۩۩۩ قـــرآن و سنّت زنــــده بــــاد ۩۩۩

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَا تَوَلَّوْا عَنْهُ وَأَنْتُمْ تَسْمَعُونَ (20) (سوره انفال)

۩۩۩ قـــرآن و سنّت زنــــده بــــاد ۩۩۩

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَا تَوَلَّوْا عَنْهُ وَأَنْتُمْ تَسْمَعُونَ (20) (سوره انفال)

با تکفیر به چه می رسید؟


ترجمه فتنه تکفیرکتاب استادآلبانی رحمه الله (۱۶)


با تکفیر به چه می رسید؟

 

 

(آری ما قبلا) گفتم و همیشه نیز برای کسانی که همیشه تکفیر حکام مسلمین لغ لغ زبانشان شده است، می گویم:

 

خوب حالا (بر یک لحظه هم که شده قبول می کنیم) که این حکام کافر اند و مرتد شده اند و(این را نیز برای یک لحظه می پذیریم) که در این جا یک حاکم اعلی و برتری (نیز) بر سایر حکام وجود دارد لذا در این صورت بر حاکم اعلی واجب است که حد(ارتداد که همان اعدام است) را بر سایر حکام اجراء کند.

 

ولی الآن: شما از نظر عملی چه استفاده ای می کنید اگرما بالفرض قبول هم بکنیم که این حکام کافر و مرتد اند؟ ممکن است که چه بکنید و یا چه کاری را انجام دهید؟

 

در این وقت شاید بگویند: که مسأله ولاء و براء (دوستی با مسلمانان و دشمنی با کفار را اجراء نموده و بکار می بریم) ما در جواب می گوییم: ولاء و براء با دوستی و دشمنی در ارتباط اند و این دو طبق توان قلبی و عملی اند و برای وجود اینها نیازی به اعلان تکفیر و مشهور نمودن ارتداد افراد نیست.

 

بلکه جریان ولاء و براء هر در حق یک بدعتی، و یا یک گنه کار و یا یک ظالم نیز صورت می گیرد.

ارتباط کفری اعتقادی با قلب

ترجمه فتنه تکفیرکتاب استادآلبانی رحمه الله (۱۵)


ارتباط کفری اعتقادی با قلب

 

 

 (آری) کفر اعتقادی هیچ علاقه و ارتباط اساسی با عمل تنها ندارد همانا تعلق و ارتباط اصلیش با قلب است.

و ما نمی توانیم بدانیم که در قلب فاسق، فاجر ،دزد، زناکار و.... وامثال آنها چه می گذرد مگر اینکه خودش از آنچه در دلش می گذرد را با زبانش تعبیر و بیان نماید.

 

و اما اعمالش به ما خبر می دهد که آنها در عمل با شریعت مخالفت نموده است پس ما می گوییم که : همانا تو با شریعت مخالفت نمودی و همانا تو فاسق گشتی و همانا توفاجر گشتی ولی نمی گوییم : همانا تو کافر گشتی و از دینت بر گشته ومرتد شدی تا اینکه از او چیزی نمایان گردد تا ما دراینکه حکم به ارتدادش می دهیم در نزد الله عزوجل عذرو دلیلی داشته باشیم ، و سپس (آن وقت است که ) حکم معروف اسلام بر او جاری می شود همان حکمی که رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند: «مَنْ بَدَّلَ دِینَهُ فَاقْتُلُوهُ» یعنی : هر کس دینش (اسلام) را عوض نمود (و مرتدّ شد) پس او را بکشید.

عقیده امام ابوحنیفه رحمه الله (۱۸)

 ترجمه فقه اکبر امام ابوحنیفه رضی الله عنه


شَفَاعَة الْأَنْبِیَاء وَالْمِیزَان والحوض


شفاعت پیامبران و ترازوی اعمال و حوض کوثر حق و ثابت است



وَالله تَعَالَى متفضل على عباده عَادل قد یُعْطی من الثَّوَاب أَضْعَاف مَا یستوجبه العَبْد تفضلا مِنْهُ وَقد یُعَاقب على الذَّنب عدلا مِنْهُ وَقد یعْفُو فضلا مِنْهُ وشفاعة الْأَنْبِیَاء عَلَیْهِم السَّلَام حق وشفاعة النَّبِی صلى الله عَلَیْهِ وَسلم للْمُؤْمِنین المذنبین وَلأَهل الْکَبَائِر مِنْهُم المستوجبین الْعقَاب حق ثَابت وَوزن الْأَعْمَال بالمیزان یَوْم الْقِیَامَة حق وحوض النَّبِی عَلَیْهِ الصَّلَاة وَالسَّلَام حق .


ترجمه : و الله متعال بر بندگانش فضل و احسان می نماید و نسبت به آنها عدل و انصاف می نماید گاهی بنا بر فضل و کرم خویش از اجر و ثواب چندین برابرآنچه که بنده مستحق است به اومی دهد و گاهی بنا برعدل و انصافش او را عذاب می دهد و گاهی هم بنا بر فضل و کرمش او را معاف می کند و شفاعت پیامبران علیهم السلام حق و ثابت است و شفاعت پیامبرصلی الله علیه و آله وسلم برای مسلمانان گنه کار و برای اهل گناهان کبیره ای که مستحق آتش جهنم و عذاب اند حق و ثابت است، و وزن اعمال و کردارها با ترازو در روز قیامت حق و ثابت است و حوض کوثر که مخصوص پیامبرکه رحمت و درود و سلام الهی براو باد حق و ثابت است . 

