۩۩۩ قـــرآن و سنّت زنــــده بــــاد ۩۩۩

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَا تَوَلَّوْا عَنْهُ وَأَنْتُمْ تَسْمَعُونَ (20) (سوره انفال)

۩۩۩ قـــرآن و سنّت زنــــده بــــاد ۩۩۩

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَا تَوَلَّوْا عَنْهُ وَأَنْتُمْ تَسْمَعُونَ (20) (سوره انفال)

ترجـمه سنن نسائی از حدیث ( 7 تا 20)

الرُّخْصَةُ فِی السِّوَاکِ بِالْعَشِیِّ لِلصَّائِمِ

مجازبودن مسواک زدن بعد ازظهر براى روزه دار

7 - (صحیح)عَنْ أَبِی هُرَیْرَةَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ قَالَ لَوْلَا أَنْ أَشُقَّ عَلَى أُمَّتِی لَأَمَرْتُهُمْ بِالسِّوَاکِ عِنْدَ کُلِّ صَلَاةٍ

ازابوهریره رضى الله عنه روایت است که رسول الله صلى الله علیه وآله وسلم فرمودند: اگر بر امت من سخت نبودى به آنها دستور(الزامی) مى دادم که زمان شروع هر نماز مسواک بزنند.

السِّوَاکُ فِی کُلِّ حِینٍ

هر وقت مسواک زدن

8 - (صحیح)عَنْ شُرَیْحٍ قَالَ قُلْتُ لِعَائِشَةَ بِأَیِّ شَیْءٍ کَانَ یَبْدَأُ النَّبِیُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ إِذَا دَخَلَ بَیْتَهُ قَالَتْ بِالسِّوَاکِ

ازشریح روایت است : که من به عایشه رضى الله عنها گفتم : هر گاه که پیامبر صلى الله علیه وآله وسلم وارد خانه مى شدند قبل از همه ازچه کارى شروع مى کردند؟ فرمودند: مسواک مى زدند.

ذِکْرُ الْفِطْرَةِ الِاخْتِتَانُ

جریان فطرت وختنه نمودن

9 - (صحیح)عَنْ أَبِی هُرَیْرَةَ عَنْ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ قَالَ الْفِطْرَةُ خَمْسٌ الِاخْتِتَانُ وَالِاسْتِحْدَادُ وَقَصُّ الشَّارِبِ وَتَقْلِیمُ الْأَظْفَارِ وَنَتْفُ الْإِبْطِ

ازابو هریره رضى الله عنه روایت است که رسول الله صلى الله علیه وآله وسلم فرمودند: فطرت پنج است، ختنه نمودن، تراشیدن موی شرمگاه ، کوتاه کردن سبیل ، کوتاه نمودن ناخنها و کندن موى زیر بغل.

تَقْلِیمُ الْأَظْفَارِ

کوتاه نمودن ناخنها

10 - (صحیح)عَنْ أَبِی هُرَیْرَةَ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ خَمْسٌ مِنْ الْفِطْرَةِ قَصُّ الشَّارِبِ وَنَتْفُ الْإِبْطِ وَتَقْلِیمُ الْأَظْفَارِ وَالِاسْتِحْدَادُ وَالْخِتَانُ

ازابو هریره رضى الله عنه روایت است که رسول الله صلى الله علیه وآله وسلم فرمودند: پنج چیز ازفطرت است، کوتاه کردن سبیل ، کندن موى زیربغل ، کوتاه نمودن ناخنها ، تراشیدن موی شرمگاه و ختنه نمودن.

نَتْفُ الْإِبْطِ

کندن موی زیربغل

11 - (صحیح)عَنْ أَبِی هُرَیْرَةَ عَنْ النَّبِیِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ قَالَ خَمْسٌ مِنْ الْفِطْرَةِ الْخِتَانُ وَحَلْقُ الْعَانَةِ وَنَتْفُ الْإِبْطِ وَتَقْلِیمُ الْأَظْفَارِ وَأَخْذُ الشَّارِبِ

از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم فرمودند: پنج چیز از فطرت است، ختنه نمودن، تراشیدن موی شرمگاه، کندن موى زیر ، کوتاه نمودن ناخنها و گرفتن وکوتاه کردن سبیل.

حَلْقُ الْعَانَةِ

تراشیدن موی شرمگاه

12 - (صحیح)عَنْ ابْنِ عُمَرَأَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ قَالَ الْفِطْرَةُ قَصُّ الْأَظْفَارِ وَأَخْذُ الشَّارِبِ وَحَلْقُ الْعَانَةِ

ازابن عمر رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلى الله علیه وآله وسلم فرمودند: کوتاه نمودن ناخنها ، گرفتن وکوتاه کردن سبیل وتراشیدن موی شرمگاه جزء فطرت وسرشت است.

قَصُّ الشَّارِبِ

قیچی و کوتاه نمون سبیل

13 - (صحیح)عَنْ زَیْدِ بْنِ أَرْقَمَ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ مَنْ لَمْ یَأْخُذْ شَارِبَهُ فَلَیْسَ مِنَّا

از زید بن ارقم رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند: هر کس از سبیلش نگیرد (و کوتاه نکند) از ما نیست.

التَّوْقِیتُ فِی ذَلِکَ

مدت زمانی که باید در آن این اعمال انجام شود

14 - (صحیح)عَنْ أَنَسِ بْنِ مَالِکٍ قَالَ وَقَّتَ لَنَا رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ فِی قَصِّ الشَّارِبِ وَتَقْلِیمِ الْأَظْفَارِ وَحَلْقِ الْعَانَةِ وَنَتْفِ الْإِبْطِ أَنْ لَا نَتْرُکَ أَکْثَرَ مِنْ أَرْبَعِینَ یَوْمًا وَقَالَ مَرَّةً أُخْرَى أَرْبَعِینَ لَیْلَةً

ازانس بن مالک رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلى الله علیه وسلم در گرفتن وکوتاه کردن سبیل ، کوتاه نمودن ناخنها ،تراشیدن موی شرمگاه وکندن موی زیربغل برای ما مدت زمانی را معین نمودند که ازچهل روزبیشتر رها نکنیم.

