✏شکست اجماع یازدهم✏
امام ابن حزم رحمه الله در
کتاب (مراتب الاجماع ) چنین نوشته اند
: ﻭاﺗﻔﻘﻮا ﺃﻥ اﻟﻤﺮﺃﺓ ﻻ ﺗﺆﻡ اﻟﺮﺟﺎﻝ ﻭﻫﻢ ﻳﻌﻠﻤﻮﻥ ﺃﻧﻬﺎ
اﻣﺮﺃﺓ، ﻓﺈﻥ ﻓﻌﻠﻮا ﻓﺼﻼﺗﻬﻢ ﻓﺎﺳﺪﺓ ﺑﺎﻹﺟﻤﺎﻉ.
ترجمه : علما اتفاق نموده اند که زن برای
مردان نباید امامت دهد و در حالی که مردان می دانند که امام زن است ، و اگر( مردان
پشت سر زن ) نماز خواندند نمازشان به اجماع فاسد است.
این اجماع نیز شکسته است
زیرا در کتاب نقد مراتب الاجماع چنین آمده است : اﺋﺘﻤﺎﻡ اﻟﺮﺟﺎﻝ اﻷﻣﻴﻴﻦ ﺑﺎﻟﻤﺮﺃﺓ
اﻟﻘﺎﺭﺋﺔ ﻓﻲ ﻗﻴﺎﻡ ﺭﻣﻀﺎﻥ ﻳﺠﻮﺯ ﻓﻲ اﻟﻤﺸﻬﻮﺭ ﻋﻦ ﺃﺣﻤﺪ، ﻭﻓﻲ ﺳﺎﺋﺮ اﻟﺘﻄﻮﻉ ﺭﻭاﻳﺘﺎﻥ.
اقتدا نمودن مردان بی سواد
به زن قاری در نماز تراویح رمضان در روایت مشهور از امام احمد این است که مجاز است
و در سایر نمازهای نفل از ایشان دو روایت آمده است (یکی بیانگر جواز و دیگری
بیانگر ممانعت می باشد)
و محمد بن عبد الله بن ابی
بکر الحثیثی در کتاب (المعانی البدیعة فی معرفة اختلاف أهل الشریعة)چنین فرموده
اند : امام مزنی و ابوثور و محمد بن جریر الطبری رحمه الله نیز می فرمایند برای زن
مجاز است که در نماز تراویح برای مردان امامت دهد.
✏شکست اجماع دهم✏
ابن حزم رحمه الله در کتاب
مراتب الاجماع چنین نوشته اند : ﻭاﺗﻔﻘﻮا ﺃﻥ اﻟﻮﺻﻴﺔ ﺑﺎﻟﻤﻌﺎﺻﻲ ﻻ ﺗﺠﻮﺯ ﻭﺃﻥ اﻟﻮﺻﻴﺔ
ﺑﺎﻟﺒﺮ ﻭﺑﻤﺎ ﻟﻴﺲ ﺑﺮا ﻭﻻ ﻣﻌﺼﻴﺔ ﻭﻻ ﺗﻀﻴﻴﻌﺎ ﻟﻠﻤﺎﻝ ﺟﺎﺋﺰﺓ .
ترجمه : (علما) اتفاق نظر
دارند که وصیت در گناهان مجاز نمی باشد ولی وصیت در کار نیک و در آنچه نه کارنیک
است و نه گناه هست و نه ضایع نمودن مال است جایز می باشد.
این اجماع نیز شکسته است و
در باره شکست این اجماع به آنچه ابن تیمیه رحمه الله در کتاب (ﻧﻘﺪ ﻣﺮاﺗﺐ اﻹﺟﻤﺎﻉ)
، صفحه 296 ذکر نموده اند توجه نمایید:
اﻟﻮﺻﻴﺔ ﺑﻤﺎ ﻟﻴﺲ ﺑﺒﺮ ﻭﻻ
ﻣﻌﺼﻴﺔ ﻭاﻟﻮﻗﻒ ﻋﻠﻰ ﺫﻟﻚ ﻓﻴﻪ ﻗﻮﻻﻥ ﻓﻲ ﻣﺬﻫﺐ ﺃﺣﻤﺪ ﻭﻏﻴﺮﻩ، ﻭاﻟﺼﺤﻴﺢ ﺃﻥ ﺫﻟﻚ ﻻ ﻳﺼﺢ؛ ﻓﺈﻥ
اﻹﻧﺴﺎﻥ ﻻ ﻳﻨﺘﻔﻊ ﺑﺒﺬﻝ اﻟﻤﺎﻝ ﺑﻌﺪ اﻟﻤﻮﺕ، ﺇﻻ ﺃﻥ ﻳﺼﺮﻓﻪ ﺇﻟﻰ ﻃﺎﻋﺔ اﻟﻠﻪ، ﻭﺇﻻ ﻓﺒﺬﻟﻪ ﺑﻤﺎ
ﻟﻴﺲ ﺑﻄﺎﻋﺔ ﻭﻻ ﻣﻌﺼﻴﺔ ﻻ ﻳﻨﻔﻌﻪ ﺑﻌﺪ اﻟﻤﻮﺕ، ﺑﺨﻼﻑ ﺻﺮﻓﻪ ﻓﻲ اﻟﺤﻴﺎﺓ ﻓﻲ اﻟﻤﺒﺎﺣﺎﺕ، ﻛﺎﻷﻛﻞ
ﻭاﻟﺸﺮﺏ ﻭاﻟﻠﺒﺎﺱ، ﻓﺈﻧﻪ ﻳﻨﺘﻔﻊ ﺑﺬﻟﻚ.
