ترجمه أیه (183) سوره بقره
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُتِبَ عَلَیْکُمْ الصِّیَامُ کَمَا کُتِبَ عَلَى الَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ (183)
ترجمه : ای کسانی که ایمان آورده اید برشما روزه نوشته «و فرض گردانیده» شده است همانگونه که برکسانی که پیش از شما بوده اند «روزه نوشته و فرض» شده بود، « وروزه بدین خاطرفرض گشته است» تا اینکه شما پرهیزگار گردید .
تفسیرآیه (183) سوره بقره
(یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا) این ندای زیبای الله مهربان برای اهل ایمان است آری الله مهربان هرگاه که می خواهد حکم خاصی را برای اهل ایمان فرض و تعیین نماید و یا از عمل خاصی ممانعت کند ، با این الفاظ زیبا آنها را صدا می زند و سپس دستور زیبای با حکمتش را برای آنان بیان می دارد ، در اینجا نیز الله متعال اهل ایمان را صدا زده تا فرضیت رکنی از ارکان اسلام که همان روزه باشد را برای آنان اعلان نماید .
(کُتِبَ عَلَیْکُمْ الصِّیَامُ) این قسمت از آیه بیانگر فرضیت روزه بر مسلمانان است ، ولی این روزه را مسلمانان در چه ماهی از سال بگیرند و چند روز روزه بگیرند در این آیه ذکر نشده است ولی در آیه بعدی آمده که روزهای روزه معین و مشخص شده اند و در آیه بعد از آن آمده که ماه مبارک رمضان ماهی است که روزه گرفتن آن بر مسلمانان فرض و نوشته شده است، لذا آنچه بر مسلمانان فرض است روزه گرفتن ماه مبارک رمضان است واما سایر روزه ها که در احادیث صحیح نبوی صلی الله علیه و آله وسلم به گرفتن آنها تشویق و ترغیب شده از قبیل روزه روز عاشورا، روزه روز عرفه ، روزه گرفتن دوشنبه ها و پنج شنبه ها هر هفته و سایر روزه ها همه و همه آنها نفلی و دارای فضایل خاصی اند که در احادیث صحیح برای آنها ذکر شده است ، لذا برای یک مسلمان مناسب این است که علاوه از روزه فرض ، روزه نفلی نیز گرفته و با این طریق به پرهیزگاری خویش افزوده و روزه های فرض خویش را تکمیل نموده و پروردگار خویش را از خود راضی گرداند تا اینکه بتواند فردای قیامت از درب «ریّان» بهشت که مخصوص روزه داران است همانگونه که در حدیث صحیح آمده ، وارد بهشت گردد.
(کَمَا کُتِبَ عَلَى الَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ) در این قسمت از آیه این مطلب بیان شده که روزه از خصوصیات امت اسلامی نیست بلکه در امت های پیشین نیز روزه بوده است و آنان نیز روزه می گرفتند.
آری در این قسمت از آیه یک نوع دلداری و یک نوع تشویق به روزه گرفتن وجود دارد ، دلداری بدین خاطراست که مسلمانان احساس نکنند که سختی روزه گرفتن مخصوص امت ما است و امتهای پیشین چنین احکامی نداشتند، و تشویق بدین خاطر است که مسلمانان در امر روزه گرفتن با امتهای پیشین رقابت نموده و در این میدان نیک از آنها عقب نمانند بلکه از آنها سبقت و پیشی بگیرند، تا اینکه در تقوا و پرهیزگاری از آن پیشی بگیرند .
(لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ) در این قسمت از آیه حکمت و علت فرضیت روزه بیان شده است که همان به دست آوردن پرهیزگاری و تقوا باشد ، زیرا فردی که روزه می گیرد و شهوات مشروع را در روزها رها نموده از خورد و نوش درروزها تا به شب دست کشیده و از کارهای خلاف شرع دوری نموده و به عبادت و اطاعت پروردگار مشغول می گردد و شبهای رمضان را با تلاوت قرآن و نماز و سایر عبادتها می گذراند این نوع افراد دلهایشان پاک شده و از پرهیزگاران می گردند، در حقیقت ماه رمضان بهار عبادتهاست که انسان مسلمان در این بهارشارژ شده و یازده ما دیگر از سال را با همین شارژ می گذراند .