وراوی یکبار گفته که چهل شب (یعنی در این مدت حد اقل

یکبار این اعمال را انجام شود)

إِحْفَاءُ الشَّارِبِ وَإِعْفَاءُ اللِّحَى

سبیل را خوب کوتاه نمودن و ریش را رها کردن

15 - (صحیح)عَنْ ابْنِ عُمَرَعَنْ النَّبِیِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ قَالَ أَحْفُوا الشَّوَارِبَ وَأَعْفُوا اللِّحَى

از ابن عمر رضی الله عنهما روایت است که پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند: سبیلهایتان را خوب کوتاه کنید و ریشهایتان را رها کنید

الْإِبْعَادُ عِنْدَ إِرَادَةِ الْحَاجَةِ

به هنگام اراده قضای حاجت به مکان دوری رفتن

16 - (صحیح)عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ أَبِی قُرَادٍ قَالَ خَرَجْتُ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ إِلَى الْخَلَاءِ وَکَانَ إِذَا أَرَادَ الْحَاجَةَ أَبْعَدَ

ازعبد الرحمن بن ابی قراد رضی الله عنه روایت است که من به همراه رسول الله صلى الله علیه وآله و سلم برای قضای حاجت به بیرون رفتم ایشان زمانیکه می خواستند قضای حاجت نمایند به دور ترین مکان می رفتند.

17 - (حسن صحیح)عَنْ الْمُغِیرَةِ بْنِ شُعْبَةَ أَنَّ النَّبِیَّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ کَانَ إِذَا ذَهَبَ الْمَذْهَبَ أَبْعَدَ قَالَ فَذَهَبَ لِحَاجَتِهِ وَهُوَ فِی بَعْضِ أَسْفَارِهِ فَقَالَ ائْتِنِی بِوَضُوءٍ فَأَتَیْتُهُ بِوَضُوءٍ فَتَوَضَّأَ وَمَسَحَ عَلَى الْخُفَّیْنِ 

ازمغیره بن شعبه رضی الله عنه روایت است که پیامبر صلى الله علیه وآله وسلم هرگاه که برای قضای حاجت می رفتند به دورترین مکان می رفتند .

مغیره می گوید: رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم در یکی ازسفرهایشان برای قضای حاجت رفتند وچون تشریف آوردندفرمودند : که برایم آب وضو بیاور من برایشان آب وضو آوردم وایشان وضو گرفتند وبر موزهایشان مسح نمودند.

الرُّخْصَةُ فِی تَرْکِ ذَلِکَ

اجازه ورخصت در ترک دور رفتن (به هنگام قضای حاجت).

18 - (صحیح)عَنْ حُذَیْفَةَ قَالَ کُنْتُ أَمْشِی مَعَ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ فَانْتَهَى إِلَى سُبَاطَةِ قَوْمٍ فَبَالَ قَائِمًا فَتَنَحَّیْتُ عَنْهُ فَدَعَانِی وَکُنْتُ عِنْدَ عَقِبَیْهِ حَتَّى فَرَغَ ثُمَّ تَوَضَّأَ وَمَسَحَ عَلَى خُفَّیْهِ

از حذیفه رضی الله عنه روایت است که من به همراه رسول الله صلى الله علیه وآله وسلم راه می رفتم که به زباله دان قومی رسیدند سپس ایستاده ادرار نمودند من یکطرف رفته ودور شدم که مرا صدا زدند ومن آمدم تا پشت سر ایشان ایستادم تا اینکه ادرارنمودند وسپس وضو گرفته وبر موزهایشان مسح نمودند.

الْقَوْلُ عِنْدَ دُخُولِ الْخَلَاءِ

دعای هنگام ورود به توالت

19 - (صحیح)عَنْ أَنَسِ بْنِ مَالِکٍ قَالَ کَانَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ إِذَا دَخَلَ الْخَلَاءَ قَالَ اللَّهُمَّ إِنِّی أَعُوذُ بِکَ مِنْ الْخُبُثِ وَالْخَبَائِثِ

ازانس بن مالک رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلى الله علیه وسلم فرمودند: هرگاه کسی از شما خواست وارد توالت شودبگوید : (اللَّهُمَّ إِنِّی أَعُوذُ بِکَ مِنْ الْخُبُثِ وَالْخَبَائِثِ) یعنی: بار الهی یقینا بنده از شر وبدی شیطانهای نر وماده بتو پناه می برم.

النَّهْیُ عَنْ اسْتِقْبَالِ الْقِبْلَةِ عِنْدَ الْحَاجَةِ

ممانعت از رخ بسوی بقبله نمودن به هنگام قضای حاجت

20 - (صحیح)عَنْ أَبی أَیُّوبَ الْأَنْصَارِیَّ وَهُوَ بِمِصْرَ یَقُولُ وَاللَّهِ مَا أَدْرِی کَیْفَ أَصْنَعُ بِهَذِهِ الْکَرَایِیسِ وَقَدْ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ إِذَا ذَهَبَ أَحَدُکُمْ إِلَى الْغَائِطِ أَوْ الْبَوْلِ فَلَا یَسْتَقْبِلْ الْقِبْلَةَ وَلَا یَسْتَدْبِرْهَا

ابوایوب انصاری رضی الله عنه زمانی که در مصر بودند (زمانی که دیدند توالتها بسوی قبله ساخته شده) می فرمودند: من نمی دانم با این توالتها چه کنم ودر حالیکه رسول الله صلى الله علیه وآله وسلم فرموده است : هرگاه کسی از شما برای ادرار ویا مدفوع نمودن رفت نه رخ بسوی قبله نمائید ونه هم بدان سو پشت گردانید.

ترجمه فارسی سنن نسائی با تحقیق آلبانی رحمه الله

بسم الله الرحمن الرحیم  

 

ترجمه فارسی سنن نسائی با تحقیق آلبانی رحمه الله    

نحمده و نصلی علی رسوله الکریم امابعد:

کتابی که در دست مطالعه دارید در حقیقت یکی از مهم ترین کتب حدیثی اهل سنت و جزء شش کتب معروف حدیثی اهل سنت یعنی سنن نسائی می باشد که احادیث آن را امام نسائی رحمه الله جمع آوری و با سندهای خویش روایت نموده است و استاد محمد ناصر الدین آلبانی رحمه الله نیزاحادیث آن را تصحیح و تضعیف نموده و بنده نیز آن را به فارسی برگردانه و ترجمه نموده ام .

بنده اولا الفاظ عربی حدیث را آورده و در ابتداء الفاظ عربی صحیح بودن و ضعیف بودن آن حدیث را با نوشتن لفظ (صحیح) ویا (ضعیف) در داخل پرانتز مشخص می نمایم و سپس بعد از ذکر حدیث ترجمه آن را به فارسی برای شما خوانندگان عزیز ارائه می دهم .

