ترجمه آیه (121) سوره بقره
الَّذِینَ آتَیْنَاهُمْ الْکِتَابَ یَتْلُونَهُ حَقَّ تِلاوَتِهِ أُوْلَئِکَ یُؤْمِنُونَ بِهِ وَمَنْ یَکْفُرْ بِهِ فَأُوْلَئِکَ هُمْ الْخَاسِرُونَ (121)
ترجمه : (برخی از) آنانی که ما به آنان کتاب (تورات و انجیل) را داده ایم آنگونه که حق خواندنش هست می خوانند، آنان واقعا به آن کتاب ایمان می آورند و کسانی که به آن کفرمی ورزند آنان فقط زیانکاران اند.
تفسیر آسان آیه (121) سوره بقره
(الَّذِینَ آتَیْنَاهُمْ الْکِتَابَ یَتْلُونَهُ حَقَّ تِلاوَتِهِ أُوْلَئِکَ یُؤْمِنُونَ بِهِ) از این آیه فهمیده می شود که اهل کتاب که همان یهود و نصاری باشند دو گروه اند : گروه اول که در این قسمت آیه از آنها سخن به میان آمده گروهی است که واقعا به کتاب آسمانی خویش ایمان آورده و خوب و درست آن را خوانده و به دستورات آن عمل می نمایند اینها اهل ایمان واقعی اند و کسانی اند که واقعا به کتابشان ایمان آورده اند .
(وَمَنْ یَکْفُرْ بِهِ فَأُوْلَئِکَ هُمْ الْخَاسِرُونَ) در این قسمت از آیه اشاره به گروه دوم از یهود و نصاری می نماید آنانی که فی الواقع منکر کتابشان اند وبه کتابشان کفر می ورزند ؛ آنها کسانی اند که نه کتابشان را خوب خوانده و نه هم بدان عمل می نمایند، لذا اینها زیانکاران اند.
آری زیانکاراصلی کسی است که نه کتاب آسمانی را می خواند و نه هم بدان عمل می کند، متأسفانه این بیماری اهل کتاب در بسیاری ازما مسلمانان سرایت نموده و بسیاری از ما مسلمانان حقوق آخرین کتاب آسمانی که همان قرآن مجید باشد را رعایت نمی کنند و حتی شاید ندانند که این آخرین کتاب الهی بر آنها چه حقوقی دارد، بنده در ذیل بصورت مختصر بدان حقوق اشاره می کنم و امیدوارم که الله متعال به تمام ما مسلمانان این توفیق راعنایت نماید تا بدان حقوق عمل نماییم .
آری قرآن مجید این کتاب جاویدان الهی بر هر مسلمانی چهار حق دارد :
1 - یادگیری تلاوت و روخوانی قرآن .
2 - یادگیری ترجمه و تفسیر قرآن .
3 - عمل به دستورات و احکام قرآن .
4 - رساندن قرآن و دستورات آن به دیگران .
هرمسلمانی که تلاوت قرآن را یاد گرفته و ترجمه و تفسیرآن را دانسته و بدان عمل نموده و دستورات و احکام آن را به دیگران رساند او حقوق قرآن مجید را رعایت نموده است، و اوست که واقعا به قرآن مجید ایمان آورده است واما هر مسلمانی که در یکی از این حقوق کوتاهی کند او حقوق قرآن را رعایت ننموده و در قیامت قرآن از او شکایت نموده و می گوید : این قوم مرا (در دنیا) رها نموده اند.
ترجمه آیه (120) سوره بقره
وَلَنْ تَرْضَى عَنْکَ الْیَهُودُ وَلا النَّصَارَى حَتَّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ قُلْ إِنَّ هُدَى اللَّهِ هُوَ الْهُدَى وَلَئِنْ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءَهُمْ بَعْدَ الَّذِی جَاءَکَ مِنْ الْعِلْمِ مَا لَکَ مِنْ اللَّهِ مِنْ وَلِیٍّ وَلا نَصِیرٍ (120)
ترجمه : و هرگزنه یهود از تو راضی می گردد ونه نصاری مگر اینکه تو از دین (تحریف شده) آنها پیروی کنی بگو: همانا هدایت الله؛ هدایت واقعی است و اگرتو از خواهشات آنان بعد از این که علم به نزدت آمده پیروی کنی برای تو از جانب الله هیچ دوست و مددگاری نیست .
تفسیر آسان در فهم قرآن آیه (120)
(وَلَنْ تَرْضَى عَنْکَ الْیَهُودُ وَلا النَّصَارَى حَتَّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ) الله متعال در این آیه خطاب به رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم می فرماید: که هر گز نه یهود از تو راضی می گردد و نه نصاری مگر اینکه از دین (تحریف شده) آنان پیروی نمائی، پس تو ای مسلمان این نکته را خوب توجه نما که وقتی آنها از پیامبر ما راضی نمی گشتند مگر اینکه از دین تحریف شده آنها پیروی کند پس چگونه امروز این یهودیان و نصرانی ها از من تو بدون این که از دین تحریف شده و افکار انحرافی آنها پیروی کنیم راضی می گردند؟! لذا ما مسلمانان باید به این نکته قرآنی توجه داده و هر گز در پی رضایت یهود و نصاری نباشیم زیرا آنها زمانی از ما راضی خواهند گشت که ما دین اسلام را (والعیاذ بالله) رها کرده و یهودی و یا نصرانی گردیم ، و ما هر گز نباید چنین کاری بکنیم و هر کس چنین جرمی را ارتکاب شود اودنیا و آخرت خویش را از دست خواهد داد واز جمله کافران و گمراهان خواهد گشت و در قیامت به عذاب جاویدان الهی مبتلاء خواهد شد .