ترجمه : در باره وصیت در
اموری که نه نیکی است و نه گناه و همچنین وقف ، در مذهب احمد و غیر ایشان دو نظریه
(جواز و عدم جواز) آمده است، و نظریه درست این است که این نوع وصیت ها صحیح نمی
باشد، زیرا انسان از مالی که بعد از مرگش (توسط وصیتش) خرج می شود به او نفعی نمی
رسد مگر اینکه در راه طاعت الهی باشد و رنه خرج کردنش در آنچه که نه طاعت است و نه
گناه و معصیت بعد از مرگ به او نفعی نمی رسد، بر خلاف آنچه در دوران زنده بودن
خویش در امور مباح و مجاز همانند خورد و نوش و پوشش لباس خرج می کرده و از آنها
نفع می برده است.
✏شکست اجماع نهم✏
ابن حزم رحمه الله در کتاب
مراتب الاجماع چنین نوشته اند :
اﺗﻔﻘﻮا اﻥ اﺳﺘﻘﺮاﺽ ﻣﺎ ﻋﺪا
اﻟﺤﻴﻮاﻥ ﺟﺎﺋﺰ ﻭاﺧﺘﻠﻔﻮا ﻓﻲ ﺟﻮاﺯ اﺳﺘﻘﺮاﺽ اﻟﺮﻗﻴﻖ ﻭاﻟﺠﻮاﺭﻱ ﻭاﻟﺤﻴﻮاﻥ.
ترجمه : (علما) اتفاق
نمودند که قرض گرفتن غیر از حیوان جایز است ولی در باره جواز قرض گرفتن غلام و
کنیز و حیوان اختلافدنموده اند.
این اجماع نیز شکسته شده
است در باره شکست این اجماع به این گفته ابن تیمیه رحمه الله در کتاب (ﻧﻘﺪ ﻣﺮاﺗﺐ اﻹﺟﻤﺎﻉ)
، صفحه 296 مراجعه نمایید در آنجا چنین نوشته است :
اﻻﺗﻔﺎﻕ ﺇﻧﻤﺎ ﻫﻮ ﻓﻲ ﻗﺮﺽ
اﻟﻤﺜﻠﻴﺎﺕ: اﻟﻤﻜﻴﻞ ﻭاﻟﻤﻮﺯﻭﻥ، ﻭﺃﻣﺎ ﻣﺎ ﺳﻮﻯ ﺫﻟﻚ، ﻓﺄﺑﻮ ﺣﻨﻴﻔﺔ ﻻ ﻳﺠﻮﺯ ﻗﺮﺿﻪ؛ ﻷﻥ ﻣﻮﺟﺐ
اﻟﻘﺮﺽ اﻟﻤﺜﻞ، ﻭﻻ ﻣﺜﻞ ﻟﻪ ﻋﻨﺪﻩ، ﻓﺎﻟﻨﺰاﻉ ﻓﻴﻪ ﻛﺎﻟﻨﺰاﻉ ﻓﻲ اﻟﺤﻴﻮاﻥ.
ترجمه : اتفاق همانا در
باره قرض گرفتن چیزهای است که همانندی و هم مثلی دارند : همانند چیزهای کیلی و
وزنی و اما در غیر اینها (اختلاف نظر وجود دارد) ابوحنیفه (رحمه الله) می فرمایند جایز نیست، زیرا
قرض خواهان همانندی و هم مثلی می باشد( لذا در چیزهای که هم مثلی ندارند قرض
گیرنده چگونه می تواند همانند و همثل آن را پرداخت کند لذا قرض دادن و قرض گرفتن
غیر مثلی ها مجاز نمی باشد )، پس (علما) در چیزهای که هم مثل و همانندی ندارند
اختلاف نظر دارند همانگونه که در جواز قرض گرفتن حیوان اختلاف نظر دارند.