امیدوارم که الله مهربان به امام نسائی که این احادیث را جمع آوری و با سندهایشان روایت نموده اند و به استاد محمد ناصر الدین آلبانی رحمه الله که احادیث این کتاب را تصحیح و تضعیف نموده وبنده که این کتاب ارزشمند حدیثی را ترجمه نموده ام اجر و ثواب عنایت نموده و در روز قیامت جزء اعمال نیک و کردار شایسته ما محسوب ودر ترازوی اعمال ما گذاشته شود و امید وارم که ترجمه این کتاب برای خوانندگان عزیز و گرامی مفید و مثمر ثمر قرار گیرد ودر آخر خواهشم از خوانندگان گرامی این است که اگر در ترجمه کتاب به اشتباهی بر خوردند ما را از آن باخبر نمایند تا که ان شاء الله تعالی آن را اصلاح نماییم و شما نیز از اجر و ثواب بهرمند شوید.  

  

کِتَاب الطَّهَارَةِ

کتاب پاکی

تَأْوِیلُ قَوْلِهِ عَزَّ وَجَلَّ
{ إِذَا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلَاةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَکُمْ وَأَیْدِیَکُمْ إِلَى الْمَرَافِقِ }

تفسیر (این)گفته الله عزوجل: ( هر گاه خواستید برای نماز بلند شوید (ووضونداشتید) پس چهرهایتان و دستهایتان را تا آرنج ها بشوئید...)

1 - (صحیح)عَنْ أَبِی هُرَیْرَةَ أَنَّ النَّبِیَّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ قَالَ إِذَا اسْتَیْقَظَ أَحَدُکُمْ مِنْ نَوْمِهِ فَلَا یَغْمِسْ یَدَهُ فِی وَضُوئِهِ حَتَّى یَغْسِلَهَا ثَلَاثًا فَإِنَّ أَحَدَکُمْ لَا یَدْرِی أَیْنَ بَاتَتْ یَدُهُ

از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند: هرگاه یکی از شماها از خوابش بیدار شد پی دستش را در آبی که برای وضواش ( گذاشته و می خواهد از آن وضو بگیرد) دستش را در آن فرونبردتا اینکه آن را سه بار بشوید زیرا هیچ کدام از شماها نمی داند که دستش شب را کجا گذرانده است .   

بَاب السِّوَاکِ إِذَا قَامَ مِنْ اللَّیْلِ

بحث مسواک زدن هر گاه که فرد در شب (برای عبادت) بلند می شود

2 - (صحیح) عَنْ حُذَیْفَةَ قَالَ کَانَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ إِذَا قَامَ مِنْ اللَّیْلِ یَشُوصُ فَاهُ بِالسِّوَاکِ

حذیفه رضی الله عنه می فرماید: (این عادت) رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم بود که هر گاه از شب برای عبادت بلند می شدند دهانشان را با چوب سواک مالیده مسواک می زدند.  

بَاب کَیْفَ یَسْتَاکُ

بحث اینکه فرد چگونه مسواک می زند

3 - (صحیح)عَنْ أَبِی مُوسَى قَالَ دَخَلْتُ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ وَهُوَ یَسْتَنُّ وَطَرَفُ السِّوَاکِ عَلَى لِسَانِهِ وَهُوَ یَقُولُ عَأْ عَأْ

ازابوموسی رضی الله عنه روایت است که من در حالی بر رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم وارد شدم که ایشان مسواک می زدند و کناره چوب مسواک بر زبانشان بود و ایشان اع اع می کردند.  

بَاب هَلْ یَسْتَاکُ الْإِمَامُ بِحَضْرَةِ رَعِیَّتِهِ

بحث اینکه آیا امام می تواند در حضور رعیتش مسواک بزند؟

4 - (صحیح)عَنْ أَبِی مُوسَى قَالَ أَقْبَلْتُ إِلَى النَّبِیِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ وَمَعِی رَجُلَانِ مِنْ الْأَشْعَرِیِّینَ أَحَدُهُمَا عَنْ یَمِینِی وَالْآخَرُ عَنْ یَسَارِی وَرَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ یَسْتَاکُ فَکِلَاهُمَا سَأَلَ الْعَمَلَ قُلْتُ وَالَّذِی بَعَثَکَ بِالْحَقِّ نَبِیًّا مَا أَطْلَعَانِی عَلَى مَا فِی أَنْفُسِهِمَا وَمَا شَعَرْتُ أَنَّهُمَا یَطْلُبَانِ الْعَمَلَ فَکَأَنِّی أَنْظُرُ إِلَى سِوَاکِهِ تَحْتَ شَفَتِهِ قَلَصَتْ فَقَالَ إِنَّا لَا أَوْ لَنْ نَسْتَعِینَ عَلَى الْعَمَلِ مَنْ أَرَادَهُ وَلَکِنْ اذْهَبْ أَنْتَ فَبَعَثَهُ عَلَى الْیَمَنِ ثُمَّ أَرْدَفَهُ مُعَاذُ بْنُ جَبَلٍ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُمَا

ازابوموسى رضى الله عنه روایت است که من بهمراه دو نفر

دیگراز اشعریها که یکى ازآنها در سمت راست من ودیگرى

در سمت چپ من بود بنزد پیامبر صلى الله علیه وآله وسلم رفتم و

رسول الله صلى الله علیه وسلم (دیدیم که ) مسواک مى زند هر

دو آنها از(رسول الله صلى الله علیه وآله وسلم) در خواست کار نمودند من گفتم سوگند بذاتى که شمارا به حق فرستاده این دومرا از آنچه که در دل داشتند مطلع ننمودند ونه هم متوجه نشدم که این دو مى خواهند در خواست کار نمایند ، واین در حالى بود که من به مسواک ایشان نگاه مى کردم که زیر لب قرار داشته ولبشان را بلند نموده بود .

(ایشان صلى الله علیه وآله وسلم) فرمودند:ما نه (ویا هر گز) کمک نمى گیریم بر کارى از کسى که خودش بخواهد ولى تو(ای ابوموسى) برو.رسول الله صلى الله علیه وآله وسلم ایشان( یعنى ابوموسى رضی الله عنه) رابه یمن فرستادند وسپس بعد از او معاذ بن جبل رضى الله عنه را فرستادند.  

بَاب التَّرْغِیبِ فِی السِّوَاکِ

بحث تشویق در مسواک زدن

5 - (صحیح)عَنْ عَائِشَةَ عَنْ النَّبِیِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ قَالَ السِّوَاکُ مَطْهَرَةٌ لِلْفَمِ مَرْضَاةٌ لِلرَّبِّ

از عایشه رضی الله عنها روایت است که رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند: مسواک ابزاری برای پاک نمودن دهان و وسیله ای برای رضامندی پروردگار است .  

الْإِکْثَارُ فِی السِّوَاکِ

تأکید و سفارش زیاد در باره مسواک

6 - (صحیح)عَنْ أَنَسِ بْنِ مَالِکٍ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ قَدْ أَکْثَرْتُ عَلَیْکُمْ فِی السِّوَاکِ

از انس رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند: من شما را در باره مسواک زدن بسیار تأکید وسفارش نموده ام .