(قُلْ إِنَّ هُدَى اللَّهِ هُوَ الْهُدَى) اگر کسی خوب به این قسمت ازآیه توجه نماید متوجه خواهد شد که دو نوع هدایت وجود دارد :
1 - هدایت سلیقه ای که بر منوال خواهشات بشری است همانگونه که یهودیان و نصرانی ها می گفتند فقط ما بر هدایت هستیم و سایرین علاوه از ما بر گمراهی اند ، این نوع هدایت در حقیقت عین ضلالت و گمراهی است و هیچ اعتبار شرعی ندارد و بجای اینکه باعث نجات گردد باعث گمراهی فرد خواهد گشت و او را از هدایت واقعی بدور خواهد داشت.
2 - هدایت واقعی که همان هدایت الهی باشد یعنی همان راه و روشی که الله متعال در قرآن مجید بیان نموده است ، هر کس سلیقه خویش را با دستورات الله متعال هماهنگ و برابر ساخت او به هدایت واقعی رسیده است ولی هر کس دستورات الله متعال کشانده و بسوی ببرد تا با خواهشات نفسانی او برابری نماید و سازگار گردد او به هدایت سلیقه ای که خود بزرگ ترین نوع گمراهی است رو آورده است .
پس واقعا هدایت همان هدایت الله متعال است نه هدایت های سلیقه ای و نفسانی افراد و اشخاص .
(وَلَئِنْ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءَهُمْ بَعْدَ الَّذِی جَاءَکَ مِنْ الْعِلْمِ مَا لَکَ مِنْ اللَّهِ مِنْ وَلِیٍّ وَلا نَصِیرٍ) در این قسمت از آیه چند مطلب مهم ذکر شده است :
1 - افکار و عقاید یهودیان و نصرانی ها بر گرفته از خواهشات نفسانی آنها است به همین خاطر آنها دوست داشتند که حتی رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم نیز از دین تحریف شده آنان پیروی کند .
2 - خواهشات نفسانی همیشه با علم واقعی و شرعی در تضاد است و هر گز نباید یک انسان آگاه به شرع از علم شرعی رو گردانی نموده و از خواهشات دیگران پیروی نماید.
3 - آنی که از علم و دانش واقعی روگردانی نموده و به خواهشات نفسانی دیگران توجه می دهد او این را بداند که دیگر الله متعال او را دوست نمی دارد و در زمان مشکلات و سختی ها هرگز او را یاری و نصرت نخواهد نمود .
بنا بر همین سه امور گذشته است که الله متعال به رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند: که اگر تو بعد از این که علم به نزدت آمده از خواهشات یهود و نصاری پیروی کنی از جانب الله دیگر برایت هیچ دوست و مددگاری نیست و الله دوستی و مددگاری خویش را ازتو قطع خواهد نمود در آن وقت است که تو در مقابل دشمنان شکست خواهید خورد.
ترجمه آیه (119) سوره بقره
إِنَّا أَرْسَلْنَاکَ بِالْحَقِّ بَشِیراً وَنَذِیراً وَلا تُسْأَلُ عَنْ أَصْحَابِ الْجَحِیمِ (119)
ترجمه : همانا ما ترا با حق بشارت دهنده و بیم دهنده فرستاده ایم و از تو در باره یاران دوزخ پرسیده نخواهد شد .
تفسیر آسان آیه (119) سوره بقره
(إِنَّا أَرْسَلْنَاکَ) این جمله بیانگر این است که الله متعال رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم را برای هدایت بشر فرستاده اند و رسالت رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم از جانب الله متعال می باشد .
(بِالْحَقِّ) حق یعنی چیزی که با واقعیت سازی گاری دارد رسالت پیامبر بزرگوار اسلام با واقعیت سازگاری داشته و آنچه که پیامبر بزرگوار اسلام آورده همه و همه از الف تا یای آن حق بوده و کاملا با واقعیت سازگاری داشته و دارد و خواهد داشت .
(بَشِیراً) یکی از اوصاف پیامبر بزرگوار اسلام (بشیر) یعنی بشارت دهنده بوده است؛ یعنی کسی که رساننده خبرهای خوش است، آری رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم اهل ایمان و پیروان الله و رسول را بشارت به بهشت و نعمات اخروی و رضامندی الله متعال می داده اند، تا با این خبرهای خوشی که به آنها نسبت به اجرای احکام و اعمال صالحه و نیک داده می شود علاقه ای بیشتر به عمل پیدا کنند.
(وَنَذِیراً) یک دیگر از اوصاف رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم (نذیر) است یعنی بیم دهنده بوده است یعنی کسی که گنه کاران و کافران و منافقان را از گرفت الهی و عذاب اخروی بیم داده و آنان را می ترساند، تا با بیان آنها افراد ترسیده و دست از گناهان وشرک و خرافات کشیده و روبه اسلام بیاورند و موحد شده وشروع به انجام عبادت الله متعال نمایند .
(وَلا تُسْأَلُ عَنْ أَصْحَابِ الْجَحِیمِ) کار و مسئولیت رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم رساندن حق به دیگران بوده است وبس ، اما اینکه برخی از افراد آ« را نمی پذیرند و دوست دارند بر گمراهی مانده و به جهنم بروند در روز قیامت از رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم در باره این نوع افراد پرسیده نمی شود که چرا آنها ایمان نیاورده اند؟ زیرا رساندن حق کار و مسئولیت رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم بوده ولی پذیرش آن از سوی مردم این وظیفه خود مردم است و از خود مردم در باره آن پرسیده خواهد شد.