آری از آنجایی که در ماه مبارک رمضان دربهای رحمت الهی ودربهای بهشت باز شده و دربهای جهنم بسته می شوند و شیاطین سرکش به زنجیر بسته می شوند ، در این ماه عبادت و اطاعت آسان تر گشته و فرد راحت تر می تواند به تزکیه و پاکی خویش پرداخته و خودش را در گروه پرهیزگاران داخل نموده و از اهل تقوا گردد.
ترجمه آیه (۱۸۲) سوره بقره
فَمَنْ خَافَ مِنْ مُوصٍ جَنَفاً أَوْ إِثْماً فَأَصْلَحَ بَیْنَهُمْ فَلا إِثْمَ عَلَیْهِ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ (182)
ترجمه : پس هرکس ترسید که وصیت کننده ای «نسبت به ورثه» در وصیتش انحراف و گناهی را مرتکب شده باشد، وسپس او در میان آنها اصلاح نمود پس براو گناهی نیست ، بی گمان که الله متعال بسیار آمرزنده و بی نهایت مهربان است .
تفسیرآسان آیه (182) سوره بقره
(فَمَنْ خَافَ مِنْ مُوصٍ جَنَفاً أَوْ إِثْماً فَأَصْلَحَ بَیْنَهُمْ فَلا إِثْمَ عَلَیْهِ) دراین قسمت از آیه الله متعال به مسلمانان اجازه داده است که اگر وصیت کننده ای بنا بر هر علتی در وصیت نامه خود دچار انحراف و گناهی شد، آن را اصلاح کنند و این اصلاح در حقیقت گناهی ندارد که هیچ بلکه باعث اجر و ثواب برای اصلاح گر شده و باعث عدل و انصاف در حق وارثین می گردد.
(إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ) آری الله متعال «بی نهایت آمرزنده» است که گناه افرادی را که بخواهد می آمرزد حتی اگر در وصیت نامه های خود دچار انحراف و گناه شده باشند ،همان گونه که الله متعال «بی نهایت مهربان» است که اجازه تغییر وصیت نامه های خلاف شرع را داده تا با این طریق ظلم از افراد دور شده و حق به حق دار برسد، و بار گناه کسانی که در وصیت های خود دچار انحراف و گناه شده اند کم شود .
ترجمه آیه (۱۸۱) سوره بقره
فَمَنْ بَدَّلَهُ بَعْدَمَا سَمِعَهُ فَإِنَّمَا إِثْمُهُ عَلَى الَّذِینَ یُبَدِّلُونَهُ إِنَّ اللَّهَ سَمِیعٌ عَلِیمٌ (181)
ترجمه : لذا هرکس «این وصیت را» بعد از اینکه «از وصیت کننده» شنید عوض و تبدیل نمود همانا گناهش برکسانی است که آن وصیت را تبدیل و عوض می کنند همانا الله «نسبت به وصیت» کاملا شنوا و «نسبت به کارهای شما» بی نهایت داناست .
تفسیرآسان آیه (181) سوره بقره
(فَمَنْ بَدَّلَهُ بَعْدَمَا سَمِعَهُ فَإِنَّمَا إِثْمُهُ عَلَى الَّذِینَ یُبَدِّلُونَهُ) در آیه قبلی الله متعال وصیت نمودن در حق پدر و مادر و خویشاوندان به نیکی را حقی برعهده پرهیزگاران گذاشته است و در این آیه به کسانی هشدار می دهد که بعد ازمردن وصیت کننده وصیت نامه او به ناحق و به سود برخی تغییر می دهند، الله متعال به این تغییر دهند گان هشدار می دهد که انجام چنین کاری گناه است و جرم این گناه بعهده کسانی است که چنین جرمی را مرتکب می شوند لذا از تغییر دادن وصیت نامه های مشروع پرهیز نمایید و گرفتار چنین گناه و جرمی نشوید .
