۩۩۩ قـــرآن و سنّت زنــــده بــــاد ۩۩۩

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَا تَوَلَّوْا عَنْهُ وَأَنْتُمْ تَسْمَعُونَ (20) (سوره انفال)

۩۩۩ قـــرآن و سنّت زنــــده بــــاد ۩۩۩

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَا تَوَلَّوْا عَنْهُ وَأَنْتُمْ تَسْمَعُونَ (20) (سوره انفال)

تفسیر آسان آیه (136) سوره بقره

ترجمه آیه (136) سوره بقره

 

 قُولُوا آمَنَّا بِاللَّهِ وَمَا أُنزِلَ إِلَیْنَا وَمَا أُنزِلَ إِلَى إِبْرَاهِیمَ وَإِسْمَاعِیلَ وَإِسْحَقَ وَیَعْقُوبَ وَالأَسْبَاطِ وَمَا أُوتِیَ مُوسَى وَعِیسَى وَمَا أُوتِیَ النَّبِیُّونَ مِنْ رَبِّهِمْ لا نُفَرِّقُ بَیْنَ أَحَدٍ مِنْهُمْ وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ (136)

 

ترجمه : (شما ای مسلمانان) بگویید: ما به الله و به آنچه بسوی (پیامبر) ما (محمد) نازل گشته و به آنچه بسوی ابراهیم و اسماعیل واسحاق و یعقوب و نوه گان (یعقوب) نازل گشته و به آنچه به موسی و عیسی داده شده و به آنچه به (تمام) پیامبران از جانب پروردگارشان داده شده ایمان آورده ایم و ما در میان هیچ یک ازآنان فرق نمی گذاریم و ما فقط تسلیم شوندگان و فرمانبرداران همان(معبود به حق) هستیم .

 

تفسیر آسان آیه (136) سوره بقره


(قُولُوا)  الله متعال در اینجا به ما مسلمانان دستور می دهند که در مقابل یهودیان و نصرانی های که می گویند : یهودی و نصرانی شوید تا هدایت یابید، بگویید : که ما ایمان به الله و آنچه بسوی (پیامبر) ما (محمد صلی الله علیه و آله وسلم) و....... نازل گشته ایمان آورده ایم .

(آمَنَّا بِاللَّهِ) اصلی ترین و مهم ترین مسأله اعتقادی و ایمانی که سایر مسائل ایمانی را تحت شعاع قرار داده و تابع آن اند (ایمان به الله متعال) می باشد، در ایمان به الله متعال چند چیز باید وجود داشته باشد تا ایمان به الله متعال کامل گردد:

1 - ایمان به وجود الله متعال یعنی اینکه ما معتقد باشیم که الله متعال وجود دارند.

2 - ایمان به وحدانیت الله متعال یعنی اینکه ما معتقد باشیم که فقط و فقط یک الله وجود دارد و بس .

3- ایمان به ربوبیت الله متعال یعنی اینکه معتقد باشیم که خالق و مالک همه موجودات فقط و فقط الله متعال اند و بس .

4- ایمان به الوهیت الله متعال یعنی اینکه معتقد باشیم که تمام عبادتها فقط و فقط باید برای الله متعال صورت گیرد زیرا او تنها معبود به حق و لایق پرستش می باشد وبس.

5- ایمان به اسماء و صفات الهی یعنی اینکه ما معتقد باشیم که هر نام و صفتی که الله متعال در قرآن مجید و یا رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم در احادیث شریف برای الله متعال بکار برده، حق است و ما معانی آنها را دانسته و کیفیت های آنها را نمی دانیم و در تمام آنها الله متعال را یکتا دانسته و ایشان به هیچ کسی و یا چیزی تشبیه نمی کنیم و برای نامها و صفات الله متعال معنای غلط بیان نکرده و آنها را توجیح غلط نمی نماییم .

(وَمَا أُنزِلَ إِلَیْنَا) آری آنچه که بر پیامبر ما محمد صلی الله علیه و آله وسلم نازل گشته است قرآن مجید است و ما معتقدیم که این کتاب از جانب الله متعال است و تا قیامت در آن هیچ تغییر و تحریفی ایجاد نخواهد شد ، و ما معتقدیم که این کتاب آسمانی حقوقی را بر هر مسلمان دارد که باید آن را رعایت کند و رنه در قیامت این کتاب جاوید الهی از او شکایت خواهد نمود و آن حقوق از قرار زیراست :

1 - ایمان دقیق و درست به آن داشتن .

2 - روخوانی و تلاوت آن را به حد توان یاد گرفتن .

3- ترجمه و تفسیر آن را به حد توان یاد گرفتن .

4- به حد توان به قرآن مجید عمل نمودن .

5- به حد توان الفاظ ، احکام و دستورات قرآن را به دیگران رساندن و آنها را از قرآن آگاه نمودن و به آنها کتاب الهی را تعلیم دادن .

(وَمَا أُنزِلَ إِلَى إِبْرَاهِیمَ وَإِسْمَاعِیلَ وَإِسْحَقَ وَیَعْقُوبَ وَالأَسْبَاطِ) ابراهیم علیه السلام پدر اسماعیل و اسحاق علیهما السلام و پدر بزرگ یعقوب علیه السلام می باشد .

اسماعیل و اسحاق علیهما السلام برادر اند.

اسحاق علیه السلام پدر یعقوب علیه السلام می باشد.

اسماعیل عموی یعقوب علیه السلام می باشد .

مراد از (الأَسْبَاطِ) پیامبرانی است که ازفرزندان و نووها و نسل یعقوب علیه السلام بوده اند.

آری ما به تمام آن صحیفه ها و پیام های الهی که بر پیامبران مذکور در این آیه نازل شده است ایمان داریم و معتقدیم که این بزرگوران پیامبران الهی بوده و بر آنها کلام الهی نازل شده است .

(وَمَا أُوتِیَ مُوسَى وَعِیسَى) آنچه به موسی علیه السلام داده شده (تورات و صحف) می باشند و آنچه به عیسی علیه السلام داده شده (انجیل) می باشد، و ما مسلمانان معتقدیم که تورات ، صحف موسی و انجیل همه و همه از جانب الله متعال بوده که بر این دو پیامبر الهی علیهما السلام نازل گشته است، نا گفته نماند که ما مسلمانان به اصل این کتابها معتقدیم و این نسخه های که امروزه از تورات و انجیل در دنیا وجود دارد را تحریف شده می دانیم و معتقدیم که در آنها حق و باطل آمیخته شده و در آنها دستبرد بشری زده شده است و اینها را نمی شود کتب الهی دانست .

