ترجمه آیه (124) سوره بقره
وَإِذْ ابْتَلَى إِبْرَاهِیمَ رَبُّهُ بِکَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّی جَاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِمَاماً قَالَ وَمِنْ ذُرِّیَّتِی قَالَ لا یَنَالُ عَهْدِی الظَّالِمِینَ (124)
ترجمه : وبیاد بیاورید آنگاه را که ابراهیم را پروردگارش با سخنانی آزمایش نمود واو آنها را کامل نمود (الله متعال خطاب به او) گفت: همانا من ترا برای مردم امام و پیشوا گرداننده ام (ابراهیم) گفت: و از اولاد(ونسل) من (نیزامام و پیشوا انتخاب نما، الله متعال) فرمودند: عهد و پیمان من به ستمگاران نمی رسد .
تفسیرآسان آیه (124) سوره بقره
(وَإِذْ ابْتَلَى إِبْرَاهِیمَ رَبُّهُ بِکَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ) الله متعالی در این قسمت از آیه خطاب به پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم بیان نمودند که به مشرکین و یهودیان و نصرانی ها متذکر شو که الله متعال ابراهیم علیه السلام را به اجرای دستوراتی و ممانعت از اموری آزمایش نموده است و ایشان تمام آن دستورات را بصورت کامل اجراء نموده اند و از تمام امور ممانعتی بازآمده و دست کشیده اند ، پس شما هم اگر خودتان را پیروان واقعی ابراهیم علیه السلام می دانید پس او را الگو گرفته وهمانند او تابع دستورات و فرامین الله متعال گشته و دین توحیدی محمد صلی الله علیه و آله وسلم پیروی کنید همان گونه که من محمد و پیروان واقعی من پیروابراهیم علیه السلام هستیم .
(قَالَ إِنِّی جَاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِمَاماً) بعد از اینکه ابراهیم علیه السلام تمام دستورات الله متعال را انجام نمودند، الله متعال پاداش مهمی به ایشان عنایت نمودند که ایشان را امام و رهبرتمام موحدین و یکتا پرستان دنیا تا به قیامت گردانیده اند و این از بزرگ ترین افتخارات برای ابرهیم علیهم السلام است که رهبرکسانی شده اند که یکتاپرست بوده و از شرک و کفر بدور اند و این امتیاز و افتخار یکی از بزرگ ترین نعمت های الله متعال بر ابرهیم علیه السلام می باشد .
(قَالَ وَمِنْ ذُرِّیَّتِی)ابراهیم علیه السلام وقتی از نعمت رهبری برای موحدان و یکتا پرستان بهرمند می شوند ، مشتاق این می شوند تا اینکه این رهبری در میان نسل ایشان نیزباقی مانده و الله متعال از نسل ایشان نیز رهبرانی برای موحدان انتخاب نماید لذا از الله متعال خواسته و می گوید : از نسل و دودمان من نیز رهبرانی را انتخاب نما .
دراین درخواست ابراهیم علیه السلام یک نکته بسیار مهمی است برای پدران خوب و فهمیده ؛ پدرانی که همیشه به فکر خوشبختی فرزندان خویش اند، و آن اینکه هرگاه از نعمتی از نعمات الهی بهرمند می شوند در آن وقت از الله متعال بخواهند که الله متعال اولاد و دودمان آنان را نیز مورد لطف قرار داده و از آن نعمت بهرمند گرداند .
(قَالَ لا یَنَالُ عَهْدِی الظَّالِمِینَ) الله متعال در حقیقت دعا و درخواست ابراهیم را می پذیرند ولی خطاب به ایشان می گویند : عهد و پیمان من به ظالمان نمی رسد، یعنی اگر در میان نسل تو افراد ظالمی باشند که بعد برخی از آنها این گونه خواهند شد پس عهد و پیمان من به آنها نخواهد رسید ولی اگر آنها همانند تو موحد و پیرودستورات من الله متعال باشند از میان آنها رهبرانی را بعنوان پیامبرانتخاب خواهم نمود همان گونه که الله متعال دو فرزند ابراهیم علیه السلام یعنی اسماعیل و اسحاق علیهما السلام را به پیامبری و رهبری مردم برگزیدند و از نسل اسحاق؛ یعقوب و یوسف علیهم السلام و سایر انبیای بنی اسرائیل را برگزیده اند و از نسل اسماعیل علیهم السلام محمد صلی الله علیه و آله وسلم را به پیامبری و رهبری یکتا پرستان انتخاب نموده است، خلاصه اینکه تمام انبیاء بعد از ابراهیم علیهم السلام از نسل ابراهیم علیهم السلام می باشند.
یک نکته مهم در این قسمت آیه نهفته است و آن اینکه یک ظالم لیاقت رهبری و پیشوا بودن را برای اهل اسلام را ندارد زیرا اوبعد ازرسیدن به رهبری بجای اجرای دستورات الهی؛ افکار ظالمانه خویش را به اجراء خواهد گذاشت و در نتیجه بجای اصلاح فساد و به جای خوبی خرابی خواهد نمود و دنیا را برای ملت خویش به زندانی مبدل خواهد نمود و در نتیجه دنیا و آخرت خویش را با دنیا و آخرت دیگران را به تباهی خواهد کشاند .
ترجمه آیه (123) سوره بقره
وَاتَّقُوا یَوْماً لا تَجْزِی نَفْسٌ عَنْ نَفْسٍ شَیْئاً وَلا یُقْبَلُ مِنْهَا عَدْلٌ وَلا تَنفَعُهَا شَفَاعَةٌ وَلا هُمْ یُنصَرُونَ (123)
ترجمه : و بترسید از روزی که نه از کسی برای کس دیگری، چیزی ساخته است، و نه به جای او جایگزینی پذیرفته می شود ،و نه هم شفارشی در حقش نفع می دهد، و نه هم به آنها یاری رسانده می شود.
