند : اگر (کفار اهل کتاب و سایر مردم) همانند شما ایمان بیاورند بدانچه شما ایمان آورده اید آن وقت است که بر هدایت اند و رنه در گمراهی بسر می برند و ادعای هدایت بی دلیل آنها هیچ اعتباری ندارد و هرگز باعث نجات آنها نخواهد شد .
(وَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّمَا هُمْ فِی شِقَاقٍ) در این قسمت آیه الله متعال این مطلب را بیان نموده که اگر کفار اهل کتاب و سایر مشرکین و افراد ازایمان آوردن همانند ایمان صحابه رضی الله عنهم پشت گردانده و اعراض نمایند ، باید این را خوب بدانند که در اختلاف و ستیز بسر می برند و هرگزهدایت نخواهند شد .
آری در این آیه الله متعال ایمان صحابه رضی الله عنهم را معیار سنجش ایمان واقعی و غیر واقعی قرار داده است ، امروزه ما نیز باید ایمان ما را با ایمان آنها بسنجیم اگر همانند آنها و بدانچه آنان ایمان داشته اند ایمان داشتیم که الحمد لله ما برهدایت هستیم و نسبت به این نعمت الهی باید از الله متعال شکر نماییم ولی اگر والعیاذ بالله دیدیم که ایمان ما همانند آنها و بدانچه آنها ایمان داشته اند؛ نیست ، آن وقت است که باید نسبت به ایمان خویش تجدید نظر نماییم و با دعا از الله متعال و تلاش و کوشش برآن شویم تا همانند صحابه رضی الله عنهم و بدانچه آنها ایمان داشته اند ، ایمان آورده و با این معیار سنجش ایمان ما را اصلاح نماییم .
(فَسَیَکْفِیکَهُمْ اللَّهُ) در اینجا الله متعال خطاب به رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم می فرماید : پس عنقریب الله ترا از آنان بی نیاز خواهند گرداند، یعنی : آنقدر افراد زیادی به دین تو خواهد آمد که دیگر نیازی به این اهل کتاب نداشته باشی ، و همان گونه نیز شد که تمام قبایل عرب مشرف به اسلام شدند و در اواخر عمر مبارک رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم گروه گروه در اسلام داخل می شدند.
نکته دیگر اینکه : پس عنقریب الله ترا از آنان بی نیاز خواهند گرداند، یعنی : ترا برآنها پیروز خواهند گرداند و آنها را در مقابل تو شکست خواهد داد که این نیز اتفاق افتاد و تمام عربها و سایر مردم در مقابل پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم شکست خورده بودند و توان مقابله با آن را نداشتند .
(وَهُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ) آری الله متعال بسیار شنواست (که حرفهای دروغین اهل کتاب را و مدعیان دروغین هدات را خوب می شنود) و بی نهایت داناست (که از کردار و گفتار این دروغ گویان با خبر است) .
در این قسمت از آیه دو صفت از صفات زیبای الله متعال ذکر شده است ، یک (اَلسَّمِیعُ) یعنی : ذاتی که بی نهایت شنواست، و سخنان آهسته و بلند را می شنود ، پس تو ای مسلمان مواظب حرف زدنهایت باش زیرا روزی در مقابل این ذات بی نهایت شنوا خواهید ایستاد و نسبت به حرف هایی که توزده ای و او شنیده است ، باید پاسخگو باشی ، پس اگر می خواهی در آن روز شرمنده نشوی ، دروغ نگو، غیبت نکن، تهمت نزن، حرف زشت نگو، فحاشی نکن ، خلاصه این اینکه هیچ حرفی را از دهانت بیرون نکن که فردای قیامت باعث شرمندگی تو شود،بلکه برعکس راست بگو، ذکر بکن و هر سخن نیکی که می دانی باعث رضامندی و خوشنود پروردگار تو می گردد ازدهانت بیرون کن .
