ترجمه آیه (132) سوره بقره
وَوَصَّى بِهَا إِبْرَاهِیمُ بَنِیهِ وَیَعْقُوبُ یَا بَنِیَّ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَى لَکُمْ الدِّینَ فَلا تَمُوتُنَّ إِلاَّ وَأَنْتُمْ مُسْلِمُونَ (132)
ترجمه : وابراهیم فرزندانش را به این (دین توحیدی) سفارش نمود و یعقوب (نیز فرزندانشان رابدان سفارش نمود) (و هر یک به فرزندانشان گفتند) : ای فرزندان من همانا الله دین (توحیدی) را برای شما بر گزیده است پس شما هر گز نمیرید مگر اینکه مسلمان و فرمانبرداران (الله متعال) باشید .
تفسیرآسان آیه (132) سوره بقره
(وَوَصَّى بِهَا إِبْرَاهِیمُ بَنِیهِ وَیَعْقُوبُ یَا بَنِیَّ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَى لَکُمْ الدِّینَ فَلا تَمُوتُنَّ إِلاَّ وَأَنْتُمْ مُسْلِمُونَ)
یعقوب علیه السلام پدر یوسف علیه السلام و فرزند اسحاق علیه السلام و نوه ابراهیم علیه السلام می باشد، و ابراهیم علیه السلام پدر اسحاق علیه السلام و پدر بزرگ یعقوب علیه السلام می باشد .
ابراهیم و یعقوب علیهما السلام در لحظات آخر عمرشان به فرزندانشان توصیه ای نموده اند که الله متعال در آیه ذکر نموده تا ما نیز به این دو بزرگوار اقتداء نموده قبل از وفات به فرزندان نمان توصیه و سفارش نماییم.
آری هر یک از ابراهیم و یعقوب علیهما السلام قبل از وفات به فرزندانشان توصیه و سفارش نمودند که بر دین توحیدی بوده و بر همین دین بمیرند و این بس درس بزرگی است برای هر پدری که بفکر نجات فرزندانش از عذاب الهی است که همیشه و بلأخص زمان مرگ فرزندانش را توصیه و سفارش نماید که دین توحیدی اسلام را محکم گرفته و تا پایان عمر برهمین آیین بوده و زمانی دنیا را وداع کنند که معتقد به دین توحیدی اسلام باشند .
نکته دیگر اینکه دین و آیینی که الله متعال برای ابراهیم و یعقوب علیهماالسلام و فرزندان این دو بزرگوار و تمام بشریت تا به پایان این دنیای فانی برگزیده و انتخاب نموده؛ دین توحیدی اسلام است و هرکس غیر آن را انتخاب نماید آن دین و آیین از او پذیرفته نخواهد شد، لذا امروزه یهودیت و نصارنیت ادیان منسوخ شده و تعریف شده ای اند که در نزد الله متعال هیچ اعتباری ندارند، همان گونه که سایر آیین های موجود بر این کره خاکی فاقد اعتبار اند و تنها دین توحیدی که در نزد الله متعال معتبر و پیروری از آن باعث نجات خواهد شد فقط و فقط دین اسلام است و بس .
ترجمه آیه (131) سوره بقره
إِذْ قَالَ لَهُ رَبُّهُ أَسْلِمْ قَالَ أَسْلَمْتُ لِرَبِّ الْعَالَمِینَ (131)
ترجمه : و یاد آورید زمانی را که پروردگار ابراهیم به او گفت: تسلیم و فرمانبردار(من) شو. او(نیز در جواب) گفت : من تسلیم و فرمانبردار پروردگارجهانها شده ام .
تفسیر آسان آیه (131) سوره بقره
(إِذْ قَالَ لَهُ رَبُّهُ أَسْلِمْ) زمانی که الله متعال به ابراهیم علیه السلام گفتند : تسلیم و فرمانبردار من باش او نیز به این دستور الله متعال عمل نموده و فرمانبردار و مطیع الله متعال گشتند .
اصل در تمام ادیان الهی و دین اسلام همین است که فرد خویش را تسلیم الله نموده و در تمام امور زندگی خویش از او اطاعت و فرمانبرداری و اطاعت کند و هرگز کاری را انجام ندهد که باعث ناراضی الله متعال گردد ، این است اسلام واقعی و فردی که بدین گونه تسلیم و فرمانبردار الله متعال است او یک مسلمان واقعی است، ولی چه کنیم که امروزه در جوامع اسلامی افرادی پیدا شده اند که از یک سو مدعی اسلام و مسلمان بودن اند واز سوی دیگر به بسیاری از احکام و دستورات الهی اعتراض نموده و یا اینکه فکر می کنند که برخی از احکام الهی خلاف عقل است ، بنظر بنده این نوع افراد باید به جای اینکه فکر کنند که احکام و دستورات الهی خلاف عقل است و باید نسبت به آنها بازنگری گردد آنها برای علاج عقل و فکر خویش به پزشکان معنوی و روحانی رجوع نمایند، زیرا عقلی که به احکام الهی اعتراض دارد به سالم بدون آن باید مشکوک شد .
(قَالَ أَسْلَمْتُ لِرَبِّ الْعَالَمِینَ) زمانی که الله متعال به ابراهیم علیه السلام دستور دادند که تسلیم و فرمانبردار او گردد، ابراهیم علیه السلام در جواب فرمودند: من خودم را تسلیم و فرمانبردارپروردگار جهانها نموده ام .
ما اگرکمی دقت نمایم در می یابیم که دراین جواب ابراهیم علیه السلام دوچیز بیان شده است :
1 - بعد از دستور الله متعال به تسلیم شدن و فرمانبردارگشتن ابراهیم علیه السلام فورا گفت : چشم من قطعا فرمانبردار و تسلیم هستم و هرگز مخالفتی و اعتراضی ندارم .
2- تؤام با اینکه ابراهیم علیه السلام اعتراف به تسلیم شدن و فرمانبردار گشتن نمودند در عین حال به ربوبیت و اینکه الله متعال پروردگار جهانها است اعتراف نموده و این را بیان نموده که نه من تنها بلکه تمام جهانها و اهل آنها باید تسلیم و فرمانبردار تو باشند، و هیچ چیزی و هیچ کسی هر گز نباید از دستورات تو نافرمانی و سرپیچی کند.
نکته دیگر اینکه در این جمله ابراهیم کلمه (رَبِّ الْعَالَمِینَ) وجود دارد که بیانگر توحید ربوبیت است یعنی : تنها الله متعال خالق و مالک تمام موجودات است ، در اصل (رَبِّ) یعنی ذاتی که انسان و یا هر چیز دیگری را مرحله به مرحله و تدریجی به حد کمالش رسانده و او را با این روش تدریجی پرورش بدهد ، و این کار را فقط الله متعال می تواند بکند نه کسی و یا چیز دیگری و به همین خاطر است که در برخی از احادیث صحیح آمده که غلام به آقایش (رَبِّ) نگوید، لذا این که امروزه برخی به (صاحب کار) خویش (ارباب) می گویند اشتباه است .
ترجمه آیه (130) سوره بقره
وَمَنْ یَرْغَبُ عَنْ مِلَّةِ إِبْرَاهِیمَ إِلاَّ مَنْ سَفِهَ نَفْسَهُ وَلَقَدْ اصْطَفَیْنَاهُ فِی الدُّنْیَا وَإِنَّهُ فِی الآخِرَةِ لَمِنْ الصَّالِحِینَ (130)
ترجمه : و چه کسی از دین ابراهیم رو گردانی می کند مگرآنی که خودش را احمق و نادان قرارداده باشد و همانا ما او را در دنیا برگزیده ایم و قطعا او در سرای دیگر از نیکوکاران است .
