۩۩۩ قـــرآن و سنّت زنــــده بــــاد ۩۩۩

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَا تَوَلَّوْا عَنْهُ وَأَنْتُمْ تَسْمَعُونَ (20) (سوره انفال)

۩۩۩ قـــرآن و سنّت زنــــده بــــاد ۩۩۩

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَا تَوَلَّوْا عَنْهُ وَأَنْتُمْ تَسْمَعُونَ (20) (سوره انفال)

تفسیر آسان آیه (129) سوره بقره

ترجمه آیه (129) سوره بقره

 

رَبَّنَا وَابْعَثْ فِیهِمْ رَسُولاً مِنْهُمْ یَتْلُو عَلَیْهِمْ آیَاتِکَ وَیُعَلِّمُهُمْ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَةَ وَیُزَکِّیهِمْ إِنَّکَ أَنْتَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ (129)

 

ترجمه : (وای) پروردگار ما! در میان آنها پیامبری را از خودشان برانگیز تا اینکه برآنها تلاوت نماید آیات ترا و به آنها کتاب و حکمت بیاموزد و آن را (از شرک و خرافات) پاکیزه نماید همانا فقط توئی که بی نهایت با عزت و توانا و بی نهایت با حکمتی .

 

تفسیر آسان آیه (129) سوره بقره

 

(رَبَّنَا وَابْعَثْ فِیهِمْ رَسُولاً مِنْهُمْ) مراد از (رَسُولاً) در این آیه محمد صلی الله علیه و آله وسلم می باشد، الله متعال این دعای ابراهیم و اسماعیل علیهما السلام را قبول نموده و محمد صلی الله علیه و آله وسلم را بعنوان آخرین پیامبر الهی فرستادند، بهمین خاطر است که رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند : من دعای پدرم ابراهیم (علیه السلام) هستم .

(یَتْلُو عَلَیْهِمْ آیَاتِکَ وَیُعَلِّمُهُمْ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَةَ وَیُزَکِّیهِمْ) در این قسمت از دعای ابراهیم و اسماعیل علیهما السلام در این آیه سه وظیفه برای رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم بیان شده است:

1 - (یَتْلُو عَلَیْهِمْ آیَاتِکَ) خواندن آیات الهی و تلاوت قرآن بر مردم یکی از وظایف رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم بوده که بنحو احسن انجام داده اند وبعد از رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم وظیفه هر عالم و داعی دین است که قرآن را بر مردم تلاوت کند و آنان را روش خواندن و تلاوت قرآن بیاموزد که متأسفانه در این بُعد بسیار کوتاهی صورت می گیرد و به همین خاطر است که بسیاری از مسلمانان تلاوت وخواندن قرآن را نمی دانند و آگاهی از تلاوت قرآن و روخوانی آن ندارند تا جایی که بسیاری از مسلمانان نماز گزارحتی خواندن سوره فاتحه ای که بدون آن نماز صحیح نمی گردد را خوب نمی دانند .

2 - (وَیُعَلِّمُهُمْ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَةَ) وظیفه دوّم رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم که در اینجا بیان شده است تعلیم و آموزش دادن (کتاب و حکمت) است مراد از (کتاب) قرآن است و تعلیم کتاب شامل تعلیم تلاوت و تعلیم ترجمه و تفسیر قرآن می گردد لذا رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم بعد از یاد دادن تلاوت به یاران خویش به تفسیر و توضیح آن می پرداختند و بدین طریق کتاب الهی را به آنان می آموختند و این وظیفه  بعد از رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم بعهده علما و داعیان دین و هر مسلمانی توانا است که بحد توان به مردم خواندن قرآن و ترجمه و تفسیر قرآن یاد بدهند ولی باید گفت که متأسفانه ما مسلمانان به کتاب الهی قرآن مجید بسیار کم توجه می دهیم و هرگز حقوق چهارگانه آن را که باید رعایت کنیم رعایت نمی کنیم و ای برادر و خواهر گرامی آیا می دانی که حقوق چهارگانه قرآن چیست ؟ اگر نمی دانی بدان که قرآن چهار حق بر هر مسلمانی دارد که باید آنها را رعایت کند ورنه در قیامت قرآن از ما شکایت خواهد نمود و آن حقوق از قرار زیر است :

 (1)  یادگیری روخوانی و تلاوت قرآن مجید .

 (2)  یادگیری ترجمه و تفسیر قرآن شریف .

 (3) عمل نمودن به دستورات و احکام قرآن کریم .

 (4)  دعوت دادن مردم به سوی قرآن و احکام قرآن مجید .

مراد از (حکمت) در این آیه سنّت رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم می باشد، سنّت رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم در حقیقت وحی الهی و تفسیرقرآن مجید است ، رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم تمام احکام مجمل و نیاز به توضیح را با گفتار و کردار خویش توضیح داده و بیان نموده اند، و این را باید هر مسلمان خوب بداند که بدون سنّت و احادیث رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم هر گز نمی توان قرآن را فهمید و هرگز نمی تواند به اسلام عمل نمود، بهمین خاطر است که الله متعال در آیات متعددی در قرآن مجید به ما دستور می دهند که از رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم اطاعت و پیروی کنیم و هر گز نافرمانی نکنیم و ایشان الگوی خود مان قرار دهیم .

3 - (وَیُزَکِّیهِمْ) وظیفه سوّمی که در این آیه برای رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم ذکر شده است ، تزکیه و پاک نمودن مردم (از شرک، خرافات و اخلاق و عادات ناپسند) است، و رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم این وظیفه خویش را به نحو احسن انجام داده و از ملتی بی فرهنگ ، بی سواد ،مشرک، خرافاتی وبداخلاق یک ملت یکتا پرست، متمدن  وباسوادی که از خرافات و اخلاق ناپسند کاملا بدور شده بودند ساختند، امروزه  این وظیفه هر عالم و داعی دین و مسلمان تواناست که در راستای تزکیه افکار، عقاید، و اعمال مردم کوشا باشد تا یک جامعه یکتاپرست بدون خرافات که دارای اخلاق والای اسلامی باشند بوجود آورند .

(إِنَّکَ أَنْتَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ) ابراهیم و اسماعیل علیهما السلام در آخر دعایشان معبود به حقشان را مورد خطاب قرار داده گفتند (إِنَّکَ أَنْتَ..) همانا فقط توئی....و از لذت خطاب قرار دادند پروردگار محبوبشان لذت برده، و سپس دو صفت از صفات مناسب با دعای خویش برای پروردگار محبوب خویش ذکر نموده و به نوعی به نامها و صفات مبارکه الله متعال متوسل شده و بدین طریق از او تعریف و تمجید نمودند .

نکته قابل توجه در اینجا این است که بعد از هر دعایی ابراهیم و اسماعیل علیهما السلام صفاتی از صفات الله متعال که مناسب با دعای آنان است ذکر می نمایند و بدین طریق به نام های مبارکه متوسل شده و در پایان دعا از پروردگار خویش تعریف و تمجید می نمایند ، لذا هر مسلمانی باید این نکته را در دعاهایش رعایت نموده و بعد از هر دعایی به اسماء و صفات الهی متوسل شده و با ذکر نامها و صفات مبارک و زیبای الهی دعایش را مزین ونموده و با این روش نیک و زیبا دعایش را به پایان برساند .

دو نام و صفاتی که ابراهیم و اسماعیل علیهما السلام در پایان این دعایشان ذکر نموده و با آنها دعایشان را مزین و آراسته نمودند دو نام زیبای (اَلْعَزِیز) و (اَلْحَکِیمُ) می باشد .

(اَلْعَزِیز) یعنی : ذات باعزتی که کسی توان عاجز ساختن او را نداشته و او بر هر چیزی قادر و تواناست. آری هرکسی که بداند که پروردگار او باعزت ترین و قدرت مندترین ذات است و کسی توان عاجز و ناتوان ساختنش را ندارد آن وقت است که فرد فقط بر پروردگارش اعتماد نموده و در هر نیاز و مشکلی به نزد او رفته و از او خواسته که مشکلش را حل کند زیرا هیچ کار و هیچ کسی نمی تواند او را عاجز گرداند بلکه همه چیز و همه کس در مقابل او عاجز و ناتوان خواهند ماند.

(اَلْحَکِیمُ) یعنی ذات بی نهایت با حکمت، یعنی ذاتی که گفتارو کردارش همه و همه دارای حکمت اند و هر چیز را با کمال عدل و انصاف در جای مناسبش می گذارد، و هرفردی که بدین صفت الله متعال معتقد باشد هرگزدر اتفاقات تقدیری که برای خودش و یا دیگران می افتد ، اعتراض نمی کند زیرا می دانند که آن اتفاق به دستور الله متعال افتاده و او این کار و اتفاق را با کمال حکمتی که همراه با عدالت است انجام داده است، در این حالت است که مشکلات و اتفاقات دنیوی برای انسان آسان گشته و انسان راحت تر می تواند زندگی کند و کم تر دچار افسردگی و پریشانی و ناشکری می گردد .