تفسیرآسان آیه (123) سوره بقره
(وَاتَّقُوا یَوْماً) مراد از روزی که در این آیه آمده همان روز قیامت است ، الله متعال در آیه قبلی بنی اسرائیل را متذکر شده به نعمت های که به آنها انعام و ارزانی نموده است و در این آیه آنها را از عذاب خویش می ترساند .
الله متعال در آیه قبلی با روش یاد دهانی از نعمت ها تشویق به عمل نموده و در این آیه با تهدید و ترساندن آنها را به سمت حق فراخوانده است ، و این دو روشی است که هر داعی باید در دعوتش مد نظرداشته باشد یعنی گاهی مردم را با یاد دهانی نعمت ها و احسانهای الله متعال بسوی حق فراخواند و گاهی هم با ترساندن افراد از عذاب ها و گرفت الهی از گناهان برحذر دارد، تا با این دو طریق بهتربتواند افراد را به سمت و سوی حق راهنمائی نماید .
(لا تَجْزِی نَفْسٌ عَنْ نَفْسٍ شَیْئاً) در قیامت هیچ کس نمی تواند بدون دستور الله متعال برای کسی کاری را انجام دهد در آن روز تنها چیزی که در اصل می تواند باعث نجات انسان گشته و مشکلات او را حل کند همان ایمان و کردار نیک هر فرد می باشد .
(وَلا یُقْبَلُ مِنْهَا عَدْلٌ) در قیامت از کسی بدله و جاگزینی قبول نمی شود و این خود فرد است که باید مستقیما بسزای اعمالش برسد ، پس ما باید مواظب اعمال خویش باشیم .
(وَلا تَنفَعُهَا شَفَاعَةٌ) در روز قیامت سفارشی ، میانجگری برای در کفار نخواهد بود واین تنها مسلمانان اند که در قیامت از شفاعت پیامبرصلی الله علیه و آله وسلم و سایرشفاعتگران آن هم با اجازه الله متعال بهرمند خواهند شد .
(وَلا هُمْ یُنصَرُونَ) آری در قیامت به کفار هیچ نصرت و یاری نخواهد شد و همیشه در عذاب الهی خواهند ماند، واین اهل ایمان اند که همیشه از کمک الهی بهرمند خواهند شد .
ترجمه آیه (122) سوره بقره
یَا بَنِی إِسْرَائِیلَ اذْکُرُوا نِعْمَتِی الَّتِی أَنْعَمْتُ عَلَیْکُمْ وَأَنِّی فَضَّلْتُکُمْ عَلَى الْعَالَمِینَ (122)
ترجمه : ای فرزندان یعقوب بیاد آورید نعمتی را که من بر شما ارزانی داشتم و همانا من شما را بر جهانیان برتری داده ام.
تفسیرآسان آیه (122) سوره بقره
(یَا بَنِی إِسْرَائِیلَ) (اسرائیل) لقب یعقوب علیه السلام می باشد، و مراد از (بنی اسرائیل) قوم یهود و نصاری می باشد زیرا این دو قوم که پیروان موسی علیه السلام و عیسی علیه السلام بوده اند از نسل یعقوب علیه السلام می باشند، مورد خطاب در این آیه قوم (یهود و نصاری) زمان رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم و قرون بعدی تا قیامت می باشند .
(اذْکُرُوا نِعْمَتِی الَّتِی أَنْعَمْتُ عَلَیْکُمْ) الله متعال در این آیه خطاب به قوم یهود و قوم نصاری می فرماید : بیاد آورید نعمت مرا که من بر پدران شما ارزانی داشتم ، آن نعمتهایی که الله متعال بر یهود و نصاری و بالأخص یهودیان ارزانی داشته زیاد است که می شود من جمله (نجات از ستم فرعون ، غرق نمودن دشمنشان فرعون و لشکریانش در دریا ، دادن ترنجبین و بلدرچین و چشمه های آب در صحرای طی ، سایه نمودن ابرها در صحرای طی ، فرستادن پیامبران زیادی در میان آنها، و دها و صدها نعمت دیگر) را متذکر شد .
(وَأَنِّی فَضَّلْتُکُمْ عَلَى الْعَالَمِینَ) در تفسیر این قسمت از آیه دو نوع تفسیر از علمای بزرگوار به اثبات رسیده است که هر دو آنها درست می باشد وفی الواقع با یکدیگر در تضاد نسیتند که بنده هر دو تفسیر را در ذیل بیان خواهم نمود:
1 - تفسیر اول : مراد از (الْعَالَمِینَ) در این آیه جهانیان زمان خود یهودیان قبل از اسلام است یعنی الله متعال یهودیان و نصاری را که بر سایر ملت های موجود زمانشان برتری و فضیلت داده که به آنان نعمت های فروانی داده که به سایرین نداده است، و این تفسیر بدان خاطر شده است تا برتری یهودیان و نصرانی ها بر مسلمانان ثابت نگردد، زیرا الله متعال در قرآن در سوره (آل عمران) آیه (110) خطاب به مسلمانان چنین گفته است : کُنْتُمْ خَیْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَلَوْ آمَنَ أَهْلُ الْکِتَابِ لَکَانَ خَیْرًا لَهُمْ مِنْهُمُ الْمُؤْمِنُونَ وَأَکْثَرُهُمُ الْفَاسِقُونَ.