ترجمه و شرح حدیث (47) صحیح بخاری

ترجمه و شرح حدیث (47) صحیح بخاری

 

عَنْ أَبِی هُرَیْرَةَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ قَالَ: «مَنِ اتَّبَعَ جَنَازَةَ مُسْلِمٍ، إِیمَانًا وَاحْتِسَابًا، وَکَانَ مَعَهُ حَتَّى یُصَلَّى عَلَیْهَا وَیَفْرُغَ مِنْ دَفْنِهَا، فَإِنَّهُ یَرْجِعُ مِنَ الأَجْرِ بِقِیرَاطَیْنِ، کُلُّ قِیرَاطٍ مِثْلُ أُحُدٍ، وَمَنْ صَلَّى عَلَیْهَا ثُمَّ رَجَعَ قَبْلَ أَنْ تُدْفَنَ، فَإِنَّهُ یَرْجِعُ بِقِیرَاطٍ» .

 

ترجمه : ابوهریره رضی الله عنه روایت نمودند که رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند: هرکس دنبال جنازه ای برود و در حالی که بدان معتقد بوده و به نیت اجروثواب این کار را انجام دهد و به همراه جنازه باشد تا اینکه بر او نماز خوانده شود و از دفنش فارغ گردد همانا به او دو قیراط از اجر و ثواب برمی گردد و هر قیراطی همانند کوه احد است و هرکس برآن (جنازه) نماز خواند و سپس برگشت پیش از اینکه دفن گردد همانا او با یک قیراط از اجر و ثواب برمی گردد .

 

مسایل و احکام حدیث:


از حدیث بالا احکام زیرگرفته و استنباط می شود :

1 - شرکت در نمازجنازه یک مسلمان شعبه ای از شعبه جات ایمان است .

2 - شرکت در دفن یک مسلمان شعبه ای از شعبه جات ایمان است.

3- شرکت در نمازه جنازه یک مسلمان به اندازه کوه احد اجر و ثواب دارد .

4 - شرکت در دفن یک مسلمان به اندازه کوه احد اجر و ثواب دارد.

5- شرکت در نمازه جنازه و دفن یک مسلمان به اندازه دو کوه احد اجر و ثواب دارد.

6- شرکت درنمازجنازه و دفن یک مسلمان باید برای رضای الله متعال وبه نیت اجر و ثواب باشد نه برای اهداف دیگر ورنه هیچ اجر و ثوابی به فرد نمی رسد.

7- این حدیث بیانگر اهتمام و توجه اسلام به فرد مسلمان بعد از مرگش می باشد و این اجرهای بزرگ را الله متعال در نمازه جنازه و دفن یک مرده قرار داده تا اینکه مسلمانان به مردگان خویش بهتر توجه دهند و در جنازه و دفن آنها با اهتمام کامل و توجه بیشتری شرکت کنند .

 

 

 

ترجمه و شرح حدیث (46) صحیح بخاری

ترجمه و شرح حدیث (46) صحیح بخاری

 

عَنْ طَلْحَةَ بْنَ عُبَیْدِ اللَّهِ قال: جَاءَ رَجُلٌ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ مِنْ أَهْلِ نَجْدٍ ثَائِرَ الرَّأْسِ، یُسْمَعُ دَوِیُّ صَوْتِهِ وَلاَ یُفْقَهُ مَا یَقُولُ، حَتَّى دَنَا، فَإِذَا هُوَ یَسْأَلُ عَنِ الإِسْلاَمِ، فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ: «خَمْسُ صَلَوَاتٍ فِی الیَوْمِ وَاللَّیْلَةِ». فَقَالَ: هَلْ عَلَیَّ غَیْرُهَا؟ قَالَ: «لاَ، إِلَّا أَنْ تَطَوَّعَ». قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ: «وَصِیَامُ رَمَضَانَ». قَالَ: هَلْ عَلَیَّ غَیْرُهُ؟ قَالَ: «لاَ، إِلَّا أَنْ تَطَوَّعَ». قَالَ: وَذَکَرَ لَهُ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ الزَّکَاةَ، قَالَ: هَلْ عَلَیَّ غَیْرُهَا؟ قَالَ: «لاَ، إِلَّا أَنْ تَطَوَّعَ». قَالَ: فَأَدْبَرَ الرَّجُلُ وَهُوَ یَقُولُ: وَاللَّهِ لاَ أَزِیدُ عَلَى هَذَا وَلاَ أَنْقُصُ، قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ: «أَفْلَحَ إِنْ صَدَقَ».

 

ترجمه : طلحه بن عبید الله (رضی الله عنه) فرمودند: مرد ژولیده سری از اهل نجد به نزد رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم آمد (او از دور حرف زده می آمد) که آوازبلند و منتشرشده در هواء شنیده می شد ولی فهمیده نمی شد که چه می گوید تا اینکه نزدیک شد ناگهان ( متوجه شدیم) که او از (ارکان و احکام) اسلام می پرسد، رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم  فرمودند : در شبانه روزی (خواندن) پنج (وقت) نماز (برتو واجب است ،آن مرد) گفت : آیا غیرازاین (پنج وقت) برمن (واجب) است؟ (رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم) فرمودند : نه، مگر اینکه (نماز) نفلی بخوانی. (و سپس) رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند: و روزه گرفتن (ماه) رمضان (بر تو واجب است). (آن مرد) گفت : آیا غیرازآن برمن (واجب) است؟ (رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم) فرمودند : نه، مگر اینکه (روزه) نفلی بگیری . (راوی می گوید) ورسول الله صلی الله علیه و آله وسلم زکات را برایش بیان نمود، (آن مرد) گفت : آیا غیرازآن برمن (واجب) است؟ (رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم) فرمودند : نه، مگر اینکه (صدقه) نفلی بدهی. (راوی) می گوید : سپس آن مرد پشت گرداند و در حالی که او می گفت : سوگند به الله بر این (واجبات چیزی را) نه اضافه می کنم و نه (هم از آنها، چیزی را) کم می کنم ، رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند: (این فرد) کامیاب گشته است اگر راست گفته باشد .

 

مسائل و احکام حدیث

 

مسائل و احکام زیر از حدیث بالا گرفته و استنباط می شود :

 

1 - شبانه روزی پنج وقت نماز فرض است .

2 - نمازهای که در شبانه روز غیراز نمازها پنجگانه خوانده می شوند همه آنها نفل اند .

3 - روزه رمضان فرض است .

4 – تمام روزه های غیر از رمضان نفلی است .

5 - زکات فرض است .