تفسیرآسان آیه (128) سوره بقره

ترجمه آیه (128) سوره بقره

                      

رَبَّنَا وَاجْعَلْنَا مُسْلِمَیْنِ لَکَ وَمِنْ ذُرِّیَّتِنَا أُمَّةً مُسْلِمَةً لَکَ وَأَرِنَا مَنَاسِکَنَا وَتُبْ عَلَیْنَا إِنَّکَ أَنْتَ التَّوَّابُ الرَّحِیمُ (128)

 

ترجمه : و(ای) پروردگار ما! ما دوتا را فرمانبردارخودت بگردان واز زریه و نسل ما (نیز) یک ملت فرمانبرداربرای خویش (پدید آور) و به ما روش عبادت و بجا آوری اعمال حج ما را بیاموز و توبه ما را به پذیر زیرا فقط تو بسیار توبه پذیر و بی نهایت مهربانی.


 

تفسیرآسان آیه (128) سوره بقره


(رَبَّنَا وَاجْعَلْنَا مُسْلِمَیْنِ لَکَ وَمِنْ ذُرِّیَّتِنَا أُمَّةً مُسْلِمَةً لَکَ وَأَرِنَا مَنَاسِکَنَا وَتُبْ عَلَیْنَا إِنَّکَ أَنْتَ التَّوَّابُ الرَّحِیمُ) در این آیه الله متعال چهار دعای دیگر از دعاهای ابراهیم و اسماعیل علیهما السلام را بیان نموده است که تفصیل آنها از قرار زیر می باشد:

1 - (رَبَّنَا وَاجْعَلْنَا مُسْلِمَیْنِ لَکَ) یعنی ای پروردگار ما! ما دوتا (ابراهیم و اسماعیل) را از فرمانبرداران و تسلیم شوندگان خودت قرار بده (و در این راه ثبات و پایداری عنایت نما)، آری تسلیم شدن در مقابل فرامین و دستورات الله متعال و پذیرفتن آنها بدون هیچ اعتراض و بدون هیچ چون و چرائی؛ اصلی ترین و بنیادی ترین قانون تمام ادیان الهی است ، زیرا (اسلام) یعنی بدون هیچ اعتراض و با پذیرش کامل دستورات الله متعال؛ در مقابل الله منان تسلیم شدن است ، ابراهیم و اسماعیل از الله متعال می خواهند که آنان را طوری کمک نموده و توفیق دهد که همیشه در مقابل فرامین الله متعال تسلیم بوده و فرمانبرداری کنند، یک مسلمان واقعی کسی است که در مقابل دستورات الله متعال و رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم تسلیم بوده و بدون هیچ اعتراضی و با اطمینان کامل و دلی سرشار از محبت به الله و رسول از دستوراتشان فرمانبرداری کند همان گونه که ابراهیم و اسماعیل علیهما السلام از الله متعال خواستند تا آنها فرمانبردار و تسلیم شوندگان خویش قرار دهد .

نکته دیگر اینکه یک مسلمان در حالی که کوشش می کند که تسلیم و فرمانبرداردستورات و فرامین الله و رسولش باشد باید تؤام با آن همیشه دعا کند واز الله متعال بخواهد که به او توفیق تسلیم شدن و فرمانبردار گشتن را عنایت فرماید، و این دعا؛ ازدعاهای ابراهیم و اسماعیل علیهما السلام می باشد.

2- (وَمِنْ ذُرِّیَّتِنَا أُمَّةً مُسْلِمَةً لَکَ) این دعای دوّمی است که الله متعال از دعاهای ابراهیم و اسماعیل علیهما السلام در این آیه ذکر نموده اند و چه زیبا فرمودند : ای پروردگار ما! از نسل و زرّیه ما نیز یک ملت فرمانبردارخودت پدید آور ، آری این دعای ابراهیم و اسماعیل علیهما السلام نشانی عطوفت و مهربانی این دو بزرگوار به نسل و فرزندانشان می باشد و در این درس بسیار بزرگ و مهمی است برای تمام پدرانی که ادعای اسلام نموده و خویشتن پیرو دین ابراهیمی می دانند ، آری وظیفه پدران علاوه از تعلیم و تربیت دینی فرزندانشان این است که همیشه برای آنان از الله متعال درخواست خیر و خوبی نمایند وازالله متعال بخواهند که فرزندانشان را هدایت داده و همیشه با حق و حقیقت باشند و از افرادی باشند که فرمانبردار الله متعال و تسلیم شوندگان در گاه احدیت اواند .

نکته دیگری که در این دعای ابراهیم و اسماعیل علیهما السلام نهفته است این است که پدران همان گونه که به فکر جسم فرزندانشان هستند و همیشه بفکر لباس غذا و صحّت آنها اند به فکر روح فرزندانشان نیز باشند واین را بدانند که غذا و لباس روح سالم؛ ایمان و انجام کردار نیک است ، لذا پدران مهربان از الله متعال بخواهند که آن ذات مهربان به فرزندانشان روح سالمی که منور به نور ایمان و ادب باشد عنایت نماید .

 

3- (وَأَرِنَا مَنَاسِکَنَا) سوّمین دعای ابراهیم و اسماعیل علیهما السلام در این آیه این است : که ای پروردگارما! روش عبادت نمودن و انجام اعمال حج ما را به ما نشان بده. در این دعا یک مطلب بسیار مهم بیان شده است و آن اینکه ارائه کننده و بیان کننده روش های عبادی و تمام اعمال دینی اعم از حج و غیر فقط و فقط الله متعال می باشند و انسان مسلمان باید هر عبادت و کار نیکی را که انجام می دهد باید آن عملش تأیید الهی همراه داشته باشد و رنه آن عمل عبادت نیست ،و بجای ثواب برای فرد گناه بهمراه خواهد داشت، ناگفته نماند که پیامبران الهی علیهم السلام خودشان نیز به این حکم ملزم بوده و بدون دستورات الهی کارو عبادتی را انجام نمی دادند و اگر هم خودشان به امتیانشان دستوراتی می دادند آن نیز به دستور و حکم الله متعال بوده است و از اینجاست که اطاعت و پیروی از پیامبران الهی همانند اطاعت و پیروی از دستورات خود الله متعال می باشد، و بهمین خاطر الله متعال در آیات متعددی از قرآن مجید بعد از دستور به اطاعت و پیروی ازخویش دستور به اطاعت و پیروی از پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم را بیان نموده است .

آری هر مسلمان باید از الله متعال بخواهد که الله متعال به او دین حق و روش درست انجام عبادات را نشان داده و او را بر راه راست و روش درست استوار و پایدار بدارد . 

4 - (وَتُبْ عَلَیْنَا) دعای چهارمی که الله متعال در آیه از قول ابراهیم و اسماعیل علیهما السلام ذکر نموده این است : (وای پروردگارما) توبه ما را به پذیر. توبه همان گونه که در حدیث صحیحی از رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم به ثبوت رسیده همان پشیمان شدن (از گناه) می باشد ، یعنی اینکه فرد از گناه انجام داده خویش پشیمان شده و دیگر آن را انجام ندهد.

هرمسلمانی وظیفه دارد که اولا کوشش نماید که گناهی را مرتکب نشود و در انجام فرائض و احکام دینی کوتاهی نکند ولی بازهم از آنجایی که انسان خواهشات نفسانی دارد وشیطانهای انسی و جنی نیز او را به خودش نمی گذارند و قطعا گه گاهی مرتکب گناه می شود لذا بعد از انجام گناه باید توبه کند و از الله متعال بخواهد که او با لطف و کرم خویش ؛ توبه او را بپذیرد.

الله متعال درب توبه را تا نزدیکی به قیامت و پایان این دنیا باز گذاشته تا هر گنه کاری که پشیمان شده ومی خواهد به سمت الله متعال باز آید و توبه کند و این باز گذاشتن درب توبه از بزرگ ترین لطف های الله متعال است ورنه اگر الله متعال هر انسانی را بنا بر گناهانش گرفت می کرد هیچ کس از گرفت الهی نجات پیدا نمی کرد ولی از آنجایی که رحم و مهربانی الله متعال بی نهایت است خودش بر ما انسانهای گنه کار و خطاکار لطف نموده راه نجاتی را گذاشته که متأسفانه بسیاری از ماها این راه را رها نموده و بدان هیچ توجهی نمی دهیم و در حالی که در این راه همش خیر و صلاح ماست .