(وَمَا أُوتِیَ النَّبِیُّونَ مِنْ رَبِّهِمْ) بعد از اینکه در ابتدای این آیه بحث ایمان به الله متعال و قرآن مجید مطرح شده و بعد از آن جریان ایمان به برخی از کتب آسمانی که برخی از پیامبران الهی از قبیل ابراهیم ، اسماعیل، اسحاق ، یعقوب، نسل یعقوب ، موسی و عیسی علیهم السلام بیان شده است در این قسمت از آیه الله متعال این را بیان نموده است که مسلمانان باید بگویند که ما بطور اجمالی به تمام آنچه به تمام پیامبران الهی داده شده و برآنها نازل گشته است، ایمان داریم، خواه آنهائی که نامشان در این آیه ذکر شده است و یا اینکه آنهائی که نامشان در این آیه نیامده است.

(لا نُفَرِّقُ بَیْنَ أَحَدٍ مِنْهُمْ) آری ما مسلمانان همانند یهود و نصاری و یا برخی دیگر از امتها و ملتها نیستیم که فقط به پیامبر و کتاب خودمان ایمان آورده وسایر کتب الهی و پیامبران الهی را منکر شویم ، بلکه برعکس آنها ما به تمام کتب آسمانی و تمام پیامبران الهی ایمان داشته و در این باره در میان آنان فرقی قایل نیستیم ، ولی این هست که ما نسبت به کتب آسمانی پیشین و انبیاء گذشته علیهم السلام ایمان اجمالی داریم ولی نسبت به قرآن مجید و پیامبر بزرگوار اسلام ایمان تفصیلی داریم .

(وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ) آری ما تسلیم شوندگان و فرمانبرداران الله متعال هستیم و هر آنچه او از ما بخواهد بدان عمل می نماییم و ما را از هر چیز باز دارد از آن باز می آییم و ما بدین معترف و عامل هستیم و این را برای خودمان فخر می دانیم و این را عین اسلام واقعی و ناب محمدی می دانیم .

تفسیر آسان آیه (135) سوره بقره

ترجمه آیه (135) سوره بقره

 

وَقَالُوا کُونُوا هُوداً أَوْ نَصَارَى تَهْتَدُوا قُلْ بَلْ مِلَّةَ إِبْرَاهِیمَ حَنِیفاً وَمَا کَانَ مِنْ الْمُشْرِکِینَ (135)


ترجمه : و(یهودیان و نصرانی ها) گفته اند: یهودی و یا نصرانی باشید هدایت می یابید، بگو(آنگونه که شما می گویید نیست) بلکه (آنی بر هدایت است که) پیرودین توحیدی ابراهیم باشد و ایشان از مشرکین هم نبودند.

 

تفسیر آسان آیه (135) سوره بقره

 

(وَقَالُوا کُونُوا هُوداً أَوْ نَصَارَى تَهْتَدُوا) آری یهودیان و نصرانی ها بر این باور غلط بودند که فقط آنها اهل هدایت اند و هریک خودش را برحق و هدایت دانسته و سایر ادیان و عقائد را بر باطل می دانستند، بهمین خاطر بود که هر یک از آنان می گفتند هر کس بر ایده و اندیشه ما باشد او بر هدایت است و رنه در گمراهی و ضلالت بسر می برد ، آری این همان توهمی است که همیشه و در هر دور و زمان اهل باطل را بخود مشغول ساخته و گرفتار دام فریبنده خویش می سازد. هدف یهودیان و نصرانی ها از این ادعای دروغین و بی اساس رد اسلام بود، ولی از آنجایی که این سخنشان یک توهم و ادعای بی دلیل بوده، الله متعال در ادامه آیه باصراحت کامل آن را رد نموده است و راه هدایت واقعی که یهودیان و نصرانی ها از آن کاملا بدور بوده اند را معرفی نموده است .

(قُلْ بَلْ مِلَّةَ إِبْرَاهِیمَ حَنِیفاً) الله متعال در این قسمت از آیه این واقعیت را بیان نموده که آنچه این یهودیان مشرک و نصرانی های منحرف مطرح می کنند اساس و بنیادی ندارد و یک توهم وخیالی بیش نیست، بلکه هدایت واقعی در پیروی نمودن از دین و آیین توحیدی بدون شرک ابراهیم علیه السلام می باشد، لذا هرکس یکتا پرست بود اواز ابراهیم علیه السلام و دین او اطاعت و پیروی نموده و او بر هدایت است ، و اما یهودیان و نصرانی های که بجای توحید دچار شرک و انحراف شده اند نه از ابراهیم پیروی می کنند و نه هم بر هدایت اند بلکه بر عکس در گمراهی کامل بسر می برند وبه دروغ مدعی هدایت اند .

(وَمَا کَانَ مِنْ الْمُشْرِکِینَ) این قسمت از آیه ردی است برسه گروهی که هر یک از آنها به دروغ مدعی پیروی از ابراهیم علیه السلام بوده اند :

( 1 ) ابراهیم علیه السلام مشرک نبوده پس هرگز یهودیانی که عزیررا فرزند الله می دانند و یا اینکه خویشتن را فرزندان و محبوبان الله متعال می دانند پیرو ابراهیم نیستند و ابراهیم علیه السلام از این شرک آنان بیزار بوده و مشرک نیست .

( 2 ) ابراهیم علیه السلام مشرک نبوده پس هرگز نصرانی ها که عیسی علیه السلام را فرزند الله می دانند و یا اینکه خویشتن را فرزندان و محبوبان الله متعال می دانند پیرو ابراهیم نیستند و ابراهیم علیه السلام از این شرک آنان بیزار بوده و مشرک نیست .

( 3 ) ابراهیم علیه السلام مشرک نبوده پس هرگز عربهای مشرکی که فرشته گان دختران الله می دانند و بت ها را شریکان الله می دانند پیرو ابراهیم نیستند و ابراهیم علیه السلام از این شرک آنان بیزار بوده و مشرک نیست .