✏شکست اجماع هشتم✏
ابن حزم رحمه الله در کتاب
مراتب الاجماع چنین نوشته اند: ﻭاﺗﻔﻘﻮا ﻋﻠﻰ ﺃﻥ اﻳﺠﺎﺏ اﻟﻬﺪﻱ ﻓﺮﺽ ﻋﻠﻰ اﻟﻤﺤﺼﺮ .
ترجمه : (علما) اتفاق نموده
اند که کشتن حیوانی برای باز شدن از احرام برای کسی که از ادامه حج و عمره جلو
گیری شده است، فرض است.
این اجماع نیز شکسته شده
است در این باره ابن تیمیه رحمه الله در کتاب (ﻧﻘﺪ ﻣﺮاﺗﺐ اﻹﺟﻤﺎﻉ) ، صفحه 293 چنین
نوشته است:
ﻗﺪ ﻧﻘﻞ ﻏﻴﺮ ﻭاﺣﺪ ﻋﻦ ﻣﺎﻟﻚ
ﺃﻧﻪ ﻻ ﻳﺠﺐ اﻟﻬﺪﻱ ﻋﻠﻰ اﻟﻤﺤﺼﺮ، ﻭﻫﻮ اﻟﻤﺸﻬﻮﺭ ﻣﻦ ﻣﺬﻫﺐ ﻣﺎﻟﻚ.
علمای متعددی از( امام )
مالک (رحمه الله ) نقل نموده اند که ایشان می گویند : کشتن حیوانی را برای کسی که
از ادامه حج و عمره جلوگیری می شود واجب نیست و همین مذهب مشهور (امام ) مالک
(رحمه الله) می باشد.
✏شکست اجماع هفتم✏
ابن حزم در کتاب مراتب
اجماع چنین نوشته اند : ﻭﺃﺟﻤﻌﻮا ﺃﻥ اﻟﺤﺎﺋﺾ ﺇﺫا ﺭﺃﺕ اﻟﻄﻬﺮ ﻣﺎ ﻟﻢ ﺗﻐﺴﻞ ﻓﺮﺟﻬﺎ ﺃﻭ
ﺗﺘﻮﺿﺄ ﻓﻮﻃﺆﻫﺎ ﺣﺮاﻡ .
ترجمه : علما اجماع نموده
اند که زنی که عادت ماهیانه بوده آنگاه که پاک گشت و عادت ماهیانه اش به پایان رسید
تا زمانی که شرمگاهش را نشوید و یا اینکه وضو نگیرد جماع با او حرام است.
این اجماع نیز شکسته شده
است در این باره به این گفته ابن تیمیه رحمه الله در کتاب (ﻧﻘﺪ ﻣﺮاﺗﺐ اﻹﺟﻤﺎﻉ) ، صفحه 289 توجه
فرمایید:
ﺃﺑﻮ ﺣﻨﻴﻔﺔ ﻳﻘﻮﻝ: ﺇﺫا اﻧﻘﻄﻊ
ﺩﻣﻬﺎ ﻷﻛﺜﺮ اﻟﺤﻴﺾ، ﺃﻭ ﻣﺮ ﻋﻠﻴﻬﺎ ﻭﻗﺖ ﺻﻼﺓ ﺟﺎﺯ ﻭﻃﺆﻫﺎ ﻭﺇﻥ ﻟﻢ ﺗﻐﺘﺴﻞ ﻭﻟﻢ ﺗﺘﻮﺿﺄ ﻭﻟﻢ ﺗﻐﺴﻞ
ﻓﺮﺟﻬﺎ.
ترجمه : ابوحنیفه رحمه الله
می فرماید : آنگاه که خون ریزی زنی که عادت ماهیانه دارد با گذشت اکثر مدت حیض بند
آمد ،و یا اینکه بر او وقت یک نماز گذشت ، (در این صورت) جماع با او (برای شوهرش)
مجاز است و گرچه (آن زن) غسل نکرده باشد و وضو نگرفته باشد و شرمگاهش را نشسته
باشد .