(إِنَّکَ أَنْتَ التَّوَّابُ الرَّحِیمُ) ابراهیم و اسماعیل علیهما السلام در پایان دعاهای خویش فرمودند : همانا فقط تو (ای پروردگارما) بسیارتوبه پذیر و بی نهایت مهربانی . دراین سخنان پایانی که الله متعال از قول ابراهیم و اسماعیل علیهما السلام بیان نموده دو نکته است :

1 - درجمله (إِنَّکَ أَنْتَ...) لذت گفتگوی با الله متعال را می رساند ؛ زیرا با صیغه خطاب فرمودند : (ای پروردگارما) همانا فقط تو... . امروز اگر فردی با رئیس جمهور کشوری ویا یک شخصیت بزرگی ملاقات و گفتگویی داشته باشد این ملاقات و گفتگو را برای خودش فخر دانسته و جزء خاطرات فراموش نشدنی خویش قرار می دهد و در هر مکان و زمان مناسبی با افتخار از آن یاد می کند، آخرچه فخر و افتخاری بالاتر از این که یک فرد این لیاقت را پیدا کند که پرودگار خویش را خطاب قرار داده و مستقیما با او سخن گفته و حاجت خویش را از او خواسته و او را ستایش نماید، لذت این گفتگو را کسی می داند که پروردگارش را خوب شناخته باشد.

2 - (التَّوَّابُ الرَّحِیمُ) ابراهیم و اسماعیل علیهما السلام در پایان این دعاها خودشان دو صفت از صفات الله متعال که به نوعی تشویق برای هرگنه کاری است را ذکر نمودند؛ یک (التَّوَّابُ) یعنی ذات بسیار توبه پذیر، ذاتی که توبه پذیری او به حدی است که یک انسان گنه کار زمانی که پشیمان شده و با کوله بارسنگینی از گناه و با ذهن پریشان ودلی پشیمان و چشمان پر اشک ؛ دستان متواضعانه خویش را بالا گرفته و می گویید : ای پرودگار من تو آمرزنده ای و من گنه کار ؛ گناه مرا به لطف و مهربانی خویش ببخش ، آن وقت است که آن ذات توبه پذیر دستان بنده خویش را خالی بر نمی گرداند و او را با وجود تمام گناهان می آمرزد ، پس تو ای برادر و خواهر مسلمان هرگز نا امید نشوواز گناهانت توبه کن که الله متعال ذاتی است که کسی را نا امید نمی کند و توبه تمام گناه کاران را اگر بخواهد می آمرزد زیرا او بی نهایت توبه پذیر.

صفت دیگری که در پایان دعای این دو پیامبربزرگوارعلیهما السلام ذکر شده صفت (الرَّحِیمُ) یعنی ذات بسیار مهربان است، الله متعال مهربانیش بی نهایت است و از هر کس و هر چیزی نسبت به خود آنها مهربان تر است ، واگر یک فرد بداند که مهربانی الله متعال چقدر زیاد است هر گز نا امید نمی شود و هر قدر هم که گنه کار باشد به درگاه این ذات بسیار مهربان باز گشته و می داند که مهربانی این ذات شامل حال او خواهد شد.

ایمان به الله متعال را توضیح دهید ؟

سوال (3) ایمان به الله متعال را توضیح دهید ؟


جواب : ایمان به الله متعال داشتن یعنی معتقد به امور زیر بودن :


1- معتقد به وجود الله متعال بودن .

2- معتقد به یکتا بودن الله متعال بودن .

3- در الوهیت الله متعال را یکتا دانستن.

4- در ربوبیت الله متعال را یکتا دانستن .

5- اسماء وصفات الله متعال را قبول داشتن و الله را در آنها یکتا دانستن.

ارکان ایمان را نام ببرید؟


سوال (2) ارکان ایمان را نام ببرید؟


جواب : ارکان ایمان شش اند و از قرار ذیل می باشند:


1- ایمان به الله متعال .

2- ایمان به پیامبران الهی علیهم السلام .

3- ایمان به فرشتگان الهی.

4- ایمان به کتابهای آسمانی .

5- ایمان به روز قیامت .

6- ایمان به خوب و بد تقدیر.

ایمان چیست ؟

سوال (1) ایمان چیست؟


جواب : ایمان یعنی با زبان به کلمه توحید اعتراف نمودن و با قلب آن را تصدیق کردن و به اسلام عمل نمودن.

حکم استفاده ازظروف

 

 

 


نایت اسکین

حکم استفاده ازظروف  

 

استفاده از ظروف حکم خاص خودشان را دارد که در ذیل بیان  

می شود:

1 = خورد و نوش در ظروف طلائی و نقره ای حرام است.

2 = دیگر استفاده ها از ظروف طلائی ونقره ای وتمام ظروف دیگرایرادی ندارد.

3 = خورد و نوش در تمام ظروف دیگر(علاوه ازطلائی و نقره ای) جایز است.

4 = در صورت وجود ظروف مسلمانان از ظروف اهل کتاب (یهود ونصاری) استفاده نکردن بهتر است.

5 = در صورت نبود ظروف مسلمانان قبل از استفاده ؛ ظروف اهل کتاب ( یهود ونصاری) را شستن ضروری است.



آداب دستشوئی وقضای حاجت


نایت اسکین


آداب دستشوئی وقضای حاجت 

 

برای کسی که برای قضای حاجت می رود آداب و امور زیر را رعایت نمودن ضروری است:

1= با پای چپ وارد توالت شدن.

2= زمان داخل شدن به توالت ویا لباس را پایین کشیدن برای قضای حاجت در فضای باز دعای : (بسم الله اللهم انی اعوذ بالله من الخبث و الخبائث) را خواندن.

یعنی: به نام الله؛ بارالهی از شرشیطانهای نر وماده به معبود به حق پناه می برم.

3 = تا نزدیک به زمین نمی شود لباس را بالا نکشیدن.

4= زمانیکه در فضای باز است دور از انظار مردم رفتن.

5 = پرهیز نمودن از کثیف شدن لباس و جسم به هنگام قضای حاجت.

6 = در حمام ادرار نکردن.

7 = در آب ایستاده ادرارنکردن.

8 = مکان نرم ویا مناسبی را برای قضای حاجت انتخاب کردن.

9 =ازقضای حاجت نمودن درسایه ای که قابل استفاده مردم است پرهیزنمودن.

10 = باچیزهای نجس خود را پاک نکردن.

11 = ازقضای حاجت نمودن در جادها و راها پرهیز نمودن.

12 = به هنگام قضای حاجت پشت ورخ به سوی قبله ننمودن.

13 = به هنگام قضای حاجت ؛ آلت تناسل وشرمگاه خویش را با دست راست نگرفتن.

14= با آب استنجا زدن.

15= اگر با سنگ ، کلوخ ویا اشیاء پاک کننده استنجا می زند حد اقل با سه سنگ ، کلوخ ویا سه بار خود رابا آن شیئ پاک نمودن.

16 = با استخوان استنجا نزدن.

17= با مدفوع حیوانات استنجا نزدن.

18 = بادست راست استنجا نزدن.

19= با دست چپ استنجا زدن.

20= بعداز استنجا زدن دستش را برزمین پاکی مالیدن وشستن.

21= با پای راست از توالت بیرون شدن.

22 = بعد از بیرون شدن از توالت و یا پایان قضای حاجت وبالا کشیدن لباس در فضای باز، دعای (غفرانک) یعنی : بارالهی بخشش ترا می خواهم؛ را خواندن.

ناگفته نماند که ایستاده ویا نشسته به هر دوروش ادرار(پیشاب) نمودن ایرادی ندارد واز رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم در روایات صحیح بخاری ودیگر کتبی حدیثی ثابت است.

آب ها و احکام آنها

نایت اسکین



آب ها و احکام آنها

 

اسلام دین پاکی ونظافت است وبه همین سبب است که پاکی و طهارت را نیمی از ایمان قرار داده است .

 اسلام برای پاکی از ناپاکیها دوچیز را پاک کننده معرفی نموده :

1 = آب . 2 = خاک.

آب مایه حیات ،خود پاک و پاک کننده ناپاکیهاست . می توان آبهای پاک را به ترتیب زیرتقسیم بندی نمود :

1 =هرآبی که از آسمان فرود آید مانند: آب باران، آب برف و آب ژاله .

2 = هر آبی که از زمین بیرون آید مانند: آب چاها، آب چشمه ها وآب قناتها .

3 = هرآبی که بر سطح زمین باشد مانند: آب رود خانه ها ودریاها ،آب سدّها،آب استخرها،آب تالابها و حوضها .

آب زمانیکه به اندازه دو مشک بزرگ برسد با افتادن نجاست در آن ناپاک نمی گردد مگر اینکه رنگ، بو و مزه آن و یا یکی از این سه علامت تغییر کند در آن وقت است که آب نجس وکثیف می گردد.

واما اگر چیزپاکی با آب مخلوط شود و آن را از حالت آب بودنش بیرون نکند ناپاک نمی گردد و برحالت پاک کننده گی خویش باقی می ماند ولی اگر نام مطلق آب از آن برداشته شد در آن وقت پاک هست ولی پاک کننده نیست همانند آب میوها ،شربتها و...

آب پاک هر ناپاکی را پاک می نماید و درصورت نبود آب؛ بعضی ناپاکیها را می شود با خاک پاک نمود همانند پاک نمودن کفش ناپاک با کشیدن و مالیدن بر خاک و یا بجای وضو وغسل در صورت نبود آب و یا وجودعذر شرعی با خاک پاک تیمم زدن .