عقیده امام ابوحنیفه رحمه الله (۱۷)

 ترجمه فقه اکبر امام ابوحنیفه رضی الله عنه


معرفتنا بِاللَّه تَعَالَى


شناخت ما نسبت به الله متعال



نَعْرِف الله تَعَالَى حق مَعْرفَته کَمَا وصف نَفسه فِی کِتَابه بِجَمِیعِ صِفَاته وَلَیْسَ یقدر اُحْدُ ان یعبد الله حق عِبَادَته کَمَا هُوَ أهل لَهُ وَلکنه یعبده بأَمْره کَمَا امْرَهْ بکتابه وَسنة رَسُوله وَیَسْتَوِی الْمُؤْمِنُونَ کلهم فِی الْمعرفَة وَالْیَقِین والتوکل والمحبة والرضاء وَالْخَوْف والرجاء وَالْإِیمَان فِی ذَلِک ویتفاوتون فِیمَا دون الْإِیمَان فِی ذَلِک کُله .


ترجمه : ما الله متعال را آنگونه که حقش می باشد می شناسیم همان گونه که الله متعال خودشان را در کتابش با تمام صفاتش معرفی و توصیف نموده است و هیچ کس قادر نیست که الله را آنگونه که شایسته اوست پرستش و عبادت نماید و لیکن او راعبادت می کند به دستورش همانگونه که در کتابش و سنّت پیامبرش «صلی الله علیه و آله وسلم» دستور داده است تمام مسلمانان درشناخت و یقین و توکل و دوستی و رضامندی و ترس و امید و ایمان به آن برابر و یکسان اند ولی علاوه از اینها در سایر امور ایمانی با یکدیگر متفاوت اند .

عقیده امام احمد بن حنبل رحمه الله (۱۷)

 ترجمه: کتاب أصول السنة امام احمد بن حنبل رضی الله عنه 


متن عربی :


وَلَا نشْهد على أهل الْقبْلَة بِعَمَل یعمله بجنة وَلَا نَار نرجو للصالح ونخاف عَلَیْهِ ونخاف على الْمُسِیء المذنب وَنَرْجُو لَهُ رَحْمَة الله. وَمن لَقِی الله بذنب یجب لَهُ النَّار تَائِبًا غیر مصر عَلَیْهِ فَإِن الله یَتُوب عَلَیْهِ وَیقبل التَّوْبَة عَن عباده وَیَعْفُو عَن السَّیِّئَات. من لقِیه وَقد أقیم عَلَیْهِ حد ذَلِک الذَّنب فِی الدُّنْیَا فَهُوَ کَفَّارَته کَمَا جَاءَ فِی الْخَبَر عَن رَسُول الله صلى الله عَلَیْهِ وَسلم . وَمن لقِیه مصرا غیر تائب من الذُّنُوب الَّتِی اسْتوْجبَ بهَا الْعقُوبَة فَأمره إِلَى الله إِن شَاءَ عذبه وَإِن شَاءَ غفر لَهُ . وَمن لقِیه من کَافِر عذبه وَلم یغْفر لَهُ .

 

ترجمه فارسی :

وما برهیچ یک از اهل قبله بنا برعملی که انجام می دهد نه به بهشتی بودن او. و نه هم به دوزخ بودن او، گواهی می دهیم، برای نیکوکار امیدوار«نجات» هستیم توأم با اینکه براواز گرفت الهی نیز می ترسیم و برگنه کار خطا کاراز گرفت الهی ترسیده و (نیز) امیدوار رحمت الهی برای او هستیم . وهرکس با الله ملاقات نماید و در حالی که مرتکب گناهی شده که مستحق آتش جهنم است ولی برآن پافشاری و اصرار ننموده  است (حالا) اگر از آن گناه توبه نماید همانا الله توبه او را می پذیرد زیرا الله توبه بندگانش را پذیرفته و از گناهان (و کردار بد) آنان درگذر می نماید . وهرکس «در قیامت» با الله ملاقات نماید و در حالی حد آن گناهی ( که در دنیا انجام داده) بر او در (همین) دنیا اجرا شده است پس این «اجرای حد» برایش کفاره محسوب می شود، همانگونه که در حدیث «صحیح» از رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم آمده است . و هرکس با الله (متعال) در قیامت ملاقت و در حالی نماید که برگناهانی «غیر از شرک» که مستحق عذاب اند  اصرار و پافشاری داشته و ازآنها (در دنیا) توبه ننموده است، حکم این فرد با الله (متعال) است اگر بخواهد او را عذاب می دهد و اگر بخواهد او را می بخشد . وهرکس در قیامت در حالی با الله (متعال) ملاقات نماید که کافر از دنیا رفته است ، الله (متعال) او را عذاب داده و(هرگز) نمی بخشد .