✏شکست اجماع ششم✏
ابن حزم رحمه الله در کتاب
مراتب الاجماع چنین ادعای نموده است
:
ﻭاﺗﻔﻘﻮا ﻋﻠﻰ ﺃﻥ اﻻﺳﺘﻨﺠﺎء
ﺑﺎﻟﺤﺠﺎﺭﺓ ﻭﺑﻜﻞ ﻃﺎﻫﺮ ﻣﺎ ﻟﻢ ﻳﻜﻦ ﻃﻌﺎﻣﺎ ﺃﻭ ﺭﺟﻴﻌﺎ ﺃﻭ ﻧﺠﺴﺎ ﺃﻭ ﺟﻠﺪا ﺃﻭ ﻋﻈﻤﺎ ﺃﻭ ﻓﺤﻤﺎ ﺃﻭ
ﺣﻤﻤﺔ ﺟﺎﺋﺰ .
ترجمه : (علما ) اتفاق نظر
دارند که استنجا زدن با سنگ و با هر چیز پاکی تا زمانی که خوراکی و یا مدفوع
حیوانات و یا نجاست و یا پوست و یا استخوان و یا زغالی نباشد، جایز است .
این اتفاق و اجماع نیز
شکسته شده است زیرا ابن تیمیه رحمه الله در کتاب (ﻧﻘﺪ ﻣﺮاﺗﺐ اﻹﺟﻤﺎﻉ) ، صفحه 288: چنین
نوشته اند:
ﻓﻲ ﺟﻮاﺯ اﻻﺳﺘﺠﻤﺎﺭ ﺑﻐﻴﺮ
اﻷﺣﺠﺎﺭ ﻗﻮﻻﻥ ﻣﻌﺮﻭﻓﺎﻥ، ﻫﻤﺎ ﺭﻭاﻳﺘﺎﻥ ﻋﻦ ﺃﺣﻤﺪ: ﺇﺣﺪاﻫﻤﺎ: ﻻ ﻳﺠﺰﺉ ﺇﻻ ﺑﺎﻟﺤﺠﺮ، ﻭﻫﻲ اﺧﺘﻴﺎﺭ
ﺃﺑﻲ ﺑﻜﺮ ﺑﻦ اﻟﻤﻨﺬﺭ، ﻭﺃﺑﻲ ﺑﻜﺮ ﻋﺒﺪ اﻟﻌﺰﻳﺰ.
ترجمه در جواز استنجا بغیر
از سنگها (با دیگر پاک کنندها) دو قول مشهور وجود دارد (قول جواز و قول عدم جواز) و از امام
احمد رحمه الله در این باره دوروایت آمده یکی از آن دو این است که بجز سنگ (با
سایر چیزها، استنجا) جایز نیست و همین قول و نظریه را ابوبکر بن المنذر و ابوبکر
عبدالعزیز رحمهما الله انتخاب و اختیار نموده اند.
✏شکست اجماع پنجم✏
ابن منذر رحمه الله در کتاب
الاجماع، باب (ما اجمعوا علیه فی الماء) چنین نوشته اند: أجمعوا علی أن الوضوء
لایجوز : بماء الورد ، و ماء الشجر، و ماء العصفر...
ترجمه: علما اجماع نمودند که وضو (به این نوع
آبها) : آب گلاب، و آب درخت ، و آب گل عصفر (گلی زرد رنگ)، جایز نیست.
این اجماع نیز شکسته شده
است زیرا در این باره نیز در میان علما اختلاف نظر وجود دارد، برای بهتر دانستن
این اختلاف و شکست این اجماع به عبارت زیر دقت فرمایید :
ابن قدامه رحمه الله در
کتاب المغنی در فصل( فی غیر النبیذ من المائعات غیرالماء) بعد ازبیان آبها و
مایعاتی (از قبیل شوربه ، سرکه و....که با آنها وضو جایز نیست) می فرماید : فجمیع هذه
اﻷنواع لایجوز الوضوء بها، و لا الغسل ، و لا نعلم فیه خلافا الا ما حکی عن ابن
ابی لیلی و الأصم فی المیاه المعتصره ، أنها طهور و یرتفع بها الحدث ، و یزال بها
النجس .
ترجمه : تمام این انواع
(آبها و مایعات) نه وضو با آنها جایز است و نه غسل،و در این باره من اختلافی را
خبر ندارم بجز آنچه از ابن ابی لیلی و اصم (رحمهما الله) نقل شده است (که این دو
بزرگوار) در باره آبهای که از (گل ، گیاه و غیره) گرفته می شود(می فرمایند) که آنها
پاک و پاک کننده اند ناپاکی (یعنی بی وضوئی و جنابت) با آنها بر طرف می شود و
نجاست و کثیفی با آنها دور و پاک می گردند.
✏شکست اجماع چهارم ✏
ابن قدامه رحمه الله در
المغنی ، کتاب الحج باب مسألة اﻹحرام یقع بالنسک من وحوه ثلاثة فرمودند : أجمع المسلمون علی
إباحة التمتع فی جمیع اﻷعصار ، و انما اختلفوا فی فضله .ترجمه : مسلمانان بر جواز حج تمتع در
تمام زمانها اجماع نموده اند و همان در باره افضلیت آن اختلاف نموده اند.