ترجمه نسائی با تحقیق آلبانی حدیث (52 تا 70)



بَاب التَّوْقِیتِ فِی الْمَاءِ

بحث اندازه گیری آب

52 - (صحیح)عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عُمَرَ قَالَ سُئِلَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ عَنْ الْمَاءِ وَمَا یَنُوبُهُ مِنْ الدَّوَابِّ وَالسِّبَاعِ فَقَالَ إِذَا کَانَ الْمَاءُ قُلَّتَیْنِ لَمْ یَحْمِلْ الْخَبَثَ

عبد الله بن عمر رضی الله عنهما فرمودند: از رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم در باره (پاکی و ناپاکی) آبی که چارپایان و درندها از آن می نوشند پرسید؟ (رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم) فرمودند: هر گاه آب به اندازه دو مشک بزرگ بودنجاست را با خود حمل نمی کند (یعنی با خوردن این حیوانات از آن نجس نمی گردد). 

تَرْکُ التَّوْقِیتِ فِی الْمَاءِ

ترک اندازه گیری آب

53 - (صحیح)عَنْ أَنَسٍ أَنَّ أَعْرَابِیًّا بَالَ فِی الْمَسْجِدِ فَقَامَ عَلَیْهِ بَعْضُ الْقَوْمِ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ دَعُوهُ لَا تُزْرِمُوهُ فَلَمَّا فَرَغَ دَعَا بِدَلْوٍ فَصَبَّهُ عَلَیْهِ

انس رضی الله عنه می گوید: همانا یک بادیه نشینی در مسجد(نبوی) ادرار نمود بعضی از افراد (حاضر در آنجا برای جلوگیری و سرزنش) آن بادیه نشین بلند شدند، رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم (خطاب به آنها) گفت: رهایش کنید وادرار نمودنش را قطع نکنید، وچون آن فرد از ادرار نمودن فارغ شد ( رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم) درخواست کرد تا دلو آبی بیاورند (و چون آن دلو آب آورده شد) بر جائی که آن بادیه نشین ادرار نموده بود ریختند. 

54 - (صحیح)عَنْ أَنَسٍ قَالَ بَالَ أَعْرَابِیُّ فِی الْمَسْجِدِ فَأَمَرَ النَّبِیُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ بِدَلْوٍ مِنْ مَاءٍ فَصُبَّ عَلَیْهِ

انس رضی الله عنه می گوید: همانا یک بادیه نشینی در مسجد(نبوی) ادرار نمود رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم دستور داد تا یک دلو آبی بیاورند و سپس (آن دلوآب بر جائی که آن بادیه نشین ادرار نموده بود) ریخته شد. 

55 - (صحیح)عَنْ أَنَس قال جَاءَ أَعْرَابِیٌّ إِلَى الْمَسْجِدِ فَبَالَ فَصَاحَ بِهِ النَّاسُ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ اتْرُکُوهُ فَتَرَکُوهُ حَتَّى بَالَ ثُمَّ أَمَرَ بِدَلْوٍ فَصُبَّ عَلَیْهِ

انس رضی الله عنه می گوید: بادیه نشینی به مسجد(نبوی)آمد ودرآن ادرار نمود مردم (حاضر در آنجا) براو فریاد کشیدند، رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم (خطاب به آنها) گفت: رهایش کنید و آنها رهایش نمودند تا اینکه ادرار نمود، سپس دستور داد تا یک دلو آبی بیاورند (وآن دلوآب بر جائی که آن بادیه نشین ادرار نموده بود) ریخته شد.  

56 - (صحیح)عَنْ أَبِی هُرَیْرَةَ قَالَ قَامَ أَعْرَابِیٌّ فَبَالَ فِی الْمَسْجِدِ فَتَنَاوَلَهُ النَّاسُ فَقَالَ لَهُمْ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ دَعُوهُ وَأَهْرِیقُوا عَلَى بَوْلِهِ دَلْوًا مِنْ مَاءٍ فَإِنَّمَا بُعِثْتُمْ مُیَسِّرِینَ وَلَمْ تُبْعَثُوا مُعَسِّرِینَ

ابوهریره رضی الله عنه می فرماید: بادیه نشینی اسیتاد ودر مسجد(نبوی) ادرار نمود مردم (حاضر در آنجا) براو فریاد کشیدند، رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم (خطاب به آنها) گفت: رهایش کنید (و بعد از ادرار نمودنش) بر آن (جا) دلو آبی بریزید، همانا شما آسن گیر فرستاده شده اید و سختگیر فرستاده نشده اید. 

بَاب الْمَاءِ الدَّائِمِ

بحث آب ایستاده و راکد

57 - (صحیح)عَنْ أَبِی هُرَیْرَةَ عَنْ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ قَالَ لَا یَبُولَنَّ أَحَدُکُمْ فِی الْمَاءِ الدَّائِمِ ثُمَّ یَتَوَضَّأُ مِنْهُ

از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند: هر گز هیچ یکی از شما در آب ایستاده وراکد ادرار نمی کند که سپس می خواهد از آن وضو بگیرد. 

58 - (صحیح)عَنْ أَبِی هُرَیْرَةَ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ لَا یَبُولَنَّ أَحَدُکُمْ فِی الْمَاءِ الدَّائِمِ ثُمَّ یَغْتَسِلُ مِنْهُ

از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند: هر گز هیچ یکی از شما در آب ایستاده وراکد ادرار نمی کند که سپس می خواهد از آن غسل کند. 

بَاب مَاءِ الْبَحْرِ

بحث آب دریا

59 -(صحیح) عَنْ أَبی هُرَیْرَةَ قال سَأَلَ رَجُلٌ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ فَقَالَ یَا رَسُولَ اللَّهِ إِنَّا نَرْکَبُ الْبَحْرَ وَنَحْمِلُ مَعَنَا الْقَلِیلَ مِنْ الْمَاءِ فَإِنْ تَوَضَّأْنَا بِهِ عَطِشْنَا أَفَنَتَوَضَّأُ مِنْ مَاءِ الْبَحْرِ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ هُوَ الطَّهُورُ مَاؤُهُ الْحِلُّ مَیْتَتُهُ

ابوهریره رضی الله عنه می گوید: مردی از رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم پرسیدند و گفتند ای رسول الله (صلی الله علیه و آله وسلم) همانا ما دردریا سفر می کنیم و به همراه ما آب اندکی راحمل می کنیم پس اگر ما با این آبی که همراه بردیم وضو بگیریم (این آب تمام شده) و ما تشنه می مانیم آیا ما می توانیم با آب دریا وضو بگیریم؟ رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند: این دریا آبش پاک و حیوان خود مرده اش حلال است.  

بَاب الْوُضُوءِ بِالثَّلْجِ

بحث وضو با برف

60 - (صحیح)عَنْ أَبِی هُرَیْرَةَ قَالَ کَانَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ إِذَا اسْتَفْتَحَ الصَّلَاةَ سَکَتَ هُنَیْهَةً فَقُلْتُ بِأَبِی أَنْتَ وَأُمِّی یَا رَسُولَ اللَّهِ مَا تَقُولُ فِی سُکُوتِکَ بَیْنَ التَّکْبِیرِ وَالْقِرَاءَةِ قَالَ أَقُولُ اللَّهُمَّ بَاعِدْ بَیْنِی وَبَیْنَ خَطَایَایَ کَمَا بَاعَدْتَ بَیْنَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ اللَّهُمَّ نَقِّنِی مِنْ خَطَایَایَ کَمَا یُنَقَّى الثَّوْبُ الْأَبْیَضُ مِنْ الدَّنَسِ اللَّهُمَّ اغْسِلْنِی مِنْ خَطَایَایَ بِالثَّلْجِ وَالْمَاءِ وَالْبَرَدِ

ابوهریره رضی الله عنه می فرماید هرگاه که رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم نماز شروع می کردند اندکی (بعد از تکبیر تحریمه پیش از خواند فاتحه) سکوت می کردند من به ایشان گفتم پدر و مادرم فدایتان باد شما در سکوتتان در میان تکبیرتحریمه تا قرائت چه می گوئید؟ (رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم) فرمودند: می گویم: بارالهی در میان من وگناهانم دوری انداز به همان اندازه که در میان مشرق و مغرب دوری انداخته ای، بار الهی مرا از گناهان صاف کن همانگونه که لباس سفید ازچرک پاک می شود، بارالهی مرا از گناهانم با برف،آب و تگرگ بشوی. 

الْوُضُوءُ بِمَاءِ الثَّلْجِ

وضو با آب برف

61 - (صحیح)عَنْ عَائِشَةَ قَالَتْ کَانَ النَّبِیُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ یَقُولُ اللَّهُمَّ اغْسِلْ خَطَایَایَ بِمَاءِ الثَّلْجِ وَالْبَرَدِ وَنَقِّ قَلْبِی مِنْ الْخَطَایَا کَمَا نَقَّیْتَ الثَّوْبَ الْأَبْیَضَ مِنْ الدَّنَسِ

عایشه رضی الله عنها می فرماید : رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم بودند که این دعا را می خواندند: بارالهی گناهانم را با آب برف و تگرگ بشوی.وبارالهی دلم را از گناهان پاک وصاف کن همانگونه که لباس سفید راازچرک پاک کردی. 