ترجمه : شما (مسلمانان) بهترین امت هستید که برای مردم بیرون آورده و آفریده شده اید که امر به معروف و نهی از منکر می کنید و به الله ایمان می آورید و اگر اهل کتاب (یهود و نصاری) ایمان می آوردند برای آنان بهتر بود (آری) برخی از آنان مسلمان اند ولی اکثرآنان فاسق اند .
2 - تفسیر دوم : این قسمت آیه (وَأَنِّی فَضَّلْتُکُمْ عَلَى الْعَالَمِینَ) عام است یعنی الله متعال یهود و نصاری را بر تمام انسانها اعم ازمسلمانان و غیر مسلمانان برتری داده به اینکه به آنها نعمتهایی فراوانی داده و پیامبران زیادی در میان آنان فرستاده که به سایر اقوام این نعمت ها داده نشده و در میان سایر اقوام به این تعداد پیامبران زیادی فرستاده نشده است .
ناگفته نماند که نکته مهمی که هدف اصلی این آیه است این است که ای بنی اسرائیل وقتی که الله متعال به شما این همه لطف را نموده و این همه نعمت داده است، پس شما باید از تمام اقوام دنیا شکر گذارترمی بودید ولی چه شده که بر عکس از همه ناشکر تر گشته اید، شما باید در این باره فکر نموده و بخود آیید و دست از ناشکری برداشته تا اینکه الله متعال مزید بر نعمت های گذشته نعمت های تازه و بهتری را به شما عنایت کند ورنه شما را در دنیا و آخرت گرفت خواهد نمود زیرا سزای ناشکر گرفت و عذاب است در باره الله متعال در قرآن مجید در سوره ابراهیم آیه (7) فرموده است : .... لَئِنْ شَکَرْتُمْ لَأَزِیدَنَّکُمْ وَلَئِنْ کَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِی لَشَدِیدٌ .
ترجمه : ..... اگرشما شکر نمائید ما قطعا به شما نعمتهای اضافه تری خواهیم داد واگر ناشکری نمایید همانا عذاب من بسیار سخت هست .
شعب ایمان : بیهقی حـــدیث (17) عن ابن عباس رضی الله عنه ، أن وفد عبد القیس لما قدموا على رسول الله صلى الله علیه وسلم قال : « من القوم ؟ » قالوا : ربیعة قال : « مرحبا بالوفد غیر الخزایا ولا النادمین » . قالوا : یا رسول الله ، إنا حی من ربیعة ، وإنا نأتیک من شقة بعیدة ، وإنه یحول بیننا وبینک ، هذا الحی من کفار مضر ، وإنا لا نصل إلیک إلا فی شهر حرام ، فمرنا بأمر ، فصل ندعو إلیه من وراءنا ، وندخل به الجنة قال : فقال رسول الله صلى الله علیه وسلم : « آمرکم بأربع ، وأنهاکم عن أربع : آمرکم بالإیمان بالله وحده ، أتدرون ما الإیمان بالله وحده ؟ شهادة أن لا إله إلا الله ، وأن محمدا رسول الله ، وإقام الصلاة ، وإیتاء الزکاة ، وأن تعطوا من المغانم الخمس ، وأنهاکم عن أربع : عن الدباء ، والحنتم ، والنقیر ، والمزفت » قال : وربما قال : « المقیر احفظوهن ، وادعوا إلیهن من وراءکم » .
ترجمـــــه : ابن عباس رضی الله عنه می فرماید: همانا زمانی که گروهی از طائفه عبد القیس به نزد رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم آمدند،(رسول الله صلى الله علیه وآله وسلم) از آنانرسیدند که ازچه قومی هستید؟ آنها گفتند: از قبیله ربیعه (هستیم) (رسول الله صلى الله علیه وآله وسلم) ای گروه نماینده خوش آمدید طوری که نه بر شما خوار و ذلیلی است و نه هم از پشیمان شوندگان خواهید بود. آنها گفتند ای رسول الله (صلی الله علیه و آله وسلم) ما از قبیله ربیعه هستیم و ما از مسافت دوری به خدمت می رسیم، ودر میان ما و شما این محله و طائفه از کفار مضرحائل و مانع اند و ما نمی توانیم به خدمتان برسیم مگر در ماهای حرام، لذا شما برای ما یک دستورات قاطعی بفرمایید تا بسوی آنها کسانی را که پشت سر ما اند دعوت دهیم و با عمل به آنها به بهشت برویم (رسول الله صلى الله علیه وآله وسلم) فرمودند: شما را به چهار چیز دستور می دهم و از چهار چیز ممانعت می کنم شما را به ایمان به الله یکتا دستور می دهم ، و آیا می دانید که ایمان به الله یکتا چیست؟ گواهی دادن است به اینکه بجز الله دیگر معبود به حقی نیست و محمد فرستاده الله است و برپائی نماز و پرداخت زکات و اینکه یک پنجم از غنیمت ها را به (بیت المال) بپردازید، و شما را از (درست نمودن نبیذ در ) چهار (ظروف) ، ظرف کدوئی و کوزه و ظروفی که از تنه درخت خرما تراشیده شده و ظروف قیراندود شده؛ ممانعت می کنم ، سپس (رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم) فرمودند: اینها را حفظ نمایید و به سوی اینها کسانی را که پشت سرتان است دعوت دهید.
تحــــــقیق : این حدیث صحیح است و در صحیح بخاری و صحیح مسلم نیز روایت شده است.
شعب ایمان : بیهقی حـــدیث (15) عن علی رضی الله عنه قال : قال رسول الله صلى الله علیه وسلم : « الإیمان معرفة بالقلب ، وإقرار باللسان ، وعمل بالأرکان »
ترجمـــــه : از علی رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند: ایمان (مجموعه) شناخت قلبی ، اعتراف زبانی و عمل با اعضا است.