عقیده امام احمد بن حنبل رحمه الله (۱۶)

 ترجمه: کتاب أصول السنة امام احمد بن حنبل رضی الله عنه 


متن عربی :


وقتال اللُّصُوص والخوارج جَائِز إِذا عرضوا للرجل فِی نَفسه وَمَاله فَلهُ أَن یُقَاتل عَن نَفسه وَمَاله وَیدْفَع عَنْهَا بِکُل مَا یقدر وَلَیْسَ لَهُ إِذا فارقوه أَو تَرَکُوهُ أَن یطلبهم وَلَا یتبع آثَارهم لَیْسَ لأحد إِلَّا الإِمَام أَو وُلَاة الْمُسلمین إِنَّمَا لَهُ أَن یدْفع عَن نَفسه فِی مقَامه ذَلِک وَیَنْوِی بِجهْدِهِ أَن لَا یقتل أحدا فَإِن مَاتَ على یَدَیْهِ فِی دَفعه عَن نَفسه فِی المعرکة فأبعد الله الْمَقْتُول وَإِن قتل هَذَا فِی تِلْکَ الْحَال وَهُوَ یدْفع عَن نَفسه وَمَاله رَجَوْت لَهُ الشَّهَادَة کَمَا جَاءَ فِی الْأَحَادِیث وَجَمِیع الْآثَار فِی هَذَا إِنَّمَا أَمر بقتاله وَلم یُؤمر بقتْله وَلَا اتِّبَاعه وَلَا یُجِیزعَلَیْهِ إِن صرع أَو کَانَ جریحا وَإِن أَخذه أَسِیرًا فَلَیْسَ لَهُ أَن یقْتله وَلَا یُقیم عَلَیْهِ الْحَد وَلَکِن یرفع أمره إِلَى من ولاه الله فَحکم فِیهِ.


ترجمه فارسی : 


درگیری و جنگ با دزدان و خوارج جایزاست، هرگاه که اینها به جان و یا مال فردی تعرض نمایند فرد می تواند به هر نوع ممکن که قدرت دارد از خودش و مالش دفاع نموده و در دفاع از آنها با آنان بجنگد و برای او جایز نیست که وقتی که دزدان و خوراج او را رها کردند آنها را دنبال و تعقیب کند و برای هیچ کس به جز رهبرمسلمانان و یا فرمانداران مسلمانان جایز نیست که دزدان و خوارج را دنبال و تعقیب کند، فقط هرفرد این حق را دارد که در جای خودش از خودش و مالش دفاع کند و حتی الامکان  کوشش کند و در دلش این باشد تا (در درگیری بازدادان و خوارج) کسی را نکشد، حالا اگر در حین درگیری و دفاع از خودش در این معرکه و درگیری «دزدی و خارجی» کشته شد که الله آن کشته شده را هلاک و از رحمتش دور گرداند واگر خود این (مسلمان) دفاع کننده از نفس و مالش در این درگیری کشته شد که من برایش شهادت را امیدوارم، همان گونه که در احادیث «صحیح» است و تمام آثار«و احادیثی» که در این باره آمده به ما دستوردرگیری با «دزدان و خوراج» داده شده است ولی به کشتن آنها دستور داده نشده و نه هم به تعقیب و دنبال نمودن آنها دستور داده شده است و اگر آن «دزد و خارجی » افتاده و یا زخمی شده بود  براوحمله نکند و اگر او را اسیرنمود نباید که آن را بکشد و یا بر او حد اجرا کند و لیکن او را ، وجریان او را به کسی که الله به او حکومت داده یعنی رهبر حکومت اسلامی برده تا او در باره این «دزدان و خوارج» فیصله نماید .

ترجمه کتاب لؤلؤ و مرجان حدیث (۱۶۱ تا ۱۶۷)

161 - حدیث أَبِی هُرَیْرَةَ أَنَّهُ سَمِعَ رَسُولَ اللهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ، قَالَ: لاَ یَبُولَنَّ أَحَدُکُمْ فی الْمَاءِ الدَّائِمِ الَّذِی لاَ یَجْرِی ثُمَّ یَغْتَسِلُ فِیهِ.


ترجمه : ابوهریره رضی الله عنه روایت نموده که ایشان از رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم شنیده که فرموده اند : هرگزیکی از شما در آب ایستاده ای که جریان ندارد ادرار نمی کند که سپس بخواهد در آن غسل نماید .


162 - حدیث أَنَسِ بْنِ مَالِکٍ أَنَّ أَعْرَابِیًّا بَالَ فِی الْمَسْجِدِ فَقَامُوا إِلَیْهِ، فَقَالَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ: لاَ تُزْرِمُوهُ ثُمَّ دَعَا بِدَلْوٍ مِنْ مَاءٍ فَصُبَّ عَلَیْهِ.


ترجمه : انس بن مالک رضی الله عنه روایت نمودند که (روزی) بادیه نشینی در مسجد (النبی، شروع به) ادرارنمودن کرد،(و چون افراد حاضر مسجد او را بدین حالت دیدند) بسوی او بلند شده (تا او را از این کار جلو گیری کنند) که رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم (خطاب به افرادی که بلند شده بودند) فرمودند : ادرارنمودنش را قطع نکنید (و بگذارید تا اینکه کامل ادرارکند ، و چون آن بادیه نشین کاملا ادرار نمود) سپس (رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم) درخواست آوردن دلوی (پر) از آب نمودند (و چون آن دلو پرآب آورده شد، رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم دستور دادند تا اینکه بر مکانی ریخته شود که آن بادیه نشین ادرارنموده بود ) لذا (آن دلوپرآب) بر(مکان ادرار) آن (بادیه نشین) ریخته شد .


163- حدیث عَائِشَةَ، قَالَتْ: کَانَ النَّبِیُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ یُؤْتَى بِالصِّبْیَانِ، فَیَدْعُو لَهُمْ، فَأُتِیَ بِصَبِیٍّ فَبَالَ عَلَى ثَوْبِهِ، فَدَعَا بِمَاءٍ فَأَتْبَعَهُ إِیَّاهُ وَلَمْ یَغْسِلْهُ .