6 - سایر صدقات غیر از زکات نفلی است .

7 - پایبندی به فرایض باعث نجات می گردد گرچه فرد عبادات نفلی انجام ندهد ولی از آنجایی که انسان گه گاهی در فرائض کوتاهی می کند در اسلام نوافل مشروع شده تا جبران کار شده و جای آن کمی ها پرشود .

 

 

 

ترجمه شرح وحدیث (45) صحیح بخاری

ترجمه  شرح وحدیث (45) صحیح بخاری

 

عَنْ عُمَرَ بْنِ الخَطَّابِ، أَنَّ رَجُلًا، مِنَ الیَهُودِ قَالَ لَهُ: یَا أَمِیرَ المُؤْمِنِینَ، آیَةٌ فِی کِتَابِکُمْ تَقْرَءُونَهَا، لَوْ عَلَیْنَا مَعْشَرَ الیَهُودِ نَزَلَتْ، لاَتَّخَذْنَا ذَلِکَ الیَوْمَ عِیدًا. قَالَ: أَیُّ آیَةٍ؟ قَالَ: {الیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَرَضِیتُ لَکُمُ الإِسْلاَمَ دِینًا} [المائدة: 3] قَالَ عُمَرُ: «قَدْ عَرَفْنَا ذَلِکَ الیَوْمَ، وَالمَکَانَ الَّذِی نَزَلَتْ فِیهِ عَلَى النَّبِیِّ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ، وَهُوَ قَائِمٌ بِعَرَفَةَ یَوْمَ جُمُعَةٍ».


ترجمه : عمربن خطاب رضی الله عنه فرمودند: مردی از یهود به ایشان گفت : ای رهبر مسلمانان شما یک آیه ای در کتابتان می خوانید که اگر برما گروه یهود نازل می شد روز نزول آن را عید و جشن می گرفتیم (عمر رضی الله عنه) گفت : کدام آیه (مد نظر تواست) ؟ (آن مرد یهودی) گفت : {الیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَرَضِیتُ لَکُمُ الإِسْلاَمَ دِینًا} یعنی : امروز دینتان را برایتان کامل نموده و نعمتم را بر شما تمام نموده و راضی گشتم تا اسلام دینتان باد .

عمر(رضی الله عنه) فرمودند: ما آن روزی (که این آیه نازل شده است) را می دانیم و همچنین (از) مکانی که این آیه برپیامبر صلی الله علیه و آله وسلم نازل گشته (باخبریم، این آیه زمانی بر رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم نازل گشت) که ایشان (درحجه الوداع) درروز جمعه در عرفات ایستاده بودند.

 

مسایل و احکام حدیث:


از حدیث بالا مسایل و احکام زیربرداشت می شود :

1 -  امیرالمؤمنین عمربن خطاب رضی الله عنه فرد متین و نرمی بودند که حتی غیر مسلمانان نیز براحتی می توانستند با ایشان ملاقات و گفتگو داشته باشند .

2- قوم یهود بجای عمل به کتب الهی بیشتر به جشن و مراسم گرفت برای آنها علاقه داشتند .

3- دین اسلام یک دین کاملی است و پاسخ گوی تمام مسایل و احکام مورد نیاز بشریت است .

4- آیه {الیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَرَضِیتُ لَکُمُ الإِسْلاَمَ دِینًا} در روز جمعه زمانی که رسول الله در حجه الوداع در عرفات ایستاده بودند برایشان نازل شده است .

5- اینکه عمر(رضی الله عنه) فرمودند: ما آن روزی که این آیه نازل شده است را می دانیم و همچنین از مکانی که این آیه برپیامبر صلی الله علیه و آله وسلم نازل گشته باخبریم، هدف عمر رضی الله عنه این است که ما این دو روز را مسلمانان به نوع عید و جشن می داریم روز جمعه عید هفته ای ما مسلمانان است و روز عرفات یک نوع جشن برای حجاج ماست، لذا ما این دو روز را جشن داریم .

6- این حدیث بیانگر این است که عمر رضی الله عنه نسبت به دین و قرآن آگاهی و توجه زیادی داشتند که زمان و مکان نزول این آیه قرآنی را می دانستند.

 

ترجمه و شرح حدیث (44) صحیح بخاری

ترجمه و شرح حدیث (44) صحیح بخاری

 

عَنْ أَنَسٍ، عَنِ النَّبِیِّ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ قَالَ: یَخْرُجُ مِنَ النَّارِ مَنْ قَالَ لاَ إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ، وَفِی قَلْبِهِ وَزْنُ شَعِیرَةٍ مِنْ خَیْرٍ، وَیَخْرُجُ مِنَ النَّارِ مَنْ قَالَ لاَ إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ، وَفِی قَلْبِهِ وَزْنُ بُرَّةٍ مِنْ خَیْرٍ، وَیَخْرُجُ مِنَ النَّارِ مَنْ قَالَ لاَ إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ، وَفِی قَلْبِهِ وَزْنُ ذَرَّةٍ مِنْ خَیْرٍ .

 

ترجمه : انس رضی الله عنه روایت نمودند که پیامبرصلی الله علیه و آله وسلم فرمودند: از آتش (جهنم) بیرون خواهند شد هرکسی که لا اله الا الله گفته و در دلش به اندازه وزن یک دانه جویی از خیر(و ایمان) باشد، واز آتش (جهنم) بیرون خواهند شد هرکسی که لا اله الا الله گفته و در دلش به اندازه وزن یک دانه گندم از خیر(و ایمان) باشد، از آتش (جهنم) بیرون خواهند شد هرکسی که لا اله الا الله گفته و در دلش به اندازه وزن یک مورچه کوچک (یا ذرّه ای) از خیر(و ایمان) باشد.

 


مسایل و احکام حدیث

 

1 - برخی ازمسلمانان گنه کاربه طور موقّت به جهنم خواهند رفت.

2 - ایمانهای مسلمانان همه در یک سطح نیستند .

3 - ایمانهای مسلمانان اضافه و کم می شوند .

4- هیچ فردی که حتی یک ذرّه ایمان هم داشته باشد هرگز تا به آخر در جهنم نخواهند ماند .

5- برخی از مسلمانان که بنا برگناهان به جهنم رفته اند روزی از جهنم نجات خواهند یافت .

ترجمه و شرح حدیث (43) صحیح بخاری

ترجمه و شرح حدیث (43) صحیح بخاری

 

عَنْ عَائِشَةَ، أَنَّ النَّبِیَّ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ دَخَلَ عَلَیْهَا وَعِنْدَهَا امْرَأَةٌ، قَالَ: «مَنْ هَذِهِ؟» قَالَتْ: فُلاَنَةُ، تَذْکُرُ مِنْ صَلاَتِهَا، قَالَ: «مَهْ، عَلَیْکُمْ بِمَا تُطِیقُونَ، فَوَاللَّهِ لاَ یَمَلُّ اللَّهُ حَتَّى تَمَلُّوا» وَکَانَ أَحَبَّ الدِّینِ إِلَیْهِ مَادَامَ عَلَیْهِ صَاحِبُهُ.