آنچه در این آیه برای رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم بیان شده برای هر داعی دین نیز سازگاری داشته و باید منطبق گردد، که بنده بطور مختصر در زیر به بیان آنها خواهم پرداخت :
1 - پیام یک داعی باید حق باشد ، ویک داعی باید بعد از فهم درست حق ، حق را بصورت کامل و بدون هیچ کم و کاستی با حکمت و روش های مناسب به دیگران برساند .
2 - داعی باید مردم با بیان مطالب امیدوار کننده بسوی رضامندی الله و بهشت جاویدان بشارت داده و مردم را بصوی حق و جقیقت تشویق نماید .
3- داعی دین باید این مطلب را خوب بداند که در همه جا و برای همه افراد تشویق و بشارت سازگاری ندارد لذا در برخی از مواقع نیاز به بیم دادن و ترساندن از عذاب و گرفت الله متعال دارد، پس داعی باید جریان بیم دادن را نیز در دعوت خویش بگنجاند ولی این رابداند که بشارت بر انذار مقدم و ارجحیت دارد .
4- کارداعی رساندن حق با حکمت است ولی اینکه مردم بپذیرند و نپذیرند این به داعی ربطی ندارد ، ودر روزقیامت نسبت به عدم پذیرش حق ازخود مردم پرسیده خواهد شد و از داعی نسبت به این جریان پرسیده نخواهد شد، لذا داعی باید همیشه کوشش کند تا حق را به دیگران با حکمت کامل برساند و منتظر نتیجه نباشد .
ترجمه آیه (118) سوره بقره
وَقَالَ الَّذِینَ لا یَعْلَمُونَ لَوْلا یُکَلِّمُنَا اللَّهُ أَوْ تَأْتِینَا آیَةٌ کَذَلِکَ قَالَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ مِثْلَ قَوْلِهِمْ تَشَابَهَتْ قُلُوبُهُمْ قَدْ بَیَّنَّا الآیَاتِ لِقَوْمٍ یُوقِنُونَ (118)
ترجمه : وگفتند کسانی که نمی دانند چرا الله (مستقیم و بدون واسطه) با ما سخن نمی گوید و یا اینکه نشانه (دلبخواه) ما را نمی آورد، این چنین کسانی که پیش ازاینان بودند (نیز) همانند گفته اینها گفتند، دلهایشان با یکدیگر مشابه و همسان اند، ما قطعا نشاینها را برای قومی که یقین می دارند آشکارا بیان نموده ایم .
تفسیرآسان آیه (118) سوره بقره
(وَقَالَ الَّذِینَ لا یَعْلَمُونَ لَوْلا یُکَلِّمُنَا اللَّهُ أَوْ تَأْتِینَا آیَةٌ کَذَلِکَ) مراد از قسمت آیه مشرکین نادان عرب است ، که بنزد رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم می آمدند و می گفتند که اگر واقعا راست می گویی که الله بر تو وحی نازل می کند و به تو می گوید که این دستورات و احکام را برای ما بیان کنی؛ پس چرا خود الله با ما مستقیم و بدون واسطه تو سخن نمی گوید و یا چرا آن معجزه و نشانی های دل بخواه ما را برای ما نشان نمی دهد، ما می خواهیم که از زمین برای ما چشمه ها در آوری ، ما می خواهیم که تو باغ های انگور و نخلستان داشته باشی که در آنها نهرها جاری باشد، ما می خواهیم که تکه ای از آسمان بر زمین افتد، ما می خواهیم که فرشتگان روبروی ما بیایند ووو.. اگر این نشانی ها و معجزات درخواستی ما را نشان دادی آن وقت است که ما ایمان خواهیم آورد و اسلام و قرآن و نبوت تو را خواهیم پذیرفت ورنه ما هرگز این را قبول نمی کنیم که تو پیامبر الله هستی و برایت وحی نازل می شود.
(قَالَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ مِثْلَ قَوْلِهِمْ) مراد از این قسمت آیه اهل کتاب یهود و نصاری می باشد زیرا آنها نیز شبیه این درخواست های بی اعتبار را از رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم می نمودند و می گفتند: باید از آسمان کتابی بر ما نازل شود تا آن را ببینیم ؛ آن وقت است که به تو ایمان می آوریم .
(تَشَابَهَتْ قُلُوبُهُمْ) آری وقتی که دلها در کفر و سرکشی و عناد همسان و مشابه با یکدیگر باشند افکار و عقاید نیز شبیه و همسان می گردند لذا دلهای این مشرکین و دلهای این یهودیان و نصرانی ها در کفر و سرکشی و عناد یکسان و شبیه به هم اند ، به همین سبب است که اعتراض ها و درخواست های آنان نیزشبهات به یکدیگر دارند .
(قَدْ بَیَّنَّا الآیَاتِ لِقَوْمٍ یُوقِنُونَ) در این قسمت آیه الله متعال می فرمایند: ما نشاینهای واضحی را برای اثبات پیامبری محمد صلی الله علیه و آله وسلم برای افرادی که اهل یقین اند بیان نموده ایم ولی این مشرکین و یهود و نصاری به آنها توجه نمی دهند و دنبال بهانه اند به همین خاطراست که هر روز بهانه ای می آورند و هر روز دلیلی می خواهند ، آری افراد حق خواه و حق جو برایشان یک دلیل کافی است ولی برای افراد بهانه جو هزار دلیل هم کفایت نمی کند؛ زیرا گروه اول دنبال فهم حقیقت اند ولی گروه دوم عزم بالجزم دارند که حق را رد کنند.