ترجمه : عایشه (صدیقه رضی الله عنها) فرمودند : (عادت براین) بود که کودکان به نزد پیامبرصلی الله علیه و آله وسلم آورده می شد تا اینکه (رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم) برای آنها دعای (خیر و برکت) نمایند ، (روزی) کودکی (برای دعا) به نزد ایشان آورده شد (و چون به دست مبارک رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم داده شد و رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم آنچه کودک را در بغل گرفتند، آن کودک) بر لباس ایشان ادرار نمود، (رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم) درخواست آوردن آب نمودند (و چون آب آورده شد، رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم آن آب ها را گرفته) و برآن (جایی از لباسشان) ریخته و پاشیدن (که آن کودک برآنجا ادرار نموده بود) و آنجا را نشستند .


164- حدیث أُمِّ قَیْسٍ بِنْتِ مِحْصَنٍ أَنَّهَا أَتَتْ بِابْنٍ لَهَا صَغِیرٍ لَمْ یَأْکُلِ الطَّعَامَ إِلَى رَسُولِ اللهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ فَأَجْلَسَهُ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ فِی حِجْرِهِ فَبَالَ عَلَى ثَوْبِهِ، فَدَعَا بِمَاءٍ فَنَضَحَهُ وَلَمْ یَغْسِلْهُ.


ترجمه : ام قیس دخترمحصن رضی الله عنها فرمودند که ایشان پسر کوچکشان را که هنوز غذا خور نشده بود (و شیر خواربود) را به نزد رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم آوردند (و چون) رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم (آن بچه را گرفته ) ودر بغل (گرفته و) نشاندند (آن بچه) بر لباس رسول الله علیه و آله وسلم ادرارنمود ، سپس (رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم) در خواست آوردن آب نمود ( و چون آب آورده و به دست ایشان داده شد) بر (قسمتی از) لباسشان پاشیده (که آن بچه برآنجا ادرار نموده بود) و آن (قسمت لباسشان) را نشستند.


165- حدیث عَائِشَةَ سُئِلَتْ عَنِ الْمَنِیِّ یُصِیبُ الثَّوْبَ، فَقَالَتْ: کُنْتُ أَغْسِلُهُ مِنْ ثَوْبِ رَسُولِ اللهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ فَیَخْرُجُ إِلَى الصَّلاَةِ وَأَثَرُ الغَسْلِ فِی ثَوْبِهِ، بُقَعُ الْمَاءِ.


ترجمه :ازعایشه رضی الله عنها در باره (آب) منی که بر لباس می ریزد پرسیده شد (که آیا شسته شود یانه) ؟ ، ایشان (در جواب) فرمودند : (عادت من براین) بود که آب منی را از لباس رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم می شستم (و سپس رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم با آن لباس از خانه) بیرون می شدند و به سوی (مسجد برای ) نماز می رفتند ودر حالی اثرشستن در لباس ایشان به شکل لکه های (خیس شده) با آب (دیده می شدند) .


166 - حدیث أَسْماءَ قَالَتْ: جَاءتِ امْرَأَةٌ النَّبِیَّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ، فَقَالَتْ: أَرَأَیْتَ إِحْدَانَا تَحِیضُ فِی الثَّوْبِ کَیْفَ تَصْنَعُ قَالَ: تَحُتُّهُ ثُمَّ تَقْرُصُهُ بِالْمَاءِ وَتَنْضَحُهُ ثُمَّ تُصَلی فِیهِ .


ترجمه : اسماء رضی الله عنها فرمودند: زنی به نزد پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم آمدد و گفت : دیدگاه و نظرشما چیست نسبت به اینکه اگر یکی از ما (زنان) در لباسی عادت ماهیانه شد (و آن لباس با خون حیض ملوث و کثیف گشت) او چه کند (آیا می تواند با آن لباس نماز بخواند)؟ (رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم) فرمودند : (زنی که لباسش با خون حیض کثیف می گردد) او آن خون موجود بر لباسش را (با ناخن) کنده و سپس برآن آب ریخته و با سرانگشتان بمالد (و با این ترتیب لباسش راشسته واز خون حیض پاک کند) و بر(سایر قسمت های لباس که با خون حیض کثیف نگشته برای احتیاط) آب بپاشد و سپس با آن لباس نماز بخواند .


167 - حدیث ابْنِ عَبَّاسٍ قَالَ: مَرَّ النَّبِیُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ بِقَبْرَیْنِ، فَقَالَ: إِنَّهُمَا لَیُعَذَّبَانِ، وَمَا یُعَذَّبَانِ فِی کَبِیرٍ؛ أَمَّا أَحَدُهُمَا فَکَانَ لاَ یَسْتَبْرِى مِنَ الْبَوْلِ؛ وَأَمَّا الآخَرُ فَکَانَ یَمْشِی بِالنَّمِیمَةِ ثُمَّ أَخَذَ جَرِیدَةً رَطْبَةً فَشَقَّهَا نِصْفَیْنِ، فَغَرَزَ فِی کلِّ قَبْرٍ وَاحِدَةً قَالُوا یَا رَسُولَ اللهِ لِمَ فَعَلْتَ هذَا قَالَ: لَعَلَّهُ یُخَفَّفُ عَنْهُمَا مَا لَمْ یَیْبَسَا .