تحــــــقیق : این حدیث (موضوع) یعنی روایت دروغین است زیرا در سند آن (عبد السلام بن صالح الهروی) که کنیتش (ابوصلت) است وجود دارد و ایشان را محدثین متهم به دروغگوئی نموده اند.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شعب ایمان : بیهقی حـــدیث (16) عن علی رضی الله عنه قال : قال رسول الله صلى الله علیه وسلم :: « الإیمان إقرار باللسان ، ومعرفة بالقلب ، وعمل بالجوارح »
ترجمـــــه : از علی رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند: ایمان (مجموعه) اعتراف زبانی ،شناخت قلبی ، و عمل با اعضا است.
تحــــــقیق : این حدیث (موضوع) یعنی این روایت دروغین است زیرا درسند آن (عبد السلام بن صالح الهروی) که کنیتش (ابوصلت) است وجود دارد و ایشان را محدثین متهم به دروغگوئی نموده اند.
شعب ایمان: بیهقی حدیث (6) عن أبی هریرة ، عن النبی صلى الله علیه وسلم « اذهب فمن لقیت یشهد أن لا إله إلا الله مستیقنا بها قلبه فبشره بالجنة ».
ترجـــــمه : از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم (به ایشان) فرمودند: بروباهرکس که ملاقات نمودی و در حالی که با یقین قلبی و از ته دل گواهی می داد که بجز الله دیگرمعبود به حقی نیست او را به بهشت بشارت ده .
تحـــــــقیق: این حدیث صحیح است و در صحیح مسلم با جریان مفصلی نیزروایت شده است
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شعب ایمان: بیهقی حدیث (7) عن معاذ بن جبل ، أن رسول الله صلى الله علیه وسلم قال : « من مات وهو یشهد أن لا إله إلا الله ، وأن محمدا رسول الله صادقا من قلبه دخل الجنة » .
ترجـــــمه : از معاذبن جبل رضی الله عنه روایت است که پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند: هرکس در حالی مرد با یقین قلبی و از ته دل گواهی می داد که بجز الله دیگرمعبود به حقی نیست و محمد فرستاده و پیامبر الله است او به بهشت خواهد رفت .
تحـــــــقیق: این حدیث صحیح است و در مسند احمد بن حنبل نیزروایت شده است
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شعب ایمان : بیهقی حـــدیث (8) عن الحسن ، عن بعض أصحابه قال : قال رسول الله صلى الله علیه وسلم : « لا یستقیم إیمان عبد حتى یستقیم قلبه ، ولا یستقیم قلبه حتى یستقیم لسانه »
ترجـــــمه : حسن بصری رحمه الله از برخی از یارانش روایت نموده که گفته اند : رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند: ایمان بنده ای راست (و درست) نمی گردد تا اینکه قلبش راست (و درست گردد) و قلب کسی راست (و درست) نمی گردد تا اینکه زبانش راست (و درست) گردد.
تحـــــــقیق: متن این حدیث حسن است و در مسند احمد بن حنبل نیز آمده و استاد آلبانی رحمه الله آن را حسن قرار داده است.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شعب ایمان : بیهقی حـــــدیث (9) عن أبی قتادة قال : قال رسول الله صلى الله علیه وسلم : « من شهد أن لا إله إلا الله ، وأن محمدا رسول الله ، فذل بها لسانه ، واطمأن بها قلبه لم تطعمه النار ».
ترجـــــمه : ازابوقتاد رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند: هر کس گواهی دهد که بجز الله دیگر معبود به حقی نیست ویقینا محمد رسول الله است ، سپس زبانش با این کلمات رام گشته ودلش با آنها آرامش گرفته یقین پِیدا کند هرگز آتش (جهنم) او را نخواهد خورد.
تحـــــــقیق: گرچه سند این روایت خالی از نقص نیست ولی مفهوم معنای این حدیث صحیح است و درصحیح مسلم و مسند احمد بن حنبل و دیگر کتب حدیثی از دیگر صحابه ها رضی الله عنهم روایت شده است.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شعب ایمان : بیهقی حـــدیث (10) عن مجاهد ، أنه قال فی قول الله عز وجل : ( إلا من شهد بالحق ، وهم یعلمون ) قال : « شهد بالحق ، وهو یعلم أن الله ربه »
ترجـــــمه : مجاهد (رحمه الله) درباره این گفته الله عزوجل (إلا من شهد بالحق ، وهم یعلمون(الزخرف آیة رقم : 86) می فرماید: یعنی کسی که به حق گواهی داده ودرحالی که می داندکه الله پروردگارش می باشد.
تحـــــــقیق: در سند این اثر (أحمد بن حفص بن عبد الله) وجود دارد و ایشان صدوق است.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شعب ایمان : بیهقی حـــدیث (11) عن أبی مالک الأشعری ، أن رسول الله صلى الله علیه وسلم کان یقول : « الطهورشطرالإیمان ».
ترجـــــمه : ابومالک اشعری رحمه الله میفرماید: همنا رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم می فرمودند: پاکی نصف ایمان است.
تحـــــــقیق: این حدیث صحیح است ودر صحیح مسلم نیز روایت شده است.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شعب ایمان : بیهقی حـــدیث (12) عن سوید قال : کنا جلوسا عند النبی صلى الله علیه وسلم یوما نتحدث ، فقال رسول الله صلى الله علیه وسلم : « أتدرون أی عرى الإیمان أوثق ؟ » فقالوا : الصلاة ، فقال : « إن الصلاة لحسنة ، وما هی بها » . فقالوا : الجهاد فقال : « إن الجهاد لحسن ، وما هو به » . فقالوا : الحج . فقال : « حسن ، ولیس به » . فقالوا : الصیام ، فقال : « الصیام لحسن ، ولیس به » . فقال رسول الله صلى الله علیه وسلم : « أوثق عرى الإیمان أن تحب لله ، وتبغض له ».