صفت دومی که در آخر این آیه آمده (اَلْعَلِیمُ) می باشد، (اَلْعَلِیمُ) یعنی : ذات بی نهایت دانا، ذاتی که راز دلها را می داند، ذاتی که اراده ها را می داند، ذاتی که آشکارها را می داند، ذاتی که مخفی ها را می داند، ذاتی که از همه چیز و همه کس نسبت به همه چیز و همه کس آگاه تراست و نمی شود چیزی را ازاو مخفی داشت، پس تو ای خواهر و برادر مسلمان من؛ مواظب گفتار و کردارت باش که همه و همه را او می داند و روزی باید در مقابل او پاسخ گویی گفتار و کردارت باشی .
ترجمه آیه (136) سوره بقره
قُولُوا آمَنَّا بِاللَّهِ وَمَا أُنزِلَ إِلَیْنَا وَمَا أُنزِلَ إِلَى إِبْرَاهِیمَ وَإِسْمَاعِیلَ وَإِسْحَقَ وَیَعْقُوبَ وَالأَسْبَاطِ وَمَا أُوتِیَ مُوسَى وَعِیسَى وَمَا أُوتِیَ النَّبِیُّونَ مِنْ رَبِّهِمْ لا نُفَرِّقُ بَیْنَ أَحَدٍ مِنْهُمْ وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ (136)
ترجمه : (شما ای مسلمانان) بگویید: ما به الله و به آنچه بسوی (پیامبر) ما (محمد) نازل گشته و به آنچه بسوی ابراهیم و اسماعیل واسحاق و یعقوب و نوه گان (یعقوب) نازل گشته و به آنچه به موسی و عیسی داده شده و به آنچه به (تمام) پیامبران از جانب پروردگارشان داده شده ایمان آورده ایم و ما در میان هیچ یک ازآنان فرق نمی گذاریم و ما فقط تسلیم شوندگان و فرمانبرداران همان(معبود به حق) هستیم .
تفسیر آسان آیه (136) سوره بقره
(قُولُوا) الله متعال در اینجا به ما مسلمانان دستور می دهند که در مقابل یهودیان و نصرانی های که می گویند : یهودی و نصرانی شوید تا هدایت یابید، بگویید : که ما ایمان به الله و آنچه بسوی (پیامبر) ما (محمد صلی الله علیه و آله وسلم) و....... نازل گشته ایمان آورده ایم .
(آمَنَّا بِاللَّهِ) اصلی ترین و مهم ترین مسأله اعتقادی و ایمانی که سایر مسائل ایمانی را تحت شعاع قرار داده و تابع آن اند (ایمان به الله متعال) می باشد، در ایمان به الله متعال چند چیز باید وجود داشته باشد تا ایمان به الله متعال کامل گردد:
1 - ایمان به وجود الله متعال یعنی اینکه ما معتقد باشیم که الله متعال وجود دارند.
2 - ایمان به وحدانیت الله متعال یعنی اینکه ما معتقد باشیم که فقط و فقط یک الله وجود دارد و بس .
3- ایمان به ربوبیت الله متعال یعنی اینکه معتقد باشیم که خالق و مالک همه موجودات فقط و فقط الله متعال اند و بس .
4- ایمان به الوهیت الله متعال یعنی اینکه معتقد باشیم که تمام عبادتها فقط و فقط باید برای الله متعال صورت گیرد زیرا او تنها معبود به حق و لایق پرستش می باشد وبس.
5- ایمان به اسماء و صفات الهی یعنی اینکه ما معتقد باشیم که هر نام و صفتی که الله متعال در قرآن مجید و یا رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم در احادیث شریف برای الله متعال بکار برده، حق است و ما معانی آنها را دانسته و کیفیت های آنها را نمی دانیم و در تمام آنها الله متعال را یکتا دانسته و ایشان به هیچ کسی و یا چیزی تشبیه نمی کنیم و برای نامها و صفات الله متعال معنای غلط بیان نکرده و آنها را توجیح غلط نمی نماییم .
(وَمَا أُنزِلَ إِلَیْنَا) آری آنچه که بر پیامبر ما محمد صلی الله علیه و آله وسلم نازل گشته است قرآن مجید است و ما معتقدیم که این کتاب از جانب الله متعال است و تا قیامت در آن هیچ تغییر و تحریفی ایجاد نخواهد شد ، و ما معتقدیم که این کتاب آسمانی حقوقی را بر هر مسلمان دارد که باید آن را رعایت کند و رنه در قیامت این کتاب جاوید الهی از او شکایت خواهد نمود و آن حقوق از قرار زیراست :
1 - ایمان دقیق و درست به آن داشتن .