نکته دیگری که در این قسمت از آیه نهفته است این است که دین یهودیت و نصرانیت از حالت توحیدی به شرکی تبدیل گشته است ودچار تحریف و تغییر گشته است .

تفسیر آسان آیه (134) سوره بقره

ترجمه آیه (134) سوره بقره


 

 تِلْکَ أُمَّةٌ قَدْ خَلَتْ لَهَا مَا کَسَبَتْ وَلَکُمْ مَا کَسَبْتُمْ وَلا تُسْأَلُونَ عَمَّا کَانُوا یَعْمَلُونَ (134)


ترجمه : آن امتی است که گذشته و برایش همانی است که انجام داده و برای شما همانی است که انجام داده اید و (در قیامت) از شما نسبت به آنچه آنان بودند که (در دنیا)عمل می کردند پرسیده نخواهد شد .

 

تفسیر آسان آیه (134) سوره بقره

 

(تِلْکَ أُمَّةٌ قَدْ خَلَتْ لَهَا مَا کَسَبَتْ وَلَکُمْ مَا کَسَبْتُمْ) الله متعال بعد از ذکرابراهیم و اسماعیل ویعقوب وفرزندان آنان می فرمایند: آنها ملتی بودند که گذشتند و برای آنهاست آنچه را که انجام داده اند و برای شماست آنچه را که انجام داده اید. یعنی: از کردار آنها از شما پرسیده نخواهد و از کردار شما از آنها پرسیده نخواهد شد، پاداش اعمال نیک آنها به شما داده نخواهد شد، و پاداش اعمال نیک شما به آنها داده نخواهد شد، خوبی آنها از خودشان است و خوبی و بدی شما از خود شماست، پس شما ای عربهای مشرکی که خویشتن را پیروی ابراهیم و اسماعیل علیهما السلام می دانید و ای یهود و نصاری منحرف و مشرکی که خویشتن را پیرو و ازنسل یعقوب علیه السلام می دانید، بفکر خودتان بوده و کردار و رفتارتان را اصلاح نمایید ، زیرا ادعای پیروی از ابراهیم و اسماعیل و یعقوب علیهم السلام و در حالی که به دستورات آن بزرگواران عمل نمی کنید و بر روش و طریقه آنها نمی روید برایتان هیچ فایده ای در بر نخواهد داشت بلکه بر عکس این ادعاهای بی عملتان شما را در وادی اوهام و خیالات برده و باعث هلاکت و نابودی شما خواهند نمود .

نکته مهمی که در این قسمت آیه وجود دارد این است که اعمال هرکس از خودش پرسیده خواهد شد و هر فرد خودش باید پاسخ گوی کردار و رفتار خودش باشد ، و هرگز اعمال و کردار نیک نیاکان برای انسان نفعی در برنداشته و باعث نجات فرد نخواهد گشت ، وتنها چیزی که بعد از فضل و کرم الهی باعث نجات انسان می گردد ، ایده پاک و کردار نیک است .

(وَلا تُسْأَلُونَ عَمَّا کَانُوا یَعْمَلُونَ) آری هرگز از ما نسبت به آنچه که گذاشته گان ما عمل نموده اند پرسیده نخواهد شد، و آنچه از ما پرسیده خواهد شد ، در باره کردار و گفتار خودمان است ، پس ما نباید به این فکر باشیم که کردار نیک نیاکان ما باعث نجات ما خواهند شد، و یا اینکه گناهان گذشته گان ما از ما پرسیده خواهد شد ، زیرا بالفرض اگر چنین می شد، خلاف عدالت و انصاف بود ، ولی آنچه که عین عدالت و انصاف است این است که از هرکس نسبت به گفتار و کردار خودش از او پرسیده شود که همین گونه هم خواهد شد، با این طریق عدالت برگذار شده و نیکان به پاداش نیک اعمال خویش و بدان به سزای کردار زشتشان خواهند رسید، بدینگونه اهل بهشت به بهشت ومستحقین جهنم به جهنم خواهند رفت .

تفسیرآسان آیه (133) سوره بقره

ترجمه آیه (133) سوره بقره

 

 أَمْ کُنتُمْ شُهَدَاءَ إِذْ حَضَرَ یَعْقُوبَ الْمَوْتُ إِذْ قَالَ لِبَنِیهِ مَا تَعْبُدُونَ مِنْ بَعْدِی قَالُوا نَعْبُدُ إِلَهَکَ وَإِلَهَ آبَائِکَ إِبْرَاهِیمَ وَإِسْمَاعِیلَ وَإِسْحَقَ إِلَهاً وَاحِداً وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ (133)


ترجمه : وآیا شما حاضر بودید زمانی که مرگ بسراغ یعقوب آمد آنگاه او به فرزندانش گفت: شما بعد ازمن چه کسی را عبادت و پرستش می نمایید؟ (آنها در جواب) گفتند : ما معبود به حق تو و معبود به حق پدرانت: ابراهیم و اسماعیل و اسحاق را  می پرستیم که همان معبود به حق یکتا باشد و ما فقط فرمانبرداران او هستیم .


 

تفسیرآسان آیه (133) سوره بقره


(أَمْ کُنتُمْ شُهَدَاءَ إِذْ حَضَرَ یَعْقُوبَ الْمَوْتُ إِذْ قَالَ لِبَنِیهِ مَا تَعْبُدُونَ مِنْ بَعْدِی) این سوال یعقوب علیه السلام را باید هر یک از پدران مسلمان از فرزندانشان بپرسند که شما کدام ذات را پرستش و عبادت می کنید؟ و با این طریق ذهنیت و دیدگاه آنان را بداند که آیا واقعا آنها با خواست و فهم خودشان موحد و یکتا پرست شده اند؟ و آیا واقعا دین را خوب فهمیده اند؟ تا اگر شبهاتی در اذهان آنها باشد آنها را با حکمت وبیان دلیل قانع کننده بر طرف نمایند، و با این طریق ایمان فرزندانشان را از دست برد شیاطین محفوظ نگه دارند .