تفسیر آسان آیه (130) سوره بقره
(وَمَنْ یَرْغَبُ عَنْ مِلَّةِ إِبْرَاهِیمَ إِلاَّ مَنْ سَفِهَ نَفْسَهُ) مراد از (مِلَّةِ إِبْرَاهِیمَ) همان آیین و دین توحیدی ابراهیم علیه السلام است ، و روگردانی از دین ابراهیم علیه السلام اختیار کفر و شرک است ، لذا هرکس دین توحیدی اسلام را رها کرده و کفر و شرک و خرافات را انتخاب می کند او ازدین ابراهیمی اعراض و روگردانی نموده است و چنین افرادی با این روش ظالمانه؛ خود را به نادانی زده و در وادی حماقت و نادانی به هلاکت انداخته است .
نکته مهمی که در این آیه نهفته است این است که هرمسلمان یکتا پرست پیرو آیین ابراهیم علیه السلام بوده و اویک فرد عاقل و فهمیده است و هر مشرک خرافاتی احمقی است که از دین ابراهیمی که مورد تأیید الله متعال است اعراض و رو گردانی نموده است.
(وَلَقَدْ اصْطَفَیْنَاهُ فِی الدُّنْیَا) در این قسمت از آیه الله متعال نبوت و برگزیده گی ابراهیم علیه السلام را بیان نموده است و از این چه افتخاری بالاتر که الله متعال برگزیده گی ایشان را درآخرین کتاب خویش که تا پایان دنیا وجود دارد ذکر شده و همیشه نام نیک ایشان گرفته می شود و اهل اسلام از انتساب به چنین شخصیتی فخر می کند .
نکته مهم در این قسمت از آیه؛ این است که امروز افراد فخر می کنند که شخصیت و یا فرد مهمی و یا عموم افراد از او تعریف کنند و خوبی آن را بیان کنند، ولی افراد کمی به این فکر اند که بگونه ای باشند که پروردگار محبوبشان از ایشان تعریف نموده و اظهار رضایت کند و این افتخاراست که الله متعال از انسانی تعریف کند و هرکس دوست دارد که الله متعال از او راضی گشته و تعریف نماید پس باید راه نیکو کاری را در پیش گیرد و از نیکوکاران و خوش کرداران گردد.
(وَإِنَّهُ فِی الآخِرَةِ لَمِنْ الصَّالِحِینَ) آری الله متعالی ابراهیم علیه السلام را الله متعال در سرای دیگر و دنیای جاوید نیزاز نیکوکاران قرار خواهد داد و کسی که در آن دنیا از نیکوکاران قرار گیرد پاداش نیکوکاران که همان رضایت الله متعال و بهشت جاویدان و دیدار الهی باشد؛ نصیب اوخواهد گشت، پس تو هم ای برادر و خواهر گرامی من کوشش کن تا که در دنیا و آخرت از افراد نیک کردارباشی تا اینکه در دنیا و آخرت از دوستان الله متعال بوده و در آخرت از اجر و ثوابی نیکوکاران بهرمند شوی.
ترجمه آیه (129) سوره بقره
رَبَّنَا وَابْعَثْ فِیهِمْ رَسُولاً مِنْهُمْ یَتْلُو عَلَیْهِمْ آیَاتِکَ وَیُعَلِّمُهُمْ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَةَ وَیُزَکِّیهِمْ إِنَّکَ أَنْتَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ (129)
ترجمه : (وای) پروردگار ما! در میان آنها پیامبری را از خودشان برانگیز تا اینکه برآنها تلاوت نماید آیات ترا و به آنها کتاب و حکمت بیاموزد و آن را (از شرک و خرافات) پاکیزه نماید همانا فقط توئی که بی نهایت با عزت و توانا و بی نهایت با حکمتی .
تفسیر آسان آیه (129) سوره بقره
(رَبَّنَا وَابْعَثْ فِیهِمْ رَسُولاً مِنْهُمْ) مراد از (رَسُولاً) در این آیه محمد صلی الله علیه و آله وسلم می باشد، الله متعال این دعای ابراهیم و اسماعیل علیهما السلام را قبول نموده و محمد صلی الله علیه و آله وسلم را بعنوان آخرین پیامبر الهی فرستادند، بهمین خاطر است که رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند : من دعای پدرم ابراهیم (علیه السلام) هستم .
(یَتْلُو عَلَیْهِمْ آیَاتِکَ وَیُعَلِّمُهُمْ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَةَ وَیُزَکِّیهِمْ) در این قسمت از دعای ابراهیم و اسماعیل علیهما السلام در این آیه سه وظیفه برای رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم بیان شده است:
1 - (یَتْلُو عَلَیْهِمْ آیَاتِکَ) خواندن آیات الهی و تلاوت قرآن بر مردم یکی از وظایف رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم بوده که بنحو احسن انجام داده اند وبعد از رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم وظیفه هر عالم و داعی دین است که قرآن را بر مردم تلاوت کند و آنان را روش خواندن و تلاوت قرآن بیاموزد که متأسفانه در این بُعد بسیار کوتاهی صورت می گیرد و به همین خاطر است که بسیاری از مسلمانان تلاوت وخواندن قرآن را نمی دانند و آگاهی از تلاوت قرآن و روخوانی آن ندارند تا جایی که بسیاری از مسلمانان نماز گزارحتی خواندن سوره فاتحه ای که بدون آن نماز صحیح نمی گردد را خوب نمی دانند .
2 - (وَیُعَلِّمُهُمْ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَةَ) وظیفه دوّم رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم که در اینجا بیان شده است تعلیم و آموزش دادن (کتاب و حکمت) است مراد از (کتاب) قرآن است و تعلیم کتاب شامل تعلیم تلاوت و تعلیم ترجمه و تفسیر قرآن می گردد لذا رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم بعد از یاد دادن تلاوت به یاران خویش به تفسیر و توضیح آن می پرداختند و بدین طریق کتاب الهی را به آنان می آموختند و این وظیفه بعد از رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم بعهده علما و داعیان دین و هر مسلمانی توانا است که بحد توان به مردم خواندن قرآن و ترجمه و تفسیر قرآن یاد بدهند ولی باید گفت که متأسفانه ما مسلمانان به کتاب الهی قرآن مجید بسیار کم توجه می دهیم و هرگز حقوق چهارگانه آن را که باید رعایت کنیم رعایت نمی کنیم و ای برادر و خواهر گرامی آیا می دانی که حقوق چهارگانه قرآن چیست ؟ اگر نمی دانی بدان که قرآن چهار حق بر هر مسلمانی دارد که باید آنها را رعایت کند ورنه در قیامت قرآن از ما شکایت خواهد نمود و آن حقوق از قرار زیر است :
(1) یادگیری روخوانی و تلاوت قرآن مجید .
(2) یادگیری ترجمه و تفسیر قرآن شریف .
(3) عمل نمودن به دستورات و احکام قرآن کریم .
(4) دعوت دادن مردم به سوی قرآن و احکام قرآن مجید .