ترجمه : ابن عباس رضی الله عنه فرمودند : (روزی) پیامبرصلی الله علیه و آله وسلم از کناردو قبرگذر نمودند و سپس فرمودند:  همانا (صاحبان) این دو قبرعذاب داده می شوند ولی این دو در باره گناهانی که پرهیز از آنان سخت و بزرگ باشد عذاب نمی بینند (و گرچه گناهانی که مرتکب شده اند از گناهان کبیره و بزرگ می باشد)؛ اما یکی از آنها (در زندگی خویش) از ادرار(خویش) پرهیز نمی کرده ( و همیشه ادرارش بر لباس و بدنش می ریخته) و اما دیگری سخن چنین نموده (و غیبت می کرده است) (ابن عباس رضی الله عنه می فرمایند) سپس (رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم) شاخه تری (از شاخه های درخت خرمایی) را گرفته و آن را دو نصف نموده و سپس در هر یک از آن دو قبر؛ یکی را فروبردند (صحابه موجود در آنجا) گفتند: ای رسول الله چرا شما این کار را کردید؟ (رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم) فرمودند : شاید پیش از خشک شدن این دو (تکه شاخه خرما) عذاب از این دو نفرکم و تخفیف داده شود.

ترجمه کتاب لؤلؤ و مرجان حدیث (۱۵۱ تا ۱۶۰)

151 - حدیث أَبِی قَتَادَةَ، قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ: إِذَا شَرِبَ أَحَدُکُمْ فَلاَ یَتَنَفَّسْ فِی الإِنَاءِ، وَإِذَا أَتَى الْخَلاَءَ فَلاَ یَمَسَّ ذَکَرَهُ بِیَمِینِهِ وَلاَ یَتَمَسَّحْ بِیَمِینِهِ .


ترجمه : ابوقتاده رضی الله عنه فرمودند : رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند : هرگاه یکی از شما (از ظرفی) آب نوشید پس در(درون) ظرف نفس نمی کشد (بلکه ظرف را از دهان بیرون نموده و در بیرون از ظرف نفس می کشد) ، و هرگا یکی از شما به توالت ( و مکان قضای حاجتش رفت، به هنگام قضای حاجت) نه با دست راستش آلت تناسلش را لمس می کند و نه هم با دست راستش (استنجا زده و) خودش را پاک می کند (بلکه با دست چپ این کار را انجام می دهد).


152 - حدیث عَائِشَةَ، قَالَتْ: کَانَ النَّبِیُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ یُعْجِبُهُ التَّیَمُّنُ فِی تَنَعُّلِهِ وَتَرَجُّلِهِ وَطُهُورِهِ، وَفِی شَأْنِهِ کُلِّهِ .


ترجمه : عایشه (صدیقه رضی الله عنها) فرمودند : پیامبرصلی الله علیه و آله وسلم می پسندیدند که در پوشیدن کفش شان ،و شانه زدن مویشان و پاکی حاصل نمودنشان (از قبیل وضو وغسل، خلاصه اینکه) ودرتمام کارهایشان (که ذکر شد) از طرف راست شروع کنند .


153 - حدیث أَنَسٍ، قَالَ: کَانَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ یَدْخُلُ الْخَلاَءَ فَأَحْمِلُ أَنَا وَغُلاَمٌ إِدَاوَةً مِنْ مَاءٍ وَعَنَزَةً؛ یَسْتَنْجِی بِالْمَاءِ.


ترجمه : انس رضی الله عنه فرمودند : (زمانی که ) رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم (می خواستندبرای قضای حاجت) به توالت ( و مکان قضای حاجت) بروند ، (پیش از رفتن ایشان) من و بچه ی (دیگری که همسن و سال من بود) مشکوله ای از آب و یک سرنیزه را برده و آنجا می گذاشتیم (سپس رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم برای قضای حاجت رفته وبعد از قضای حاجت آن مشکوله آب را گرفته و) با آبی که در آن بود استنجا می زدند (و سپس آن سر نیزه را برداشته و با خود می بردند تا به هنگام نماز بعنوان ستره از آن استفاده کنند).


154 - حدیث أَنسِ بْنِ مَالِکٍ، قَالَ: کَانَ النَّبِیُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ إِذَا تَبَرَّزَ لِحَاجَتِهِ أَتَیْتُهُ بِمَاءٍ فَیَغْسِلُ بِهِ.


ترجمه : انس بن مالک رضی الله عنه فرمودند : (عادت) پیامبرصلی الله علیه و آله وسلم (این) بود؛ آنگاه که می خواستند برای قضای حاجت بروند (من قبلا) برای ایشان آب می آوردم (تا با آن استنجا بزنند، ایشان بعد از قضای حاجت) با آن (آبی که من قبلا آورده بودم، استنجا زده وشرمگاه) خویش را می شستند.


155 - حدیث جَرِیرٍ بْنِ عَبْدِ اللهِ بَالَ ثُمَّ تَوضَّأَ وَمَسَحَ عَلَى خُفَّیْهِ ثُمَّ قَامَ فَصَلَّى، فسُئِلَ فَقَالَ: رَأَیْتُ النَّبِیَّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ صَنَعَ مِثْلَ هذَا.


ترجمه : (روزی) جریربن عبدالله رضی الله عنه ادرارنموده و سپس بعد از آن وضو گرفتند (و در پایان وضو بجای شستن پاهایشان) بر دو موزهشان (که قبلا به پاه نموده بودند) مسح کشیدندو سپس ایستاده و نماز خواندند، از ایشان (در این باره) پرسیده شد (که چرا پاهایشان را نشسته و برموزهایشان مسح کشیدند؟) ایشان فرمودند : من پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم را دیدم که این گونه ( بر موزهایشان مسح ) نموده اند.