 

بَاب الْوُضُوءِ بِمَاءِ الْبَرَدِ

بحث وضوبا آب تگرگ وژاله

62 - (صحیح)عَنْ عَوْفَ بْنَ مَالِکٍ قال سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ یُصَلِّی عَلَى مَیِّتٍ فَسَمِعْتُ مِنْ دُعَائِهِ وَهُوَ یَقُولُ اللَّهُمَّ اغْفِرْ لَهُ وَارْحَمْهُ وَعَافِهِ وَاعْفُ عَنْهُ وَأَکْرِمْ نُزُلَهُ وَأَوْسِعْ مُدْخَلَهُ وَاغْسِلْهُ بِالْمَاءِ وَالثَّلْجِ وَالْبَرَدِ وَنَقِّهِ مِنْ الْخَطَایَا کَمَا یُنَقَّى الثَّوْبُ الْأَبْیَضُ مِنْ الدَّنَسِ

عوف بن مالک رضی الله عنه می فرماید من از رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم شنیده ام بر مرده ای نماز می خواند از دعائی که بر آن می خواند شنیدم که می گفت: بار الهی این (مرده) رابیامرزو بر او رحم نما و معافش نما و از او درگذر کن و ازاو پذیرائی خوبی نما و محل ورودش را گشاده دار و او را با آب،برف و تگرگ بشوی و او را از گناهان صاف و پاک نما همانگونه که لباس سفید از چرک پاک می شود. 

سُؤْرُ الْکَلْبِ

پس خور سگ

63 - (صحیح)عَنْ أَبِی هُرَیْرَةَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ قَالَ إِذَا شَرِبَ الْکَلْبُ فِی إِنَاءِ أَحَدِکُمْ فَلْیَغْسِلْهُ سَبْعَ مَرَّاتٍ

از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند: هر گاه سگ ازظرف یکی از شما نوشید پس باید که آن (ظرف) را هفت بار بشوید. 

64 - (صحیح)عَنْ أَبی هُرَیْرَةَ قال قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ إِذَا وَلَغَ الْکَلْبُ فِی إِنَاءِ أَحَدِکُمْ فَلْیَغْسِلْهُ سَبْعَ مَرَّاتٍ

از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند: هر گاه سگ درظرف یکی از شما زبان زد پس باید که آن (ظرف) را هفت بار بشوید. 

الْأَمْرُ بِإِرَاقَةِ مَا فِی الْإِنَاءِ إِذَا وَلَغَ فِیهِ الْکَلْبُ

دستور به ریختن آنچه در ظرف است زمانیکه سگ در آن زبان زده باشد

65 - (صحیح)عَنْ أَبِی هُرَیْرَةَ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ إِذَا وَلَغَ الْکَلْبُ فِی إِنَاءِ أَحَدِکُمْ فَلْیُرِقْهُ ثُمَّ لِیَغْسِلْهُ سَبْعَ مَرَّاتٍ

از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند: هر گاه سگ درظرف یکی از شما زبان زد پس باید که آنچه در آن ظرف است بیرون بریزد و سپس باید که آن (ظرف) را هفت بار بشوید. 

بَاب تَعْفِیرِ الْإِنَاءِ الَّذِی وَلَغَ فِیهِ الْکَلْبُ بِالتُّرَابِ

بحث به خاک مالیدن ظرفی که سگ در آن زبان زده باشد

66 - (صحیح)عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغَفَّلِ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ أَمَرَ بِقَتْلِ الْکِلَابِ وَرَخَّصَ فِی کَلْبِ الصَّیْدِ وَالْغَنَمِ وَقَالَ إِذَا وَلَغَ الْکَلْبُ فِی الْإِنَاءِ فَاغْسِلُوهُ سَبْعَ مَرَّاتٍ وَعَفِّرُوهُ الثَّامِنَةَ بِالتُّرَابِ

از عبد الله بن مغفل رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم دستور کشتن سگها را صادر نمودند ولی اجازه نگه داری سگ شکار و سگ گله را نیزصادر نمودند وفرمودند: هر گاه سگ درظرفی زبان زد پس آن (ظرف) را هفت بار بشویدو هشتمین بار آن (ظرف) را باخاک مالید بشوئید. 

سُؤْرُ الْهِرَّةِ

پس خور گربه

67 - (صحیح)عَنْ کَبْشَةَ بِنْتِ کَعْبِ بْنِ مَالِکٍ أَنَّ أَبَا قَتَادَةَ دَخَلَ عَلَیْهَا ثُمَّ ذَکَرَتْ کَلِمَةً مَعْنَاهَا فَسَکَبْتُ لَهُ وَضُوءًا فَجَاءَتْ هِرَّةٌ فَشَرِبَتْ مِنْهُ فَأَصْغَى لَهَا الْإِنَاءَ حَتَّى شَرِبَتْ قَالَتْ کَبْشَةُ فَرَآنِی أَنْظُرُ إِلَیْهِ فَقَالَ أَتَعْجَبِینَ یَا ابْنَةَ أَخِی فَقُلْتُ نَعَمْ قَالَ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ قَالَ إِنَّهَا لَیْسَتْ بِنَجَسٍ إِنَّمَا هِیَ مِنْ الطَّوَّافِینَ عَلَیْکُمْ وَالطَّوَّافَاتِ

از کبشه دختر کعب بن مالک رضی الله عنها روایت است که ایشان فرمودند: ابوقتاده رضی الله عنه بنزد ایشان آمدند (روای می گوید سپس جمله ای را ذکر نمود که معنایش است) من برایش (در ظرفی)آب وضو ریختم گربه آمد وشروع به نوشیدن نمود و او ظرف را برایش کج نمود کبشه می گوید: چون دید من به سوی او نگاه می کنم گفت: ای دختر برادرم آیا از این کارم تعجب می کنی من گفتم : بله او گفت: همانا رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم فرموده است: همانا (پس خور) گربه نجس نیست زیرا گربه از حیوانات نر و ماده ای است که به نزد شما انسانها رفت و آمد دارند. 

بَاب سُؤْرِ الْحِمَارِ

بحث پس خور الاغ

68 - (صحیح)عَنْ أَنَسٍ قَالَ أَتَانَا مُنَادِی رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ فَقَالَ إِنَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ یَنْهَاکُمْ عَنْ لُحُومِ الْحُمُرِ فَإِنَّهَا رِجْسٌ

انس رضی الله عنه می فرمایند: اعلان کننده رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم به نزد ما آمدند و گفتند: همانا الله و رسولش شما را از (خوردن) گوشت خرها ممانعت می کنند زیرا آنها نجس و پلید اند. 

بَاب سُؤْرِ الْحَائِضِ

بحث پس خور زنی که عادت ماهانه دارد

69 - (صحیح)عَنْ عَائِشَةَ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهَا قَالَتْ کُنْتُ أَتَعَرَّقُ الْعَرْقَ فَیَضَعُ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ فَاهُ حَیْثُ وَضَعْتُ وَأَنَا حَائِضٌ وَکُنْتُ أَشْرَبُ مِنْ الْإِنَاءِ فَیَضَعُ فَاهُ حَیْثُ وَضَعْتُ وَأَنَا حَائِضٌ

عایشه رضی الله عنها می فرماید: من بودم که گوشت استخوانی را با دندان می کندم و می خوردم (که رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم آن استخوان را از من گرفت) و دهانشان به همان جائی می گذاشت که من گذاشته بود (وسپس گوشت را بادندانها مبارک می کند و می خورد) این کار در حالی صورت می گرفت که من در عادت ماهانه بسر می بردم . و من بودم که از ظرف می نوشیدم (آن ظرف را از من گرفته) و دهانشان همانجائی می گذاشت که من گذاشتم (و سپس از آم ظرف می نوشید) و این کار را در حالی انجام می داد که من درحال سپری نمودن عادت ماهانه بود. 

بَاب وُضُوءِ الرِّجَالِ وَالنِّسَاءِ جَمِیعًا

بحث وضو گرفتن مردان و زنانی (که محرم اند) با یکدیگر

70 - (صحیح)عَنْ ابْنِ عُمَرَ قَالَ کَانَ الرِّجَالُ وَالنِّسَاءُ یَتَوَضَّئُونَ فِی زَمَانِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ جَمِیعًا

ابن عمررضی الله عنه می فرماید: بودند که مردان با زنان (محرم) در زمان رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم همه باهم (دریکجا و از یک ظرف آب برداشته) وضو می گرفتند.