(إِنَّ اللَّهَ سَمِیعٌ عَلِیمٌ) دراین قسمت از آیه ، الله متعال دو صفت از صفات خویش را ذکر نموده یک « سَمِیعٌ » یعنی اینکه الله متعال کاملا شنوا است ووصیت مرده را خوب شنیده است لذا آن را تغییر ندهید ، و صفت دیگر « عَلِیمٌ » است یعنی الله متعال بی نهایت دانا است و اهداف کسانی که وصیت نامه های مشروع را تغییر می دهند را خوب می داند.
آری وقتی که الله متعال «بی نهایت شنوا» و «بی نهایت دانا است» پس نمی شود سخنی گفت که او نشنود و یا کاری کرد که او نداند، پس ما باید مواظب تمام گفتار و کردار ما باشیم، زیرا الله متعال همه حرفهای ما را شنیده و از تمام کارهای ما آگاه و باخبراست و فردای قیامت باید پاسخ درستی برای تمام گفتارو کردارما داشته باشیم .
ترجمه فتنه تکفیرکتاب استادآلبانی رحمه الله (۳)
چرا برخی تکفیری می شوند؟
بعد (از حمد و ثنای بر الله متعال و درود و سلام برپیامبر بزرگوار اسلام ) همانا مسأله تکفیر بطور عموم (نه تنها برای حکام بلکه برای ملتها و رعیتهای نیز) یک فتنه بسیار بزرگ و خیلی قدیمی است که ساخت و ایجاد آن توسط گروهی از گروهای اسلامی قدیمی مشهوربه نام (خـــوارج) صورت گرفته است .
ولی با تأسف شدید برخی از داعیان دین و افراد حماسی با اسم (پیروی از) کتاب و سنّت دچار خروج از دستورات کتاب و سنّت می گردند.
و علت آن در اصل به دو چیز باز می گردد:
یکی کم علمی است .
و جریان دیگر که بسیار مهم هم هست این است که:
این (تکفیری ها) برابر با قوانین شرعی که اساس دعوت صحیح اسلامی برآنهابنا شده است علم حاصل ننموده اند (قوانینی که) هر کس از آنها بیرون رود جزء گروهای منحرف قرار می گیرد و ازجماعتی که رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم در احادیث متعددی از آن تعریف نموده خارج می گردد.
بلکه شامل آن چیزی خواهد گشت که پروردگارعزوجل ما، بیان نموده است که هر کس از آن گروه بیرون شود او با الله و رسولش مخالفت نموده است این مطلب را الله عزوجل دراین گفته اش بیان نموده اند:
وَمَنْ یُشَاقِقِ الرَّسُولَ مِنْ بَعْدِ مَا تَبَیَّنَ لَهُ الْهُدَى وَیَتَّبِعْ غَیْرَ سَبِیلِ الْمُؤْمِنِینَ نُوَلِّهِ مَا تَوَلَّى وَنُصْلِهِ جَهَنَّمَ وَسَاءَتْ مَصِیرًا (سوره نساء آیه : 115).
یعنی : وهرکس با رسول الله بعد از این که هدایت برایش نمایان شده مخالفت نماید وراه غیرمؤمنین را انتخاب کند ما اورا می گردانیم به آن سوکه چرخیده است واورابه جهنم داخل می نماییم و بدجایگاهی است.
این جریان بر اهل علم واضح است که الله متعال دراین گفته اش تنها براین (که هر کس بعد از واضح گشتن هدایت با رسول الله مخالفت کند ما او را می گردانیم بدان سو که چرخیده ....) اکتفا ننموده است بلکه با مخالفت با رسول الله ؛ پیروی از غیر راه مؤمنین را نیز اضافه نموده است و فرموده :
وَمَنْ یُشَاقِقِ الرَّسُولَ مِنْ بَعْدِ مَا تَبَیَّنَ لَهُ الْهُدَى وَیَتَّبِعْ غَیْرَ سَبِیلِ الْمُؤْمِنِینَ نُوَلِّهِ مَا تَوَلَّى وَنُصْلِهِ جَهَنَّمَ وَسَاءَتْ مَصِیرًا (سوره نساء آیه : 115).