ترجمــــــه : سوید رضی الله عنه می فرماید ما روزی نزد پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم نشسته بودیم و سخن می گفتیم، رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند: آیا می دانید محکم ترین دسته ی ایمان کدام است؟ (صحابه رضی الله عنه) فرمودند: نماز، (رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم) فرمودند: همانا نماز خوب است و در آن هیچ عیبی نیست. (صحابه رضی الله عنه) فرمودند: جهاد، (رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم) فرمودند: همانا جهاد خوب است و در آن هیچ عیبی نیست. (صحابه رضی الله عنه) فرمودند: حج، (رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم) فرمودند: همانا حج خوب است و در آن هیچ عیبی نیست. (صحابه رضی الله عنه) فرمودند: روزه، (رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم) فرمودند: همانا روزه خوب است و در آن هیچ عیبی نیست. سپس رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند: همانا محکم ترین دسته ی ایمان این است که (اشخاص) را فقط برای الله دوست بداری و اگربا کسی بغض نموده و اورا پسند نمی کنی فقط برای الله باشد.
تحــــــقیق : گرچه در سند این حدیث بر خی ازراویان ضعیف همچون (لیث بن أبی سلیم) وجود دارد ولی استاد آلبانی متن این حدیث را حسن لغیره قرار داده است و این حدیث در مسند احمد بن حنبل نیز روایت شده است.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شعب ایمان : بیهقی حـــدیث (13)عن البراء بن عازب أنه قال : فذکروا شرائع الإسلام ، فلما رآهم لا یصیبون قال : « إن أوثق عرى الإیمان أن تحب فی الله ، وأن تبغض فی الله ، فجعل هذه الشرائع کلها من الإیمان ».
ترجمــــــه : براء بن عازب رضی الله عنه می فرماید: (روزی پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم از صحابه پرسیدند محکم ترین دسته ی ایمان کدام است؟ وآنها در جواب ) برخی از احکام اسلامی را بیان نمودند، رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم چون دیدند که (صحابه) جواب درست ندادند خودشان فرمودند: همانا محکم ترین دسته ی ایمان این است که (اشخاص) را فقط برای الله دوست بداری و اگربا کسی بغض نموده و اورا پسند نمی کنی فقط برای الله باشد(رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم ) تمام این مسائل شرعی را جزء ایمان قرار دادند.
تحــــــقیق : گرچه در سند این حدیث بر خی ازراویان ضعیف همچون (لیث بن أبی سلیم) وجود دارد ولی استاد آلبانی متن این حدیث را حسن لغیره قرار داده است و این حدیث در مسند احمد بن حنبل نیز روایت شده است.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شعب ایمان : بیهقی حـــدیث (14) عن معاذ بن أنس الجهنی ، أن رسول الله صلى الله علیه وسلم قال : « من أعطى لله ومنع لله ، وأحب لله ، وأبغض لله ، وأنکح لله فقد استکمل إیمانه »
ترجمـــــه : از معاذ بن انس جهنی رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند: هر کس برای الله (به کسی صدقات) داد و برای الله از دادن (صدقات به افراد) سر باز زد و برای الله (کسی را) دوست داشت و برای الله (باکسی) بغض نمودو ناپسندش کرد و برای الله به کسی زن داد قطعا او ایمانش راتکمیل نموده است.
تحــــــقیق : گرچه در سند این حدیث دو راوی ضعیف (ابومرحوم و سهل بن معاذ) وجود دارند ولی بنا بر متابعات متن این حدیث حسن است و در سنن ترمذی و مسند احمد بن حنبل نیز روایت شده است و استاد آلبانی رحمه الله نیز این روایت را حسن دانسته است.
شعب ایمان: بیهقی حدیث (4)عن أبی هریرة قال : قال رسول الله صلى الله علیه وسلم « أمرت أن أقاتل الناس حتى یقولوا لا إله إلا الله ، فإذا قالوها منعوا منی دماءهم وأموالهم إلا بحقها ، وحسابهم على الله عز وجل » .
ترجـــــمه : از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند: به من (از جانب الله) دستور داده شده است تا با مردم بجنگم تا اینکه (لا اله الا الله) بگویند، و چون این کلمه را بگویند: (ریختن) خونهایشان و(گرفتن) مالهایشان را بر من حرام نمودند مگر اینکه حقی به آنها تعلق گیرد و حساب (درونشان) بر الله عزوجل است.
تحـــــــقیق: این روایت صحیح است و در صحیح مسلم نیزروایت شده است.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شعب ایمان: بیهقی حدیث (5) عن أبی هریرة ، أن النبی قال : « أمرت أن أقاتل الناس حتى یقولوا لا إله إلا الله ، فإن شهدوا أن لا إله إلا الله وآمنوا بی ، وبما جئت به فقد عصموا منی دماءهم إلا بحقها وحسابهم على الله » .
ترجـــــمه : از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند: به من (از جانب الله) دستور داده شده است تا با مردم بجنگم تا اینکه (لا اله الا الله) بگویند، پس اگر گواهی دادند که بجز الله دیگر معبود به حقی نیست و به من (محمّد) و به آنچه (از قرآن) آورده ام ایمان آوردند در این صورت (ریختن) خونهایشان را از من محفوظ داشتند مگر اینکه حقی به آنها تعلق گیرد و حساب (درونشان) بر الله عزوجل است.
