إِنَّ الَّذِینَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ وَأَقَامُواْ الصَّلاَةَ وَآتَوُاْ الزَّکَاةَ لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلاَ خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلاَ هُمْ یَحْزَنُونَ (277)
همانا کسانی که ایمان آورده اند و کار نیک انجام داده اند و نماز را برپا داشته و
زکات را پرداختند ، اجر ومزدشان بنزد پروردگارشان است و نه بیمی بر آنان است و نه
اندوهگین خواهند شد.
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ وَذَرُواْ مَا بَقِیَ مِنَ
الرِّبَا إِن کُنتُم مُّؤْمِنِینَ (278)
ای کسانی که ایمان آورده اید ! از الله بترسید و آنچه از ( مطالبات ) ربا ( در پیش
مردم ) باقی مانده است ترک کنید، اگر مؤمن هستید .
فَإِن لَّمْ تَفْعَلُواْ فَأْذَنُواْ بِحَرْبٍ مِّنَ اللّهِ وَرَسُولِهِ وَإِن
تُبْتُمْ فَلَکُمْ رُؤُوسُ أَمْوَالِکُمْ لاَ تَظْلِمُونَ وَلاَ تُظْلَمُونَ (279)
پس اگر چنین نکردید ، پس برای جنگ با الله و پیامبرش برخیزید، و اگر (رباخواری) توبه
کردید اصل سرمایه هایتان از آن شما است ، نه (به مردمی که از آنها طبگارید) ستم می
کنید و نه(هم به شما) ستم می شود .
وَإِن کَانَ ذُو عُسْرَةٍ فَنَظِرَةٌ إِلَى مَیْسَرَةٍ وَأَن تَصَدَّقُواْ خَیْرٌ
لَّکُمْ إِن کُنتُمْ تَعْلَمُونَ (280)
و اگر ( بدهکارشما ) تنگدست بود ، پس (بدو) مهلت دهید تا ثروتی بدست آرد ، و اگر
(شما همه وام خود را ، یا برخی از آن را بدو ) خیرات داده ببخشید ، برایتان بهتر
خواهد بود اگر دانسته باشید .
وَاتَّقُواْ یَوْماً تُرْجَعُونَ فِیهِ إِلَى اللّهِ ثُمَّ تُوَفَّى کُلُّ نَفْسٍ
مَّا کَسَبَتْ وَهُمْ لاَ یُظْلَمُونَ(281)
و از روزی بترسید که در آن (روز) به سوی الله بازگردانده می شوید ؛ سپس به هرکسی
آنچه را کسب نموده و انجام داده است به تمامی داده می شود ، و به آنان ستم نخواهد
شد .
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ إِذَا تَدَایَنتُم بِدَیْنٍ إِلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى فَاکْتُبُوهُ وَلْیَکْتُب بَّیْنَکُمْ کَاتِبٌ بِالْعَدْلِ وَلاَ یَأْبَ کَاتِبٌ أَنْ یَکْتُبَ کَمَا عَلَّمَهُ اللّهُ فَلْیَکْتُبْ وَلْیُمْلِلِ الَّذِی عَلَیْهِ الْحَقُّ وَلْیَتَّقِ اللّهَ رَبَّهُ وَلاَ یَبْخَسْ مِنْهُ شَیْئاً فَإن کَانَ الَّذِی عَلَیْهِ الْحَقُّ سَفِیهاً أَوْ ضَعِیفاً أَوْ لاَ یَسْتَطِیعُ أَن یُمِلَّ هُوَ فَلْیُمْلِلْ وَلِیُّهُ بِالْعَدْلِ وَاسْتَشْهِدُواْ شَهِیدَیْنِ من رِّجَالِکُمْ فَإِن لَّمْ یَکُونَا رَجُلَیْنِ فَرَجُلٌ وَامْرَأَتَانِ مِمَّن تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَدَاء أَن تَضِلَّ إْحْدَاهُمَا فَتُذَکِّرَ إِحْدَاهُمَا الأُخْرَى وَلاَ یَأْبَ الشُّهَدَاء إِذَا مَا دُعُواْ وَلاَ تَسْأَمُوْاْ أَن تَکْتُبُوْهُ صَغِیراً أَو کَبِیراً إِلَى أَجَلِهِ ذَلِکُمْ أَقْسَطُ عِندَ اللّهِ وَأَقْومُ لِلشَّهَادَةِ وَأَدْنَى أَلاَّ تَرْتَابُواْ إِلاَّ أَن تَکُونَ تِجَارَةً حَاضِرَةً تُدِیرُونَهَا بَیْنَکُمْ فَلَیْسَ عَلَیْکُمْ جُنَاحٌ أَلاَّ تَکْتُبُوهَا وَأَشْهِدُوْاْ إِذَا تَبَایَعْتُمْ وَلاَ یُضَآرَّ کَاتِبٌ وَلاَ شَهِیدٌ وَإِن تَفْعَلُواْ فَإِنَّهُ فُسُوقٌ بِکُمْ وَاتَّقُواْ اللّهَ وَیُعَلِّمُکُمُ اللّهُ وَاللّهُ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ (282)