یعنی : وهرکس با رسول الله بعد از این که هدایت برایش نمایان شده مخالفت نماید و راه غیرمؤمنین را انتخاب کند ما او را می گردانیم به آن سو که چرخیده است و او را به جهنم داخل می نماییم و بدجایگاهی است).
پس پیروی ازراه مسلمانان و یا عدم پیروی از راه ایشان از نظر بود و نبود جریان بسیار مهمی است.
لذاهرکس ازراه مسلمانان پیروی نماید: اودرنزد پروردگارجهانیان نجات یافته است وهرکس با راه مسلمانان مخالفت نماید برایش جهنم کافی است و بد جایگاه و مصیری است.
از همین جاست که گروهای بسیار زیادی در قدیم و عصر حاضر گمراه شده اند زیرا آنها تنها اکتفا به عدم التزام رفتن برراه مؤمنین نکرده اند بلکه تؤام با آن برعقلهایشان سوارشده اند ودر تفسیر قرآن وسنّت از خواهشاتشان پیروی نموده اند و سپس از آنها نتائج بسیار خطرناکی رابدست آوردند که با آن نتایج ازآنچه که سلف صالح رضی الله عنهم برآن بوده بیرون شده اند.
و پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم در احادیث متعددی براین قسمت ازآیه کریمه (وَیَتَّبِعْ غَیْرَ سَبِیلِ الْمُؤْمِنِینَ : از راه غیر مؤمنین پیروی می کنند) بسیار تأکید نموده اند که من برخی از آنها را بیان خواهم نمود:
این مطلب در نزد عموم مسلمانان چه رسد به خواص آنها مجهول و نامعلوم نیست ولی آنچه مجهول است این است که در فهم کتاب الله و سنت؛ پیروی از راه مؤمنین لازمی و واجبی است این نقطه ای است که (بسیاری) از آن به اشتباه رفته (و بدان توجه ننموده اند) و از ضروری و لازمی بودن آن تغافل ورزیده اند حتی بسیاری از خواص چه رسد به اینهای که به (گروه تکفیری) مشهور شده و یا برخی از این گروهای که خودشان را به جهاد نسبت داده اند و درحالی که اینها نیز گروهای تکه شده و شکست خورده (تکفیریها ) هستند .
ترجمه : فتنه تکفیر، کتابی از استادآلبانی رحمه الله (۲)
پیشگفتارنویسنده
ستایش ازآن الله متعال است وما ستایش اورا گفته وازاوکمک خواسته و از او آمرزش می طلبیم و از شرنفسهایمان و کردار زشت مان به او پناه می بریم.
هر کس را که الله هدایت دهد برایش گمراه کننده ای نیست و هر کس را که او گمراه کند برایش هدایت دهنده ای نیست و گواهی می دهم که بجز الله دیگر معبود به حقی نیست او یکتا و بی شریک است و گواهی می دهم که محمد(صلی الله علیه و آله وسلم) بنده الله و فرستاده اوست.
ترجمه فتنه تکفیر کتاب استاد آلبانی رحمه الله (۱)
سخنی ازمترجم
به نام معبود به حقی که بنی نوع بشر را بر فطرت پاک و دین اسلام آفرید و برای جلوگیری از انحراف بشریت، پیامبران وکتب آسمانی را فرستاد و درود وسلام بر پیامبر بزرگواراسلام باد که با فرمایشات زیبایش کفار را مسلمان نموده و جلوی تکفیر مسلمین را گرفت و رضامندی الله شامل حال یاران جان بر کف رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم و علمای حقه اسلام باد که همیشه از افراط و تفریط دور بوده و با این دو مرض مهلک مبارزه نمودند .