آنچه از محتوای این آیه مشخص می گردد این آیه در حقیقت ردی است بر مشرکین عرب که خویش را پیروان ابراهیم علیه السلام می دانستند و ردی است بر یهودیان منحرف و مشرکی که خویش را از نسل یعقوب علیه السلام و پیرو وی می دانستند، الله متعال در این آیه بیان نموده ابراهیم و یعقوب علیهما السلام موحد و یکتا پرست بودند و فرزندانشان را به توحید و یکتا پرستی توصیه و سفارش نموده اند پس شما ای عرب های مشرک و ای یهودیان منحرف اگر واقعا پیرو ابراهیم و یعقوب هستید پس شرک و خرافات را رها نموده پیرو دین توحیدی اسلام گردید تا بدین طریق ازابراهیم و یعقوب پیروی کرده باشید ورنه ادعای شما دروغی بیش نخواهد بود زیرا هر ادعای بی دلیل دروغی بیش نیست .

(قَالُوا نَعْبُدُ إِلَهَکَ وَإِلَهَ آبَائِکَ إِبْرَاهِیمَ وَإِسْمَاعِیلَ وَإِسْحَقَ إِلَهاً وَاحِداً) از آنجایی که فرزندان یعقوب علیه السلام موحد و یکتا پرست بودند در جواب پدر مهربانشان گفتند: ما معبود به حق تو و معبود به حق پدرانت : ابراهیم و اسماعیل و اسحاق (علیهم السلام) را می پرستیم که همان معبود به حق ویکتا باشد .

(وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ) در این قسمت از آیه الله متعال جواب فرزندان یعقوب علیه السلام را نقل کرده که همه بعد از اعتراف به وحدانیت الله متعال گفتند : ما فرمانبرداران الله متعال هستیم ، واین جوابی است که باید هرمسلمانی بدان معتقد و گویا باشد و به این گفته خویش عمل نمایید و در هیچ موردی از موارد زندگی خلاف دستورات الله متعال عمل نکند و همیشه و در همه جا و در تمام امورزندگی خود را تابع و فرمانبردار الله متعال بداند تا یک مسلمان واقعی گردد .

تفسیرآسان آیه (132) سوره بقره

ترجمه آیه (132) سوره بقره

 

 وَوَصَّى بِهَا إِبْرَاهِیمُ بَنِیهِ وَیَعْقُوبُ یَا بَنِیَّ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَى لَکُمْ الدِّینَ فَلا تَمُوتُنَّ إِلاَّ وَأَنْتُمْ مُسْلِمُونَ (132)

 

ترجمه : وابراهیم فرزندانش را به این (دین توحیدی) سفارش نمود و یعقوب (نیز فرزندانشان رابدان سفارش نمود) (و هر یک به فرزندانشان گفتند) : ای فرزندان من همانا الله دین (توحیدی) را برای شما بر گزیده است پس شما هر گز نمیرید مگر اینکه مسلمان و فرمانبرداران (الله متعال) باشید .

 

تفسیرآسان آیه (132) سوره بقره

 

(وَوَصَّى بِهَا إِبْرَاهِیمُ بَنِیهِ وَیَعْقُوبُ یَا بَنِیَّ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَى لَکُمْ الدِّینَ فَلا تَمُوتُنَّ إِلاَّ وَأَنْتُمْ مُسْلِمُونَ)

یعقوب علیه السلام پدر یوسف علیه السلام و فرزند اسحاق علیه السلام و نوه ابراهیم علیه السلام می باشد، و ابراهیم علیه السلام پدر اسحاق علیه السلام و پدر بزرگ یعقوب علیه السلام می باشد .

ابراهیم و یعقوب علیهما السلام در لحظات آخر عمرشان به فرزندانشان توصیه ای نموده اند که الله متعال در آیه ذکر نموده تا ما نیز به این دو بزرگوار اقتداء نموده قبل از وفات به فرزندان نمان توصیه و سفارش نماییم.

آری هر یک از ابراهیم و یعقوب علیهما السلام قبل از وفات به فرزندانشان توصیه و سفارش نمودند که بر دین توحیدی بوده و بر همین دین بمیرند و این بس درس بزرگی است برای هر پدری که بفکر نجات فرزندانش از عذاب الهی است که همیشه و بلأخص زمان مرگ فرزندانش را توصیه و سفارش نماید که دین توحیدی اسلام را محکم گرفته و تا پایان عمر برهمین آیین بوده و زمانی دنیا را وداع کنند که معتقد به دین توحیدی اسلام باشند .

نکته دیگر اینکه دین و آیینی که الله متعال برای ابراهیم و یعقوب علیهماالسلام و فرزندان این دو بزرگوار و تمام بشریت تا به پایان این دنیای فانی برگزیده و انتخاب نموده؛ دین توحیدی اسلام است و هرکس غیر آن را انتخاب نماید آن دین و آیین از او پذیرفته نخواهد شد، لذا امروزه یهودیت و نصارنیت ادیان منسوخ شده و تعریف شده ای اند که در نزد الله متعال هیچ اعتباری ندارند، همان گونه که سایر آیین های موجود بر این کره خاکی فاقد اعتبار اند و تنها دین توحیدی که در نزد الله متعال معتبر و پیروری از آن باعث نجات خواهد شد فقط و فقط دین اسلام است و بس .

ترجمه و شرح حدیث (51) صحیح بخاری

ترجمه و شرح حدیث (51) صحیح بخاری

 

عَنْ عَبْد اللَّهِ بْنَ عَبَّاسٍ، أَخْبَرَهُ قَالَ: أَخْبَرَنِی أَبُو سُفْیَانَ بْنُ حَرْبٍ، " أَنَّ هِرَقْلَ، قَالَ لَهُ: سَأَلْتُکَ هَلْ یَزِیدُونَ أَمْ یَنْقُصُونَ؟ فَزَعَمْتَ أَنَّهُمْ یَزِیدُونَ، وَکَذَلِکَ الإِیمَانُ حَتَّى یَتِمَّ، وَسَأَلْتُکَ هَلْ یَرْتَدُّ أَحَدٌ سَخْطَةً لِدِینِهِ بَعْدَ أَنْ یَدْخُلَ فِیهِ؟ فَزَعَمْتَ أَنْ لاَ، وَکَذَلِکَ الإِیمَانُ، حِینَ تُخَالِطُ بَشَاشَتُهُ القُلُوبَ لاَ یَسْخَطُهُ أَحَدٌ "


ترجمه : عبدالله بن عباس (رضی الله عنهما) فرمودند: ابوسفیان بن حرب (رضی الله عنه) به من خبر دادند که همانا هرقل (پادشاه روم) به ایشان گفتند: من از تو پرسیدم آیا (مسلمانان روز بروز) اضافه می گردند و یا (اینکه) کم می گردند؟ و تو گمان نمودی که همانا (آنها روز بروز) زیادتر می گردند و ایمان نیز این گونه است تا که تکمیل می گردد، و از تو پرسیدم آیا کسی بنا بر ناراضی از دینش بعد از اینکه در آن داخل گشته مرتد شده است؟ تو گمان نمودی که نه، و ایمان نیز این گونه است زمانی که نور، شیرینی و فراخیش در دلها داخل می گردد کسی ازآن نارض نمی گردد .