ای کسانی که ایمان آورده اید ! هرگاه به همدیگر تا مدّت معیّنی قرضی دادید ، آن را بنویسید ، و باید نویسنده ای عادل آن را بنویسد ، و هیچ نویسنده ای از نوشتن ( سند ) بدان گونه که الله بدو آموخته است ، سرپیچی نکند . پس نویسنده باید بنویسد و آن کس که حق بر ذمّه او است ، باید املاء کند و از پروردگارش بترسد و چیزی از آن نکاهد ، و اگر کسی که حق بر ذمّه او است کم خرد یا ( به عللی ) ناتوان بود ، یا ( به عللی ) او نمی توانست که املاء کند ، پس باید ولی او با عدل و انصاف املاء نماید. و دو نفر از مردان خود را به گواهی بگیرید ، و اگر دو مرد نبودند ، یک مرد و دو زن ، از میان کسانی گواه بگیرید که مورد رضایت و اطمینان شما باشند . - ( این دو زن به همراه یکدیگر باید شاهد قرار گیرند ) تا اگر یکی انحرافی پیدا کرد ، دیگری بدو یادآوری کند - و گواهان زمانی که برای گواهی فراخوانده شدند نباید که از این کار خودداری ورزند . و از نوشتن وام - خواه کم باشد یا زیاد - تا سررسید آن خسته نشوید . این (کار) بنزد الله با انصاف تر و برای (صحت) گواهی استوارتر ، و برای آن که دچار شکّ و تردید نشوید ، بهتر می باشد . مگر این که داد و ستد حاضر و نقدی باشد که در میان خود دست به دست می کنید ، پس در این صورت بر شما باکی نیست اگر آن را ننویسید . ولی هرگاه که خرید و فروش ( نقدی ) نمودید ( باز هم ) کسانی را به گواهی بگیرید ، و نباید به نویسنده و گواه ضرری رسانده شود ، و اگر چنین کردید این برایتان بیرون رفتن از فرمان الله محسوب می شود . و از الله بترسید و (این را خوب بدانید که)الله ( آنچه را که به نفع شما یا به زیان شما است ) به شما می آموزد ، و الله نسبت به آنچه انجام می دهید کاملا آگاه است .
وَإِن کُنتُمْ عَلَى سَفَرٍ وَلَمْ تَجِدُواْ کَاتِباً فَرِهَانٌ مَّقْبُوضَةٌ
فَإِنْ أَمِنَ بَعْضُکُم بَعْضاً فَلْیُؤَدِّ الَّذِی اؤْتُمِنَ أَمَانَتَهُ
وَلْیَتَّقِ اللّهَ رَبَّهُ وَلاَ تَکْتُمُواْ الشَّهَادَةَ وَمَن یَکْتُمْهَا
فَإِنَّهُ آثِمٌ قَلْبُهُ وَاللّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ عَلِیمٌ (283)
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ أَنفِقُواْ مِن طَیِّبَاتِ مَا کَسَبْتُمْ وَمِمَّا أَخْرَجْنَا لَکُم مِّنَ الأَرْضِ وَلاَ تَیَمَّمُواْ الْخَبِیثَ مِنْهُ تُنفِقُونَ وَلَسْتُم بِآخِذِیهِ إِلاَّ أَن تُغْمِضُواْ فِیهِ وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ غَنِیٌّ حَمِیدٌ (267)
ای کسانی که ایمان آورده اید ! از (اموال) پاکیزه که
به دست آورده اید و از آنچه ما از زمین برای شما بیرون آورده ایم انفاق و خرج نمایید و قصد نکنید که ازچیزهای که
بدر نمی خورد انفاق کنید ؛ در حالی که خود شما حاضر نیستید آن چیزهای بدرد نخور را
دریافت کنید مگر با اغماض و چشم پوشی در آن ، و بدانید که الله کاملا بی نیاز و بی
حد ستوده است .