ترجمه آیه (117) سوره بقره
بَدِیعُ السَّمَوَاتِ وَالأَرْضِ وَإِذَا قَضَى أَمْراً فَإِنَّمَا یَقُولُ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ (117)
ترجمه: (الله) هستی بخش آسمانها و زمین است و چون فیصله چیزی را نماید ، همانا (تنها) به او می گوید: باش، پس می شود .
تفسیر آسان آیه (117) سوره بقره
(بَدِیعُ السَّمَوَاتِ وَالأَرْضِ) (بَدِیعُ) یکی از نام ها و صفات الله متعال است و (بَدِیعُ) یعنی ذاتی که اشیاء را از عدم و نیستی بعرصه وجود هستی در می آورد، و در حالی که این اشیاء همانند و هم نوعی در گذشته نداشته اند تا اینکه ازآن کپی برداری شده و همانند آن ساخته شود .
الله متعال ذاتی است که آسمانها و زمین را از عدم و بدون اینکه همثل و همانند قبلی داشته باشند بوجود آورده است، و این بیانگر توان بی همتا و قدرت بی مانند و بی پایان الله متعال را می رساند .
(وَإِذَا قَضَى أَمْراً فَإِنَّمَا یَقُولُ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ) این قسمت از آیه توان و قدرت کامل و بی همتای الله متعال را می رساند که توان و قدرت الله متعال آنقدر زیاد است که در خلقت اشیاء و موجودات نیاز به هیچ زحمتی ندارد فقط اراده کند و دستوردهد هرچیز به هر شکلی که بخواهد به وجود می آید .
هدف این آیه در اصل این است که ای کسانی که به الله متعال تهمت می زنید، و به دروغ می گویید: که عیسی یا عزیر و یا فرشته ها فرزندان الله اند ، این را خوب بدانید؛ که الله متعال همه اینها را با اراده خویش و با گفتن (باش و بوجود آی) آفریده است ، پس اینها همه مخلوقات محتاج به او می باشند و اینها نمی توانند فرزند الله متعال باشند، و الله متعال هر گز نیاز به فرزند ندارد ، لذا از این دروغ ها دست کشیده و عقیده فاسدتان را اصلاح کنید و آفریدگار و رازقتان را خوب بشناسید ورنه بدبخت وبیچاره شده و دنیا و آخرتان تباه خواهد شد و بصورت همیشه ای در آتش سوزان جهنم خواهید سوخت .
ترجمه آیه (116) سوره بقره
وَقَالُوا اتَّخَذَ اللَّهُ وَلَداً سُبْحَانَهُ بَلْ لَهُ مَا فِی السَّمَوَاتِ وَالأَرْضِ کُلٌّ لَهُ قَانِتُونَ (116)
ترجمه : وگفتند که الله برایش بچه گرفته است الله (از گرفتن بچه) منزّه است بلکه هرآنچه در آسمانها و زمین است تنها از آن اوست (و) همه (چیزو همه کس) فقط فرمانبرداران او اند.
تفسیرآسان آیه (116) سوره بقره
(وَقَالُوا اتَّخَذَ اللَّهُ وَلَداً) در قسمت آیه آمده که برخی گفته اند که الله متعال برایش بچه گرفته و او فرزند دارد ، حالا اینها چه کسانی بودند از سایر آیاتی که در قرآن مجید آمده مشخص می گردد که مراد از این آیه یهودیان، نصرانی ها و مشرکین عرب می باشد ، زیرا یهودیان عزیر را و نصرانی ها عیسی علیه السلام را فرزند الله می دانستند؛ همانگونه که یهود و نصاری خودشان را نیز فرزندان الله می دانستند و همانگونه که مشرکین عرب فرشته گان را فرزندان الله می دانستند.
(سُبْحَانَهُ) آری الله متعال منزّه و پاک است از اینکه برای خودش فرزندی بگیرد زیرا بچه یک نیازاست و الله متعال بی نیاز ترین ذات است، الله متعال با گفتن این کلمه ادعای یهود ، نصاری و مشرکین را رد نموده و آنها دروغگو و تهمت زن شمرده است و بچه داری را برای خویش عیب دانسته و خودش را از این عیب تبرئه نموده است .
(بَلْ لَهُ مَا فِی السَّمَوَاتِ وَالأَرْضِ) وقتی که آسمانها و زمین و هر آنچه در این دو اند از آن الله متعال و در اختیار و ملکیت او اند پس الله متعال نیاز به فرزند گیری ندارد، واز سوی دیگر فرزند باید به نوع مناسبت و مشابهتی با پدر و مادر داشته باشد و در حالی که هیچ مناسبت و مشابهتی در میان مخلوقات و الله متعال وجود ندارد زیرا او خالق و مالک و رازق همه موجودات است و تمام موجودات همه مخلوق و بنده و برده او اند، کجا خالق از مخلوق خود و کجا آقا از برده های محتاج خویش برای خودش فرزند انتخاب می نماید و او را به نوع هم ردیف و هم نوع خود قرار می دهد ؟!! .