 

مسائل و احکام حدیث:

 

از حدیث بالا مسائل و احکام زیرگرفته و برداشت می شود:

1 - ایمان اضافه و کم می شود .

2- هرکس دین را خوب بفهمد هر گز از دین ناراض نمی گردد.

3- هرکس دین را درست بفهمد هرگزمرتد نمی شود .

4- ایمان شیرینی خودش را دارد.

6- مسلمانان در هر دور و زمان روبه افزایش اند .

ناگفته نماند که این حدیث در حقیقت قسمتی از حدیث هفتم صحیح بخاری است که در آنجا بصورت کامل ومفصل آمده است و در اینجا امام بخاری رحمه الله بصورت مختصر قسمتی از آن را روایت نموده است .

ترجمه و شرح حدیث (50) صحیح بخاری

ترجمه و شرح حدیث (50) صحیح بخاری

 

عَنْ أَبِی هُرَیْرَةَ، قَالَ: کَانَ النَّبِیُّ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ بَارِزًا یَوْمًا لِلنَّاسِ، فَأَتَاهُ جِبْرِیلُ فَقَالَ: مَا الإِیمَانُ؟ قَالَ: «الإِیمَانُ أَنْ تُؤْمِنَ بِاللَّهِ وَمَلاَئِکَتِهِ، وَکُتُبِهِ، وَبِلِقَائِهِ، وَرُسُلِهِ وَتُؤْمِنَ بِالْبَعْثِ». قَالَ: مَا الإِسْلاَمُ؟ قَالَ: " الإِسْلاَمُ: أَنْ تَعْبُدَ اللَّهَ، وَلاَ تُشْرِکَ بِهِ شَیْئًا، وَتُقِیمَ الصَّلاَةَ، وَتُؤَدِّیَ الزَّکَاةَ المَفْرُوضَةَ، وَتَصُومَ رَمَضَانَ ". قَالَ: مَا الإِحْسَانُ؟ قَالَ: «أَنْ تَعْبُدَ اللَّهَ کَأَنَّکَ تَرَاهُ، فَإِنْ لَمْ تَکُنْ تَرَاهُ فَإِنَّهُ یَرَاکَ»، قَالَ: مَتَى السَّاعَةُ؟ قَالَ: " مَا المَسْئُولُ عَنْهَا بِأَعْلَمَ مِنَ السَّائِلِ، وَسَأُخْبِرُکَ عَنْ أَشْرَاطِهَا: إِذَا وَلَدَتِ الأَمَةُ رَبَّهَا، وَإِذَا تَطَاوَلَ رُعَاةُ الإِبِلِ البُهْمُ فِی البُنْیَانِ، فِی خَمْسٍ لاَ یَعْلَمُهُنَّ إِلَّا اللَّهُ " ثُمَّ تَلاَ النَّبِیُّ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ: {إِنَّ اللَّهَ عِنْدَهُ عِلْمُ السَّاعَةِ} [لقمان: 34] الآیَةَ، ثُمَّ أَدْبَرَ فَقَالَ: «رُدُّوهُ» فَلَمْ یَرَوْا شَیْئًا، فَقَالَ: «هَذَا جِبْرِیلُ جَاءَ یُعَلِّمُ النَّاسَ دِینَهُمْ».


ترجمه : ابوهریره رضی الله عنه فرمودند: پیامبرصلی الله علیه و آله وسلم روزی در میان مردم نمایان بودند، جبرئیل (علیه السلام) به نزد ایشان آمدند و فرمودند: ایمان چیست؟ (رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم) فرمودند: (ایمان این است) که به الله و به فرشتگان الله، و به کتاب هایش و به ملاقات با او (در قیامت) و به پیامبرانش ایمان بیاوری و به برانگیخته شدن بعد از مرگ، ایمان بیاوری.

(جبرئیل علیه السلام) فرمودند: اسلام چیست؟ (رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم) فرمودند: (اسلام این است) که الله را عبادت کنی، و به اوچیزی را شرک نیاوری، و نماز را برپا داری، و زکات فرض (وتعیین شده در شرع را) پرداخت نمائی، و رمضان را روزه بگیری.

(جبرئیل علیه السلام) فرمودند: احسان چیست؟ (رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم) فرمودند: (احسان این است) که الله را طوری عبادت نمائی گویا که او را می بینی وگرچه تو او را نمی بینی قطعا او ترا می بیند .

(حبرئیل علیه السلام) فرمودند: قیامت چه وقت برپا می گردد؟ (رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم) فرمودند: (من) سؤال شونده از (توی) سؤال کننده (در این باره) آگاه تر نیست، ولی بزودی تورا از علامتهای قیامت خبردارخواهم نمود: آنگاه که کنیزصاحبش را بزاید و آنگاه که چوپانان شتران سیاه دربلند سازی ساختمان بر یکدیگر فخر نماید ، (و قیامت ) در پنج چیزی است که بجز الله کسی آنها را نمی داند، سپس پیامبرصلی الله علیه و آله وسلم (این آیه را) تلاوت نمودند: {إِنَّ اللَّهَ عِنْدَهُ عِلْمُ السَّاعَةِ} [لقمان: 34] الآیَةَ، یعنی : همانا علم قیامت در نزد الله است .

سپس (جبرئیل که به شکل مردی آمده بودند) پشت گردانده و رفتند(رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم) فرمودند: که او را برگردانید، (آنها رفتند که صدایش بزنند) چیزی را ندیدند،(رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم) فرمودند: این جبرئیل (بوده) است آمده (بود) تا به مردم دینشان را بیاموزد .