ترجمه نسائی با تحقیق آلبانی حدیث (31 تا 51)

التَّنَزُّهُ عَنْ الْبَوْلِ

پرهیزنمودن از ادرار

31 - (صحیح)عَنْ ابْنِ عَبَّاسٍ قَالَ مَرَّ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ عَلَى قَبْرَیْنِ فَقَالَ إِنَّهُمَا یُعَذَّبَانِ وَمَا یُعَذَّبَانِ فِی کَبِیرٍ أَمَّا هَذَا فَکَانَ لَا یَسْتَنْزِهُ مِنْ بَوْلِهِ وَأَمَّا هَذَا فَإِنَّهُ کَانَ یَمْشِی بِالنَّمِیمَةِ ثُمَّ دَعَا بِعَسِیبٍ رَطْبٍ فَشَقَّهُ بِاثْنَیْنِ فَغَرَسَ عَلَى هَذَا وَاحِدًا وَعَلَى هَذَا وَاحِدًا ثُمَّ قَالَ لَعَلَّهُ یُخَفَّفُ عَنْهُمَا مَا لَمْ یَیْبَسَا
از ابن عباس رضی الله عنهما روایت است که ایشان فرمودند: رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم ازکنار دو قبرگذر نمودند و سپس فرمودند: همانا (افراد داخل) این دو قبرعذاب می بینند ولی در چیزی که پرهیز از آن مشکل باشد عذاب نمی بینند، اما (فرد داخل )این قبرازادرارش پرهیز نمی کرده و اما (صاحب) این قبرسخن چینی می کرده است ، سپس رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم در خواست نمودند تا چوب تری از شاخه ی درخت خرما بیاورند و سپس آن را دو نیم نموده در این قبر یکی و در دیگری تکه دیگری را فرو برد و سپس گفت: امیدوارم که از این دو تا زمانی که این چوبها خشک نشده عذاب تخفیف داده شود. 

بَاب الْبَوْلِ فِی الْإِنَاءِ

جریان ادرار نمودن در ظرف

32 - (حسن صحیح)عَنْ أُمَیْمَةَ بِنْتِ رُقَیْقَةَ قَالَتْ کَانَ لِلنَّبِیِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ قَدَحٌ مِنْ عَیْدَانٍ یَبُولُ فِیهِ وَیَضَعُهُ تَحْتَ السَّرِیرِ

از امیمه دختر رقیقه رضی الله عنها روایت است که ایشان فرمودند: پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم ظرف چوبی داشتند که در آن ادرار می نمودند و زیر تخت خوابشان می گذاشتند. 

الْبَوْلُ فِی الطَّسْتِ

ادرار نمودن در طشت

33 - (صحیح)عَنْ عَائِشَةَ قَالَتْ یَقُولُونَ إِنَّ النَّبِیَّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ أَوْصَى إِلَى عَلِیٍّ لَقَدْ دَعَا بِالطَّسْتِ لِیَبُولَ فِیهَا فَانْخَنَثَتْ نَفْسُهُ وَمَا أَشْعُرُ فَإِلَى مَنْ أَوْصَى
عایشه رضی الله عنها می گوید: (بعضیها) می گویند: همانا رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم به علی وصیت نمودند، همانا رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم طشتی را در خواست نمودند تا در آن ادرار نمایند روحشان گرفته شد و من(که همانجا بودم و ایشان به من تکیه زده بودند در اول وهله) متوجه (وفاتشان) نشدم پس (کی)  وبه چه کسی وصیت نموده است. 

کَرَاهِیَةُ الْبَوْلِ فِی الْجُحْرِ

کراهیت ادرار نمودن در سوراخ

34 - (ضعیف)عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سَرْجِسَ أَنَّ نَبِیَّ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ قَالَ لَا یَبُولَنَّ أَحَدُکُمْ فِی جُحْرٍ

قَالُوا لِقَتَادَةَ وَمَا یُکْرَهُ مِنْ الْبَوْلِ فِی الْجُحْرِ قَالَ یُقَالُ إِنَّهَا مَسَاکِنُ الْجِنِّ

از عبد الله بن سرجس رضی الله عنه روایت است : همانا رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند: هر گز هیچ یک از شما در سوراخی ادرار نمی کند.

(شاگردان) به (استادشان) قتاده (که روای این حدیث است) گفتند: چرا ادرار در سوراخ مکروه است ؟ ایشان فرمودند: گفته می شود: زیرا سوراخ ها محل سکونت جن هاست . 

النَّهْیُ عَنْ الْبَوْلِ فِی الْمَاءِ الرَّاکِدِ

ممانعت ازادرار در آب راکد و ایستاده

35 - (صحیح)عَنْ جَابِرٍعَنْ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ أَنَّهُ نَهَى عَنْ الْبَوْلِ فِی الْمَاءِ الرَّاکِدِ

از جابر بن عبدالله رضی الله عنهما روایت است که رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم ازادرار نمودن در آب راکد و ایستاده ممانعت نموده اند. 

کَرَاهِیَةُ الْبَوْلِ فِی الْمُسْتَحَمِّ

کراهیت ادرار در حمام

36 - (صحیح ؛ ولی جمله (فَإِنَّ عَامَّةَ الْوَسْوَاسِ مِنْهُ) دراین حدیث ضعیف است)عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُغَفَّلٍ عَنْ النَّبِیِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ قَالَ لَا یَبُولَنَّ أَحَدُکُمْ فِی مُسْتَحَمِّهِ فَإِنَّ عَامَّةَ الْوَسْوَاسِ مِنْهُ

از عبدالله بن مغفل رضی الله عنه روایت است که پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند: هر گز هیچ یک از شما درحمامش ادرار نمی کند؛ زیرا عموم وسواسها از همین ادرار در حمام است . 

السَّلَامُ عَلَى مَنْ یَبُولُ

سلام نمودن بر کسی که ادرار می کند

37 - (حسن صحیح)عَنْ ابْنِ عُمَرَ قَالَ مَرَّ رَجُلٌ عَلَى النَّبِیِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ وَهُوَ یَبُولُ فَسَلَّمَ عَلَیْهِ فَلَمْ یَرُدَّ عَلَیْهِ السَّلَامَ

از ابن عمر رضی الله عنهما روایت است که ایشان فرمودند: مردی بر پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم در حالی گذر نمود که ایشان ادرار می کردند (آن مرد رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم را) سلام نمود ایشان جواب سلامش را ندادند. 

رَدُّ السَّلَامِ بَعْدَ الْوُضُوءِ

بعد از وضو گرفتن جواب سلام را دادن

38 - (صحیح)عَنْ الْمُهَاجِرِ بْنِ قُنْفُذٍ أَنَّهُ سَلَّمَ عَلَى النَّبِیِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ وَهُوَ یَبُولُ فَلَمْ یَرُدَّ عَلَیْهِ حَتَّى تَوَضَّأَ فَلَمَّا تَوَضَّأَ رَدَّ عَلَیْهِ

از مهاجر بن قنفذ رضی الله عنه روایت است که ایشان پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم را در حالی سلام نمودند که ایشان ادرار می کردند، (رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم) جواب ایشان را ندادند (تا اینکه ادرار نمودن) و سپس وضو گرفتند و بعد از اینکه وضو گرفتند جواب سلام ایشان را دادند. 

النَّهْیُ عَنْ الِاسْتِطَابَةِ بِالْعَظْمِ

ممانعت از استنجا زدن با استخوان

39 - (صحیح)عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مَسْعُودٍأَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ نَهَى أَنْ یَسْتَطِیبَ أَحَدُکُمْ بِعَظْمٍ أَوْ رَوْثٍ

از عبد الله بن مسعود رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم ممانعت نمودند از اینکه یکی از شماها با استخوان و یا سرگین حیوانات استنجا بزند. 

النَّهْیُ عَنْ الِاسْتِطَابَةِ بِالرَّوْثِ

ممانعت از استنجا زدن با سرگین حیوانات

40 - (حسن صحیح)عَنْ أَبِی هُرَیْرَةَ عَنْ النَّبِیِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ قَالَ إِنَّمَا أَنَا لَکُمْ مِثْلُ الْوَالِدِ أُعَلِّمُکُمْ إِذَا ذَهَبَ أَحَدُکُمْ إِلَى الْخَلَاءِ فَلَا یَسْتَقْبِلْ الْقِبْلَةَ وَلَا یَسْتَدْبِرْهَا وَلَا یَسْتَنْجِ بِیَمِینِهِ وَکَانَ یَأْمُرُ بِثَلَاثَةِ أَحْجَارٍ وَنَهَى عَنْ الرَّوْثِ وَالرِّمَّةِ

از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند: همانا من برایتان همانند پدرم و به شما تعلیم و آموزش می دهم هرگاه یکی از شما به توالت رفت نه به سوی قبله رخ می نماید و نه هم بدان سو پشت می گرداند و با دست راستش هم استنجا نمی زند (ورسول الله صلی الله علیه و آله وسلم) به استنجا زدن با سه سنگ دستور می دادند و از استنجا زدن با سرگین حیوانات و استخوان پوسیده ممانعت می نمودند. 