(کُلٌّ لَهُ قَانِتُونَ) همه موجودات تابع و فرمانبردار قوانین او اند و هیچ چیز و هیچ کس نمی تواند از دستورات او نافرمانی کند و اینکه انسانها کافر و فاجر و شیاطن فقط از دستورات شرعی نه تقدیری الله متعال نافرمانی وسرپیچی می کنند این را خودش آزاد گذاشته تا با این طریق آنها را آزمایش نماید وتا ببیند چه کسی از دستورات او اطاعت می کند و چه کسی پیرو شیطان شده و دنبال خواهشات نفسانی خویش می رود واگر الله متعال این اختیار را به آنها نمی داد امتحان و آزمایش صورت نمی گرفت و انسانها و جن ها نیز همانند جمادات و سایر موجودات مجبور محض می شدند، و اما در بُعد تقدیری همه و همه اعم از مسلمان وکافر تابع دستورات او اند و از او فرمانبرداری می کنند و هرگاه او بخواهد فردی را از دنیا ببرد می برد و یا اینکه بخواهد بر او مشکلی بیاورد می آورد و هیچ کس نمی تواند جلو او را بگیرد، خلاصه اینکه الله متعال هر کاری را در حق هر کسی و یا هر چیزی که بخواهد انجام می دهد و آن کس و یا آن چیز بدون چون وچرا تابع آن شده و توان نپذیرفتن و یا رد کردن آن را ندارد وآن حکم الهی در حقش اجرا خواهد شد، بدین طریق همه و همه انسانهای مؤمن وکافر و تمام شیاطن و سایرموجودات و مخلوقات تابع و فرمانبردار الله متعال اند.
ترجمه آیه (115) سوره بقره
وَلِلَّهِ الْمَشْرِقُ وَالْمَغْرِبُ فَأَیْنَمَا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ وَاسِعٌ عَلِیمٌ (115)
ترجمه : و خاور و باختر فقط از آن الله است پس به هرسوی که رخ بگردانید آنجا چهره الله است همانا معبود به حق گشایشگر و بی نهایت داناست .
تفسیرآسان آیه (115) سوره بقره
(وَلِلَّهِ الْمَشْرِقُ وَالْمَغْرِبُ فَأَیْنَمَا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ) رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم زمانی که به مدینه منوره تشریف آوردند به دستور الله متعال شانزده الی هفده ما به سمت بیت المقدس رخ نموده نماز می خواندند ولی از آنجایی که دوست می داشتند که به سمت کعبه نماز بخوانند باربار به سمت آسمان نگریسته و منتظر وحی بودند تا شاید قبله تعویض شده و به ایشان دستور داده شود که رخ به سوی کعبه نموده نماز بخوانند که در آخر همین هم شد و آیه نازل شده و قبله عوض شد بعد از تعویض قبله یهودیان نادان اعتراض نمودند که این چه دینی است که پیروانش هر چندوقت به یک سمت نماز می خوانند ، الله متعال در رد اینها این آیه را نازل نمود که در اصل به کدام سمت نماز خواندن مهم نیست زیرا تمام سمتها اعم از مشرق و مغرب و سایر سمتها از آن الله متعال است مهم اجرای دستور الله متعال است لذا تا چند وقت پیش الله متعال به رسولش محمد صلی الله علیه و آله وسلم دستور داده بود که به سمت بیت المقدس نماز بخواند که خوانده است ولی حالا دستور داده که به سمت کعبه نماز بخواند که می خواند .
ناگفته نماند که در برخی از احادیث صحیح آمده که این آیه در باره نماز نفل بر سواری نازل شده است یعنی اگر فردی بر سواری سوار بود و خواست نماز نفل بر سواری بخواند لازم نیست که رخ به سوی قبله نماید به هر سمتی که مسیرش هست و می رود و لو اینکه رخ به سمت قبله نباشد نماز خواندن مجاز است و بلکه بر سواری نماز نفل خواندن سنّت است زیرا خود رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم و اصحاب بزرگوارش رضی الله عنهم بر سواری نماز نفل می خواندند .
(وَجْهُ اللَّهِ) یعنی : چهره الله ، (وجه) که همان چهره باشد صفتی از صفات ذاتی الله متعال می باشد که هیچ شباهتی با چهره مخلوقات ندارد و اهل سنّت این صفت الله متعال را بدون بیان کیفیت و بدون تشبیه قبول دارند و بدان معتقد اند .
(إِنَّ اللَّهَ وَاسِعٌ عَلِیمٌ) در اینجا دو صفت از صفات الله متعال ذکر شده است :
1 - (وَاسِعٌ) یعنی : وسعت دهنده ، گشایشگر، الله متعال سخت گیر و تنگ کننده نیست بلکه الله متعال وسعت دهنده است و همه را از فضل کرم خویش بهرمند می کند، همانگونه که جریان قبله را در نمازهای نفلی سخت نگرفته و در مسافرت بر سواری به هر سمت نماز خواندن را مجاز قرار داده است، وهمانگونه که اگر فردی اشتباهی به سمت غیر قبله نماز فرض را بخواند و بعد متوجه شود ، الله متعال در این نیز از وسعت کار گرفته و سختگیری نکرده و نگفته که نماز باطل است بلکه آن نماز گرچه به سمت غیر قبله خوانده شده ولی چون عمدی نبوده و بنا بر جهل و ندانستن بوده جایز دانسته است.