 


مسائل و احکام حدیث:

 

از حدیث بالا مسائل و احکام زیر گرفته و برداشت می شود:

1 - جبرئیل علیه السلام گاهی بشکل مردی به نزد رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم تشریف می آوردند.

2 - برخی از صحابه های رضی الله عنهم جبرئیل علیه السلام را به شکل مردی دیدند.

3- دین مجموعه ایمان، اسلام و احسان می باشد .

4- ارکان ایمان از قرار زیرمی باشد:

(1)ایمان به الله.

(2) ایمان به فرشتگان .

(3) ایمان به کتابهای آسمانی.

(4) ایمان به پیامبران الهی.

(5)ایمان به قیامت که درآن ملاقات با الله متعال صورت می گیرد .

(6) ناگفته نماند که ایمان به (تقدیر) نیز ازارکان ایمان است ولی در الفاظ این حدیث درصحیح بخاری نیامده ولی درصحیح مسلم حدیث (10) در همین روایت ابوهریره رضی الله عنه این مطلب چنین آمده (وَتُؤْمِنَ بِالْقَدَرِ کُلِّهِ) و اینکه به تمام تقدیر ایمان بیاوری .

 

5- ارکان اسلام ازقرار زیرمی باشد:

( 1 ) پذیرش توحید و ترک شرک.

( 2 ) برپائی نماز.

( 3 ) پرداخت زکات.

( 4 ) روزه گرفتن ماه رمضان .

( 5 ) ناگفته نماند که (حج) نیز جزء ارکان اسلام است که در الفاظ این روایت نیامده ولی در روایت ابوهریره رضی الله عنه در سنن نسائی حدیث (4991) این مطلب چنین آمده است (وَتَحُجَّ الْبَیْتَ) یعنی اینکه خانه کعبه را حج نمائی .

 

6- احسان همان وجود اخلاص واقعی در انجام عبادت است و آن اینکه فرد باید الله متعال را طوری عبادت نماید گویا که او را می بیند وگرچه انسان الله متعال را در زمان انجام عبادت نمی بیند ولی این را باید بداند که الله متعال قطعا او را می بیند و بر اعمال او نظاره می کند .

7- تاریخ و زمان دقیق وقوع قیامت را کسی بجز الله متعال نمی داند حتی جبرئیل علیه السلام و پیامبر بزرگوار اسلام صلی الله علیه و آله وسلم هم نمی دانستند .

8- رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم علامت ها و نشانیهای که پیش از قیامت بروز می کنند و دلیل نزدیک شدن قیامت اند را بیان نمودند .

9 - یکی از علامت های قیامت رونق گرفتن جهاد اسلامی و به دست آوردن کنیزان جنگی است، تا این که این کنیزان از آقایانشان بچه دارمی شوند و بچه های این آقایان در حقیقت آقایان این کنیزان می باشند و این است معنای این که (کنیزآقایش را بزاید) .

10 - یکی دیگر از علامت های قیامت این است که افراد فقیر که روزی چوپان و شتر چران بودند ولی بعدها ثروتمند شدند و با سایرین در ساختمان سازی رقابت نموده و بر این فخر نمایند.

11- یک نوع از انواع تعلیم و آموزش سؤال و جواب است همانگونه که در این حدیث جبرئیل علیه السلام می پرسیدند و رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم پاسخ می دادند و صحابه رضی الله عنهم حاضر در آن جلسه بدین طریق بسیاری از مسائل را یاد گرفتند به همین خاطر رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند (این (فرد) جبرئیل بود آمده بود تا به مردم دینشان را بیاموزد) .

 

ترجمه و شرح حدیث (49) صحیح بخاری

ترجمه و شرح حدیث (49) صحیح بخاری

 

عَنْ أَنَس بْن مَالِکٍ، قَالَ: أَخْبَرَنِی عُبَادَةُ بْنُ الصَّامِتِ، أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ خَرَجَ یُخْبِرُ بِلَیْلَةِ القَدْرِ، فَتَلاَحَى رَجُلاَنِ مِنَ المُسْلِمِینَ فَقَالَ: إِنِّی خَرَجْتُ لِأُخْبِرَکُمْ بِلَیْلَةِ القَدْرِ، وَإِنَّهُ تَلاَحَى فُلاَنٌ وَفُلاَنٌ، فَرُفِعَتْ، وَعَسَى أَنْ یَکُونَ خَیْرًا لَکُمْ، التَمِسُوهَا فِی السَّبْعِ وَالتِّسْعِ وَالخَمْسِ.


ترجمه : انس بن مالک رضی الله عنه فرمودند: عباده بن صامت رضی الله عنه به من خبردادند که همانا رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم (ازخانه) بیرون شدند تا بیان نمایند (که در این رمضان) شب قدر (کدام شب است) که (دیدند) دو مرد از مسلمانان با یکدیگر درگیر شدند ، (رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم به حل اختلاف آنان مشغول شدند، لذا تعیین آن شب را الله متعال از ذهنشان برداشتند  و بعد) فرمودند: همانا من (از خانه) بیرون شدم تا اینکه (تعیین) شب قدر را (در این رمضان برایتان) بیان کنم که فلان و فلانی درگیر شدند (و من مشغول حل اختلاف آنان شدم ) که (تعیین شب قدر در این رمضان از ذهن من) برداشته شد و شاید این (عدم تعیین) برایتان بهتر باشد (تا بیشتر عبادت کنید ولی شما در این رمضان ) در هفت و نه و پنج (شب مانده به آخر و یا گذشته از دهه اخیر) جستجو کنید .


 

مسائل و احکام حدیث:

 

از حدیث بالا احکام و مسائل زیر برداشت و گرفته می شود :

1 - در یکی از رمضانها ی زمان رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم شب قدر اول برای رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم تعیین شده و بعد از ذهن رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم برداشته شد .

2 - درگیریها و اختلافات باعث برداشت خیلی از خیر و برکتها می شود .