الشَّیْطَانُ یَعِدُکُمُ الْفَقْرَ وَیَأْمُرُکُم بِالْفَحْشَاء وَاللّهُ
یَعِدُکُم مَّغْفِرَةً مِّنْهُ وَفَضْلاً وَاللّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ (268)
شیطان شما را ( به هنگام انفاق ترسانده ) وعده فقیری می دهد و شما را به بی حیائی دستور می دهد ، ولی الله به شما وعده آمرزشی از جانب خویش و فزونی ( نعمت ) می دهد . و الله وسعت دهنده وبی نهایت آگاه است .
یُؤتِی الْحِکْمَةَ مَن یَشَاءُ وَمَن یُؤْتَ الْحِکْمَةَ فَقَدْ أُوتِیَ خَیْراً
کَثِیراً وَمَا یَذَّکَّرُ إِلاَّ أُوْلُواْ الأَلْبَابِ (269)
(الله) حکمت را به هرکس که بخواهد می دهد ، و به هرکس که حکمت داده شود ، بیگمان
خیر فراوانی بدو داده شده است ، و جز صاحبان عقل و خرد (کسی دیگر این حقائق را)
متذکّر نمی گردند .
وَمَا أَنفَقْتُم مِّن نَّفَقَةٍ أَوْ نَذَرْتُم مِّن نَّذْرٍ فَإِنَّ اللّهَ
یَعْلَمُهُ وَمَا لِلظَّالِمِینَ مِنْ أَنصَارٍ (270)
و هر انفاقی را که ( در راه خیر یا شر ) خرج کردید ، (و) یا هر نذری را که ( در
راه طاعت یا معصیت ) نذرنمودید ، بیگمان الله آن را می داند ، و برای ستمگران هیچ
مددگاری نیست .
إِن تُبْدُواْ الصَّدَقَاتِ فَنِعِمَّا هِیَ وَإِن تُخْفُوهَا وَتُؤْتُوهَا الْفُقَرَاء فَهُوَ خَیْرٌ لُّکُمْ وَیُکَفِّرُ عَنکُم مِّن سَیِّئَاتِکُمْ وَاللّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِیرٌ (271)
اگر صدقات و خیرات را آشکار نموده (به مستحقین)بدهید،چه خوب ، واگرآنها را پنهان
دارید و به نیازمندان بپردازید ، برای شما بهتر است و برخی از گناهان شما را نابود
می کند ، والله نسبت به آنچه انجام می دهید کاملا آگاه است.
لَّیْسَ عَلَیْکَ هُدَاهُمْ وَلَکِنَّ اللّهَ یَهْدِی مَن یَشَاءُ وَمَا
تُنفِقُواْ مِنْ خَیْرٍ فَلأنفُسِکُمْ وَمَا تُنفِقُونَ إِلاَّ ابْتِغَاء وَجْهِ
اللّهِ وَمَا تُنفِقُواْ مِنْ خَیْرٍ یُوَفَّ إِلَیْکُمْ وَأَنتُمْ لاَ
تُظْلَمُونَ (272)
هدایت آنان بر(عهده و کار) تو نیست ، ولیکن الله هر که را بخواهد هدایت می دهد ، و
هر چیز نیک وخوبی که انفاق و خرج می کنید برای خودتان است و شما نباید انفاق و خرج کنید مگر برای طلب چهره
الله . و هر چیز نیک و خوبی که ( بدین گونه ) انفاق و خرج می کنید به طور کامل به
خود شما بازپس داده می شود ودر حالی که به شما ظلمی نخواهد شد .
لِلْفُقَرَاء الَّذِینَ أُحصِرُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ لاَ یَسْتَطِیعُونَ ضَرْباً
فِی الأَرْضِ یَحْسَبُهُمُ الْجَاهِلُ أَغْنِیَاء مِنَ التَّعَفُّفِ تَعْرِفُهُم
بِسِیمَاهُمْ لاَ یَسْأَلُونَ النَّاسَ إِلْحَافاً وَمَا تُنفِقُواْ مِنْ خَیْرٍ
فَإِنَّ اللّهَ بِهِ عَلِیمٌ (273)
( صدقات مخصوصاً باید ) برای نیازمندانی باشد که در راه الله درمانده اند و به
تنگنا افتاده اند و نمی توانند در زمین به مسافرت پردازند (وچون ) به خاطر
آبرومندی و خویشتنداری (دست به گدائی نمی زنند)، شخص نادان می پندارد که اینان ثروت
مند و بی نیازند ، امّا ایشان را از روی رخساره و سیمایشان می شناسی ،(آنان) با
الحاح و اصرار ( چیزی ) از مردم نمی خواهند . و هر چیز نیک و خوبی را که انفاق و
خرج کنید ، بیگمان الله کاملا از آن آگاه است .