النَّهْیُ عَنْ الِاکْتِفَاءِ فِی الِاسْتِطَابَةِ بِأَقَلَّ مِنْ ثَلَاثَةِ أَحْجَارٍ

ممانعت در بسنده نمودن در استنجا بر کمتر از سه سنگ

41 - (صحیح)عَنْ سَلْمَانَ قَالَ قَالَ لَهُ رَجُلٌ إِنَّ صَاحِبَکُمْ لَیُعَلِّمُکُمْ حَتَّى الْخِرَاءَةَ قَالَ أَجَلْ نَهَانَا أَنْ نَسْتَقْبِلَ الْقِبْلَةَ بِغَائِطٍ أَوْ بَوْلٍ أَوْ نَسْتَنْجِیَ بِأَیْمَانِنَا أَوْ نَکْتَفِیَ بِأَقَلَّ مِنْ ثَلَاثَةِ أَحْجَارٍ

از سلمان رضی الله عنه روایت است که فردی(از مشرکین) به ایشان گفت: همانا این یارتان (یعنی رسول الله صلی الله علیه علیه و آله وسلم ،به شما همه چیز) حتی آداب ونحوی قضای حاجت را نیز تعلیم و آموزش می دهد (سلمان) گفت :آری ما را ممانعت نموده از اینکه به هنگام ادراد و یا مدفوع نمودند رخ به سوی قبله نمائیم و یا با دستان راست مان استنجا بزنیم و یا اینکه با کمتر از سه سنگ در استنجا زدن بسنده کنیم . 

الرُّخْصَةُ فِی الِاسْتِطَابَةِ بِحَجَرَیْنِ

مجاز بودن بسنده نمودن با دو سنگ دراستنجا

42 - (صحیح)عَنْ عَبْدَ اللَّهِ قال أَتَى النَّبِیُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ الْغَائِطَ وَأَمَرَنِی أَنْ آتِیَهُ بِثَلَاثَةِ أَحْجَارٍ فَوَجَدْتُ حَجَرَیْنِ وَالْتَمَسْتُ الثَّالِثَ فَلَمْ أَجِدْهُ فَأَخَذْتُ رَوْثَةً فَأَتَیْتُ بِهِنَّ النَّبِیَّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ فَأَخَذَ الْحَجَرَیْنِ وَأَلْقَى الرَّوْثَةَ وَقَالَ هَذِهِ رِکْسٌ
از عبد الله بن مسعود رضی الله عنه روایت است که ایشان فرمودند: پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم برای قضای حاجت رفته و به من دستور دادند تا برایشان سه سنگ بیاورم من دو سنگ یافتم و سومی را تلاش نمودم ولی نیافتم (بجای آن) سرگین (خری) را گرفته و آنها را به نزد پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم آوردم، ایشان دو سنگ را (برای استنجا زدن )گرفته و و سرگین را بدور اداخته و فرمودند اینکه نجس است . 

بَاب الرُّخْصَةِ فِی الِاسْتِطَابَةِ بِحَجَرٍ وَاحِدٍ

بحث مجاز بودن یک سنگ استفاده نمودن در استنجا

43 - (صحیح)عَنْ سَلَمَةَ بْنِ قَیْسٍ عَنْ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ قَالَ إِذَا اسْتَجْمَرْتَ فَأَوْتِرْ

از سلمه بن قیس رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه  آله وسلم فرمودند: هرگاه با سنگ کوچک استنجا زدی (باتعداد) طاق (استنجا) بزن. 

الِاجْتِزَاءُ فِی الِاسْتِطَابَةِ بِالْحِجَارَةِ دُونَ غَیْرِهَا

کافی بودن تنها استفاده نمودن ازسنگ بدون چیز دیگر در استنجا زدن

44 - (صحیح)عَنْ عَائِشَةَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ قَالَ إِذَا ذَهَبَ أَحَدُکُمْ إِلَى الْغَائِطِ فَلْیَذْهَبْ مَعَهُ بِثَلَاثَةِ أَحْجَارٍ فَلْیَسْتَطِبْ بِهَا فَإِنَّهَا تَجْزِی عَنْهُ

ار عایشه رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند: هر گاه یکی از شما برای مدفوع نمودن و قضای حاجت رفت پس حتما خودش را با سه سنگ پاگ نماید زیرا همین (سنگها) برای پاکی او کافی است. 

الِاسْتِنْجَاءُ بِالْمَاءِ

با آب استنجا زدن

45 -(صحیح) أَنَسَ بْنَ مَالِکٍ قَالَ کَانَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ إِذَا دَخَلَ الْخَلَاءَ أَحْمِلُ أَنَا وَغُلَامٌ مَعِی نَحْوِی إِدَاوَةً مِنْ مَاءٍ فَیَسْتَنْجِی بِالْمَاءِ

از انس بن مالک رضی الله عنه روایت است که ایشان فرمودند: هر گاه که رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم می خواستند به توالت بروند من و بچه ای هم سن و سال من؛ یک مشک کوچک آب می بردیم (رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم آن را گرفته با خود به توالت برده ) و با آب استنجا می زدند. 

46 - (صحیح)عَنْ عَائِشَةَ أَنَّهَا قَالَتْ مُرْنَ أَزْوَاجَکُنَّ أَنْ یَسْتَطِیبُوا بِالْمَاءِ فَإِنِّی أَسْتَحْیِیهِمْ مِنْهُ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ کَانَ یَفْعَلُهُ

عایشه رضی الله عنها (خطاب به زنان) می فرمودند: به شوهرتان دستور دهید تا با آب استنجا بزنند زیرا من از آنها شرم می کنم (که این مسأله را برای آنها بیان کنم ) چون رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم این کار را انجام می دادند یعنی با آب استنجا می زدند. 

النَّهْیُ عَنْ الِاسْتِنْجَاءِ بِالْیَمِینِ

ممانعت از استنجا زدن با دست راست

47 - (صحیح)عَنْ أَبِی قَتَادَةَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ قَالَ إِذَا شَرِبَ أَحَدُکُمْ فَلَا یَتَنَفَّسْ فِی إِنَائِهِ وَإِذَا أَتَى الْخَلَاءَ فَلَا یَمَسَّ ذَکَرَهُ بِیَمِینِهِ وَلَا یَتَمَسَّحْ بِیَمِینِهِ

از ابوقتاده رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند: هر گاه یکی از شما چیزی را نوشید در ظرفش (که از آن می نوشد) نفس نکشد و هر گاه به توالت و برای قضای حاجت رفت با دست راستش به آلت تناسلش نزدند و با دست راستش استنجا هم نزند. 

48 - (صحیح)عَنْ أَبِی قَتَادَةَ أَنَّ النَّبِیَّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ نَهَى أَنْ یَتَنَفَّسَ فِی الْإِنَاءِ وَأَنْ یَمَسَّ ذَکَرَهُ بِیَمِینِهِ وَأَنْ یَسْتَطِیبَ بِیَمِینِهِ

از ابوقتاده رضی الله عنه روایت است که پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم ممانعت نمودنداز اینکه (فردی) در ظرف تنفس نماید و یا اینکه آلت تناسلش را با دست راستش بگیرد و یا اینکه با دست راست خودش را پاک نموده استنجا بزند. 

49 - (صحیح)عَنْ سَلْمَانَ قَالَ قَالَ الْمُشْرِکُونَ إِنَّا لَنَرَى صَاحِبَکُمْ یُعَلِّمُکُمْ الْخِرَاءَةَ قَالَ أَجَلْ نَهَانَا أَنْ یَسْتَنْجِیَ أَحَدُنَا بِیَمِینِهِ وَیَسْتَقْبِلَ الْقِبْلَةَ وَقَالَ لَا یَسْتَنْجِی أَحَدُکُمْ بِدُونِ ثَلَاثَةِ أَحْجَارٍ

از سلمان رضی الله عنه روایت است که مشرکین به ایشان گفتند: همانا ما می بینیم که این یارتان (یعنی رسول الله صلی الله علیه علیه و آله وسلم ) به شما (همه چیز) حتی آداب ونحوی قضای حاجت را نیز تعلیم و آموزش می دهد (سلمان) گفت :آری ما را ممانعت نموده از اینکه یکی از ما با دست راستش استنجا بزند و (یا اینکه به هنگام قضای حاجت) رخ به سوی قبله نمائیم و فرمود: هیچ یک از شما با کمتر از سه سنگ استنجا نمی زند.  

بَاب دَلْکِ الْیَدِ بِالْأَرْضِ بَعْدَ الِاسْتِنْجَاءِ

بحث مالیدن دست بر زمین بعد از استنجا زدن

50 - (حسن)عَنْ أَبِی هُرَیْرَةَ أَنَّ النَّبِیَّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ تَوَضَّأَ فَلَمَّا اسْتَنْجَى دَلَکَ یَدَهُ بِالْأَرْضِ

ابوهریره رضی الله عنه می فرماید: همانا پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم وضوگرفتند (و قبل از آن استنجا زدن و بعد از استنجا) دستشان را بر زمین مالیدند. 