مراد از (حکمت) در این آیه سنّت رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم می باشد، سنّت رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم در حقیقت وحی الهی و تفسیرقرآن مجید است ، رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم تمام احکام مجمل و نیاز به توضیح را با گفتار و کردار خویش توضیح داده و بیان نموده اند، و این را باید هر مسلمان خوب بداند که بدون سنّت و احادیث رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم هر گز نمی توان قرآن را فهمید و هرگز نمی تواند به اسلام عمل نمود، بهمین خاطر است که الله متعال در آیات متعددی در قرآن مجید به ما دستور می دهند که از رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم اطاعت و پیروی کنیم و هر گز نافرمانی نکنیم و ایشان الگوی خود مان قرار دهیم .
3 - (وَیُزَکِّیهِمْ) وظیفه سوّمی که در این آیه برای رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم ذکر شده است ، تزکیه و پاک نمودن مردم (از شرک، خرافات و اخلاق و عادات ناپسند) است، و رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم این وظیفه خویش را به نحو احسن انجام داده و از ملتی بی فرهنگ ، بی سواد ،مشرک، خرافاتی وبداخلاق یک ملت یکتا پرست، متمدن وباسوادی که از خرافات و اخلاق ناپسند کاملا بدور شده بودند ساختند، امروزه این وظیفه هر عالم و داعی دین و مسلمان تواناست که در راستای تزکیه افکار، عقاید، و اعمال مردم کوشا باشد تا یک جامعه یکتاپرست بدون خرافات که دارای اخلاق والای اسلامی باشند بوجود آورند .
(إِنَّکَ أَنْتَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ) ابراهیم و اسماعیل علیهما السلام در آخر دعایشان معبود به حقشان را مورد خطاب قرار داده گفتند (إِنَّکَ أَنْتَ..) همانا فقط توئی....و از لذت خطاب قرار دادند پروردگار محبوبشان لذت برده، و سپس دو صفت از صفات مناسب با دعای خویش برای پروردگار محبوب خویش ذکر نموده و به نوعی به نامها و صفات مبارکه الله متعال متوسل شده و بدین طریق از او تعریف و تمجید نمودند .
نکته قابل توجه در اینجا این است که بعد از هر دعایی ابراهیم و اسماعیل علیهما السلام صفاتی از صفات الله متعال که مناسب با دعای آنان است ذکر می نمایند و بدین طریق به نام های مبارکه متوسل شده و در پایان دعا از پروردگار خویش تعریف و تمجید می نمایند ، لذا هر مسلمانی باید این نکته را در دعاهایش رعایت نموده و بعد از هر دعایی به اسماء و صفات الهی متوسل شده و با ذکر نامها و صفات مبارک و زیبای الهی دعایش را مزین ونموده و با این روش نیک و زیبا دعایش را به پایان برساند .
دو نام و صفاتی که ابراهیم و اسماعیل علیهما السلام در پایان این دعایشان ذکر نموده و با آنها دعایشان را مزین و آراسته نمودند دو نام زیبای (اَلْعَزِیز) و (اَلْحَکِیمُ) می باشد .
(اَلْعَزِیز) یعنی : ذات باعزتی که کسی توان عاجز ساختن او را نداشته و او بر هر چیزی قادر و تواناست. آری هرکسی که بداند که پروردگار او باعزت ترین و قدرت مندترین ذات است و کسی توان عاجز و ناتوان ساختنش را ندارد آن وقت است که فرد فقط بر پروردگارش اعتماد نموده و در هر نیاز و مشکلی به نزد او رفته و از او خواسته که مشکلش را حل کند زیرا هیچ کار و هیچ کسی نمی تواند او را عاجز گرداند بلکه همه چیز و همه کس در مقابل او عاجز و ناتوان خواهند ماند.
(اَلْحَکِیمُ) یعنی ذات بی نهایت با حکمت، یعنی ذاتی که گفتارو کردارش همه و همه دارای حکمت اند و هر چیز را با کمال عدل و انصاف در جای مناسبش می گذارد، و هرفردی که بدین صفت الله متعال معتقد باشد هرگزدر اتفاقات تقدیری که برای خودش و یا دیگران می افتد ، اعتراض نمی کند زیرا می دانند که آن اتفاق به دستور الله متعال افتاده و او این کار و اتفاق را با کمال حکمتی که همراه با عدالت است انجام داده است، در این حالت است که مشکلات و اتفاقات دنیوی برای انسان آسان گشته و انسان راحت تر می تواند زندگی کند و کم تر دچار افسردگی و پریشانی و ناشکری می گردد .
ترجمه آیه (128) سوره بقره
رَبَّنَا وَاجْعَلْنَا مُسْلِمَیْنِ لَکَ وَمِنْ ذُرِّیَّتِنَا أُمَّةً مُسْلِمَةً لَکَ وَأَرِنَا مَنَاسِکَنَا وَتُبْ عَلَیْنَا إِنَّکَ أَنْتَ التَّوَّابُ الرَّحِیمُ (128)
ترجمه : و(ای) پروردگار ما! ما دوتا را فرمانبردارخودت بگردان واز زریه و نسل ما (نیز) یک ملت فرمانبرداربرای خویش (پدید آور) و به ما روش عبادت و بجا آوری اعمال حج ما را بیاموز و توبه ما را به پذیر زیرا فقط تو بسیار توبه پذیر و بی نهایت مهربانی.
تفسیرآسان آیه (128) سوره بقره
(رَبَّنَا وَاجْعَلْنَا مُسْلِمَیْنِ لَکَ وَمِنْ ذُرِّیَّتِنَا أُمَّةً مُسْلِمَةً لَکَ وَأَرِنَا مَنَاسِکَنَا وَتُبْ عَلَیْنَا إِنَّکَ أَنْتَ التَّوَّابُ الرَّحِیمُ) در این آیه الله متعال چهار دعای دیگر از دعاهای ابراهیم و اسماعیل علیهما السلام را بیان نموده است که تفصیل آنها از قرار زیر می باشد:
1 - (رَبَّنَا وَاجْعَلْنَا مُسْلِمَیْنِ لَکَ) یعنی ای پروردگار ما! ما دوتا (ابراهیم و اسماعیل) را از فرمانبرداران و تسلیم شوندگان خودت قرار بده (و در این راه ثبات و پایداری عنایت نما)، آری تسلیم شدن در مقابل فرامین و دستورات الله متعال و پذیرفتن آنها بدون هیچ اعتراض و بدون هیچ چون و چرائی؛ اصلی ترین و بنیادی ترین قانون تمام ادیان الهی است ، زیرا (اسلام) یعنی بدون هیچ اعتراض و با پذیرش کامل دستورات الله متعال؛ در مقابل الله منان تسلیم شدن است ، ابراهیم و اسماعیل از الله متعال می خواهند که آنان را طوری کمک نموده و توفیق دهد که همیشه در مقابل فرامین الله متعال تسلیم بوده و فرمانبرداری کنند، یک مسلمان واقعی کسی است که در مقابل دستورات الله متعال و رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم تسلیم بوده و بدون هیچ اعتراضی و با اطمینان کامل و دلی سرشار از محبت به الله و رسول از دستوراتشان فرمانبرداری کند همان گونه که ابراهیم و اسماعیل علیهما السلام از الله متعال خواستند تا آنها فرمانبردار و تسلیم شوندگان خویش قرار دهد .
نکته دیگر اینکه یک مسلمان در حالی که کوشش می کند که تسلیم و فرمانبرداردستورات و فرامین الله و رسولش باشد باید تؤام با آن همیشه دعا کند واز الله متعال بخواهد که به او توفیق تسلیم شدن و فرمانبردار گشتن را عنایت فرماید، و این دعا؛ ازدعاهای ابراهیم و اسماعیل علیهما السلام می باشد.