تحـــــــقیق: این حدیث صحیح است و در صحیح مسلم نیزروایت شده است
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شعب ایمان: بیهقی حدیث (6) عن أبی هریرة ، عن النبی صلى الله علیه وسلم « اذهب فمن لقیت یشهد أن لا إله إلا الله مستیقنا بها قلبه فبشره بالجنة »
ترجـــــمه : از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم (به ایشان) فرمودند: بروباهرکس که ملاقات نمودی و در حالی که با یقین قلبی و از ته دل گواهی می داد که بجز الله دیگرمعبود به حقی نیست او را به بهشت بشارت ده .
تحـــــــقیق: این حدیث صحیح است و در صحیح مسلم با جریان مفصلی نیزروایت شده است
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شعب ایمان: بیهقی حدیث (7) عن معاذ بن جبل ، أن رسول الله صلى الله علیه وسلم قال : « من مات وهو یشهد أن لا إله إلا الله ، وأن محمدا رسول الله صادقا من قلبه دخل الجنة » .
ترجـــــمه : از معاذبن جبل رضی الله عنه روایت است که پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند: هرکس در حالی مرد با یقین قلبی و از ته دل گواهی می داد که بجز الله دیگرمعبود به حقی نیست و محمد فرستاده و پیامبر الله است او به بهشت خواهد رفت .
تحـــــــقیق: این حدیث صحیح است و در مسند احمد بن حنبل نیزروایت شده است
شعب ایمان: بیهقی ، حدیث (1) عن أبی هریرة رضی الله عنه عن صلى الله علیه وسلم قال : « الإیمان بضع وستون شعبة ، والحیاء شعبة من الإیمان ».
ترجـــــمه : ازابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند: ایمان شصت واندی شعبه دارد و حیاء نیز شعبه ای از ایمان است.
تحـــــــقیق: این حدیث صحیح است و در صحیح بخاری و صحیح مسلم نیز آمده است.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شعب ایمان: بیهقی، حدیث (2) عن أبی هریرة رضی الله عنه ، عن رسول الله صلى الله علیه وسلم قال : « الإیمان بضع وستون ، أو سبعون شعبة ، فأرفعها قول لا إله إلا الله ، وأدناها إماطة الأذى عن الطریق ، والحیاء شعبة من الإیمان » .
ترجـــــمه : ازابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند: ایمان شصت واندی ویا هفتاد (و اندی) شعبه دارد، که بالاترین آنها سخن لا اله الا الله است و پایین ترین آنها دور نمودن چیزآزار رسان از راه است و حیاء نیز شعبه ای از ایمان است.
تحـــــــقیق: این حدیث صحیح است ودرصحیح مسلم نیز آمده است.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شعب ایمان: بیهقی، حدیث (3) قال : « بضع وسبعون أفضلها قول لا إله إلا الله ، وأدناها إماطة الأذى والعظم عن الطریق ، والحیاء شعبة من الإیمان » .
ترجـــــمه : (ازابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم) فرمودند: ایمان هفتاد و اندی شعبه دارد، که بهترین آنها سخن لا اله الا الله است و پایین ترین آنها دور نمودن چیز آزار رسان و استخوان از راه است و حیاء نیز شعبه ای از ایمان است.
تحـــــــقیق: این حدیث صحیح است ودرصحیح مسلم نیزآمده است ولی کلمه (والعظم :استخوان) درآن نیست.
ترجمه و شرح حدیث (41) صحیح بخاری
عن أَبی سَعِیدٍ الخُدْرِیَّ أَنَّهُ سَمِعَ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ یَقُولُ: إِذَا أَسْلَمَ العَبْدُ فَحَسُنَ إِسْلاَمُهُ، یُکَفِّرُ اللَّهُ عَنْهُ کُلَّ سَیِّئَةٍ کَانَ زَلَفَهَا، وَکَانَ بَعْدَ ذَلِکَ القِصَاصُ: الحَسَنَةُ بِعَشْرِ أَمْثَالِهَا إِلَى سَبْعِ مِائَةِ ضِعْفٍ، وَالسَّیِّئَةُ بِمِثْلِهَا إِلَّا أَنْ یَتَجَاوَزَ اللَّهُ عَنْهَا .
ترجمه : ابوسعید خدری رضی الله عنه روایت نمودند که ایشان از رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم شنیدند که می فرمایند: زمانی که فرد مسلمان می شود و سپس اسلامش را(درظاهر و باطن) نیک می گرداند، الله هر گناهی را که که قبلا این فرد انجام داده است را می آمرزد و بعد از این بدین منوال با او محاسبه می شود که هر نیکی تا ده برابر و تا به هفتصد برابر برایش اجر و ثواب داده می شود و لی گناه به همان اندازه به او سزا داده می شود مگر اینکه الله از آن گناه در گذر نماید .
مسایل و احکام حدیث:
مسایل و احکام برگرفته شده از حدیث از قرار زیر می باشد:
1 - اسلام آوردن دون نوع است :
( أ ) خوب؛ یعنی این که فرد در ظاهر و باطن اسلام را پذیرفته و به حد توان بدان عمل نماید.
( ب ) بد ؛ یعنی این که فرد در ظاهر اسلام را پذیرفته و درباطن نپذیرد .
زمانی که فرد مسلمان می شود و سپس اسلامش را(درظاهر و باطن) نیک می گرداند، الله هر گناهی را که قبلا این فرد انجام داده است را می آمرزد و بعد از این بدین منوال با او محاسبه می شود که هر نیکی تا ده برابر و تا به هفتصد برابر اجر و ثواب داده می شود و لی گناه به همان اندازه به او سزا داده می شود مگر اینکه الله از آن گناه در گذر نماید .