الَّذِینَ یُنفِقُونَ أَمْوَالَهُم بِاللَّیْلِ وَالنَّهَارِ سِرّاً وَعَلاَنِیَةً
فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلاَ خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلاَ هُمْ
یَحْزَنُونَ (274)
کسانی که اموالشان را در شب و روز و به گونه پنهان وآشکار (در راهای خیر) خرج و
انفاق می کنند ، مزدشان نزد پروردگارشان ( محفوظ )است و نه ترسی بر آنان است و نه
ایشان اندوهگین خواهند شد .
الَّذِینَ یَأْکُلُونَ الرِّبَا لاَ یَقُومُونَ إِلاَّ کَمَا یَقُومُ الَّذِی یَتَخَبَّطُهُ الشَّیْطَانُ مِنَ الْمَسِّ ذَلِکَ بِأَنَّهُمْ قَالُواْ إِنَّمَا الْبَیْعُ مِثْلُ الرِّبَا وَأَحَلَّ اللّهُ الْبَیْعَ وَحَرَّمَ الرِّبَا فَمَن جَاءهُ مَوْعِظَةٌ مِّن رَّبِّهِ فَانتَهَىَ فَلَهُ مَا سَلَفَ وَأَمْرُهُ إِلَى اللّهِ وَمَنْ عَادَ فَأُوْلَئِکَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ (275)
کسانی که (سود و) ربا می خورند ( در قیامت از گورهای خود به) بلند می شوند مگر
همچون کسی که شیطان از لمس نمودن او را سخت دچار دیوانگی می سازد ؛ این از آن رو
است که ایشان می گویند : خرید و فروش نیز همانند ربا است . و حال آن که الله خرید
و فروش را حلال کرده است و (سود و) ربا را حرام نموده است . پس هر که پند و نصیحت
پروردگارش به او رسید و ( از رباخواری ) دست کشید ، آنچه پیشتر بوده ( و سود و
نزولی دریافت نموده) از آن او است و سروکارش با الله است ؛ امّا کسی که برگردد ( و
مجدّدا مرتکب رباخواری شود ) این گونه کسانی یاران آتش (دوزخ) اند و آنان اند که
در آن ازجاودانان اند .
یَمْحَقُ اللّهُ الْرِّبَا وَیُرْبِی الصَّدَقَاتِ وَاللّهُ لاَ یُحِبُّ کُلَّ
کَفَّارٍ أَثِیمٍ (276)
الله ( برکت ) ربا را ( و اموالی را که ربا با آن بیامیزد ) نابود می کند و ( ثواب
) صدقات را ( و اموالی را که از آن بذل و بخشش شود ) فزونی می بخشد ، و الله هیچ انسان
ناسپاس گنهکاری را دوست نمی دارد .
ـــــــــــــــــــــــــــــــ
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
واقعا عجیب اند برخی که عادت دارند مطالب زیبا را هم با کلمات نامناسب بگویند به جای اینکه به فردی بگویند ( پدر بزرگوارتان تشریف آورد) می گویند (شوهر مادرت آمد).
یا الله مهربان به تمام مسلمین جهان این توفیق را عنایت فرما تا از هر نوع خشونت و تندروی و تنگ نظری دست بردارند و با مهر و محبت با هم زندگی کنند . آمین یا رب العالمین.
وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِیمُ رَبِّ أَرِنِی کَیْفَ تُحْیِی الْمَوْتَى قَالَ أَوَلَمْ تُؤْمِن قَالَ بَلَى وَلَکِن لِّیَطْمَئِنَّ قَلْبِی قَالَ فَخُذْ أَرْبَعَةً مِّنَ الطَّیْرِ فَصُرْهُنَّ إِلَیْکَ ثُمَّ اجْعَلْ عَلَى کُلِّ جَبَلٍ مِّنْهُنَّ جُزْءاً ثُمَّ ادْعُهُنَّ یَأْتِینَکَ سَعْیاً وَاعْلَمْ أَنَّ اللّهَ عَزِیزٌ حَکِیمٌ (260)
و ( به بیاد آور) هنگامی را که ابراهیم گفت : پروردگارا ! به من نشان بده چگونه مردگان را زنده می کنی . (الله به او) گفت : مگر ایمان نیاورده ای ؟ ! (ابراهیم) گفت : چرا ! ولی (می خواهم ) تا قلبم اطمینان پیدا کند ( الله ) . گفت : پس ( در این صورت ) چهار تا از پرندگان را بگیر و آنها را (ذبح نموده) درنزدت تکه تکه گردان ، سپس بر سر هر کوهی قسمتی از آنها را بگذار . بعد آنها را (با نامهایشان صدا زده ) فرخوان ، به سرعت به سوی تو خواهند آمد ، و بدان که الله کاملا غالب و بی نهایت باحکمت است .