2- (وَمِنْ ذُرِّیَّتِنَا أُمَّةً مُسْلِمَةً لَکَ) این دعای دوّمی است که الله متعال از دعاهای ابراهیم و اسماعیل علیهما السلام در این آیه ذکر نموده اند و چه زیبا فرمودند : ای پروردگار ما! از نسل و زرّیه ما نیز یک ملت فرمانبردارخودت پدید آور ، آری این دعای ابراهیم و اسماعیل علیهما السلام نشانی عطوفت و مهربانی این دو بزرگوار به نسل و فرزندانشان می باشد و در این درس بسیار بزرگ و مهمی است برای تمام پدرانی که ادعای اسلام نموده و خویشتن پیرو دین ابراهیمی می دانند ، آری وظیفه پدران علاوه از تعلیم و تربیت دینی فرزندانشان این است که همیشه برای آنان از الله متعال درخواست خیر و خوبی نمایند وازالله متعال بخواهند که فرزندانشان را هدایت داده و همیشه با حق و حقیقت باشند و از افرادی باشند که فرمانبردار الله متعال و تسلیم شوندگان در گاه احدیت اواند .
نکته دیگری که در این دعای ابراهیم و اسماعیل علیهما السلام نهفته است این است که پدران همان گونه که به فکر جسم فرزندانشان هستند و همیشه بفکر لباس غذا و صحّت آنها اند به فکر روح فرزندانشان نیز باشند واین را بدانند که غذا و لباس روح سالم؛ ایمان و انجام کردار نیک است ، لذا پدران مهربان از الله متعال بخواهند که آن ذات مهربان به فرزندانشان روح سالمی که منور به نور ایمان و ادب باشد عنایت نماید .
3- (وَأَرِنَا مَنَاسِکَنَا) سوّمین دعای ابراهیم و اسماعیل علیهما السلام در این آیه این است : که ای پروردگارما! روش عبادت نمودن و انجام اعمال حج ما را به ما نشان بده. در این دعا یک مطلب بسیار مهم بیان شده است و آن اینکه ارائه کننده و بیان کننده روش های عبادی و تمام اعمال دینی اعم از حج و غیر فقط و فقط الله متعال می باشند و انسان مسلمان باید هر عبادت و کار نیکی را که انجام می دهد باید آن عملش تأیید الهی همراه داشته باشد و رنه آن عمل عبادت نیست ،و بجای ثواب برای فرد گناه بهمراه خواهد داشت، ناگفته نماند که پیامبران الهی علیهم السلام خودشان نیز به این حکم ملزم بوده و بدون دستورات الهی کارو عبادتی را انجام نمی دادند و اگر هم خودشان به امتیانشان دستوراتی می دادند آن نیز به دستور و حکم الله متعال بوده است و از اینجاست که اطاعت و پیروی از پیامبران الهی همانند اطاعت و پیروی از دستورات خود الله متعال می باشد، و بهمین خاطر الله متعال در آیات متعددی از قرآن مجید بعد از دستور به اطاعت و پیروی ازخویش دستور به اطاعت و پیروی از پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم را بیان نموده است .
آری هر مسلمان باید از الله متعال بخواهد که الله متعال به او دین حق و روش درست انجام عبادات را نشان داده و او را بر راه راست و روش درست استوار و پایدار بدارد .
4 - (وَتُبْ عَلَیْنَا) دعای چهارمی که الله متعال در آیه از قول ابراهیم و اسماعیل علیهما السلام ذکر نموده این است : (وای پروردگارما) توبه ما را به پذیر. توبه همان گونه که در حدیث صحیحی از رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم به ثبوت رسیده همان پشیمان شدن (از گناه) می باشد ، یعنی اینکه فرد از گناه انجام داده خویش پشیمان شده و دیگر آن را انجام ندهد.
هرمسلمانی وظیفه دارد که اولا کوشش نماید که گناهی را مرتکب نشود و در انجام فرائض و احکام دینی کوتاهی نکند ولی بازهم از آنجایی که انسان خواهشات نفسانی دارد وشیطانهای انسی و جنی نیز او را به خودش نمی گذارند و قطعا گه گاهی مرتکب گناه می شود لذا بعد از انجام گناه باید توبه کند و از الله متعال بخواهد که او با لطف و کرم خویش ؛ توبه او را بپذیرد.
الله متعال درب توبه را تا نزدیکی به قیامت و پایان این دنیا باز گذاشته تا هر گنه کاری که پشیمان شده ومی خواهد به سمت الله متعال باز آید و توبه کند و این باز گذاشتن درب توبه از بزرگ ترین لطف های الله متعال است ورنه اگر الله متعال هر انسانی را بنا بر گناهانش گرفت می کرد هیچ کس از گرفت الهی نجات پیدا نمی کرد ولی از آنجایی که رحم و مهربانی الله متعال بی نهایت است خودش بر ما انسانهای گنه کار و خطاکار لطف نموده راه نجاتی را گذاشته که متأسفانه بسیاری از ماها این راه را رها نموده و بدان هیچ توجهی نمی دهیم و در حالی که در این راه همش خیر و صلاح ماست .
(إِنَّکَ أَنْتَ التَّوَّابُ الرَّحِیمُ) ابراهیم و اسماعیل علیهما السلام در پایان دعاهای خویش فرمودند : همانا فقط تو (ای پروردگارما) بسیارتوبه پذیر و بی نهایت مهربانی . دراین سخنان پایانی که الله متعال از قول ابراهیم و اسماعیل علیهما السلام بیان نموده دو نکته است :
1 - درجمله (إِنَّکَ أَنْتَ...) لذت گفتگوی با الله متعال را می رساند ؛ زیرا با صیغه خطاب فرمودند : (ای پروردگارما) همانا فقط تو... . امروز اگر فردی با رئیس جمهور کشوری ویا یک شخصیت بزرگی ملاقات و گفتگویی داشته باشد این ملاقات و گفتگو را برای خودش فخر دانسته و جزء خاطرات فراموش نشدنی خویش قرار می دهد و در هر مکان و زمان مناسبی با افتخار از آن یاد می کند، آخرچه فخر و افتخاری بالاتر از این که یک فرد این لیاقت را پیدا کند که پرودگار خویش را خطاب قرار داده و مستقیما با او سخن گفته و حاجت خویش را از او خواسته و او را ستایش نماید، لذت این گفتگو را کسی می داند که پروردگارش را خوب شناخته باشد.
2 - (التَّوَّابُ الرَّحِیمُ) ابراهیم و اسماعیل علیهما السلام در پایان این دعاها خودشان دو صفت از صفات الله متعال که به نوعی تشویق برای هرگنه کاری است را ذکر نمودند؛ یک (التَّوَّابُ) یعنی ذات بسیار توبه پذیر، ذاتی که توبه پذیری او به حدی است که یک انسان گنه کار زمانی که پشیمان شده و با کوله بارسنگینی از گناه و با ذهن پریشان ودلی پشیمان و چشمان پر اشک ؛ دستان متواضعانه خویش را بالا گرفته و می گویید : ای پرودگار من تو آمرزنده ای و من گنه کار ؛ گناه مرا به لطف و مهربانی خویش ببخش ، آن وقت است که آن ذات توبه پذیر دستان بنده خویش را خالی بر نمی گرداند و او را با وجود تمام گناهان می آمرزد ، پس تو ای برادر و خواهر مسلمان هرگز نا امید نشوواز گناهانت توبه کن که الله متعال ذاتی است که کسی را نا امید نمی کند و توبه تمام گناه کاران را اگر بخواهد می آمرزد زیرا او بی نهایت توبه پذیر.