3 - گفته رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم که فرمودند( در هفت و نه و پنج جستجو کنید) دو امکان دارد:

( أ ) هفت و نه و پنج شب به آخر رمضان مانده درآنها شب قدررا جستجو کنید و به عبادت سپری کنید زیرا در یکی از این شب ها در این رمضان شب قدر است، لذا به این ترتیب در یکی از شبهای بیست سوم و بیست یکم و شب بیست و پنجم امکان شب قدر است  .

( ب ) هفت و نه و پنج شب گذشته از دهه اخیر رمضان در آنها شب قدررا جستجو کنید و به عبادت سپری کنید زیرا در یکی از این شب ها در این رمضان شب قدر است، لذا به این ترتیب در یکی از شبهای بیست هفتم و سیم و شب بیست و پنجم امکان شب قدر است  .

نکته مهم : در احادیث صحیح متعددی آمده است که شب قدر چرخشی است یعنی درشب های طاق دهه اخیر رمضان می باشد و در هر رمضانی در یکی از شب های طاق دهه اخیر خواهد بود بعنوان مثال در یکی از رمضانها بیست و یکم و دریکی بیست نهم ودر یکی بیست سوم و در یکی بیست پنجم و در یکی بیست و هفتم می باشد .

 

 

 

ترجمه و شرح حدیث (48) صحیح بخاری

ترجمه و شرح حدیث (48) صحیح بخاری

 

عَنْ زُبَیْدٍ، قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا وَائِلٍ عَنْ المُرْجِئَةِ، فَقَالَ: حَدَّثَنِی عَبْدُ اللَّهِ أَنَّ النَّبِیَّ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ قَالَ: «سِبَابُ المُسْلِمِ فُسُوقٌ، وَقِتَالُهُ کُفْرٌ».

 

ترجمه : زبید (رحمه الله) فرمودند: من از ابوائل (رحمه الله) در باره (فرقه) مرجئه پرسیدم ایشان فرمودند عبدالله (بن مسعود رضی الله عنه) برایم حدیث بیان نمودند که همانا پیامبرصلی الله علیه و آله وسلم فرمودند: دشنام دادن مسلمان فسق و درگیری با او کفر است .


 

مسائل و احکام حدیث

 

مسائل و احکام زیر از حدیث بالا استنباط و فهمیده می شود :

 

1 – این حدیث رد فرقه مرجئه است و مرجئه به گروهی گویند که اعمال را جزء ایمان نمی دانند و بر این نظریه اند که گناهان به ایمان هیچ ضربه ای نمی زند، نظریه این فرقه با آیات قرآنی و احادیث صحیح نبوی در تضاد است .

 

2 - دشنام دادن مسلمان گناه و فسق است یعنی یک نوع بیرون رفتن از اطاعت دستورات شرع محسوب می شود .

3- درگیری با یک مسلمان عمل کفری محسوب می شود .

4- گناهان باعث ضربه زدن به ایمان فرد می گردد .

 

یک نکته بسیارمهم : کفر وفسق بر دو نوع است :

 

( أ ) کفر و فسق اکبر؛ این نوع کفر و فسق انسان را از اسلام بیرون نموده و وارد کفر می کند همانند عبادت نمودن بت ها و پرستش غیر الله متعال .

( ب ) کفر و فسق اصغر؛ یعنی برخی از گناهانی که انسان را از اسلام بیرون نمی کند ولی باعث نقص ایمان فرد می گردد ،همانند دشنام دادن یک مسلمان که فسق اصغر است و درگیری با یک مسلمان که کفر اصغر است .

 

از این توضیح و تقسیم معلوم می شود که هر عملی که در احادیث و آیات قرآنی به آن کفر گفته شده آن کفر اکبر نیست و باید بررسی شود که آن عمل کفری ازچه نوع از انواع گناهان است و در کدام قسم از اقسام کفر داخل می گردد ، نکته دیگری که باید مورد نظر و توجه ما باشد این است که انجام اعمال کفری گرچه از نوع کفر اکبر هم باشد همیشه فرد را کافرنمی گرداند و از اسلام خارج نمی کند زیرا زمانی فرد بنا بر انجام عمل کفر اکبر از اسلام خارج می شود که تمام شرائط تکفیردر او یافت شده و هیچ مانعی از موانع تکفیر در او یافت نشود ، لذا اگر ما دیدیم که فردی مرتکب کفر اکبر شده بازهم نباید او را تکفیر کنیم تا اینکه بررسی کنیم وبه بینیم آیا تمام شرائط تکفیر در او یافت می شود و آیا هیچ مانعی از موانع کفر در او وجود ندارد ، اگر تمام شرائط تکفیر در او یافت نشد و یا مانعی از موانع تکفیر در او یافت شده با وجودی که کفر اکبر هم مرتکب شده است باز هم آن فرد کافر نمی گردد.

 

 

تفسیر آسان آیه (131) سوره بقره

ترجمه آیه (131) سوره بقره

 

 إِذْ قَالَ لَهُ رَبُّهُ أَسْلِمْ قَالَ أَسْلَمْتُ لِرَبِّ الْعَالَمِینَ (131)

 

ترجمه : و یاد آورید زمانی را که پروردگار ابراهیم به او گفت: تسلیم و فرمانبردار(من) شو. او(نیز در جواب) گفت : من تسلیم و فرمانبردار پروردگارجهانها شده ام .

 

تفسیر آسان آیه (131) سوره بقره

 

(إِذْ قَالَ لَهُ رَبُّهُ أَسْلِمْ) زمانی که الله متعال به ابراهیم علیه السلام گفتند : تسلیم و فرمانبردار من باش او نیز به این دستور الله متعال عمل نموده و فرمانبردار و مطیع الله متعال گشتند .

اصل در تمام ادیان الهی و دین اسلام همین است که فرد خویش را تسلیم الله نموده و در تمام امور زندگی خویش از او اطاعت و فرمانبرداری و اطاعت کند و هرگز کاری را انجام ندهد که باعث ناراضی الله متعال گردد ، این است اسلام واقعی و فردی که بدین گونه تسلیم و فرمانبردار الله متعال است او یک مسلمان واقعی است، ولی چه کنیم که امروزه در جوامع اسلامی افرادی پیدا شده اند که از یک سو مدعی اسلام و مسلمان بودن اند واز سوی دیگر به بسیاری از احکام و دستورات الهی اعتراض نموده و یا اینکه فکر می کنند که برخی از احکام الهی خلاف عقل است ، بنظر بنده این نوع افراد باید به جای اینکه فکر کنند که احکام و دستورات الهی خلاف عقل است و باید نسبت به آنها بازنگری گردد آنها برای علاج عقل و فکر خویش به پزشکان معنوی و روحانی رجوع نمایند، زیرا عقلی که به احکام الهی اعتراض دارد به سالم بدون آن باید مشکوک شد .