 

ترجمه : عایشه رضی الله عنها فرمودند: پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم در حالی بر ایشان وارد شدند که زنی به نزد ایشان (نشسته) بودند ، (رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم) فرمودند : این (زن) کیست؟ (عایشه رضی الله عنها) فرمودند: (این) فلان (زنی) است که از (زیادی) نمازش یاد (وگفتگو) می شود، (رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم) فرمودند: بس کن؛ برشماست که همان قدر از اعمال را که توانایی (انجام آنها را بصورت دائمی) دارید، انجام دهید. سوگند به الله که الله (از دادن اجر و ثواب) خسته نمی شود تا اینکه شما (از انجام اعمال) خسته شوید، و(عایشه رضی الله عنها فرمودند) محبوب ترین (و پسندیده ترین) طاعت وعبادت در نزد رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم آن بود که صاحبش برآن مداومت نماید .

 

مسایل و احکام حدیث

 

از حدیث مذکور مسایل و احکام زیر فهمیده می شود :

1 - برای زنان مجاز است که به دیدار بینی یکدیگر بروند .

2- انجام نمازهای نفلی و یا سایر عبادتهای نفلی نباید به مرحله افراط گری برسد .

3- یک مسلمان باید همان قدر از اعمال نفلی را که توانایی انجام آنها را بصورت دائمی دارید، انجام دهید.

4- درزمان بیان مسایل برای تأکید مطلب به الله سوگند یاد کردن مجاز است .

5- الله متعال از دادن اجر و ثواب خسته نمی شود تا اینکه انسان از انجام اعمال خسته نشود.

6- محبوب ترین و پسندیده ترین طاعت وعبادت در نزد رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم آن بود که صاحبش برآن مداومت نماید .

7- افراط و زیاد روی در انجام عبادتهای نفلی منکراست که رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم از آن ممانعت نموده است .

8- نهی از منکر باید با نرم ترین و حکیمانه ترین و مناسب ترین وقت صورت گیرد.

 

ترجمه و شرح حدیث (42) صحیح بخاری

ترجمه و شرح حدیث (42) صحیح بخاری


 

عَنْ أَبِی هُرَیْرَةَ، قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ: " إِذَا أَحْسَنَ أَحَدُکُمْ إِسْلاَمَهُ: فَکُلُّ حَسَنَةٍ یَعْمَلُهَا تُکْتَبُ لَهُ بِعَشْرِ أَمْثَالِهَا إِلَى سَبْعِ مِائَةِ ضِعْفٍ، وَکُلُّ سَیِّئَةٍ یَعْمَلُهَا تُکْتَبُ لَهُ بِمِثْلِهَا "


ترجمه : ابوهریره روایت نمودند که رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند: آنگاه که یکی از شما اسلامش را نیک (و واقعی) می گرداند: پس به هر نیکی که انجامش می دهد برایش ده برابرتا هفتصد برابرآن اجر و ثواب نوشته می شود، و هربد وگناهی را که انجامش می دهد برایش یک برابرش نوشته می شود .



مسایل و احکام حدیث:


1 - اسلام فرد اگر واقعی باشد در نزد الله متعال اعتبار دارد .

2 - اسلام ظاهری در نزد الله متعال هیچ اعتباری ندارد .

3- نسبت به اعمال نیک از ده برابر تا هفتصد برابراجر و ثواب داده می شود .

4 - هرگناهی فقط یک گناه نوشته می شود .

5- این حدیث بیانگر لطف و احسان الله متعال به مسلمانان است .

تفسیرآسان آیه (127) سوره بقره

ترجمه آیه (127) سوره بقره

 

 وَإِذْ یَرْفَعُ إِبْرَاهِیمُ الْقَوَاعِدَ مِنْ الْبَیْتِ وَإِسْمَاعِیلُ رَبَّنَا تَقَبَّلْ مِنَّا إِنَّکَ أَنْتَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ (127)


ترجمه : و یاد آورید زمانی را که ابراهیم و اسماعیل دیوارهای خانه (کعبه) را بلند می نمود (و هر دو می گفتند) پروردگار ما (این عمل ما) را از ما بپذیر همانا فقط تو بسیار شنوا و بی نهایت دانا هستی .

 

تفسیرآسان آیه (127) سوره بقره

 

(وَإِذْ یَرْفَعُ إِبْرَاهِیمُ الْقَوَاعِدَ مِنْ الْبَیْتِ وَإِسْمَاعِیلُ) مراد از (اَلْبَیْت) در این آیه خانه کعبه شریفه می باشد، ابراهیم و اسماعیل علیهما السلام به دستور الله متعال این خانه را تجدید بنا نمودند تا مرکزی باشد برای مسلمانان دنیا تا روزقیامت و پایان این دنیای فانی ، و کعبه مشرفه مکان مبارکی است که بدون آن حج که یکی از ارکان اسلام است انجام نمی پذیرد، و این مکان مبارک جای است که هر سال میلیون ها مسلمان ازگوشه و کنار این کره خاکی برای ادای حج و عمره به آنجا سفر نموده و با ادای این دو حکم اسلامی خودشان را از گناهان پاک می کنند .

(رَبَّنَا تَقَبَّلْ مِنَّا) انجام عبادت یک مسأله است و پذیرش آن توسط الله متعال مسأله ای دیگر، لذا این دعای ابراهیم و اسماعیل علیهما السلام برای هر مسلمانی درس بسیار مهمی است که بعد از انجام هرعبادت و کار نیکی از الله متعال بخواهد تا که این عملش را مورد قبولیت درگاه احدیت خویش قرار دهد زیرا اگر هزاران عمل نیک هم انجام شود ولی بنا بر علتی مورد قبول الله متعال قرار نگیرد آن عمل نیک و عبادت به هدر رفته و بی فایده است.

نکته مهم دیگری در دعای قبولیت بعد از انجام عبادت این است تا اینکه اگر در آن عبادت و کار نیک نقصی داشته و ای چه بسا باعث عدم قبولیت آن عبادت و کار نیک شود، لذا از الله متعال خواسته که یا الله مهربان اگر در این عبادت و کار نیکی که انجام داده ام نقصی هم وجود دارد تو ای الله مهربان با لطف و کرم خویش این عمل ناقص مرا پذیرفته و مرا از اجر و ثواب محروم نگردان، با این طریق گویا دوباره الله متعال را عبادت نموده زیرا (دعا) خودش بگفته رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم عبادت است و هم برای پذیرش عبادت قبلی از الله متعال درخواست پذیرش نموده است.