آری این حدیث بیان گر لطف و مهربان زیاد الله متعال به مسلمانان و بندگان مطیع خویش می باشد که اگر گناه می کنند و توبه نمی کنند یک گناه برایشان نوشته و ای چه بسا همان را نیز بخشیده و معاف می نماید ولی اگر نیکی انجام می دهند تا هفتصد برابر و ای چه بسا بیشتر برایشان اجر و ثواب عنایت می کند .
ترجمه و شرح حدیث (40) صحیح بخاری
عَنِ البَرَاءِ بْنِ عَازِبٍ، أَنَّ النَّبِیَّ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ کَانَ أَوَّلَ مَا قَدِمَ المَدِینَةَ نَزَلَ عَلَى أَجْدَادِهِ، أَوْ قَالَ أَخْوَالِهِ مِنَ الأَنْصَارِ، وَأَنَّهُ «صَلَّى قِبَلَ بَیْتِ المَقْدِسِ سِتَّةَ عَشَرَ شَهْرًا، أَوْ سَبْعَةَ عَشَرَ شَهْرًا، وَکَانَ یُعْجِبُهُ أَنْ تَکُونَ قِبْلَتُهُ قِبَلَ البَیْتِ، وَأَنَّهُ صَلَّى أَوَّلَ صَلاَةٍ صَلَّاهَا صَلاَةَ العَصْرِ، وَصَلَّى مَعَهُ قَوْمٌ» فَخَرَجَ رَجُلٌ مِمَّنْ صَلَّى مَعَهُ، فَمَرَّ عَلَى أَهْلِ مَسْجِدٍ وَهُمْ رَاکِعُونَ، فَقَالَ: أَشْهَدُ بِاللَّهِ لَقَدْ صَلَّیْتُ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ قِبَلَ مَکَّةَ، فَدَارُوا کَمَا هُمْ قِبَلَ البَیْتِ، وَکَانَتِ الیَهُودُ قَدْ أَعْجَبَهُمْ إِذْ کَانَ یُصَلِّی قِبَلَ بَیْتِ المَقْدِسِ، وَأَهْلُ الکِتَابِ، فَلَمَّا وَلَّى وَجْهَهُ قِبَلَ البَیْتِ، أَنْکَرُوا ذَلِکَ.
أَنَّهُ مَاتَ عَلَى القِبْلَةِ قَبْلَ أَنْ تُحَوَّلَ رِجَالٌ وَقُتِلُوا، فَلَمْ نَدْرِ مَا نَقُولُ فِیهِمْ، فَأَنْزَلَ اللَّهُ تَعَالَى: {وَمَا کَانَ اللَّهُ لِیُضِیعَ إِیمَانَکُمْ} [البقرة: 143].
ترجمه : براء بن عازب رضی الله عنه فرمودند: همانا پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم اوائلی که به مدینه تشریف آوردند به نزد پدربزرگان و یا دائیهای انصارشان فرود آمدند و ایشان شانزده و یا هفده ماه بسوی بیت المقدس نماز می خواندند ولی (دوست می داشتند و) پسند می کردند که بیت (الله) قبله ایشان باشد، و همانا ایشان اولین نمازی که به سمت کعبه خواندند نمازعصربود و (در این نماز) بهمراه ایشان افرادی به سوی کعبه نماز خواندند، و فردی از آنانی که بهمراه ایشان نماز خوانده بود (از مسجد النبی) بیرون شده و بر اهل مسجدی گذر نمود و در حالی که آنان (در نماز) درحال رکوع بودند که به آنها گفت: سوگند به الله گواهی می دهم که من بهمراه رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم بسوی مکه نماز خواندم آنها نیزهمانگونه که در نماز بودند به سمت بیت الله چرخیدند . یهودیان و اهل کتاب (این را) می پسندیدند که (رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم) به سمت بیت المقدس نماز می خواندند، ولی زمانی که چهره اش را در نماز به سمت بیت الله چرخاندند(و به سوی کعبه نماز خواندند) ، این جریان را انکار و ناپسند نمودند.
(براء بن عازب رضی الله عنه) فرمودند: (صحابه رضی الله عنهم عرض نمودند ای رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم) همانا ما نمی دانیم درافرادی که قبل از عوض شدن قبله وفات نموده و گشته شدند چه بگوییم؟ (که آیا نماز آنها قبول است یا نه؟)، الله متعال (برای جواب این سوال )این آیه را نازل نمودند: {وَمَا کَانَ اللَّهُ لِیُضِیعَ إِیمَانَکُمْ} [البقرة: 143] و (این) نبود الله که(نمازتان را که جزء)ایمانتان است ضایع نماید.
مسائل و احکام حدیث
از حدیث بالا مسائل و احکام زیر برداشت و فهمیده می شود :
1 - رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم در ابتدای هجرت به نزد دائیان و اقوام مادری خویش فرود آمدو مهمان آنها شدند .
2 - دراوائل هجرت تا شانزده و یا هفده ماه پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم و مسلمانان بسوی بیت المقدس نماز می خواندند.
3- زمانی که قبله بیت المقدس بود رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم دوست می داشتند که قبله عوض شده و ایشان به سمت کعبه نماز بخوانند.
4- اولین نمازی که رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم بعد از تحویل قبله به سمت کعبه خواندند؛ نمازعصربوده است .
5- یکی از یاران رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم که با رسول الله صلی الله صلی الله علیه و آله وسلم نماز خوانده بود بر اهل مسجدی گذر نمود و در حالی که آنان (در نماز) درحال رکوع بودند که به آنها گفت: سوگند به الله گواهی می دهم که من بهمراه رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم بسوی مکه نماز خواندم آنها نیزهمانگونه که در نماز بودند به سمت بیت الله چرخیدند .