صفت دیگری که در پایان دعای این دو پیامبربزرگوارعلیهما السلام ذکر شده صفت (الرَّحِیمُ) یعنی ذات بسیار مهربان است، الله متعال مهربانیش بی نهایت است و از هر کس و هر چیزی نسبت به خود آنها مهربان تر است ، واگر یک فرد بداند که مهربانی الله متعال چقدر زیاد است هر گز نا امید نمی شود و هر قدر هم که گنه کار باشد به درگاه این ذات بسیار مهربان باز گشته و می داند که مهربانی این ذات شامل حال او خواهد شد.
ترجمه آیه (127) سوره بقره
وَإِذْ یَرْفَعُ إِبْرَاهِیمُ الْقَوَاعِدَ مِنْ الْبَیْتِ وَإِسْمَاعِیلُ رَبَّنَا تَقَبَّلْ مِنَّا إِنَّکَ أَنْتَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ (127)
ترجمه : و یاد آورید زمانی را که ابراهیم و اسماعیل دیوارهای خانه (کعبه) را بلند می نمود (و هر دو می گفتند) پروردگار ما (این عمل ما) را از ما بپذیر همانا فقط تو بسیار شنوا و بی نهایت دانا هستی .
تفسیرآسان آیه (127) سوره بقره
(وَإِذْ یَرْفَعُ إِبْرَاهِیمُ الْقَوَاعِدَ مِنْ الْبَیْتِ وَإِسْمَاعِیلُ) مراد از (اَلْبَیْت) در این آیه خانه کعبه شریفه می باشد، ابراهیم و اسماعیل علیهما السلام به دستور الله متعال این خانه را تجدید بنا نمودند تا مرکزی باشد برای مسلمانان دنیا تا روزقیامت و پایان این دنیای فانی ، و کعبه مشرفه مکان مبارکی است که بدون آن حج که یکی از ارکان اسلام است انجام نمی پذیرد، و این مکان مبارک جای است که هر سال میلیون ها مسلمان ازگوشه و کنار این کره خاکی برای ادای حج و عمره به آنجا سفر نموده و با ادای این دو حکم اسلامی خودشان را از گناهان پاک می کنند .
(رَبَّنَا تَقَبَّلْ مِنَّا) انجام عبادت یک مسأله است و پذیرش آن توسط الله متعال مسأله ای دیگر، لذا این دعای ابراهیم و اسماعیل علیهما السلام برای هر مسلمانی درس بسیار مهمی است که بعد از انجام هرعبادت و کار نیکی از الله متعال بخواهد تا که این عملش را مورد قبولیت درگاه احدیت خویش قرار دهد زیرا اگر هزاران عمل نیک هم انجام شود ولی بنا بر علتی مورد قبول الله متعال قرار نگیرد آن عمل نیک و عبادت به هدر رفته و بی فایده است.
نکته مهم دیگری در دعای قبولیت بعد از انجام عبادت این است تا اینکه اگر در آن عبادت و کار نیک نقصی داشته و ای چه بسا باعث عدم قبولیت آن عبادت و کار نیک شود، لذا از الله متعال خواسته که یا الله مهربان اگر در این عبادت و کار نیکی که انجام داده ام نقصی هم وجود دارد تو ای الله مهربان با لطف و کرم خویش این عمل ناقص مرا پذیرفته و مرا از اجر و ثواب محروم نگردان، با این طریق گویا دوباره الله متعال را عبادت نموده زیرا (دعا) خودش بگفته رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم عبادت است و هم برای پذیرش عبادت قبلی از الله متعال درخواست پذیرش نموده است.
(إِنَّکَ أَنْتَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ) در این قسمت از آیه دو صفت از صفات الله متعال ذکر شده است یک (السَّمِیعُ) و دو (الْعَلِیمُ).
(السَّمِیعُ) ذات بسیار شنوا، ذاتی که همه چیزرا خوب می شنود، اگر یک مسلمان به این صفت الله متعال خوب معتقد باشد او از دروغ گفتن، تهمت زدن، غیبت کردن، ناسزا گفتن به دیگران و هر حرف نامناسب و ناشایستی پرهیزنموده و همیشه کوشش خواهد نمود تا جز ذکر الله و حق از زبانش بیرون نشود ؛زیرا او معتقد است که ذاتی وجود دارد که همیشه و در همجا و در هر حالت سخنان او را می شنود و یک روزی با این ذات ملاقات خواهد نمود وآن وقت است که باید پاسخگوی سخنانش باشد لذا او همیشه از سخنان خلاف شرع پرهیز و همیشه به ذکر و بیان مطالب موافق با شریعت لب می گشاید .
نکته دیگر اینکه الله متعال از غیبت، تهمت و هر سخن خلاف شرعی را که می شنود ناراحت می شود و از شنیدن ذکر و بیان حقایق و سخنان شرعی خوشحال می گردد و یک مسلمان نباید کاری را بکند که باعث ناراحتی الله متعال گردد بلکه باید همیشه تلاش و کوشش نماید تا پروردگار محبوبش از او راضی و خشنود گردد .
(الْعَلِیمُ) یعنی ذات بی نهایت دانا ، تو ای مسلمان وقتی که باید عقیده داشته باشی که الله متعال ذاتی است که از ظاهر و باطن تو کاملا و حتی از خود تو نیز با خبر ترو آگاه تراست و تو نمی توانی چیزی را از او مخفی بدارِ، زیرا او به هر چیز و هر کس از همه داناتر و آگاه تراست، پس تو ای برادر و خواهر دینی من مواظب خودت باش، کاری را انجام نده که فردای قیامت وقتی که در حضور الله متعال ایستاده شوی و لیست گناهانی را که در دنیا انجام داده ای در جلویت گذاشته شود و آن وقت الله متعال از تو بپرسد که چرا این گناهان و نافرمانی را کرده ای ؟ آن وقت چه خواهی گفت ؟! آن وقت جزافسوس برایت چیز دیگری خواهدبود؟ پس خوب فکر کن و این مطلب را خوب در ذهنت جاگزین کن که الله متعال ذاتی است بسیار آگاه که از ظاهر و باطن تو و حتی از خودت و هرکس دیگری بهتر با خبرآگاه است و نمی شود از او چیزی را مخفی داشت .
ترجمه آیه (126) سوره بقره
وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِیمُ رَبِّ اجْعَلْ هَذَا بَلَداً آمِناً وَارْزُقْ أَهْلَهُ مِنْ الثَّمَرَاتِ مَنْ آمَنَ مِنْهُمْ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الآخِرِ قَالَ وَمَنْ کَفَرَ فَأُمَتِّعُهُ قَلِیلاً ثُمَّ أَضْطَرُّهُ إِلَى عَذَابِ النَّارِ وَبِئْسَ الْمَصِیرُ .
ترجمه : و یاد بیاورزمانی را که ابراهیم گفت : پروردگار(من) این جا را شهر امن و آرامش قرارده، واز اهلش هر آن کس که به الله و روز آخرت ایمان آورد از میوه جات (و سایربرکات و خیرات) روزی عنایت فرما، (الله متعال) فرمودند: و هرکس را که کفر ورزد (نیزاز امکانات داده شده) اندکی بهرمند خواهم گرداند وسپس اورابه ناچاربسوی آتش (جهنم) خواهم کشاند و بد سرانجامی است .