این اجماع اعتباری ندارد
زیرا در این باره اختلاف نظر وجود دارد در این باربه سه قول ابوذر غفاری رضی الله
عنه که در صحیح مسلم کتاب الحج ، باب جواز الحج آمده، توجه فرمایید :
کانت المتعة فی الحج ﻷصحاب
محمد صلى الله علیه وسلم خاصة .
ترجمه : تمتع نمودن در حج مخصوص یاران رسول الله صلی
الله علیه و آله وسلم بوده است
.
کانت لنا رخصة یعنی المتعة
فی الحج .
ترجمه : تمتع در حج جوازی برای ما یاران رسول الله صلى
الله علیه وآله وسلم بوده است.
لا تصلح المتعتان الا لنا
خاصة یعنی متعة النساء و متعة الحج
. ترجمه : دو متعه برای کسی بجز ما صحابه پیامبر صلی
الله علیه و آله وسلم گنجایش ندارد یعنی صیغه با زنان و تمتع نمودن در حج .
و در حالی که ممانعت ازتمتع
در حج از عمر و عثمان و معاویه رضی الله عنهم نیز ثابت است برای دیدن اقوال این سه
صحابه بزرگوار رضی الله عنهم به کتاب الحج صحیح مسلم و کتب سنن اربعه رجوع نمایید.
حسادت با انسان چه می کند؟!
1- انسان را نسبت به واقعیت های کر و کور می گرداند.
2- انسان را دشمن انسان و انسانیت می گرداند.
3- انسان را وادار به غیبت می کند.
4- انسان را مجبور به تهمت زدن به دیگران می کند.
5- ازانسان یک دروغگو می سازد.
6- انسان را از درون می سوزاند و نابود می کند.
7- انسان را وادار به جنایت می کند.
8- به جامعه ضررمی رساند.
9- باعث غم و اندوه فرد می شود.
10- باعث ناشکری می شود.
11- باعث از دست دادن دوستان می شود.
12- باعث اضافه شدن دشمنان می شود.
13- باعث از دست دادن خانواده و اقوام می گردد.
14- باعث رضامندی و خشنودی شیطان می گردد.
15- باعث خشم الله متعال می گردد.
به خاطراین همه مضرات است که الله مهربان در سوره فلق
می فرماید: (وَمِنْ شَرِّ حَاسِدٍ إِذَا حَسَدَ) یعنی: و از شر حسود
زمانی که حسادت می ورزد (به الله متعال پناه ببرید).
مضرات دروغگوئی
1- دروغگوئی از بزرگترین گناهان است.
2- دروغگوئی باعث بی آبروئی می گردد.
3- دروغگوئی باعث شرمندگی می گردد.
4- دروغگوئی باعث خورد شدن شخصیت فرد می گردد.
5- دروغگوئی باعث بی اعتبار شدن فرد می گردد.
6- دروغگوئی باعث از دست دادن دوستان می گردد.
7- دروغگوئی باعث شرمندگی می گردد.
8- دروغگوئی باعث ناراحتی افراد جامعه می گردد.
9- دروغگوئی باعث ناراضی الله متعال می گردد.
10- دروغگوئی باعث نفاق می گردد.
11- دروغگوئی باعث ازیاد شدن دشمنان فرد می گردد.
12-دروغگوئی باعث شکست خوردن در زندگی می گردد.
13-دروغگوئی باعث از دست دادن خانواده و اقوام می گردد.
14-دروغگوئی باعث از بین رفتن خیر و برکت در زندگی
می گردد.
به خاطر تمام این مضرات و دها مضرات دیگردروغگوئی است
که اسلام از دروغگوئی ممانعت نموده و رسول الله صلی الله علیه
وآله وسلم دروغگوئی را از صفات منافقین و از بزرگترین
گناهان کبیره شمرده است .
دو اصل مهم اقتصاد اسلامی
در اقتصاد اسلامی دو اصل بسیار مهم وجود دارد که باید آنها را رعایت نمود :
1- مالی راکه فرد به دست می آورد باید از راه درست باشد.
2- مالی را که به دست آورده باید در راه درست خرچ کند .
در حدیث صحیح آمده که رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند: در روز قیامت فرد از جایش تکان نمی خورد تا اینکه از پنج چیز سوال شود یکی از آن پنج چیز این است که در دنیا مالت را از چه راهی بدست آورده ای و در چه راهی صرف و خرج نموده ای .