51 - (حسن)عَنْ جَرِیرٍقَالَ کُنْتُ مَعَ النَّبِیِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ فَأَتَى الْخَلَاءَ فَقَضَى الْحَاجَةَ ثُمَّ قَالَ یَا جَرِیرُ هَاتِ طَهُورًا فَأَتَیْتُهُ بِالْمَاءِ فَاسْتَنْجَى بِالْمَاءِ وَقَالَ بِیَدِهِ فَدَلَکَ بِهَا الْأَرْضَ

جریررضی الله عنه می گوید: (روزی) من همراه پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم بودم که به توالت رفته و قضای حاجت نمودند و سپس فرمودند: ای جریر آب بیاور، من برایشان آب بردم وایشان با آب استنجا زدند و سپس دستشان را بر زمین مالیدند.

ترجمه فارسی سنن نسائی با تحقیق آلبانی رحمه الله (۲۱ تا ۳۰)

النَّهْیُ عَنْ اسْتِدْبَارِ الْقِبْلَةِ عِنْدَ الْحَاجَةِ

ممانعت از پشت به قبله نمودن به هنگام قضای حاجت

21 - (صحیح)عَنْ أَبِی أَیُّوبَ أَنَّ النَّبِیَّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ قَالَ لَا تَسْتَقْبِلُوا الْقِبْلَةَ وَلَا تَسْتَدْبِرُوهَا لِغَائِطٍ أَوْ بَوْلٍ وَلَکِنْ شَرِّقُوا أَوْ غَرِّبُوا

از ابوایوب انصاری رضی الله عنه روایت است پیامبر صلى الله

علیه وآله وسلم فرموده اند : به هنگام ادرار ویا مدفوع نمودن نه رخ بسوی قبله نمائید ونه هم بدان سو پشت گردانید. ولی بسوی مشرق ویا مغرب(درصورتی که قبله بدان سو نباشد) پشت ورو گردانید.  

الْأَمْرُ بِاسْتِقْبَالِ الْمَشْرِقِ أَوْ الْمَغْرِبِ عِنْدَ الْحَاجَةِ

دستور به رخ نمودن به مشرق ویا مغرب به هنگام قضای حاجت

22 - (صحیح)عَنْ أَبِی أَیُّوبَ الْأَنْصَارِیِّ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ إِذَا أَتَى أَحَدُکُمْ الْغَائِطَ فَلَا یَسْتَقْبِلْ الْقِبْلَةَ وَلَکِنْ لِیُشَرِّقْ أَوْ لِیُغَرِّبْ

از ابوایوب انصاری رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلى الله علیه وآله وسلم فرموده اند : به هنگام ادرار ویا مدفوع نمودن نه رخ بسوی قبله نمائید ونه هم بدان سو پشت گردانید. ولی بسوی مشرق ویا مغرب(درصورتی که قبله بدان سو نباشد) پشت ورو گردانید.  

الرُّخْصَةُ فِی ذَلِکَ فِی الْبُیُوتِ

اجاز در رخ وپشت به قبله نمودن به هنگام قضای حاجت در داخل چار دیواریهای خانه ها.

23 - (صحیح)عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عُمَرَ قَالَ لَقَدْ ارْتَقَیْتُ عَلَى ظَهْرِ بَیْتِنَا فَرَأَیْتُ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ عَلَى لَبِنَتَیْنِ مُسْتَقْبِلَ بَیْتِ الْمَقْدِسِ لِحَاجَتِهِ

ازعبد الله بن عمررضی الله عنهما روایت است که روزی بر پشت

خانه ی ما بالا رفتم که دیدم رسول الله صلى الله علیه وآله وسلم بر دوخشت خام نشسته ورخ به سوی بیت المقدس قضای حاجت می نماید.  

النَّهْیُ عَنْ مَسِّ الذَّکَرِ بِالْیَمِینِ عِنْدَ الْحَاجَةِ

ممانعت از زدن دست راست را به آله تناسل به هنگام

قضای حاجت

24 - (صحیح)عَنْ أَبِی قَتَادَةَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ قَالَ إِذَا بَالَ أَحَدُکُمْ فَلَا یَأْخُذْ ذَکَرَهُ بِیَمِینِهِ

ازابوقتاده رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلى الله

علیه وآله وسلم فرمودند: هرگاه کسی از شما خواست ادرار کند

بادست راستش آله تناسلش را نگیرد. 

25 - (صحیح)عَنْ أَبِی قَتَادَةَ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ إِذَا دَخَلَ أَحَدُکُمْ الْخَلَاءَ فَلَا یَمَسَّ ذَکَرَهُ بِیَمِینِهِ

ازابوقتاده رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلى الله

علیه وآله وسلم فرمودند: هرگاه کسی از شما وارد توالت شد بادست راستش آله تناسلش را لمس نکند.  

الرُّخْصَةُ فِی الْبَوْلِ فِی الصَّحْرَاءِ قَائِمًا

اجازه در ادرارنمودن در بیابان بصورت ایستاده

26 - (صحیح)عَنْ حُذَیْفَةَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ أَتَى سُبَاطَةَ قَوْمٍ فَبَالَ قَائِمًا

ازحذیفه رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلى الله

علیه وآله و سلم به زباله دان قومی آمده وایستاده ادرار نمودند. 

27 - (صحیح)عَنْ حُذَیْفَةَ قَالَ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ أَتَى سُبَاطَةَ قَوْمٍ فَبَالَ قَائِمًا

ازحذیفه رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلى الله علیه وآله وسلم به زباله دان قومی آمده وایستاده ادرار نمودند. 

28 - (صحیح)عَنْ حُذَیْفَةَ أَنَّ النَّبِیَّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ مَشَى إِلَى سُبَاطَةِ قَوْمٍ فَبَالَ قَائِمًا وَمَسَحَ عَلَى خُفَّیْهِ

ازحذیفه رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلى الله

علیه وآله وسلم به زباله دان قومی آمده وایستاده ادرار نمودند

(سپس وضو گرفته ) وبرموزهایشان مسح نمودند.  

الْبَوْلُ فِی الْبَیْتِ جَالِسًا

در (توالت) خانه نشسته ادرار نمودن

29 - (صحیح)عَنْ عَائِشَةَ قَالَتْ مَنْ حَدَّثَکُمْ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ بَالَ قَائِمًا فَلَا تُصَدِّقُوهُ مَا کَانَ یَبُولُ إِلَّا جَالِسًا

ازعایشه رضی الله عنها روایت است که ایشان فرمودند: هرکس به شما گفت : که رسول الله صلى الله علیه وآله وسلم ایستاده ادرار نموده است حرفش را تأیید ننمائید زیرا ایشان بجز نشسته به روش دیگری ادرار نمی نمودند.  

الْبَوْلُ إِلَى السُّتْرَةِ یَسْتَتِرُ بِهَا

ادرار نمودن بسوی چیزی که انسان راازدید دیگران

مخفی دارد.

30 - (صحیح)عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ ابْنِ حَسَنَةَ قَالَ خَرَجَ عَلَیْنَا رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ وَفِی یَدِهِ کَهَیْئَةِ الدَّرَقَةِ فَوَضَعَهَا ثُمَّ جَلَسَ خَلْفَهَا فَبَالَ إِلَیْهَا فَقَالَ بَعْضُ الْقَوْمِ انْظُرُوا یَبُولُ کَمَا تَبُولُ الْمَرْأَةُ فَسَمِعَهُ فَقَالَ أَوَ مَا عَلِمْتَ مَا أَصَابَ صَاحِبُ بَنِی إِسْرَائِیلَ کَانُوا إِذَا أَصَابَهُمْ شَیْءٌ مِنْ الْبَوْلِ قَرَضُوهُ بِالْمَقَارِیضِ فَنَهَاهُمْ صَاحِبُهُمْ فَعُذِّبَ فِی قَبْرِهِ

ازعبد الرحمن بن حسنه رضی الله عنه روایت است که روزی

رسول الله صلى الله علیه وآله وسلم بنزد ما آمدند وبه دستشان چیزی همانند سپر بود که آنرا گذاشته وسپس پشت آن نشسته

وبسوی آن ادرار نمودند بعضی از افراد گفتند: نگاه کنید ادرار

می نماید همانگونه که  زن ادرار می نماید. رسول الله (صلی الله علیه و آله وسلم) این حرف راشنیدند وخطاب به آن فردی (که این حرف را زده بود) گفتند: آیا ندانستی که یار بنی اسرائیلی به چه عذابی گرفتار شد چون بنی اسرائیل هرگاه چیزی از ادرار بر آنها می ریخت باید آنجا را با قیچیها می بریدند ولی این یارشان آنها را از این کار ممانعت نمود وبدین سبب در قبرش عذاب داده شد.