اما بعد برادر و خواهر مسلمان امروزه از هر دور وزمانی بیشتر در میان مسلمانان مرض تشدّد و افراط گری وجود دارد و بسیاری بنا بر فهم نادرست و علم اندک دچار افراط گری شده و به جای دعوت دادن مردم به اسلام و مسلمان نمودن کفار، شب و روز کارشان و هم وغم آنها شده تکفیر نمودن اهل اسلام ، برای راهنمائی و راه درست نشان دادن به این دسته از افراد استاد محمد ناصر الدین آلبانی رحمه الله رساله ای هر چند کوچک و لی بسیار مهم و مدللی را نوشته اند که بنده آن را به فارسی ترجمه نموده ام و شما خواننده گرامی دارید آن را مطالعه می فرمایید ، ناگفته نماند که این کتاب از آنجایی که استاد آلبانی رحمه الله همانند یک مقاله ارائه نمودند در خلال مطالب تیتر و عنوانهای جداگانه ای برای مطالب کتاب ننوشته اند ولی بنده برای واضح تر گشتن مطالب و مجزا شدن آنها تیتر و عنوانهایی را برای مطالب انتخاب نموده ام تا بدین ترتیب کتاب منظم تر و جالب تر گشته ودرک مطالب برای خوانندگان آسان ترگردد، امیدوارم که الله متعال نوشتن این رساله را برای استاد آلبانی رحمه الله و ترجمه آن را برای بنده حقیر باعث اجر و ثواب زیاد گرداند، و از الله متعال می خواهم که این رساله را باعث راهنمائی و هدایت بسیاری از کسانی گرداند که خواسته و یا ناخواسته گرفتارافکارافرطی تکفیری شده اند.
آمین یارب العالمین .
ترجمه: کتاب أصول السنة امام احمد بن حنبل رضی الله عنه
متن عربی :
مثل حَدِیث الصَّادِق المصدوق وَمثل مَا کَانَ مثله فِی الْقدر وَمثل أَحَادِیث الرُّؤْیَة کلهَا وَإِن نبت عَن الأسماع واستوحش مِنْهَا المستمع وَإِنَّمَا عَلَیْهِ الْإِیمَان بهَا وَأَن لَا یرد مِنْهَا حرفا وَاحِد وَغَیرهَا من الْأَحَادِیث المأثورات عَن الثِّقَات.
ترجمه فارسی :
همانند حدیثی «که ابن مسعود رضی الله عنه در باره تقدیر روایت نموده و در آن گفته» ، صادق و مصدوق «یعنی رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم که راستگوی راستگو شمرده شده است برایم بیان نموده است»و همانند آن (سایر احادیث صحیحی) که در باره تقدیرآمده است و همانند تمام احادیثی که در باره دیدار «با الله متعال در روز قیامت آمده است» اگرگوشها چیزی «نامناسبی از آنها» برداشت نموده و شنونده ای از شنیدن این احادیث (صحیح) به وحشت افتاد، همانا بر هرمسلمانی ضروری است که به این احادیث (صحیح) ایمان بیاورد و حتی یک حرف از این احادیث (صحیح) و سایر احادیث (صحیحی) که ازراویان ثقه (ومورد اعتماد) نقل و روایت شده را رد (و انکار) نکند .
ترجمه: کتاب أصول السنة امام احمد بن حنبل رضی الله عنه
متن عربی :
وَمن السّنة اللَّازِمَة الَّتِی من ترک مِنْهَا خصْلَة لم یقبلهَا ویؤمن بهَا لم یکن من أَهلهَا الْإِیمَان بِالْقدرِ خَیره وشره والتصدیق بالأحادیث فِیهِ وَالْإِیمَان بهَا لَا یُقَال لم وَلَا کَیفَ إِنَّمَاهُوَ التَّصْدِیق وَالْإِیمَان بهَا وَمن لم یعرف تَفْسِیر الحَدِیث ویبلغه عقله فقد کفی ذَلِک وَأحکم لَهُ فَعَلَیهِ الْإِیمَان بِهِ وَالتَّسْلِیم.