2 - (عَلِیمٌ) یعنی : الله متعال نسبت به هر چیزبی نهایت داناست ، لذا این را خوب می داند که بندگان زمانی که نماز می خوانند خواه به هرسمتی هم که شرع و دین آنها دستور داده باشد؛ بخوانند این عمل را برای رضای الله متعال انجام می دهند یا برای اهداف دیگری، والله متعال این را نیز خوب می داند که اعتراض یهودیان نسبت به قبله مسلمانان از روی حسادت است نه از روی دلیل ، والله منان این را نیزخوب می داند که در اصل به هنگام نماز رخ به سمت شرق و یا غرب کردن مهم نیست مهم اجرای دستورات الله متعال است که یک مسلمان باید بدون چون و چرا به آنها جامه عمل بپوشاند، لذا وقتی که الله متعال به مسلمانان دستور داده که به سمت کعبه نماز بخوانند باید به سمت کعبه نماز بخوانند خواه به سمت مشرق واقع شود و یا مغرب و خواه به سمت شمال واقع گردد و یا به سمت جنوب ، سمت مهم نیست اجرای دستور الله مهم است و الله منان این دستور را داده که باید هر مسلمان در هر زمان و مکان در نماز فرض و نفل رخ به سمت کعبه نماید، بجز در حالت نداستن سمت کعبه و بجز نماز نفل برسواری که به هرسمت خواندن آن مجاز است.
ترجمه آیه (114) سوره بقره
وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ مَنَعَ مَسَاجِدَ اللَّهِ أَنْ یُذْکَرَ فِیهَا اسْمُهُ وَسَعَى فِی خَرَابِهَا أُوْلَئِکَ مَا کَانَ لَهُمْ أَنْ یَدْخُلُوهَا إِلاَّ خَائِفِینَ لَهُمْ فِی الدُّنْیَا خِزْیٌ وَلَهُمْ فِی الآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِیمٌ (114)
ترجمه : وکیست ستمگرتر از آنی که جلوگیری کند از این که درمساجد الله یادی ازاو بشود ودر راستای ویرانی آنها بکوشد، اینها نباید که در این مساجد داخل گردند مگراینکه ترسان باشند، و برای اینها در دنیا زبونی و رسوائی است و برای آنان در قیامت عذاب بسیار بزرگی است .
تفسیر آسان آیه (114) سوره بقره
(وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ مَنَعَ مَسَاجِدَ اللَّهِ أَنْ یُذْکَرَ فِیهَا اسْمُهُ وَسَعَى فِی خَرَابِهَا) این آیه در باره مشرکینی نازل گشته است که رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم و صحابه رضی الله عنهم را که برای ادای عمره به مکه می رفتند جلوگیری نمودند ولی بعدا صلح نمودند و رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم با یارانش آن سال بدون انجام عمره به مدینه برگشته و سال آینده برای ادای انجام عمره به مکه تشریف بردند، ولی ناگفته نماند که این آیه همانگونه که مشرکین زمان رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم را شامل می شود تمام کسانی که در تخریب مساجد تلاش نموده و مسلمانان را از عبادت در مساجد جلوگیری می کنند را نیزشامل می شود.
آری در این قسمت از آیه آمده است که ظالم ترین افراد کسانی اند که دو کار بسیارناشایست را مرتکب می شوند :
1 - جلوگیری نمودن اهل اسلام و عبادت گذاران را ازاینکه در مساجد و خانه های الله متعال به عبادت و یاد الله متعال مشغول شوند.
2 - کوشش و تلاش نمودن در تخریب مساجد و عبادتگاهای اسلامی .
آری ظالم ترین افراد کسانی اند که مساجد که مراکز عبادت اند را تخریب می کند و عبادت گذاران را نمی گذارند که در این مراکز به عبادت بپردازند ، لذا در حقیقت این نوع افراد با الله متعال مشکل دارند زیرا در واقع از عبادت الله متعال جلوگیری می کنند و دست به تخریب معنوی و ظاهری مراکز عبادت می زنند، این نوع اعمال ظلم و بلکه از بدترین انواع ظلم است و کننده چنین کاری ظالم و بلکه از ظالم ترین افراد دنیاست زیرا این نوع افراد خود حق الله متعال را نداده و نگذاشته که دیگران حق الله متعال که همان عبادت و یکتا پرستی او باشد را در خانه های الله که همان مساجد باشد انجام دهند و بلکه این نوع افراد تلاش نموده که این مراکز را تخریب کنند .
(أُوْلَئِکَ مَا کَانَ لَهُمْ أَنْ یَدْخُلُوهَا إِلاَّ خَائِفِینَ) مشرکین نباید به این مساجد و مراکز دینی داخل شوند مگر با ترس از گرفت مسلمانان؛ چه جایی که آنها به حدی برسند که مسلمانان را از عبادت در این مراکز دینی جلوگیری نمایند و سعی در تخریب آنها نمایند و شما ای مسلمانان اگر روزی بقدرت رسیدید هرگز آنها را نگذارید که به این مساجد و مراکز عبادی شما نزدیک گردند .
(لَهُمْ فِی الدُّنْیَا خِزْیٌ وَلَهُمْ فِی الآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِیمٌ) این نوع افرادی که جلوی عبادت در مساجد را گرفته و دست به تخریب مساجد و مراکزعبادت می زنند گرفتار دو نوع عذاب می گردند :
1 - عذاب دنیوی که همان خاری و ذلت و رسوائی در دنیا باشد، زیرا هدف اصلی آنان از این جلوگیری عبادت در مساجد و تخریب مساجد در این است که آنها فکر می کنند با این کار اقتدار دنیوی آنها بالا می رود، و افکار انحرافی آنها به کرسی می نشیند ولی الله متعال همان چیزی که آنها باعث اقتدار و عزت خویش می دانند را باعث خواری و رسوائی و بی ارزشی آنان می گرداند، تا اینکه بعدها خود براین اعمال زشت خویش پشیمان شوند زمانی که پشیمانی برای آنها هیچ سودی نداشته باشد و تا اینکه خود شان بدست خود به ذلت خاری کشیده شده باشند .