مَّثَلُ الَّذِینَ یُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِی سَبِیلِ اللّهِ کَمَثَلِ حَبَّةٍ
أَنبَتَتْ سَبْعَ سَنَابِلَ فِی کُلِّ سُنبُلَةٍ مِّئَةُ حَبَّةٍ وَاللّهُ
یُضَاعِفُ لِمَن یَشَاءُ وَاللّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ (261)
مثال کسانی که مالهایشان را در راه الله صرف و خرج می کنند ، همانند دانه ای است
که هفت خوشه برویاند و در هر خوشه صد دانه باشد ، و الله برای هر کس که بخواهد آن
را چندین برابر می گرداند ، و الله وسعت دهنده (مالی برای افراد) است ( و از همه
چیز ) کاملا آگاه است .
الَّذِینَ یُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِی سَبِیلِ اللّهِ ثُمَّ لاَ یُتْبِعُونَ مَا
أَنفَقُواُ مَنّاً وَلاَ أَذًى لَّهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلاَ خَوْفٌ
عَلَیْهِمْ وَلاَ هُمْ یَحْزَنُونَ (262)
کسانی که مالهایشان را در راه الله صرف و خرج می کنند و به دنبال آنچه انفاق نموده
اند (بر کسی) منّتی نمی گذارند و آزاری نمی رسانند ، پاداششان بنزد پروردگارشان
است ، و نه ترسی بر آنان خواهد بود و نه اندوهگین خواهند شد .
قَوْلٌ مَّعْرُوفٌ وَمَغْفِرَةٌ خَیْرٌ مِّن صَدَقَةٍ یَتْبَعُهَا أَذًى وَاللّهُ
غَنِیٌّ حَلِیمٌ (263)
گفتار نیک و گذشت ، بهتر از صدقه و خیراتی است که اذیّت و آزاری به دنبال داشته
باشد . و الله کاملا بی نیاز و بی نهایت بردبار است .
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لاَ تُبْطِلُواْ صَدَقَاتِکُم بِالْمَنِّ
وَالأذَى کَالَّذِی یُنفِقُ مَالَهُ رِئَاء النَّاسِ وَلاَ یُؤْمِنُ بِاللّهِ
وَالْیَوْمِ الآخِرِ فَمَثَلُهُ کَمَثَلِ صَفْوَانٍ عَلَیْهِ تُرَابٌ فَأَصَابَهُ
وَابِلٌ فَتَرَکَهُ صَلْداً لاَّ یَقْدِرُونَ عَلَى شَیْءٍ مِّمَّا کَسَبُواْ
وَاللّهُ لاَ یَهْدِی الْقَوْمَ الْکَافِرِینَ (264)
ای کسانی
که ایمان آورده اید ! صدقات و خیرات خود را با منّت گذاری و آزاررسانی (به
مستمندان) ، پوچ و باطل نسازید ، همانند کسی که مالش را (ریاکارانه) وبرای خود
نمائی به مردم ، انفاق می کند و (در حالی که) به الله و روز رستاخیز ایمان ندارد .
مَثاَل چنین کسی همچون مَثَال قطعه سنگ صاف و لغزنده ای است که بر آن ( قشری از )
خاک باشد ( و بذرافشانی شود ) ، و باران شدیدی بر آن ببارد ( هر چه بر آن است را
شسته ) و آن را به صورت سنگی صاف ( و خالی از هر چیز ) برجای گذارد . ( چنین
ریاکارانی ) از کاری که انجام داده اند سود و بهره ای برنمی گیرند ، و الله گروه کفرپیشه
را ( به سوی خیر و صلاح ) رهنمود نمی نماید .