(إِنَّکَ أَنْتَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ) در این قسمت از آیه دو صفت از صفات الله متعال ذکر شده است یک (السَّمِیعُ) و دو (الْعَلِیمُ).

(السَّمِیعُ) ذات بسیار شنوا، ذاتی که همه چیزرا خوب می شنود، اگر یک مسلمان به این صفت الله متعال خوب معتقد باشد او از دروغ گفتن، تهمت زدن، غیبت کردن، ناسزا گفتن به دیگران و هر حرف نامناسب و ناشایستی پرهیزنموده و همیشه کوشش خواهد نمود تا جز ذکر الله و حق از زبانش بیرون نشود ؛زیرا او معتقد است که ذاتی وجود دارد که همیشه و در همجا و در هر حالت سخنان او را می شنود و یک روزی با این ذات ملاقات خواهد نمود وآن وقت است که باید پاسخگوی سخنانش باشد لذا او همیشه از سخنان خلاف شرع پرهیز و همیشه به ذکر و بیان مطالب موافق با شریعت لب می گشاید .

نکته دیگر اینکه الله متعال از غیبت، تهمت و هر سخن خلاف شرعی را که می شنود ناراحت می شود و از شنیدن ذکر و بیان حقایق و سخنان شرعی خوشحال می گردد و یک مسلمان نباید کاری را بکند که باعث ناراحتی الله متعال گردد بلکه باید همیشه تلاش و کوشش نماید تا پروردگار محبوبش از او راضی و خشنود گردد .

(الْعَلِیمُ) یعنی ذات بی نهایت دانا ، تو ای مسلمان وقتی که باید عقیده داشته باشی که الله متعال ذاتی است که از ظاهر و باطن تو کاملا و حتی از خود تو نیز با خبر ترو آگاه تراست و تو نمی توانی چیزی را از او مخفی بدارِ، زیرا او به هر چیز و هر کس از همه داناتر و آگاه تراست، پس تو ای برادر و خواهر دینی من مواظب خودت باش، کاری را انجام نده که فردای قیامت وقتی که در حضور الله متعال ایستاده شوی و لیست گناهانی را که در دنیا انجام داده ای در جلویت گذاشته شود و آن وقت الله متعال از تو بپرسد که چرا این گناهان و نافرمانی را کرده ای ؟ آن وقت چه خواهی گفت ؟! آن وقت جزافسوس برایت چیز دیگری خواهدبود؟ پس خوب فکر کن و این مطلب را خوب در ذهنت جاگزین کن که الله متعال ذاتی است بسیار آگاه که از ظاهر و باطن تو و حتی از خودت و هرکس دیگری بهتر با خبرآگاه است و نمی شود از او چیزی را مخفی داشت .

تفسیر آسان آیه (126) سوره بقره

ترجمه آیه (126) سوره بقره

 

وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِیمُ رَبِّ اجْعَلْ هَذَا بَلَداً آمِناً وَارْزُقْ أَهْلَهُ مِنْ الثَّمَرَاتِ مَنْ آمَنَ مِنْهُمْ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الآخِرِ قَالَ وَمَنْ کَفَرَ فَأُمَتِّعُهُ قَلِیلاً ثُمَّ أَضْطَرُّهُ إِلَى عَذَابِ النَّارِ وَبِئْسَ الْمَصِیرُ .


ترجمه : و یاد بیاورزمانی را که ابراهیم گفت : پروردگار(من) این جا را شهر امن و آرامش قرارده، واز اهلش هر آن کس که به الله و روز آخرت ایمان آورد از میوه جات (و سایربرکات و خیرات) روزی عنایت فرما، (الله متعال) فرمودند: و هرکس را که کفر ورزد (نیزاز امکانات داده شده) اندکی بهرمند خواهم گرداند وسپس اورابه ناچاربسوی آتش (جهنم) خواهم کشاند و بد سرانجامی است .

 

تفسیر آسان آیه (126) سوره بقره

 

(وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِیمُ) مراد از ابراهیم در این آیه؛ ابراهیم علیه السلام است که پدر پیامبران و یکی از بزرگ تر پیامبران الهی است و پیامبربزرگوار اسلام محمد صلی الله علیه و آله وسلم نیزاز نسل ایشان می باشند .

 

(رَبِّ اجْعَلْ هَذَا بَلَداً آمِناً) مراد از (بلد) در این آیه شهر مکه مکرمه می باشد که ابراهیم علیه السلام از الله متعال خواسته که آن را شهر امن و آرامش قرار دهد و الله متعال این دعای ابراهیم علیه السلام را قبول نموده است، وتا به حال امن ترین شهر در دنیا مکه مکرمه می باشد .

آری بعد از ایمان و تندرستی امنیت و آرامش از بزرگ ترین نعمات الهی است و ابراهیم علیه السلام آن را برای ساکنان مکه مکرمه از الله متعال خواسته است ، و این درسی بسیار مهمی است برای تمام داعیان و حکام جهان اسلام که باید امنیت و آرامش را برای جهان اسلام خواهان باشند و در این راستا از هیچ کوشش و تلاشی دریغ نکنند و همیشه در این تلاش باشند که جلوی اسباب و افرادی که باعث از بین بردن امنیت و آرامش جوامع اسلامی می شوند با حکمت گرفته شود.

 

(وَارْزُقْ أَهْلَهُ مِنْ الثَّمَرَاتِ مَنْ آمَنَ مِنْهُمْ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الآخِرِ) دراین قسمت آیه دعای دوم ابراهیم علیه السلام ذکر شده است و آن اینکه الله متعال به افرادی که ایمان به الله وروز قیامت دارند از نعمات میوه جات و سایر خیرات و برکات بهرمند نماید ، الله متعال این دعای ابراهیم علیه السلام را نیز قبول نموده است و تا بحال نیز این گونه است که اهل آنجا از بهترین میوجات و نعمات و برکات دنیا بهرمند اند.

آری در این دعای ابراهیم علیه السلام این مطلب مهم نهفته است که روزی و مخارج زندگی از مهم ترین چیزهایی است که انسانها با آن سرو کار دارند و برای بقای زندگی خویش بدان نیازمند اند ، لذا این دعای ابراهیم علیه السلام باید برای داعیان دین و سران کشورهای اسلامی الگو باشد، وهمیشه در راستای تأمین مخارج و روزی و معیشت مردم در تلاش باشند زیرا مرفه بودن زندگی افراد در تأمین امنیت نقش بسزای دارد و جلوی بسیاری از خلاف ها و ناامنیتی ها از قبیل سرقت و قتل ووو را می گیرد، زیرا جامعه گرسنه نه دین سالم دارد و نه امنیت کامل  .