2 - عذاب اخروی که همان سوختن در آتش جهنم باشد از بزرگ ترین نوع عذابها است ، این عذاب بدان سبب است که آنها تلاش در آبادی دنیای خویش نموده و مراکز عبادت که باعث ساخت سرای آخرت است را تخریب می نمودند لذا کسی که خانه الله را در دنیا خراب کند الله متعال خانه آخرت او را خراب خواهد نمود و کسی که دوستان الله را به عبادت الله نگذارد، الله متعال در قیامت او را به خانه دوستانش که همان بهشت باشد هر گز نخواهد برد.
ترجمه آیه (113) سوره بقره
وَقَالَتْ الْیَهُودُ لَیْسَتْ النَّصَارَى عَلَى شَیْءٍ وَقَالَتْ النَّصَارَى لَیْسَتْ الْیَهُودُ عَلَى شَیْءٍ وَهُمْ یَتْلُونَ الْکِتَابَ کَذَلِکَ قَالَ الَّذِینَ لا یَعْلَمُونَ مِثْلَ قَوْلِهِمْ فَاللَّهُ یَحْکُمُ بَیْنَهُمْ یَوْمَ الْقِیَامَةِ فِیمَا کَانُوا فِیهِ یَخْتَلِفُونَ (113)
ترجمه : و یهودیان گفتند نصرانی ها بر چیز(معتبری) نیستند و نصرانی ها گفتند که یهودیان بر چیز(معتبری) نیستند و در حالی که آنها کتاب (تورات و انجیل) را تلاوت می نمودند و این چنین گفتند: کسانی که نمی دانند همانند گفته اینها، پس الله در میان آنها روز قیامت فیصله خواهد نمود، نسبت به آنچه که بودند در دنیا نسبت به آن با یکدیگر اختلاف می نمودند .
تفسیر آسان آیه (113) سوره بقره
( وَقَالَتْ الْیَهُودُ لَیْسَتْ النَّصَارَى عَلَى شَیْءٍ) یهودیان مغرور فکر غلط و اوهام باطل خویش بودند و به همین خاطر غیر از خود تمام انسانها را باطل و اهل دوزخ می دانستند و فقط خود را اهل حق و بهشتی می دانستند، حتی به نصاری که از قوم خودشان بودند؛ نیز رحم نمی کردند و در حالی که نصاری از آنها به حق نزدیک تر بودند با این وجود یهودیان آنها را باطل و بی اعتبار می دانستند .
( وَقَالَتْ النَّصَارَى لَیْسَتْ الْیَهُودُ عَلَى شَیْءٍ) نصاری نیز همانند یهودیان دچار اوهام و خیالات شده بودند و دیگران را اهل باطل می دانستند حتی یهودیانی که از قوم خودشان بودند را بی اساس و باطل می دانستند .
(وَهُمْ یَتْلُونَ الْکِتَابَ) این قسمت ازآیه در حقیقت این مطلب را بیان می دارد که یهود و نصاری هر یک دیگری را باطل می دانستند و در حالی خود کتاب تورات و انجیل را تلاوت می کردند و در این دو کتاب چنین نظریات بی اساسی بیان نشده بود، بلکه بر عکس در تورات آمده بود که عیسی علیه السلام که بعدا می آید پیامبر الهی است و باید شما یهودیان از او پیروی نموده و به او ایمان بیاورید، همان گونه که در انجیل آمده بود که موسی علیه السلام پیامبر الهی بوده است و باید که شما نصاری به او ایمان داشته باشید .
متأسفانه به این بیماری و خیال بافی و اوهام گرائی یهودیان و نصرانی ها ؛ بسیاری از مسلمانان نیزمبتلاء شده اند که فقط خودشان را برحق و کلید داربهشت می دانند و سایر مسلمین را باطل و مستحق جهنم می دانند، و در حالی که اسلام به ما مسلمانان دستور اتحاد و اتفاق داده و از تنازع و اختلاف باز داشته و دستور تحمل یکدیگر را داده است .
(کَذَلِکَ قَالَ الَّذِینَ لا یَعْلَمُونَ مِثْلَ قَوْلِهِمْ) این قسمت آیه بیان می نماید که مشرکین عرب و سایرنادانان نیز همانند یهود و نصاری غیر از خود دیگران را باطل تصور می کردند و فقط خودشان را برحق می دانستند .
(فَاللَّهُ یَحْکُمُ بَیْنَهُمْ یَوْمَ الْقِیَامَةِ فِیمَا کَانُوا فِیهِ یَخْتَلِفُونَ) آری در دنیا هیچ کس نمی تواند اختلاف این نوع افراد خیال باف و این نوع گروه های اوهامی راحل نماید زیرا آنان با هیچ دلیلی قانع نمی شوند لذا باید حل اختلافات آنان موکول شود به الله متعال و به روز قیامت تا در آنجا که خیالات و اوهام از بین رفته و همه حقایق را مشاهده می کنند، در آن وقت است که پروردگار جهانیان این اختلاف آنها را حل نموده و به همه آنان خواهند فهماند که همه در خطا و اشتباه بوده اند .