156 - حدیث حُذَیْفَةَ، قَالَ: رَأَیْتُنِی أَنَا وَالنَّبِیَّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ نَتَمَاشَى، فَأَتَى سُبَاطَةَ قَوْمٍ خَلْفَ حَائِطٍ فَقَامَ کَمَا یَقُومُ أَحَدُکُمْ، فَبَالَ، فَانْتَبَذْتُ مِنْهُ، فَأَشَارَ إِلَیَّ فَجِئْتُهُ، فَقُمْتُ عِنْدَ عَقِبِهِ حَتَّى فَرَغَ.


ترجمه : حذیفه (بن یمان رضی الله عنه) فرمودند : من خودم را دیدم که من با پیامبرصلی الله علیه و آله وسلم پیاده با هم راه می رفتیم ، که ایشان به نزد زباله دان قومی به پشت دیواری رفته (و در آنجا) همان گونه که یکی از شما (انسانهای معمولی) می ایستد ایستاده و سپس (ایستاده و پشت به من و رو به دیوارشروع به) ادرار کردن نمودند، (و من چون دیدم که ایشان می خواهند ادرار کنند) از ایشان (دور شده ) و به یک سو(دیگری) رفتم که (با دست به) من اشاره نموده (که دور نرو و به نزد من بیا) سپس من آمده و پشت سر ایشان ایستادم تا اینکه از (ادرار) نمودن فارغ شدند (و سپس به مسیر مان ادامه داده و به جایی که خواستیم برویم، رفتیم) .


157- حدیث الْمُغِیرَةِ بْنِ شُعْبَةَ عَنْ رَسُولِ اللهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ، أَنَّهُ خَرَجَ لِحَاجَتِهِ فَاتَّبَعَهُ الْمُغِیرَةُ بِإِدَاوَةٍ فِیهَا مَاءٌ، فَصَبَّ عَلَیْهِ حِینَ فَرَغَ مِنْ حَاجَتِهِ، فَتَوَضَّأَ وَمَسَحَ عَلَى الْخُفَّیْنِ.


ترجمه : مغیره بن شعبه رضی الله عنه روایت نمودند که (در یکی ازشبها که در سفری از سفرها با رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم همراه بوده دیدند) که رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم برای قضای حاجتشان رفتند و ایشان (نیز) با مشکوله که در آن آب بود دنبال ایشان رفتند ، (رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم رفته قضای حاجت نموده و سپس تشریف آوردند) و ایشان بر(دستان مبارک) رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم آب ریخته تا اینکه ازحاجتشان (که همان وضوگرفتن بود) فراغ شده و (کامل) وضو گرفتند و(در پایان وضو) بر دو موزهشان (که به پا داشتند) مسح نمودند .


158 - حدیث الْمُغِیرَةِ بْنِ شُعْبَةَ قَالَ: کُنْتُ مَعَ النَّبِیِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ فِی سَفَرٍ، فَقَالَ: یَا مُغِیرَةُ خُذِ الإِدَاوَةَ؛ فَأَخَذْتُهَا، فَانْطَلَقَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ حَتَّى تَوَارَى عَنِّی؛ فَقَضَى حَاجَتَهُ وَعَلَیْهِ جُبَّةٌ شَأْمِیَّةٌ، فَذَهَبَ لِیُخْرِجَ یَدَهُ مِنْ کُمِّهَا فَضَاقَتْ، فَأَخْرَجَ یَدَهُ مِنْ أَسْفَلِهَا، فَصَبَبْتُ عَلَیْهِ فَتَوَضَّأَ وُضُوءَهُ لِلصَّلاَةِ، وَمَسَحَ عَلَى خُفَّیْهِ ثُمَّ صَلَّى.


ترجمه : مغیره بن شعبه رضی الله عنه فرمودند: من در سفری همراه پیامبرصلی الله علیه و آله وسلم همراه بودم ، که ایشان به من گفتند : ای مغیره مشکوله را با خود بگیر (و دنبال من بیا)؛ من آن مشکوله را گرفته (و دنبال ایشان حرکت نمودم) رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم (آن قدر دور) رفتند تا اینکه (در تاریکی شب) از دید من مخفی و پنهان شدند؛( من ایستاده تا اینکه) ایشان قضای حاجت نموده (و سپس تشریف آوردند)، ایشان (در آن وقت) جبه شامی بتن داشتند ( ایشان شروع به وضو گرفتن نمودند و چون خواستند که دستانشان را تا آرنج ها بشویند) خواستند تا دستانشان را از آستین های آن جبه بیرون کنند که آستین ها تنگ بود (و دستانشان بیرون نمی شد، لذا جبه را از تن بیرون نموده و بر دوش انداخته) و دستانشان را از زیرجبه در آورده شستند ، من (به هنگام که ایشان وضو می گرفتند) بر دستانشان آب می ریختم و ایشان برای نماز وضو می گرفتند (ایشان وضو گرفته و چون به پاها رسیدند) بر دو موزهشان (که به پاداشتند) مسح کشیده و سپس نماز خواندند .