تفسیر آسان آیه (126) سوره بقره
(وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِیمُ) مراد از ابراهیم در این آیه؛ ابراهیم علیه السلام است که پدر پیامبران و یکی از بزرگ تر پیامبران الهی است و پیامبربزرگوار اسلام محمد صلی الله علیه و آله وسلم نیزاز نسل ایشان می باشند .
(رَبِّ اجْعَلْ هَذَا بَلَداً آمِناً) مراد از (بلد) در این آیه شهر مکه مکرمه می باشد که ابراهیم علیه السلام از الله متعال خواسته که آن را شهر امن و آرامش قرار دهد و الله متعال این دعای ابراهیم علیه السلام را قبول نموده است، وتا به حال امن ترین شهر در دنیا مکه مکرمه می باشد .
آری بعد از ایمان و تندرستی امنیت و آرامش از بزرگ ترین نعمات الهی است و ابراهیم علیه السلام آن را برای ساکنان مکه مکرمه از الله متعال خواسته است ، و این درسی بسیار مهمی است برای تمام داعیان و حکام جهان اسلام که باید امنیت و آرامش را برای جهان اسلام خواهان باشند و در این راستا از هیچ کوشش و تلاشی دریغ نکنند و همیشه در این تلاش باشند که جلوی اسباب و افرادی که باعث از بین بردن امنیت و آرامش جوامع اسلامی می شوند با حکمت گرفته شود.
(وَارْزُقْ أَهْلَهُ مِنْ الثَّمَرَاتِ مَنْ آمَنَ مِنْهُمْ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الآخِرِ) دراین قسمت آیه دعای دوم ابراهیم علیه السلام ذکر شده است و آن اینکه الله متعال به افرادی که ایمان به الله وروز قیامت دارند از نعمات میوه جات و سایر خیرات و برکات بهرمند نماید ، الله متعال این دعای ابراهیم علیه السلام را نیز قبول نموده است و تا بحال نیز این گونه است که اهل آنجا از بهترین میوجات و نعمات و برکات دنیا بهرمند اند.
آری در این دعای ابراهیم علیه السلام این مطلب مهم نهفته است که روزی و مخارج زندگی از مهم ترین چیزهایی است که انسانها با آن سرو کار دارند و برای بقای زندگی خویش بدان نیازمند اند ، لذا این دعای ابراهیم علیه السلام باید برای داعیان دین و سران کشورهای اسلامی الگو باشد، وهمیشه در راستای تأمین مخارج و روزی و معیشت مردم در تلاش باشند زیرا مرفه بودن زندگی افراد در تأمین امنیت نقش بسزای دارد و جلوی بسیاری از خلاف ها و ناامنیتی ها از قبیل سرقت و قتل ووو را می گیرد، زیرا جامعه گرسنه نه دین سالم دارد و نه امنیت کامل .
(قَالَ وَمَنْ کَفَرَ فَأُمَتِّعُهُ قَلِیلاً) ابراهیم علیه السلام برای کفار دعا نمی کند زیرا کفار ناشکرانی اند که نمک را خورده و نمکدان را شسکته اند و غذای صاحب خانه را خورده و به صاحب خانه اهانت نموده اند چنین افرادی مستحق دعای خیر نیستند وبلکه برعکس مستحق بد دعایی اند ولی از آنجای که رحمت الهی در این دنیا شامل حال هر چیز و هر کس می گردد، الله متعال بعد از دعای ابراهیم علیه السلام خطاب به ایشان گفته اند که به اهل ایمان که خواهم داد ولی کفار را نیز از نعمات و میوه جات اندکی بهرمند خواهم نمود.
(ثُمَّ أَضْطَرُّهُ إِلَى عَذَابِ النَّارِ) در این قسمت از آیه الله متعال به یک نکته مهم اشاره نموده و آن اینکه نعماتی را که الله متعال به کفار می دهد بخاطر این نیست که آنها را دوست می دارد بلکه بخاطر لطف و مرحمت خویش است ولی این نعمت ها باعث نجات آنها از عذاب الهی نخواهند شد، بلکه این کفارروز به دام عذاب الهی گرفتار خواهند شدند وبه آتش سوزان جهنم خواهند سوختند و این سزای هر ناشکر است .
(وَبِئْسَ الْمَصِیرُ) سرانجام کفار رفتن به آتش سوزان جهنم است وآتش جهنم بدجایگاهی است زیرا در آنجا سوختن و عذاب دیدن است و بدترین نوع عذاب سوختن است و آن هم سوختن با آتشی که بگفته پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم هفتاد برابرازآتش دنیا داغ تر و سوزان تر است و آن هم سوختنی که پایانی نخواهد داشت و بصورت همیشه ای ادامه خواهد داشت .
ترجمه آیه (125) سوره بقره
وَإِذْ جَعَلْنَا الْبَیْتَ مَثَابَةً لِلنَّاسِ وَأَمْناً وَاتَّخِذُوا مِنْ مَقَامِ إِبْرَاهِیمَ مُصَلًّى وَعَهِدْنَا إِلَى إِبْرَاهِیمَ وَإِسْمَاعِیلَ أَنْ طَهِّرَا بَیْتِی لِلطَّائِفِینَ وَالْعَاکِفِینَ وَالرُّکَّعِ السُّجُودِ (125)
ترجمه : وبیاد بیاورید زمانی را که ما خانه (کعبه) را مکان بازگشت (برای بدست آوردن اجر و ثواب) و محل امن و آرامشی برای مردم قرارداده ایم و از مقام ابراهیم نمازگاهی برای خویش بگیرید و ما به ابراهیم و اسماعیل عهد بستیم که شما این خانه مرا برای طواف کنندگان و اعتکاف کنندگان و رکوع کنند گان و سجده کنندگان پاک بگردانید .
تفسیر آسان آیه (125) سوره بقره
(وَإِذْ جَعَلْنَا الْبَیْتَ مَثَابَةً لِلنَّاسِ وَأَمْناً) در این قسمت آیه دوامتیاز بزرگ و خصوصیت مهم برای کعبه بیان شده است که برای هیچ جای دیگر از این کره ارضی نیست :
1 - کعبه محل رفت و آمد مردم اند و این رفت و بازگشتها برای انجام حج و عمره و بدست آوردن اجر و ثواب است .
2 - کعبه و حرم الهی محل امن و آرامشی است برای مردم است و حتی در دوران جاهلیت که عموم عربها در آرامش و امنیت نبودند اهل مکه به احترام کعبه و حرم الهی در امن و آرامش بسر می بردند .
(وَاتَّخِذُوا مِنْ مَقَامِ إِبْرَاهِیمَ مُصَلًّى) مقام ابراهیم همان سنگی است که ابراهیم علیه السلام در زمان ساخت کعبه بر او ایستاده و کعبه را می ساختند و بعد از اتمام ساخته کعبه آن را در کناره کعبه گذاشته اند ، والله متعال به ما مسلمانان دستور داده که در آنجا نماز بخوانیم و با این طریق به یاد خدمات ابراهیم علیه السلام افتاده و ایشان را برای خود الگو گرفته و در کارهای شرعی همانند ایشان پیشگام باشیم .
آری بعد از اتمام طواف دو رکعت در نزد مقام ابراهیم (علیه السلام) خواندن سنّت است ولی اگربنا بر ازدحام درآنجا نشد در هر جای دیگری از مسجد الحرام خواندن این دو رکعت مجاز است و اگر بنا بر عذری نتوانست این دو رکعت را در حرم انجام دهد خواندن این دو رکعت در بیرون حرم از برخی ازصحابه رضی الله عنهم ثابت است .