 

(قَالَ وَمَنْ کَفَرَ فَأُمَتِّعُهُ قَلِیلاً) ابراهیم علیه السلام برای کفار دعا نمی کند زیرا کفار ناشکرانی اند که نمک را خورده و نمکدان را شسکته اند و غذای صاحب خانه را خورده و به صاحب خانه اهانت نموده اند چنین افرادی مستحق دعای خیر نیستند وبلکه برعکس مستحق بد دعایی اند ولی از آنجای که رحمت الهی در این دنیا شامل حال هر چیز و هر کس می گردد، الله متعال بعد از دعای ابراهیم علیه السلام خطاب به ایشان گفته اند که به اهل ایمان که خواهم داد ولی کفار را نیز از نعمات و میوه جات اندکی بهرمند خواهم نمود.

 

(ثُمَّ أَضْطَرُّهُ إِلَى عَذَابِ النَّارِ) در این قسمت از آیه الله متعال به یک نکته مهم اشاره نموده و آن اینکه نعماتی را که الله متعال به کفار می دهد بخاطر این نیست که آنها را دوست می دارد بلکه بخاطر لطف و مرحمت خویش است ولی این نعمت ها باعث نجات آنها از عذاب الهی نخواهند شد، بلکه این کفارروز به دام عذاب الهی گرفتار خواهند شدند وبه آتش سوزان جهنم خواهند سوختند و این سزای هر ناشکر است .

(وَبِئْسَ الْمَصِیرُ) سرانجام کفار رفتن به آتش سوزان جهنم است وآتش جهنم بدجایگاهی است زیرا در آنجا سوختن و عذاب دیدن است و بدترین نوع عذاب سوختن است و آن هم سوختن با آتشی که بگفته پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم هفتاد برابرازآتش دنیا داغ تر و سوزان تر است و آن هم سوختنی که پایانی نخواهد داشت و بصورت همیشه ای ادامه خواهد داشت .

تفسیر آسان آیه (125) سوره بقره

ترجمه آیه (125) سوره بقره

 

 وَإِذْ جَعَلْنَا الْبَیْتَ مَثَابَةً لِلنَّاسِ وَأَمْناً وَاتَّخِذُوا مِنْ مَقَامِ إِبْرَاهِیمَ مُصَلًّى وَعَهِدْنَا إِلَى إِبْرَاهِیمَ وَإِسْمَاعِیلَ أَنْ طَهِّرَا بَیْتِی لِلطَّائِفِینَ وَالْعَاکِفِینَ وَالرُّکَّعِ السُّجُودِ (125)


ترجمه : وبیاد بیاورید زمانی را که ما خانه (کعبه) را مکان بازگشت (برای بدست آوردن اجر و ثواب) و محل امن و آرامشی برای مردم قرارداده ایم و از مقام ابراهیم نمازگاهی برای خویش بگیرید و ما به ابراهیم و اسماعیل عهد بستیم که شما این خانه مرا برای طواف کنندگان و اعتکاف کنندگان و رکوع کنند گان و سجده کنندگان پاک بگردانید .

 

تفسیر آسان آیه (125) سوره بقره



(وَإِذْ جَعَلْنَا الْبَیْتَ مَثَابَةً لِلنَّاسِ وَأَمْناً) در این قسمت آیه دوامتیاز بزرگ و خصوصیت مهم برای کعبه بیان شده است که برای هیچ جای دیگر از این کره ارضی نیست :

1 - کعبه محل رفت و آمد مردم اند و این رفت و بازگشتها برای انجام حج و عمره و بدست آوردن اجر و ثواب است .

2 - کعبه و حرم الهی محل امن و آرامشی است برای مردم است و حتی در دوران جاهلیت که عموم عربها در آرامش و امنیت نبودند اهل مکه به احترام کعبه و حرم الهی در امن و آرامش بسر می بردند .

 

(وَاتَّخِذُوا مِنْ مَقَامِ إِبْرَاهِیمَ مُصَلًّى) مقام ابراهیم همان سنگی است که ابراهیم علیه السلام در زمان ساخت کعبه بر او ایستاده و کعبه را می ساختند و بعد از اتمام ساخته کعبه آن را در کناره کعبه گذاشته اند ، والله متعال به ما مسلمانان دستور داده که در آنجا نماز بخوانیم و با این طریق به یاد خدمات ابراهیم علیه السلام افتاده و ایشان را برای خود الگو گرفته و در کارهای شرعی همانند ایشان پیشگام باشیم .

آری بعد از اتمام طواف دو رکعت در نزد مقام ابراهیم (علیه السلام) خواندن سنّت است ولی اگربنا بر ازدحام درآنجا نشد در هر جای دیگری از مسجد الحرام خواندن این دو رکعت مجاز است و اگر بنا بر عذری نتوانست این دو رکعت را در حرم انجام دهد خواندن این دو رکعت در بیرون حرم از برخی ازصحابه رضی الله عنهم ثابت است .

در اینجا مناسب است به یک نکته مهم اشاره کنم و آن اینکه ابن کثیر رحمه الله در تفسیر این آیه مطلبی را بیان نموده اند که بنده بطور مختصر آن را در اینجا بیان می نمایم:

 سنگ مقام ابراهیم در اول چسپیده به دیواره کعبه بوده وبر زمین درمکانی درمیان درب کعبه وحجر الاسود گذاشته شده بوده است و بهمین خاطر الله متعال دستور دادند که بعد از طواف پشت مقام ابراهیم نماز بخوانند، ولی بعدها عمر بن خطاب رضی الله عنه مکان آن را تغییر داده و در جای کنونی قرار داده اند .

 

(وَعَهِدْنَا إِلَى إِبْرَاهِیمَ وَإِسْمَاعِیلَ أَنْ طَهِّرَا بَیْتِی لِلطَّائِفِینَ وَالْعَاکِفِینَ وَالرُّکَّعِ السُّجُودِ) در این قسمت از آیه الله متعال بیان داشته اند که به ابراهیم و اسماعیل دستور داده و از آنان عهد و پیمان گرفته اند که خانه الله متعال را که همان کعبه مکرمه باشد را برای طواف کنندگان ، اعتکاف کنندگان و رکوع و سجده کنندگان ازپلیدی های ظاهری و معنوی پاک گردانند زیرا هر یک از طواف، اعتکاف و نماز که در آن رکوع و سجده وجود دارد عبادت اند و عبادت باید در مکانی انجام گیرد که از نظر ظاهری و معنوی پاک باشد .