 

(قَالَ أَسْلَمْتُ لِرَبِّ الْعَالَمِینَ) زمانی که الله متعال به ابراهیم علیه السلام دستور دادند که تسلیم و فرمانبردار او گردد، ابراهیم علیه السلام در جواب فرمودند: من خودم  را تسلیم و فرمانبردارپروردگار جهانها نموده ام .

ما اگرکمی دقت نمایم در می یابیم که دراین جواب ابراهیم علیه السلام دوچیز بیان شده است :

1 - بعد از دستور الله متعال به تسلیم شدن و فرمانبردارگشتن ابراهیم علیه السلام فورا گفت : چشم من قطعا فرمانبردار و تسلیم هستم و هرگز مخالفتی و اعتراضی ندارم .

2- تؤام با اینکه ابراهیم علیه السلام اعتراف به تسلیم شدن و فرمانبردار گشتن نمودند در عین حال به ربوبیت و اینکه الله متعال پروردگار جهانها است اعتراف نموده و این را بیان نموده که نه من تنها بلکه تمام جهانها و اهل آنها باید تسلیم و فرمانبردار تو باشند، و هیچ چیزی و هیچ کسی هر گز نباید از دستورات تو نافرمانی و سرپیچی کند.

نکته دیگر اینکه در این جمله ابراهیم کلمه (رَبِّ الْعَالَمِینَ) وجود دارد که بیانگر توحید ربوبیت است یعنی : تنها الله متعال خالق و مالک تمام موجودات است ، در اصل (رَبِّ) یعنی ذاتی که انسان و یا هر چیز دیگری را مرحله به مرحله و تدریجی به حد کمالش رسانده و او را با این روش تدریجی پرورش بدهد ، و این کار را فقط الله متعال می تواند بکند نه کسی و یا چیز دیگری و به همین خاطر است که در برخی از احادیث صحیح آمده که غلام به آقایش (رَبِّ) نگوید، لذا این که امروزه برخی به (صاحب کار) خویش (ارباب) می گویند اشتباه است .

تفسیر آسان آیه (130) سوره بقره

ترجمه آیه (130) سوره بقره

   

 وَمَنْ یَرْغَبُ عَنْ مِلَّةِ إِبْرَاهِیمَ إِلاَّ مَنْ سَفِهَ نَفْسَهُ وَلَقَدْ اصْطَفَیْنَاهُ فِی الدُّنْیَا وَإِنَّهُ فِی الآخِرَةِ لَمِنْ الصَّالِحِینَ (130)

 

ترجمه : و چه کسی از دین ابراهیم رو گردانی می کند مگرآنی که خودش را احمق و نادان قرارداده باشد و همانا ما او را در دنیا برگزیده ایم و قطعا او در سرای دیگر از نیکوکاران است .

 

تفسیر آسان آیه (130) سوره بقره

 

(وَمَنْ یَرْغَبُ عَنْ مِلَّةِ إِبْرَاهِیمَ إِلاَّ مَنْ سَفِهَ نَفْسَهُ) مراد از (مِلَّةِ إِبْرَاهِیمَ) همان آیین و دین توحیدی ابراهیم علیه السلام است ، و روگردانی از دین ابراهیم علیه السلام اختیار کفر و شرک است ، لذا هرکس دین توحیدی اسلام را رها کرده و کفر و شرک و خرافات را انتخاب می کند او ازدین ابراهیمی اعراض و روگردانی نموده است و چنین افرادی با این روش ظالمانه؛ خود را به نادانی زده و در وادی حماقت و نادانی به هلاکت انداخته است .

نکته مهمی که در این آیه نهفته است این است که هرمسلمان یکتا پرست پیرو آیین ابراهیم علیه السلام بوده و اویک فرد عاقل و فهمیده است و هر مشرک خرافاتی احمقی است که از دین ابراهیمی که مورد تأیید الله متعال است اعراض و رو گردانی نموده است.

 

(وَلَقَدْ اصْطَفَیْنَاهُ فِی الدُّنْیَا) در این قسمت از آیه الله متعال نبوت و برگزیده گی ابراهیم علیه السلام را بیان نموده است و از این چه افتخاری بالاتر که الله متعال برگزیده گی ایشان را درآخرین کتاب خویش که تا پایان دنیا وجود دارد ذکر شده و همیشه نام نیک ایشان گرفته می شود و اهل اسلام از انتساب به چنین شخصیتی فخر می کند .

نکته مهم در این قسمت از آیه؛ این است که امروز افراد فخر می کنند که شخصیت و یا فرد مهمی و یا عموم افراد از او تعریف کنند و خوبی آن را بیان کنند، ولی افراد کمی به این فکر اند که بگونه ای باشند که پروردگار محبوبشان از ایشان تعریف نموده و اظهار رضایت کند و این افتخاراست که الله متعال از انسانی تعریف کند و هرکس دوست دارد که الله متعال از او راضی گشته و تعریف نماید پس باید راه نیکو کاری را در پیش گیرد و از نیکوکاران و خوش کرداران گردد.

(وَإِنَّهُ فِی الآخِرَةِ لَمِنْ الصَّالِحِینَ) آری الله متعالی ابراهیم علیه السلام را الله متعال در سرای دیگر و دنیای جاوید نیزاز نیکوکاران قرار خواهد داد و کسی که در آن دنیا از نیکوکاران قرار گیرد پاداش نیکوکاران که همان رضایت الله متعال و بهشت جاویدان و دیدار الهی باشد؛ نصیب اوخواهد گشت، پس تو هم ای برادر و خواهر گرامی من کوشش کن تا که در دنیا و آخرت از افراد نیک کردارباشی تا اینکه در دنیا و آخرت از دوستان الله متعال بوده و در آخرت از اجر و ثوابی نیکوکاران بهرمند شوی.