159 - حدیث الْمُغِیرَةِ بْنِ شُعْبَةَ رضی الله عنه، قَالَ: کُنْتُ مَعَ النَّبِیِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ ذَاتَ لَیْلَةٍ فِی سَفَرٍ، فَقَالَ: أَمَعَکَ مَاءٌ قُلْتُ: نَعَمْ؛ فَنَزَلَ عَنْ رَاحِلَتِهِ، فَمَشَى حَتَّى تَوَارَى عَنِّی فِی سَوَادِ اللَّیْلِ، ثُمَّ جَاءَ، فَأَفْرَغْتُ عَلَیْهِ الإِدَاوَةَ، فَغَسَلَ وَجْهَهُ وَیَدَیْهِ وَعَلَیْهِ جُبَّةٌ مِنْ صُوفٍ فَلَمْ یَسْتَطِعْ أَنْ یُخْرِجَ ذِرَاعیْهِ مِنْهَا، حَتَّى أَخْرَجَهُمَا مِنْ أَسْفَلِ الْجبَّةِ، فَغَسَلَ ذِرَاعَیْهِ، ثُمَّ مَسَحَ بِرَأْسِهِ، ثُمَّ أَهْوَیْتُ لأَنْزِعَ خُفَّیْهِ، فَقَالَ: دَعْهُما فَإِنِّی أَدْخَلْتُهُمَا طاهِرَتَیْنِ فَمَسَحَ عَلَیْهِمَا.


ترجمه : مغیره بن شعبه رضی الله عنه فرمودند: من در شبی در یکی از سفرها همراه پیامبرصلی الله علیه و آله وسلم همراه بودم ، که ایشان به من گفتند : (ای مغیره) آیا همراهت آب هست ؟ من گفتم : بله؛ (آب همراه دارم) سپس (رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم) از شترشان فرود آمده ، و پیاده رفتند تا اینکه در تاریکی شب از دید من مخفی و پنهان شدند، (من ایستاده تا اینکه ایشان رفته قضای حاجت نموده) و سپس تشریف آوردند، (و چون خواستند وضوبگیرند) من از مشکوله (آبی که همراه داشتم) بر(دستان مبارک) آب ریختم ، (و ایشان بدین ترتیب وضو گرفتند که) دوستاشان را(تا به مچ) و(سپس) چهرهشان را شستند و(درآن وقت) ایشان یک جبه پشمی (شامی آستین تنگی) به تن داشتند (و چون خواستن ساق دستانشان را از جبه بیرون کنند و آنها را بشویند و چون آستین ها تنگ بود) نتوانستند که آنها را بیرون کنند لذا دودست را از زیر جبه بیرون نموده و دوساق دست را تا به آرنج ها شستند و سپس بر سرشان مسح نمودند، سپس من خودم را خم نموده تا اینکه موزهایشان را (از پاهایشان ) کشیده بیرون آورم (تا اینکه پاهای مبارک را بشویند) که ایشان به من گفتند : آن دو(موزه) را رها کن (و از پاهای من بیرون نیاور) زیرا من دو پایم را پاک (و باوضو قبلا) دراین دو موزه نموده ام و سپس برآن دو (موزه ای که به پا داشتند) مسح نمودند .


160 - حدیث أَبِی هُرَیْرَةَ، قَالَ: إِنَّ رَسُولَ اللهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ قَالَ: إِذَا شَرِبَ الْکَلْبُ فِی إِنَاءِ أَحَدِکُمْ فَلْیَغْسِلْهُ سَبْعًا.


ترجمه : ابوهریره رضی الله عنه فرمودند : رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند : هرگاه که سگ از ظرف یکی از شما آب نوشید پس باید که او (آنچه در آن ظرف است ریخته و سپس) آن ظرف را هفت بار(با آب که هفتمین بار آنها همراه با خاک باشد) بشوید .

ترجمه کتاب لؤلؤ و مرجان حدیث (۱۴۵ تا ۱۵۰ )

145 - حدیث أَبِی هُرَیْرَةَ، عَنِ النَّبِیِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ، قَالَ: الْفِطْرَة خَمْسٌ أَوْ خَمْسٌ مِنَ الْفِطْرَةِ: الْخِتَانُ، وَالاِسْتِحْدَادُ، وَنَتْفُ الإِبْطِ، وتَقْلِیمُ الأَظْفَارِ، وَقَصُّ الشَّارِبِ.


ترجمه : ابوهریره رضی الله عنه روایت نمودند که پیامبرصلی الله علیه و آله وسلم فرمودند : فطرت (و سرشت سالم، انجام) پنج (کار) است و یا (انجام) پنج (کار) از فطرت (و سرشت سالم) است : ختنه نمودن، موهای شرمگاه را تراشیدن، وموی زیربغل را کندن، و ناخن ها را کوتاه کردن و چیدن، و سبیل را کوتاه کردن .


146 - حدیث ابْنِ عُمَرَ عَنِ النَّبِیِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ، قَالَ: خَالِفُوا الْمُشْرِکِینَ، وَفِّرُوا اللِّحَى وَأَحْفُوا الشَّوَارِبَ.


ترجمه : ابن عمر رضی الله عنهما روایت نمودند که پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند : با مشرکین مخالفت نمایید، و ریشها را رها کند تا بلند شوند و سبیل ها را خوب کوتاه کنید .


147 - حدیث ابْنِ عُمَرَ، قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ: أنْهِکوا الشَّوَارِبَ وَأَعْفُوا اللِّحَى.


ترجمه : ابن عمر رضی الله عنهما روایت نمودند که پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند : سبیل های را خوب کوتاه کنید (و در کوتاه نمودن آنها مبالغه کنید) و ریش ها را (ازکوتاه نمودن) معاف و در گذر نمایید (و بگذارید تا بزرگ و درازشوند).


148 - حدیث أَبِی أَیُّوبَ الأَنْصَارِیِّ أَنَّ النَّبِیَّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ قَالَ: إِذَا أَتَیْتمُ الْغَائِطَ فَلاَ تَسْتَقْبِلُوا الْقِبْلَةَ وَلاَ تَسْتَدْبِرُوهَا، وَلکِنْ شَرِّقُوا أَوْ غَرِّبُوا.