2 - روخوانی و تلاوت آن را به حد توان یاد گرفتن .
3- ترجمه و تفسیر آن را به حد توان یاد گرفتن .
4- به حد توان به قرآن مجید عمل نمودن .
5- به حد توان الفاظ ، احکام و دستورات قرآن را به دیگران رساندن و آنها را از قرآن آگاه نمودن و به آنها کتاب الهی را تعلیم دادن .
(وَمَا أُنزِلَ إِلَى إِبْرَاهِیمَ وَإِسْمَاعِیلَ وَإِسْحَقَ وَیَعْقُوبَ وَالأَسْبَاطِ) ابراهیم علیه السلام پدر اسماعیل و اسحاق علیهما السلام و پدر بزرگ یعقوب علیه السلام می باشد .
اسماعیل و اسحاق علیهما السلام برادر اند.
اسحاق علیه السلام پدر یعقوب علیه السلام می باشد.
اسماعیل عموی یعقوب علیه السلام می باشد .
مراد از (الأَسْبَاطِ) پیامبرانی است که ازفرزندان و نووها و نسل یعقوب علیه السلام بوده اند.
آری ما به تمام آن صحیفه ها و پیام های الهی که بر پیامبران مذکور در این آیه نازل شده است ایمان داریم و معتقدیم که این بزرگوران پیامبران الهی بوده و بر آنها کلام الهی نازل شده است .
(وَمَا أُوتِیَ مُوسَى وَعِیسَى) آنچه به موسی علیه السلام داده شده (تورات و صحف) می باشند و آنچه به عیسی علیه السلام داده شده (انجیل) می باشد، و ما مسلمانان معتقدیم که تورات ، صحف موسی و انجیل همه و همه از جانب الله متعال بوده که بر این دو پیامبر الهی علیهما السلام نازل گشته است، نا گفته نماند که ما مسلمانان به اصل این کتابها معتقدیم و این نسخه های که امروزه از تورات و انجیل در دنیا وجود دارد را تحریف شده می دانیم و معتقدیم که در آنها حق و باطل آمیخته شده و در آنها دستبرد بشری زده شده است و اینها را نمی شود کتب الهی دانست .
(وَمَا أُوتِیَ النَّبِیُّونَ مِنْ رَبِّهِمْ) بعد از اینکه در ابتدای این آیه بحث ایمان به الله متعال و قرآن مجید مطرح شده و بعد از آن جریان ایمان به برخی از کتب آسمانی که برخی از پیامبران الهی از قبیل ابراهیم ، اسماعیل، اسحاق ، یعقوب، نسل یعقوب ، موسی و عیسی علیهم السلام بیان شده است در این قسمت از آیه الله متعال این را بیان نموده است که مسلمانان باید بگویند که ما بطور اجمالی به تمام آنچه به تمام پیامبران الهی داده شده و برآنها نازل گشته است، ایمان داریم، خواه آنهائی که نامشان در این آیه ذکر شده است و یا اینکه آنهائی که نامشان در این آیه نیامده است.
(لا نُفَرِّقُ بَیْنَ أَحَدٍ مِنْهُمْ) آری ما مسلمانان همانند یهود و نصاری و یا برخی دیگر از امتها و ملتها نیستیم که فقط به پیامبر و کتاب خودمان ایمان آورده وسایر کتب الهی و پیامبران الهی را منکر شویم ، بلکه برعکس آنها ما به تمام کتب آسمانی و تمام پیامبران الهی ایمان داشته و در این باره در میان آنان فرقی قایل نیستیم ، ولی این هست که ما نسبت به کتب آسمانی پیشین و انبیاء گذشته علیهم السلام ایمان اجمالی داریم ولی نسبت به قرآن مجید و پیامبر بزرگوار اسلام ایمان تفصیلی داریم .
(وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ) آری ما تسلیم شوندگان و فرمانبرداران الله متعال هستیم و هر آنچه او از ما بخواهد بدان عمل می نماییم و ما را از هر چیز باز دارد از آن باز می آییم و ما بدین معترف و عامل هستیم و این را برای خودمان فخر می دانیم و این را عین اسلام واقعی و ناب محمدی می دانیم .
ترجمه آیه (135) سوره بقره
وَقَالُوا کُونُوا هُوداً أَوْ نَصَارَى تَهْتَدُوا قُلْ بَلْ مِلَّةَ إِبْرَاهِیمَ حَنِیفاً وَمَا کَانَ مِنْ الْمُشْرِکِینَ (135)
ترجمه : و(یهودیان و نصرانی ها) گفته اند: یهودی و یا نصرانی باشید هدایت می یابید، بگو(آنگونه که شما می گویید نیست) بلکه (آنی بر هدایت است که) پیرودین توحیدی ابراهیم باشد و ایشان از مشرکین هم نبودند.
تفسیر آسان آیه (135) سوره بقره
(وَقَالُوا کُونُوا هُوداً أَوْ نَصَارَى تَهْتَدُوا) آری یهودیان و نصرانی ها بر این باور غلط بودند که فقط آنها اهل هدایت اند و هریک خودش را برحق و هدایت دانسته و سایر ادیان و عقائد را بر باطل می دانستند، بهمین خاطر بود که هر یک از آنان می گفتند هر کس بر ایده و اندیشه ما باشد او بر هدایت است و رنه در گمراهی و ضلالت بسر می برد ، آری این همان توهمی است که همیشه و در هر دور و زمان اهل باطل را بخود مشغول ساخته و گرفتار دام فریبنده خویش می سازد. هدف یهودیان و نصرانی ها از این ادعای دروغین و بی اساس رد اسلام بود، ولی از آنجایی که این سخنشان یک توهم و ادعای بی دلیل بوده، الله متعال در ادامه آیه باصراحت کامل آن را رد نموده است و راه هدایت واقعی که یهودیان و نصرانی ها از آن کاملا بدور بوده اند را معرفی نموده است .
(قُلْ بَلْ مِلَّةَ إِبْرَاهِیمَ حَنِیفاً) الله متعال در این قسمت از آیه این واقعیت را بیان نموده که آنچه این یهودیان مشرک و نصرانی های منحرف مطرح می کنند اساس و بنیادی ندارد و یک توهم وخیالی بیش نیست، بلکه هدایت واقعی در پیروی نمودن از دین و آیین توحیدی بدون شرک ابراهیم علیه السلام می باشد، لذا هرکس یکتا پرست بود اواز ابراهیم علیه السلام و دین او اطاعت و پیروی نموده و او بر هدایت است ، و اما یهودیان و نصرانی های که بجای توحید دچار شرک و انحراف شده اند نه از ابراهیم پیروی می کنند و نه هم بر هدایت اند بلکه بر عکس در گمراهی کامل بسر می برند وبه دروغ مدعی هدایت اند .
(وَمَا کَانَ مِنْ الْمُشْرِکِینَ) این قسمت از آیه ردی است برسه گروهی که هر یک از آنها به دروغ مدعی پیروی از ابراهیم علیه السلام بوده اند :
( 1 ) ابراهیم علیه السلام مشرک نبوده پس هرگز یهودیانی که عزیررا فرزند الله می دانند و یا اینکه خویشتن را فرزندان و محبوبان الله متعال می دانند پیرو ابراهیم نیستند و ابراهیم علیه السلام از این شرک آنان بیزار بوده و مشرک نیست .
( 2 ) ابراهیم علیه السلام مشرک نبوده پس هرگز نصرانی ها که عیسی علیه السلام را فرزند الله می دانند و یا اینکه خویشتن را فرزندان و محبوبان الله متعال می دانند پیرو ابراهیم نیستند و ابراهیم علیه السلام از این شرک آنان بیزار بوده و مشرک نیست .