وَمَثَلُ الَّذِینَ یُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمُ ابْتِغَاء مَرْضَاتِ اللّهِ
وَتَثْبِیتاً مِّنْ أَنفُسِهِمْ کَمَثَلِ جَنَّةٍ بِرَبْوَةٍ أَصَابَهَا وَابِلٌ
فَآتَتْ أُکُلَهَا ضِعْفَیْنِ فَإِن لَّمْ یُصِبْهَا وَابِلٌ فَطَلٌّ وَاللّهُ
بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ (265)
ومثال کسانی که اموالشان رابرای خوشنودی الله وبرای استوارکردن خودشان (بر ایمان) خرج
می کنند ، همچون مثال باغی است که روی تپه ای باشد و باران شدیدی بر آن ببارد و در
نتیجه دوبرابر میوه دهد ، و اگر هم باران شدیدی بر آن نبارد ، شبنمی کافی است، والله
نسبت به آنچه انجام می دهیدکاملا بینااست.
أَیَوَدُّ أَحَدُکُمْ أَن تَکُونَ لَهُ جَنَّةٌ مِّن نَّخِیلٍ وَأَعْنَابٍ تَجْرِی
مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ لَهُ فِیهَا مِن کُلِّ الثَّمَرَاتِ وَأَصَابَهُ
الْکِبَرُ وَلَهُ ذُرِّیَّةٌ ضُعَفَاء فَأَصَابَهَا إِعْصَارٌ فِیهِ نَارٌ
فَاحْتَرَقَتْ کَذَلِکَ یُبَیِّنُ اللّهُ لَکُمُ الآیَاتِ لَعَلَّکُمْ
تَتَفَکَّرُونَ (266)
آیا یکی از شما دوست می دارد که باغی از درختان خرما و انگور داشته باشد که از زیر
درختان آن ، جویبارها روان باشد و برای او در آن هرگونه میوه ای ( از میوه های
دیگر ) باشد ، و در حالی که به سن پیری رسیده و فرزندانی ضعیف داشته باشد ، ( در
این هنگام ) گردبادی ( کوبنده ) که در آن آتش ( سوزانی ) باشد ، به باغ برخورد کند
و آن را بسوزاند ؟ ! این چنین الله آیات خود را برایتان بیان می کند ، تا شاید
بیندیشید .
أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِی حَآجَّ إِبْرَاهِیمَ فِی رِبِّهِ أَنْ آتَاهُ اللّهُ الْمُلْکَ إِذْ قَالَ إِبْرَاهِیمُ رَبِّیَ الَّذِی یُحْیِی وَیُمِیتُ قَالَ أَنَا أُحْیِی وَأُمِیتُ قَالَ إِبْرَاهِیمُ فَإِنَّ اللّهَ یَأْتِی بِالشَّمْسِ مِنَ الْمَشْرِقِ فَأْتِ بِهَا مِنَ الْمَغْرِبِ فَبُهِتَ الَّذِی کَفَرَ وَاللّهُ لاَ یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ (258)
آیا دیده ای کسی را که با ابراهیم درباره ( الوهیّت و یگانگی ) پروردگارش راه
مجادله و ستیز در پیش گرفت ، بدان علّت که الله بدو حکومت و شاهی داده بود ؟
هنگامی که ابراهیم گفت : پروردگار من کسی است که زنده می گرداند و می میراند . او
گفت : من ( با عفو و کشتن ) زنده می گردانم و می میرانم . ابراهیم گفت : همانا
الله خورشید را از مشرِق برمی آورد ، پس تو آن را از مغرب برآور . پس آن (مرد کافر)
حیران و مبهوت شد . و الله مردم ستمکار را هدایت نمی کند .