ترجمه فارسی :
واز (جمله اعتقادات) لازمی و ضروری ( اهل) سنّت که اگر کسی عادت و خصلتی از آنها را رها کند و نپذیرد و به آن ایمان نیاورد او از اهل ایمان نمی گردد؛ همانا ایمان داشتن به خوب و بد تقدیر و تصدیق نمودن احادیث «صحیحی» می باشد که در این باره آمده است ، ایمان در این باره نباید همراه با چرا و چگونه باشد ،همانا در اینجا ایمان داشتن به تقدیرو تصدیق نمودن آن ضروری است، و هرکس توضیح حدیثی را (در این باره) نفهمید و عقلش به درک آن نرسید، ایمان آوردن به آن و حکم نمودن به آن کفایت می کند و ایمان آوردن به آن ضروری است .
ترجمه: کتاب أصول السنة امام احمد بن حنبل رضی الله عنه
متن عربی :
قَالَ أَبوعبد الله أَحْمد بن حَنْبَل رَضِی الله عَنهُ أصُول السّنة عندنَا التَّمَسُّک بِمَا کَانَ عَلَیْهِ أَصْحَاب رَسُول الله صلى الله عَلَیْهِ وَسلم والاقتداء بهم وَترک الْبدع وکل بِدعَة فَهِیَ ضَلَالَة وَترک الْخُصُومَات فِی الدّین.
ترجمه فارسی :
ابوعبدالله «امام» احمد بن حنبل رضی الله عنه فرمودند: اصول (اعتقادات اهل) سنّت در نزد ما تمسّک جستن به چیزهای است که یاران رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم برآنها بودند و اقتدا نمودن به آنان است و(و همچنین از اصول اعتقادات اهل سنّت) ترک بدعت هاست زیرا هر بدعتی گمراهی است و ترک درگیریها و مجادله های (باطل وغیرمفید) در دین است .
ترجمه آیه (۱۸۰) سوره بقره
کُتِبَ عَلَیْکُمْ إِذَا حَضَرَ أَحَدَکُمْ الْمَوْتُ إِنْ تَرَکَ خَیْراً الْوَصِیَّةُ لِلْوَالِدَیْنِ وَالأَقْرَبِینَ بِالْمَعْرُوفِ حَقّاً عَلَى الْمُتَّقِینَ (180)
ترجمه : «ای مسلمانان» برشما نوشته «و مقرر» گشته است که هرگاه مرگ یکی از شما فرا رسید اگر مالی را «بعد از خود» رها می نمید پس برای پدر و مادر و خویشاوندان خویش به نیکی «و نحو احسن» وصیت نماید «این وصیت نمودن» حقی برپرهیزگاران است .
تفسیرآسان آیه (180) سوره بقره
(کُتِبَ عَلَیْکُمْ إِذَا حَضَرَ أَحَدَکُمْ الْمَوْتُ إِنْ تَرَکَ خَیْراً الْوَصِیَّةُ لِلْوَالِدَیْنِ وَالأَقْرَبِینَ بِالْمَعْرُوفِ) در این قسمت از آیه الله متعال بر مسلمانان نوشته و مقرر نموده است که به هنگام مرگ اگر مال و ثروتی به جا می گذارند برای پدر و مادر و خویشاوندان خویش به نحو احسن و نیکی وصیت نمایند ، آری ازآنچه آیات قرآنی و احادیث صحیح نبوی فهمیده می شود این است که پدر و مادر و خویشاوندان نسبت به مرده دو حالت پیدا می کنند که در یک حالت وصیت در حق آنها جایز است ولی در حالت دوم وصیت در حق آنها جایز نمی باشد :
1 - اگر پدر و مادر مسلمان بوده و فرزند مرده آنها نیز مسلمان باشد و هیچ مانعی برای ارث بردن از قبیل قتل و یا کفر و بردگی وجود نداشته باشد در این صورت پدر و مادر از فرزند مرده خود به همان اندازه ارث می برند که در قرآن و سنّت صحیح برای آنها آمده و وصیت درحق آنها مجاز نیست و این آیه در باره چنین پدر و مادرانی نیست بلکه همانگونه که در روایت صحیح شماره « 3641 » سنن نسائی ازرسول الله صلی الله علیه و آله وسلم در باره چنین پدر و مادرها و سایروارثین چنین روایت شده که ایشان چنین فرمودند : « إِنَّ اللَّهَ قَدْ أَعْطَى کُلَّ ذِی حَقٍّ حَقَّهُ فَلَا وَصِیَّةَ لِوَارِثٍ » یعنی : همانا الله متعال حق هر صاحب حقی را «در ارث و میراث» به داده است پس برای هیچ وارثی وصیت مجاز نیست .