5- اگر کسی اشتباهی به سمت غیرقبله نماز می خواند و در وسط نماز کسی به او گفت که قبله به این سمتی که می خوانی نیست به سمت دیگری است او باید در وسط نماز به سمت قبله بچرخد و آن قسمت از نمازش را که به سمت غیر قبله خوانده است صحیح می باشد و نیاز به اعاده ندارد .
6- یهودیان دوست می داشتند تا رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم به سمت بیت المقدس که قبله یهودیان است نماز بخواند.
7- بعد از تحویل قبله یهودیان از این جریان ناراحت شدند .
8- بعد از تحویل و تعویض قبله صحابه رضی الله عنهم عرض نمودند ای رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم همانا ما نمی دانیم نماز افرادی که قبل از تعویض قبله وفات نموده و یا گشته شدند چه می شود؟ که الله متعال (برای جواب این سوال )این آیه را نازل نمودند: {وَمَا کَانَ اللَّهُ لِیُضِیعَ إِیمَانَکُمْ} [البقرة: 143] یعنی : و (این) نبود الله که (نمازتان را که جزء) ایمانتان است ضایع نماید، یعنی نماز آنها مورد قبول است زیرا در آن زمان قبله بیت المقدس بوده است.
ترجمه و شرح حدیث (39) صحیح بخاری
عَنْ أَبِی هُرَیْرَةَ، عَنِ النَّبِیِّ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ قَالَ: إِنَّ الدِّینَ یُسْرٌ، وَلَنْ یُشَادَّ الدِّینَ أَحَدٌ إِلَّا غَلَبَهُ، فَسَدِّدُوا وَقَارِبُوا، وَأَبْشِرُوا، وَاسْتَعِینُوا بِالْغَدْوَةِ وَالرَّوْحَةِ وَشَیْءٍ مِنَ الدُّلْجَةِ.
ترجمه : ابوهریره رضی الله عنه روایت نمودند که پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند: همانا دین آسان است و هرگز کسی نیست که در (انجام عبادتها و امور) دینی تشدد و سخت گیری نماید مگر اینکه دین براو غلبه خواهد نمود(و اوخسته شده آن اموردینی وعبادتها را رها خواهد نمود)، پس راه اعتدال و میانه را در پیش گیرید و به حق نزدیک گشته و خوشحال بوده بشارتان باد و از پیش از ظهر وبعد از ظهر و قسمتی از آخرشب (در انجام عبادتها) کمک بگیرید .
مسائل و احکام حدیث
مسایل و احکام زیر از حدیث بالا برداشت می شود :
1 - دین اسلام یک دین آسانی است که هرکس در هرزمان و مکانی که هم باشد می تواند بدان عمل کند و هر کجا بر فردی عمل به حکمی از احکام اسلام مشکل باشد آنجا است که اسلام آن حکمش را یا کاملا از آن فرد ساقط نموده و یا اینکه در آن تعدیل و تغییری ایجاد خواهد نمود، برای بهتر واضح شدن این جریان به دو مثال زیر توجه فرمایید :
( أ ) افراد فقیر و تنگدست چون توان پرداخت زکات را ندارند ، اسلام از آنان دادن زکات را ساقط نموده و در حالی که زکات رکنی از ارکان پنج گانه اسلام است .
( ب ) فرد اگر توان دارد که ایستاده نماز بخواند برایش واجب است که در نمازهای فرض ایستاده نماز بخواند ولی اگر بنا بر عذری توان ایستادن را ندارد، در این صورت اسلام در این حکمش تغییر و تعدیل آورده و به او اجاز داده تا زمانی که عذرش برطرف شود نشسته و یا اگر نشسته نمی تواند بصورت دراز کشیده نماز بخواند.
آری اسلام بدین منوال تمام مشکلات و سختی هایی که گاهی برای برخی از افراد نسبت به برخی از احکام اتفاق می افتد را آسان سازی نموده است ، پس این درست است که واقعا اسلام دین آسانی است .
2 - یک مسلمان نباید از پیش خودش در انجام عبادتها سخت گیری و تشدد نماید .
3 - سخت گیری و تشدد رفته رفته باعث تنفر از دین می شود، و فرد را بجایی خواهد رساند که گاهی والعیاذ بالله دست از دین بردارد .
آری اگر خوب دقت نماییم بسیاری از گروهایی از قبیل خوارج، تکفیرها و گروه تبدیعی و تفسیقی را همین تشدد و افراط گری باعث شده تا آنها از راه اعتدال بیرون رفته و سر از وادی مهلک در آورند .
4 - راه اعتدال و میانه بهترین راهی است که نه فرد را خسته و نه دچار انحرافات فکری و عقیدتی می کند و این راهی است که اسلام برای پیروان خویش ارائه می نماید و از آنان خواهان است که به هیچ قیمتی آن را از دست ندهند .
5- یک فرد مسلمان شاید نتوان صد در صد به حق عمل کند ولی باید کوشش نماید که حتی الامکان خودش را به حق نزدیک نماید ودر فهم حق و عمل و دعوت به آن کوشش نماید .
6 - مسلمانان معتدلی که از افراط و تفریط بدور اند، باید از این روششان خوشحال بوده و شکر الله متعال را بجا آورند زیر رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم به آنان گفته است : خوشحال بوده بشارتان باد.
7 - سه وقت ازبهترین اوقاتی است که یک مسلمان در آنها باید به عبادتها توجه دهد :
1 - صبح و پیش از ظهر.
2 - بعد از ظهر .
3- پاسی از آخرشب.