ترجمه آیه (112) سوره بقره
بَلَى مَنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَّهِ وَهُوَ مُحْسِنٌ فَلَهُ أَجْرُهُ عِنْدَ رَبِّهِ وَلا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلا هُمْ یَحْزَنُونَ (112)
ترجمه : (آنگونه نیست که اهل کتاب می گویند که فقط آنها بهشتی اند) بلکه هرکس که چهره اش را تسلیم الله نماید و در حالی که او نیکوکاراست پس برای او اجر و ثوابش در نزد پروردگارش محفوظ بوده و نه برآنها ترسی است و نه آنها اندوهناک می گردند.
تفسیر آسان آیه (112) سوره بقره
(بَلَى مَنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَّهِ وَهُوَ مُحْسِنٌ فَلَهُ أَجْرُهُ عِنْدَ رَبِّهِ وَلا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلا هُمْ یَحْزَنُونَ) در این آیه الله متعال کاملا حرف اهل کتاب را رد می نماید و این را بیان می نماید که رفتن به بهشت نیاز به یهودی بودن و یا نصرانی بودن نیست بلکه برای رفتن به بهشت دو چیز نیاز است:
1- تسلیم شدن در مقابل الله متعال و مشرف شدن به اسلام.
2 - کردار نیک انجام دادن.
و این دوصفت هرگز در یهودیان و نصرانی ها ی که منکر اسلام اند یافته نشده و نخواهد شد و فقط و فقط درکسانی یافت خواهد شد که مسلمان پایبند به اسلام باشند و برای چنین افرادی اجر و ثواب است وآنان ترسی و هراسی نداشته و هرگز ناراحت و اندوهناک نخواهند گشت و به بهشت خواهند رفت و نعمت های قیامت مخصوص آنها خواهند بود، پس شما ای یهودیان و نصرانی ها بجای دروغ پردازی و خیال بافی بیایید مشرف به اسلام شده و به احکام و دستورهای ناب اسلامی جامه عمل بپوشانید تا اینکه مستحق رفتن به بهشت گردی ورنه در خیالات واهی عمری را ضایع خواهید نمود که بعداز مرگ پشیمان شده و آن وقت کار از کار گذشته و پشیمانی برایتان هیچ سودی در بر نخواهد داشت.
ترجمه آیه (111) سوره بقره
وَقَالُوا لَنْ یَدْخُلَ الْجَنَّةَ إِلاَّ مَنْ کَانَ هُوداً أَوْ نَصَارَى تِلْکَ أَمَانِیُّهُمْ قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَکُمْ إِنْ کُنتُمْ صَادِقِینَ (111)
ترجمه : و (اهل کتاب) گفتند هرگزبه بهشت نخواهد رفت مگرکسی که یهودی یا نصرانی باشد ، این آرزوهای باطل آنهاست بگو دلیتان را بیاورید اگر از راستگویان اید .
تفسیر آسان آیه (111) سوره بقره
(وَقَالُوا لَنْ یَدْخُلَ الْجَنَّةَ إِلاَّ مَنْ کَانَ هُوداً أَوْ نَصَارَى) هر یک از یهودیان و نصرانی ها مدعی حقانیت خویش بوده و می گفتند که فقط ما به بهشت خواهیم رفت و دیگران همه وهمه به جهنم خواهند رفت ، این نوع ادعاها تا به امروز نیز در میان اهل کتاب وجود دارد که تنها خویشتن را اهل بهشت می دانند و سایر انسانها را جهنمی تصور می کنند ، ولی این یک ادعای بی دلیل است و یک خیال واهی و باطل است.
ناگفته نماند که متأسفانه این تنگ نظری و ادعاهای بی اساس دامن گیربسیاری از مسلمانان کوته نظر و متعصب را نیز شده است که فقط خویشتن و گروه و پیروان مذهب خویش را حق و اهل بهشت دانسته و سایر مسلمین را گمراه و مستحق جهنم می دانند ، این مرض و بیماری از یهود و نصاری دامنگیر آنان شده است ، الله متعال تمام مسلمین را از این کوته نظریهای که از سوی دشمنان اسلام وارد افکار و عقاید مسلمین شده است نجات دهد . آمین یا رب العالمین .
(تِلْکَ أَمَانِیُّهُمْ قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَکُمْ إِنْ کُنتُمْ صَادِقِینَ) الله متعال در این قسمت آیه نسبت به این ادعای اهل کتاب که فقط آنها بهشتی اند و بس و سایرین جهنمی اند دوچیزمهم بیان نموده است :
1 - الله متعال بیان نموده که این ادعای آنها باطل و برخواسته از خواهشات و آرزوهای باطل و بی اساس آنهاست و سخنی که زیربنای آن خواهشات و آرزوهای باطل و خیالات واهی باشد هیچ اعتباری ندارد و نمی شود برآن اعتماد نمود و آن یک دروغی بیش نیست که گوینده آن مستحق عذاب است نه رحمت .
2 - الله متعال به فرض مثال و محال به آنها گفته گرییم که سخن شما از هوای نفس و خیالات واهی نیست و به گفته خودتان شما راست می گویید پس دلیلتان را بیاورید و ارائه دهیید اگر واقعا در این ادعایتان از راستگویان هستید، اگر در این باره دلیل آوردید آن وقت راستگو هستید و اگردلیل نیاوردید پس دروغگو هستید .
آری دروغگوئی یهودیان و نصرانی ها صد در صد به اثبات رسیده است زیرا از زمان نزول این آیه بر رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم تا به امروز نتوانستند کوچک دلیلی را در این راستا ارائه دهند ، پس دروغگوئی آنها ثابت شد و دروغگو مستحق جهنم است نه بهشت .