( 3 ) ابراهیم علیه السلام مشرک نبوده پس هرگز عربهای مشرکی که فرشته گان دختران الله می دانند و بت ها را شریکان الله می دانند پیرو ابراهیم نیستند و ابراهیم علیه السلام از این شرک آنان بیزار بوده و مشرک نیست .
نکته دیگری که در این قسمت از آیه نهفته است این است که دین یهودیت و نصرانیت از حالت توحیدی به شرکی تبدیل گشته است ودچار تحریف و تغییر گشته است .
ترجمه آیه (134) سوره بقره
تِلْکَ أُمَّةٌ قَدْ خَلَتْ لَهَا مَا کَسَبَتْ وَلَکُمْ مَا کَسَبْتُمْ وَلا تُسْأَلُونَ عَمَّا کَانُوا یَعْمَلُونَ (134)
ترجمه : آن امتی است که گذشته و برایش همانی است که انجام داده و برای شما همانی است که انجام داده اید و (در قیامت) از شما نسبت به آنچه آنان بودند که (در دنیا)عمل می کردند پرسیده نخواهد شد .
تفسیر آسان آیه (134) سوره بقره
(تِلْکَ أُمَّةٌ قَدْ خَلَتْ لَهَا مَا کَسَبَتْ وَلَکُمْ مَا کَسَبْتُمْ) الله متعال بعد از ذکرابراهیم و اسماعیل ویعقوب وفرزندان آنان می فرمایند: آنها ملتی بودند که گذشتند و برای آنهاست آنچه را که انجام داده اند و برای شماست آنچه را که انجام داده اید. یعنی: از کردار آنها از شما پرسیده نخواهد و از کردار شما از آنها پرسیده نخواهد شد، پاداش اعمال نیک آنها به شما داده نخواهد شد، و پاداش اعمال نیک شما به آنها داده نخواهد شد، خوبی آنها از خودشان است و خوبی و بدی شما از خود شماست، پس شما ای عربهای مشرکی که خویشتن را پیروی ابراهیم و اسماعیل علیهما السلام می دانید و ای یهود و نصاری منحرف و مشرکی که خویشتن را پیرو و ازنسل یعقوب علیه السلام می دانید، بفکر خودتان بوده و کردار و رفتارتان را اصلاح نمایید ، زیرا ادعای پیروی از ابراهیم و اسماعیل و یعقوب علیهم السلام و در حالی که به دستورات آن بزرگواران عمل نمی کنید و بر روش و طریقه آنها نمی روید برایتان هیچ فایده ای در بر نخواهد داشت بلکه بر عکس این ادعاهای بی عملتان شما را در وادی اوهام و خیالات برده و باعث هلاکت و نابودی شما خواهند نمود .
نکته مهمی که در این قسمت آیه وجود دارد این است که اعمال هرکس از خودش پرسیده خواهد شد و هر فرد خودش باید پاسخ گوی کردار و رفتار خودش باشد ، و هرگز اعمال و کردار نیک نیاکان برای انسان نفعی در برنداشته و باعث نجات فرد نخواهد گشت ، وتنها چیزی که بعد از فضل و کرم الهی باعث نجات انسان می گردد ، ایده پاک و کردار نیک است .
(وَلا تُسْأَلُونَ عَمَّا کَانُوا یَعْمَلُونَ) آری هرگز از ما نسبت به آنچه که گذاشته گان ما عمل نموده اند پرسیده نخواهد شد، و آنچه از ما پرسیده خواهد شد ، در باره کردار و گفتار خودمان است ، پس ما نباید به این فکر باشیم که کردار نیک نیاکان ما باعث نجات ما خواهند شد، و یا اینکه گناهان گذشته گان ما از ما پرسیده خواهد شد ، زیرا بالفرض اگر چنین می شد، خلاف عدالت و انصاف بود ، ولی آنچه که عین عدالت و انصاف است این است که از هرکس نسبت به گفتار و کردار خودش از او پرسیده شود که همین گونه هم خواهد شد، با این طریق عدالت برگذار شده و نیکان به پاداش نیک اعمال خویش و بدان به سزای کردار زشتشان خواهند رسید، بدینگونه اهل بهشت به بهشت ومستحقین جهنم به جهنم خواهند رفت .