أَوْ کَالَّذِی مَرَّ عَلَى قَرْیَةٍ وَهِیَ خَاوِیَةٌ عَلَى عُرُوشِهَا قَالَ أَنَّىَ یُحْیِی هََذِهِ اللّهُ بَعْدَ مَوْتِهَا فَأَمَاتَهُ اللّهُ مِئَةَ عَامٍ ثُمَّ بَعَثَهُ قَالَ کَمْ لَبِثْتَ قَالَ لَبِثْتُ یَوْماً أَوْ بَعْضَ یَوْمٍ قَالَ بَل لَّبِثْتَ مِئَةَ عَامٍ فَانظُرْ إِلَى طَعَامِکَ وَشَرَابِکَ لَمْ یَتَسَنَّهْ وَانظُرْ إِلَى حِمَارِکَ وَلِنَجْعَلَکَ آیَةً لِّلنَّاسِ وَانظُرْ إِلَى العِظَامِ کَیْفَ نُنشِزُهَا ثُمَّ نَکْسُوهَا لَحْماً فَلَمَّا تَبَیَّنَ لَهُ قَالَ أَعْلَمُ أَنَّ اللّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (259)
(و) یا ( دیده ای ) همان کسی را که برروستائی (مخروبه) گذر کرد ، در حالی که (خانه
های آن روستا) برسقف ها فرو ریخته بودند ؛ گفت : چگونه الله این ( مردم مرده اینجا
) را پس از مرگ آنان زنده می کند ؟ پس الله او را صد سال میراند و سپس زنده اش
گرداند و ( به او ) گفت : چه مدّت درنگ کرده ای ؟ اوگفت : ( نمی دانم ، شاید )
روزی یا قسمتی از یک روز . (الله به او) فرمود : ( نه ) بلکه صد سال درنگ کرده ای
. به خوردنی و نوشیدنی خود ( که همراه داشتی ) نگاه کن ( با این مدت طولانی )
تغییر نیافته است . و بنگر به الاغ خود ( که چگونه از هم متلاشی شده است . ما چنین
کردیم ) تا تو را نشانه ( گویائی از رستاخیز ) برای مردمان قرار دهیم . ( اکنون )
به استخوانهای (الاغ خویش) بنگر که چگونه آنها را برمی داریم و بهم پیوند می دهیم
و سپس بر آنها گوشت می پوشانیم . هنگامی که ( این حقائق ) برای او آشکار شد ، گفت
: می دانم که الله بر هر چیزی کاملا توانا است.
أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِی حَآجَّ إِبْرَاهِیمَ فِی رِبِّهِ أَنْ آتَاهُ اللّهُ الْمُلْکَ إِذْ قَالَ إِبْرَاهِیمُ رَبِّیَ الَّذِی یُحْیِی وَیُمِیتُ قَالَ أَنَا أُحْیِی وَأُمِیتُ قَالَ إِبْرَاهِیمُ فَإِنَّ اللّهَ یَأْتِی بِالشَّمْسِ مِنَ الْمَشْرِقِ فَأْتِ بِهَا مِنَ الْمَغْرِبِ فَبُهِتَ الَّذِی کَفَرَ وَاللّهُ لاَ یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ (258)
آیا دیده ای کسی را که با ابراهیم درباره ( الوهیّت و یگانگی ) پروردگارش راه
مجادله و ستیز در پیش گرفت ، بدان علّت که الله بدو حکومت و شاهی داده بود ؟
هنگامی که ابراهیم گفت : پروردگار من کسی است که زنده می گرداند و می میراند . او
گفت : من ( با عفو و کشتن ) زنده می گردانم و می میرانم . ابراهیم گفت : همانا
الله خورشید را از مشرِق برمی آورد ، پس تو آن را از مغرب برآور . پس آن (مرد کافر)
حیران و مبهوت شد . و الله مردم ستمکار را هدایت نمی کند .
أَوْ کَالَّذِی مَرَّ عَلَى قَرْیَةٍ وَهِیَ خَاوِیَةٌ عَلَى عُرُوشِهَا قَالَ أَنَّىَ یُحْیِی هََذِهِ اللّهُ بَعْدَ مَوْتِهَا فَأَمَاتَهُ اللّهُ مِئَةَ عَامٍ ثُمَّ بَعَثَهُ قَالَ کَمْ لَبِثْتَ قَالَ لَبِثْتُ یَوْماً أَوْ بَعْضَ یَوْمٍ قَالَ بَل لَّبِثْتَ مِئَةَ عَامٍ فَانظُرْ إِلَى طَعَامِکَ وَشَرَابِکَ لَمْ یَتَسَنَّهْ وَانظُرْ إِلَى حِمَارِکَ وَلِنَجْعَلَکَ آیَةً لِّلنَّاسِ وَانظُرْ إِلَى العِظَامِ کَیْفَ نُنشِزُهَا ثُمَّ نَکْسُوهَا لَحْماً فَلَمَّا تَبَیَّنَ لَهُ قَالَ أَعْلَمُ أَنَّ اللّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (259)
(و) یا ( دیده ای ) همان کسی را که برروستائی (مخروبه) گذر کرد ، در حالی که (خانه
های آن روستا) برسقف ها فرو ریخته بودند ؛ گفت : چگونه الله این ( مردم مرده اینجا
) را پس از مرگ آنان زنده می کند ؟ پس الله او را صد سال میراند و سپس زنده اش
گرداند و ( به او ) گفت : چه مدّت درنگ کرده ای ؟ اوگفت : ( نمی دانم ، شاید )
روزی یا قسمتی از یک روز . (الله به او) فرمود : ( نه ) بلکه صد سال درنگ کرده ای
. به خوردنی و نوشیدنی خود ( که همراه داشتی ) نگاه کن ( با این مدت طولانی )
تغییر نیافته است . و بنگر به الاغ خود ( که چگونه از هم متلاشی شده است . ما چنین
کردیم ) تا تو را نشانه ( گویائی از رستاخیز ) برای مردمان قرار دهیم . ( اکنون )
به استخوانهای (الاغ خویش) بنگر که چگونه آنها را برمی داریم و بهم پیوند می دهیم
و سپس بر آنها گوشت می پوشانیم . هنگامی که ( این حقائق ) برای او آشکار شد ، گفت
: می دانم که الله بر هر چیزی کاملا توانا است.
أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِی حَآجَّ إِبْرَاهِیمَ فِی رِبِّهِ أَنْ آتَاهُ اللّهُ الْمُلْکَ إِذْ قَالَ إِبْرَاهِیمُ رَبِّیَ الَّذِی یُحْیِی وَیُمِیتُ قَالَ أَنَا أُحْیِی وَأُمِیتُ قَالَ إِبْرَاهِیمُ فَإِنَّ اللّهَ یَأْتِی بِالشَّمْسِ مِنَ الْمَشْرِقِ فَأْتِ بِهَا مِنَ الْمَغْرِبِ فَبُهِتَ الَّذِی کَفَرَ وَاللّهُ لاَ یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ (258)
آیا دیده ای کسی را که با ابراهیم درباره ( الوهیّت و یگانگی ) پروردگارش راه
مجادله و ستیز در پیش گرفت ، بدان علّت که الله بدو حکومت و شاهی داده بود ؟
هنگامی که ابراهیم گفت : پروردگار من کسی است که زنده می گرداند و می میراند . او
گفت : من ( با عفو و کشتن ) زنده می گردانم و می میرانم . ابراهیم گفت : همانا
الله خورشید را از مشرِق برمی آورد ، پس تو آن را از مغرب برآور . پس آن (مرد کافر)
حیران و مبهوت شد . و الله مردم ستمکار را هدایت نمی کند .
أَوْ کَالَّذِی مَرَّ عَلَى قَرْیَةٍ وَهِیَ خَاوِیَةٌ عَلَى عُرُوشِهَا قَالَ أَنَّىَ یُحْیِی هََذِهِ اللّهُ بَعْدَ مَوْتِهَا فَأَمَاتَهُ اللّهُ مِئَةَ عَامٍ ثُمَّ بَعَثَهُ قَالَ کَمْ لَبِثْتَ قَالَ لَبِثْتُ یَوْماً أَوْ بَعْضَ یَوْمٍ قَالَ بَل لَّبِثْتَ مِئَةَ عَامٍ فَانظُرْ إِلَى طَعَامِکَ وَشَرَابِکَ لَمْ یَتَسَنَّهْ وَانظُرْ إِلَى حِمَارِکَ وَلِنَجْعَلَکَ آیَةً لِّلنَّاسِ وَانظُرْ إِلَى العِظَامِ کَیْفَ نُنشِزُهَا ثُمَّ نَکْسُوهَا لَحْماً فَلَمَّا تَبَیَّنَ لَهُ قَالَ أَعْلَمُ أَنَّ اللّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (259)
(و) یا ( دیده ای ) همان کسی را که برروستائی (مخروبه) گذر کرد ، در حالی که (خانه
های آن روستا) برسقف ها فرو ریخته بودند ؛ گفت : چگونه الله این ( مردم مرده اینجا
) را پس از مرگ آنان زنده می کند ؟ پس الله او را صد سال میراند و سپس زنده اش
گرداند و ( به او ) گفت : چه مدّت درنگ کرده ای ؟ اوگفت : ( نمی دانم ، شاید )
روزی یا قسمتی از یک روز . (الله به او) فرمود : ( نه ) بلکه صد سال درنگ کرده ای
. به خوردنی و نوشیدنی خود ( که همراه داشتی ) نگاه کن ( با این مدت طولانی )
تغییر نیافته است . و بنگر به الاغ خود ( که چگونه از هم متلاشی شده است . ما چنین
کردیم ) تا تو را نشانه ( گویائی از رستاخیز ) برای مردمان قرار دهیم . ( اکنون )
به استخوانهای (الاغ خویش) بنگر که چگونه آنها را برمی داریم و بهم پیوند می دهیم
و سپس بر آنها گوشت می پوشانیم . هنگامی که ( این حقائق ) برای او آشکار شد ، گفت
: می دانم که الله بر هر چیزی کاملا توانا است.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