در اینجا مناسب است به یک نکته مهم اشاره کنم و آن اینکه ابن کثیر رحمه الله در تفسیر این آیه مطلبی را بیان نموده اند که بنده بطور مختصر آن را در اینجا بیان می نمایم:
سنگ مقام ابراهیم در اول چسپیده به دیواره کعبه بوده وبر زمین درمکانی درمیان درب کعبه وحجر الاسود گذاشته شده بوده است و بهمین خاطر الله متعال دستور دادند که بعد از طواف پشت مقام ابراهیم نماز بخوانند، ولی بعدها عمر بن خطاب رضی الله عنه مکان آن را تغییر داده و در جای کنونی قرار داده اند .
(وَعَهِدْنَا إِلَى إِبْرَاهِیمَ وَإِسْمَاعِیلَ أَنْ طَهِّرَا بَیْتِی لِلطَّائِفِینَ وَالْعَاکِفِینَ وَالرُّکَّعِ السُّجُودِ) در این قسمت از آیه الله متعال بیان داشته اند که به ابراهیم و اسماعیل دستور داده و از آنان عهد و پیمان گرفته اند که خانه الله متعال را که همان کعبه مکرمه باشد را برای طواف کنندگان ، اعتکاف کنندگان و رکوع و سجده کنندگان ازپلیدی های ظاهری و معنوی پاک گردانند زیرا هر یک از طواف، اعتکاف و نماز که در آن رکوع و سجده وجود دارد عبادت اند و عبادت باید در مکانی انجام گیرد که از نظر ظاهری و معنوی پاک باشد .
ترجمه آیه (124) سوره بقره
وَإِذْ ابْتَلَى إِبْرَاهِیمَ رَبُّهُ بِکَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّی جَاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِمَاماً قَالَ وَمِنْ ذُرِّیَّتِی قَالَ لا یَنَالُ عَهْدِی الظَّالِمِینَ (124)
ترجمه : وبیاد بیاورید آنگاه را که ابراهیم را پروردگارش با سخنانی آزمایش نمود واو آنها را کامل نمود (الله متعال خطاب به او) گفت: همانا من ترا برای مردم امام و پیشوا گرداننده ام (ابراهیم) گفت: و از اولاد(ونسل) من (نیزامام و پیشوا انتخاب نما، الله متعال) فرمودند: عهد و پیمان من به ستمگاران نمی رسد .
تفسیرآسان آیه (124) سوره بقره
(وَإِذْ ابْتَلَى إِبْرَاهِیمَ رَبُّهُ بِکَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ) الله متعالی در این قسمت از آیه خطاب به پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم بیان نمودند که به مشرکین و یهودیان و نصرانی ها متذکر شو که الله متعال ابراهیم علیه السلام را به اجرای دستوراتی و ممانعت از اموری آزمایش نموده است و ایشان تمام آن دستورات را بصورت کامل اجراء نموده اند و از تمام امور ممانعتی بازآمده و دست کشیده اند ، پس شما هم اگر خودتان را پیروان واقعی ابراهیم علیه السلام می دانید پس او را الگو گرفته وهمانند او تابع دستورات و فرامین الله متعال گشته و دین توحیدی محمد صلی الله علیه و آله وسلم پیروی کنید همان گونه که من محمد و پیروان واقعی من پیروابراهیم علیه السلام هستیم .
(قَالَ إِنِّی جَاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِمَاماً) بعد از اینکه ابراهیم علیه السلام تمام دستورات الله متعال را انجام نمودند، الله متعال پاداش مهمی به ایشان عنایت نمودند که ایشان را امام و رهبرتمام موحدین و یکتا پرستان دنیا تا به قیامت گردانیده اند و این از بزرگ ترین افتخارات برای ابرهیم علیهم السلام است که رهبرکسانی شده اند که یکتاپرست بوده و از شرک و کفر بدور اند و این امتیاز و افتخار یکی از بزرگ ترین نعمت های الله متعال بر ابرهیم علیه السلام می باشد .
(قَالَ وَمِنْ ذُرِّیَّتِی)ابراهیم علیه السلام وقتی از نعمت رهبری برای موحدان و یکتا پرستان بهرمند می شوند ، مشتاق این می شوند تا اینکه این رهبری در میان نسل ایشان نیزباقی مانده و الله متعال از نسل ایشان نیز رهبرانی برای موحدان انتخاب نماید لذا از الله متعال خواسته و می گوید : از نسل و دودمان من نیز رهبرانی را انتخاب نما .
دراین درخواست ابراهیم علیه السلام یک نکته بسیار مهمی است برای پدران خوب و فهمیده ؛ پدرانی که همیشه به فکر خوشبختی فرزندان خویش اند، و آن اینکه هرگاه از نعمتی از نعمات الهی بهرمند می شوند در آن وقت از الله متعال بخواهند که الله متعال اولاد و دودمان آنان را نیز مورد لطف قرار داده و از آن نعمت بهرمند گرداند .
(قَالَ لا یَنَالُ عَهْدِی الظَّالِمِینَ) الله متعال در حقیقت دعا و درخواست ابراهیم را می پذیرند ولی خطاب به ایشان می گویند : عهد و پیمان من به ظالمان نمی رسد، یعنی اگر در میان نسل تو افراد ظالمی باشند که بعد برخی از آنها این گونه خواهند شد پس عهد و پیمان من به آنها نخواهد رسید ولی اگر آنها همانند تو موحد و پیرودستورات من الله متعال باشند از میان آنها رهبرانی را بعنوان پیامبرانتخاب خواهم نمود همان گونه که الله متعال دو فرزند ابراهیم علیه السلام یعنی اسماعیل و اسحاق علیهما السلام را به پیامبری و رهبری مردم برگزیدند و از نسل اسحاق؛ یعقوب و یوسف علیهم السلام و سایر انبیای بنی اسرائیل را برگزیده اند و از نسل اسماعیل علیهم السلام محمد صلی الله علیه و آله وسلم را به پیامبری و رهبری یکتا پرستان انتخاب نموده است، خلاصه اینکه تمام انبیاء بعد از ابراهیم علیهم السلام از نسل ابراهیم علیهم السلام می باشند.
یک نکته مهم در این قسمت آیه نهفته است و آن اینکه یک ظالم لیاقت رهبری و پیشوا بودن را برای اهل اسلام را ندارد زیرا اوبعد ازرسیدن به رهبری بجای اجرای دستورات الهی؛ افکار ظالمانه خویش را به اجراء خواهد گذاشت و در نتیجه بجای اصلاح فساد و به جای خوبی خرابی خواهد نمود و دنیا را برای ملت خویش به زندانی مبدل خواهد نمود و در نتیجه دنیا و آخرت خویش را با دنیا و آخرت دیگران را به تباهی خواهد کشاند .
ترجمه آیه (123) سوره بقره
وَاتَّقُوا یَوْماً لا تَجْزِی نَفْسٌ عَنْ نَفْسٍ شَیْئاً وَلا یُقْبَلُ مِنْهَا عَدْلٌ وَلا تَنفَعُهَا شَفَاعَةٌ وَلا هُمْ یُنصَرُونَ (123)
ترجمه : و بترسید از روزی که نه از کسی برای کس دیگری، چیزی ساخته است، و نه به جای او جایگزینی پذیرفته می شود ،و نه هم شفارشی در حقش نفع می دهد، و نه هم به آنها یاری رسانده می شود.