2 - ولی اگر پدر و مادر مسلمان نباشند و یا اینکه قتل فرزندشان را مرتکب شده باشند و یا برده باشند در این صورت از فرزندشان ارث نمی برند در چنین مواقعی فرزندشان می تواند از مال و ثروتش در حد یک سوم به آنها وصیت کند و این آیه در حقیقت برای این نوع فرزندان و پدر و مادران می باشد .
آری سایرخویشاوندان فرد از قبیل فرزند، همسر ، برادر، خواهر ، دایی ، عمو و غیره نیزاز همین دو حالت خالی نیستند یا وارث اند که حق آنها در قرآن و سنّت صحیح آمده و وصیت در حق آنها مجاز نمی باشد و یا اینکه بنا بر عللی از وارثان قرار نمی گیرند که در این صورت تا یک سوم مال در حق آنها وصیت مجاز می باشد .
(حَقّاً عَلَى الْمُتَّقِینَ) در این قسمت ازآیه ؛ الله متعال بیان نمودند که این وصیت در حق پدر و مادر و خویشاوندان در مواقع خاصی مجاز است ؛ حقی است که الله متعال بر عهده پرهیزگاران گذاشته است و آن را در حقیقت کسی رعایت می کند که اهل تقوا و پرهیزگاری باشد ولی آن دسته از افراد که با تقوا و پرهیزگاری سرکاری ندارند از عمل به چنین وصیت هایی دوری می کنند .
ترجمه آیه (۱۷۹) سوره بقره
وَلَکُمْ فِی الْقِصَاصِ حَیَاةٌ یَا أُوْلِی الأَلْبَابِ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ (179)
ترجمه : در قصاص «گرفتن از قاتلین عمد» برایتان زندگی است ای صاحبان عقل و خرد «و این دستور را الله متعال داده » تا اینکه شما «ازکشتن دیگران برحذر بوده و» به ترسید «و دست به جنایت قتل و کشتار نزنید».
تفسیرآسان آیه (179) سوره بقره
«وَلَکُمْ فِی الْقِصَاصِ حَیَاةٌ یَا أُوْلِی الأَلْبَابِ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ» در این آیه الله متعال حکمت از مشروع ساختن قصاص از قاتلین عمدی را بیان نموده است که حکمتش این است که قصاص گرفتن از قاتلین عمدی باعث می شود که افراد از قتل عمدی برحذر بوده و با این طریق زندگی بسیاری نجات یافته و افراد شرور جرأت ارتکاب چنین جرمی را نخواهند داشت ، و با این طریق امن و آرامشی در جامعه بوجود خواهد آمد، زیرا اگر کسی چنین جرمی را مرتکب شود اگر اولیا و وارثان مقتول بخواهند می توانند از او قصاص گرفته و او بکشند، لذا بسیاری از این ترس که اگر کسی را بکشند، کشته خواهند شد دست به قتل و کشتار نخواهند زد و لذا در حقیقت با قصاص از قاتلین عمد دو چیز اتفاق خواهد افتاد:
1 - قصاص از قاتلین عمد باعث زنده ماندن بسیاری خواهند شد زیرا با کشتن قاتلین و قصاص گرفتن از آنها این مجرمین از میان جامعه برداشته شده و دیگر کسی به دستان پلید آنها کشته نخواهند شد .
2 - از سوی دیگر بسیاری از ترس اینکه اگر کسی را بکشند دستگیروکشته خواهند شد لذا دست به چنین جرم و جنایتی نخواهند زد.
با این طریق قصاص در حقیقت باعث زنده ماندن بسیاری خواهند گشت و این گونه است که قصاص از قاتلین باعث زندگی برای سایرافراد جامعه می گردد.