ترجمه آیه (133) سوره بقره
أَمْ کُنتُمْ شُهَدَاءَ إِذْ حَضَرَ یَعْقُوبَ الْمَوْتُ إِذْ قَالَ لِبَنِیهِ مَا تَعْبُدُونَ مِنْ بَعْدِی قَالُوا نَعْبُدُ إِلَهَکَ وَإِلَهَ آبَائِکَ إِبْرَاهِیمَ وَإِسْمَاعِیلَ وَإِسْحَقَ إِلَهاً وَاحِداً وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ (133)
ترجمه : وآیا شما حاضر بودید زمانی که مرگ بسراغ یعقوب آمد آنگاه او به فرزندانش گفت: شما بعد ازمن چه کسی را عبادت و پرستش می نمایید؟ (آنها در جواب) گفتند : ما معبود به حق تو و معبود به حق پدرانت: ابراهیم و اسماعیل و اسحاق را می پرستیم که همان معبود به حق یکتا باشد و ما فقط فرمانبرداران او هستیم .
تفسیرآسان آیه (133) سوره بقره
(أَمْ کُنتُمْ شُهَدَاءَ إِذْ حَضَرَ یَعْقُوبَ الْمَوْتُ إِذْ قَالَ لِبَنِیهِ مَا تَعْبُدُونَ مِنْ بَعْدِی) این سوال یعقوب علیه السلام را باید هر یک از پدران مسلمان از فرزندانشان بپرسند که شما کدام ذات را پرستش و عبادت می کنید؟ و با این طریق ذهنیت و دیدگاه آنان را بداند که آیا واقعا آنها با خواست و فهم خودشان موحد و یکتا پرست شده اند؟ و آیا واقعا دین را خوب فهمیده اند؟ تا اگر شبهاتی در اذهان آنها باشد آنها را با حکمت وبیان دلیل قانع کننده بر طرف نمایند، و با این طریق ایمان فرزندانشان را از دست برد شیاطین محفوظ نگه دارند .
آنچه از محتوای این آیه مشخص می گردد این آیه در حقیقت ردی است بر مشرکین عرب که خویش را پیروان ابراهیم علیه السلام می دانستند و ردی است بر یهودیان منحرف و مشرکی که خویش را از نسل یعقوب علیه السلام و پیرو وی می دانستند، الله متعال در این آیه بیان نموده ابراهیم و یعقوب علیهما السلام موحد و یکتا پرست بودند و فرزندانشان را به توحید و یکتا پرستی توصیه و سفارش نموده اند پس شما ای عرب های مشرک و ای یهودیان منحرف اگر واقعا پیرو ابراهیم و یعقوب هستید پس شرک و خرافات را رها نموده پیرو دین توحیدی اسلام گردید تا بدین طریق ازابراهیم و یعقوب پیروی کرده باشید ورنه ادعای شما دروغی بیش نخواهد بود زیرا هر ادعای بی دلیل دروغی بیش نیست .
(قَالُوا نَعْبُدُ إِلَهَکَ وَإِلَهَ آبَائِکَ إِبْرَاهِیمَ وَإِسْمَاعِیلَ وَإِسْحَقَ إِلَهاً وَاحِداً) از آنجایی که فرزندان یعقوب علیه السلام موحد و یکتا پرست بودند در جواب پدر مهربانشان گفتند: ما معبود به حق تو و معبود به حق پدرانت : ابراهیم و اسماعیل و اسحاق (علیهم السلام) را می پرستیم که همان معبود به حق ویکتا باشد .
(وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ) در این قسمت از آیه الله متعال جواب فرزندان یعقوب علیه السلام را نقل کرده که همه بعد از اعتراف به وحدانیت الله متعال گفتند : ما فرمانبرداران الله متعال هستیم ، واین جوابی است که باید هرمسلمانی بدان معتقد و گویا باشد و به این گفته خویش عمل نمایید و در هیچ موردی از موارد زندگی خلاف دستورات الله متعال عمل نکند و همیشه و در همه جا و در تمام امورزندگی خود را تابع و فرمانبردار الله متعال بداند تا یک مسلمان واقعی گردد .