تفسیرآسان آیه (123) سوره بقره
(وَاتَّقُوا یَوْماً) مراد از روزی که در این آیه آمده همان روز قیامت است ، الله متعال در آیه قبلی بنی اسرائیل را متذکر شده به نعمت های که به آنها انعام و ارزانی نموده است و در این آیه آنها را از عذاب خویش می ترساند .
الله متعال در آیه قبلی با روش یاد دهانی از نعمت ها تشویق به عمل نموده و در این آیه با تهدید و ترساندن آنها را به سمت حق فراخوانده است ، و این دو روشی است که هر داعی باید در دعوتش مد نظرداشته باشد یعنی گاهی مردم را با یاد دهانی نعمت ها و احسانهای الله متعال بسوی حق فراخواند و گاهی هم با ترساندن افراد از عذاب ها و گرفت الهی از گناهان برحذر دارد، تا با این دو طریق بهتربتواند افراد را به سمت و سوی حق راهنمائی نماید .
(لا تَجْزِی نَفْسٌ عَنْ نَفْسٍ شَیْئاً) در قیامت هیچ کس نمی تواند بدون دستور الله متعال برای کسی کاری را انجام دهد در آن روز تنها چیزی که در اصل می تواند باعث نجات انسان گشته و مشکلات او را حل کند همان ایمان و کردار نیک هر فرد می باشد .
(وَلا یُقْبَلُ مِنْهَا عَدْلٌ) در قیامت از کسی بدله و جاگزینی قبول نمی شود و این خود فرد است که باید مستقیما بسزای اعمالش برسد ، پس ما باید مواظب اعمال خویش باشیم .
(وَلا تَنفَعُهَا شَفَاعَةٌ) در روز قیامت سفارشی ، میانجگری برای در کفار نخواهد بود واین تنها مسلمانان اند که در قیامت از شفاعت پیامبرصلی الله علیه و آله وسلم و سایرشفاعتگران آن هم با اجازه الله متعال بهرمند خواهند شد .
(وَلا هُمْ یُنصَرُونَ) آری در قیامت به کفار هیچ نصرت و یاری نخواهد شد و همیشه در عذاب الهی خواهند ماند، واین اهل ایمان اند که همیشه از کمک الهی بهرمند خواهند شد .
ترجمه آیه (122) سوره بقره
یَا بَنِی إِسْرَائِیلَ اذْکُرُوا نِعْمَتِی الَّتِی أَنْعَمْتُ عَلَیْکُمْ وَأَنِّی فَضَّلْتُکُمْ عَلَى الْعَالَمِینَ (122)
ترجمه : ای فرزندان یعقوب بیاد آورید نعمتی را که من بر شما ارزانی داشتم و همانا من شما را بر جهانیان برتری داده ام.
تفسیرآسان آیه (122) سوره بقره
(یَا بَنِی إِسْرَائِیلَ) (اسرائیل) لقب یعقوب علیه السلام می باشد، و مراد از (بنی اسرائیل) قوم یهود و نصاری می باشد زیرا این دو قوم که پیروان موسی علیه السلام و عیسی علیه السلام بوده اند از نسل یعقوب علیه السلام می باشند، مورد خطاب در این آیه قوم (یهود و نصاری) زمان رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم و قرون بعدی تا قیامت می باشند .
(اذْکُرُوا نِعْمَتِی الَّتِی أَنْعَمْتُ عَلَیْکُمْ) الله متعال در این آیه خطاب به قوم یهود و قوم نصاری می فرماید : بیاد آورید نعمت مرا که من بر پدران شما ارزانی داشتم ، آن نعمتهایی که الله متعال بر یهود و نصاری و بالأخص یهودیان ارزانی داشته زیاد است که می شود من جمله (نجات از ستم فرعون ، غرق نمودن دشمنشان فرعون و لشکریانش در دریا ، دادن ترنجبین و بلدرچین و چشمه های آب در صحرای طی ، سایه نمودن ابرها در صحرای طی ، فرستادن پیامبران زیادی در میان آنها، و دها و صدها نعمت دیگر) را متذکر شد .
(وَأَنِّی فَضَّلْتُکُمْ عَلَى الْعَالَمِینَ) در تفسیر این قسمت از آیه دو نوع تفسیر از علمای بزرگوار به اثبات رسیده است که هر دو آنها درست می باشد وفی الواقع با یکدیگر در تضاد نسیتند که بنده هر دو تفسیر را در ذیل بیان خواهم نمود:
1 - تفسیر اول : مراد از (الْعَالَمِینَ) در این آیه جهانیان زمان خود یهودیان قبل از اسلام است یعنی الله متعال یهودیان و نصاری را که بر سایر ملت های موجود زمانشان برتری و فضیلت داده که به آنان نعمت های فروانی داده که به سایرین نداده است، و این تفسیر بدان خاطر شده است تا برتری یهودیان و نصرانی ها بر مسلمانان ثابت نگردد، زیرا الله متعال در قرآن در سوره (آل عمران) آیه (110) خطاب به مسلمانان چنین گفته است : کُنْتُمْ خَیْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَلَوْ آمَنَ أَهْلُ الْکِتَابِ لَکَانَ خَیْرًا لَهُمْ مِنْهُمُ الْمُؤْمِنُونَ وَأَکْثَرُهُمُ الْفَاسِقُونَ.
ترجمه : شما (مسلمانان) بهترین امت هستید که برای مردم بیرون آورده و آفریده شده اید که امر به معروف و نهی از منکر می کنید و به الله ایمان می آورید و اگر اهل کتاب (یهود و نصاری) ایمان می آوردند برای آنان بهتر بود (آری) برخی از آنان مسلمان اند ولی اکثرآنان فاسق اند .
2 - تفسیر دوم : این قسمت آیه (وَأَنِّی فَضَّلْتُکُمْ عَلَى الْعَالَمِینَ) عام است یعنی الله متعال یهود و نصاری را بر تمام انسانها اعم ازمسلمانان و غیر مسلمانان برتری داده به اینکه به آنها نعمتهایی فراوانی داده و پیامبران زیادی در میان آنان فرستاده که به سایر اقوام این نعمت ها داده نشده و در میان سایر اقوام به این تعداد پیامبران زیادی فرستاده نشده است .
ناگفته نماند که نکته مهمی که هدف اصلی این آیه است این است که ای بنی اسرائیل وقتی که الله متعال به شما این همه لطف را نموده و این همه نعمت داده است، پس شما باید از تمام اقوام دنیا شکر گذارترمی بودید ولی چه شده که بر عکس از همه ناشکر تر گشته اید، شما باید در این باره فکر نموده و بخود آیید و دست از ناشکری برداشته تا اینکه الله متعال مزید بر نعمت های گذشته نعمت های تازه و بهتری را به شما عنایت کند ورنه شما را در دنیا و آخرت گرفت خواهد نمود زیرا سزای ناشکر گرفت و عذاب است در باره الله متعال در قرآن مجید در سوره ابراهیم آیه (7) فرموده است : .... لَئِنْ شَکَرْتُمْ لَأَزِیدَنَّکُمْ وَلَئِنْ کَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِی لَشَدِیدٌ .
ترجمه : ..... اگرشما شکر نمائید ما قطعا به شما نعمتهای اضافه تری خواهیم داد واگر ناشکری نمایید همانا عذاب من بسیار سخت هست .