قَالَ أَبُو أَیُّوبَ: فَقَدِمْنَا الشَّأْمَ فَوَجَدْنَا مَرَاحِیضَ بُنِیَتْ قِبَلَ الْقِبْلَةِ، فَنَنْحَرِفُ وَنَسْتَغْفِرُ اللهَ تَعَالَى.


ترجمه: ابوایوب انصاری رضی الله عنه روایت نمودند که پیامبرصلی الله علیه و آله وسلم فرمودند : هرگاه که برای قضای حاجت رفتید (به هنگام قضای حاجت نمودن) نه رخ به سوی قبله گردانید و نه هم بدان سو پشت گردانید، و لیکن (اگر قبله به سمت مشرق و مغرب نبود، پس در آن وقت به هنگام قضای حاجت) به سمت مشرق و یا به سمت مغرب (رخ و یا پشت) گردانید.

ابوایوب رضی الله عنه فرمودند : زمانی که ما به شام آمدیم توالت های (آنجا) را (به گونه ای) یافتیم که به سمت قبله ساخته شده بودند ، لذا ما به هنگام قضای حاجت خود را از سمت قبله کج نموده و به سمت غیر قبله می چرخیدیم (ولی با این وجود از قضای حاجت نمودن بدبن نحو ودر این نوع توالت ها ) از الله متعال طلب آمرزش می نمودیم .


149 - حدیث عَبْدِ اللهِ بْنِ عُمَرَ، أَنَّهُ کَانَ یَقولُ: إِنَّ نَاسًا یَقُولُونَ إِذَا قَعَدْتَ عَلَى حَاجَتِکَ فَلاَ تَسْتَقْبِلِ الْقِبْلَةَ وَلاَ بَیْتَ الْمَقْدِسِ، فَقَالَ عَبْدُ اللهِ بْنُ عُمَرَ لَقَدِ ارْتَقَیْتُ یَوْمًا عَلَى ظَهْرِ بَیْتٍ لَنَا، فَرَأَیْتُ رسُولَ اللهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ عَلَى لَبِنَتَیْنِ مُسْتَقْبِلاً بَیْتَ الْمَقْدِسِ لِحَاجَتِهِ.


ترجمه : عبد الله بن عمر رضی الله عنهما بودند که می فرمودند: همانا (برخی از) مردم می گویند: هروقت که برای قضای حاجتت نشستی پس نه رخ بسوی قبله گرداند و نه هم (رخ بسوی) بیت المقدس (نما)، سپس عبدالله بن عمر رضی الله عنهما( در رد این دیدگاه) فرمودند : روزی (برای کاری که داشتم) برپشت بام خانه ای (از خانه های) ما (که خانه خواهرم حفصه رضی الله عنها باشد) بالا رفتم ، (که ناگهان) دیدم که رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم (در داخل توالت خانه) بر دوخشت خام برای قضای حاجتشان طوری نشسته اند که رخ بسوی بیت المقدس (و پشت به کعبه) می باشند .


150 - حدیث عَبْدِ اللهِ بْنِ عُمَرَ، قَالَ ارْتَقَیْتُ فَوْقَ ظَهْرِ بَیْتِ حَفْصَةَ لِبَعضِ حَاجَتِی فَرَأَیْتُ رَسُولَ اللهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ یَقْضِی حَاجَتَهُ مُسْتَدْبِرَ الْقِبْلَةِ مُسْتَقْبِلَ الشَّامِ.


ترجمه : عبد الله بن عمر رضی الله عنهما فرمودند : (روزی) برپشت بام خانه ی (خواهرم) حفصه (رضی الله عنها) برای کاری که داشتم بالا رفتم ، (که ناگهان) دیدم که رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم (در داخل توالت خانه) پشت به (سمت) کعبه و رخ به سمت شام (بیت المقدس) نموده دارند قضای حاجت  می نمایند .

ترجمه کتاب لؤلؤ و مرجان حدیث (۱۳۸ تا ۱۴۴)

 (138) حدیث أَبِی هُرَیْرَةَ رضی الله عنه عَنِ النَّبِیِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ قَالَ: إِذَا اسْتَیْقَظَ أَحَدُکُمْ مِنْ مَنَامِهِ فَتَوَضَّأَ فَلْیَسْتَنْثِرَ ثَلاَثًا فَإِنَّ الشَّیْطَانَ یَبِیتُ عَلَى خَیْشُومِهِ.


ترجمه : ابوهریره رضی الله عنه روایت نمودند که پیامبرصلی الله علیه و آله وسلم فرمودند: آنگاه که یکی از شما از خواب (شبش) بیدارشد و خواست وضو بگیرد پس باید(که به هنگام وضو گرفتن بعد از آب کشیدن بینی ) تا سه بار با زور نفس فیش نموده و بینی خود را صاف نماید زیرا شیطان در بالا و انتهای بینیش (می خوابد و) شب می گذارند .

 

139 - حدیث عَبْدِ اللهِ بْنِ عَمْرٍو قَالَ تَخَلَّفَ عَنَّا النَّبِیُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ فِی سَفْرَةٍ سَافَرْنَاهَا فَأَدْرَکَنَا، وَقَدْ أَرْهَقَتْنَا الصَّلاَةُ، وَنَحْنُ نَتَوَضًّأُ، فَجَعَلْنَا نَمْسَحُ عَلَى أَرْجُلِنَا، فَنَادَى بِأَعْلَى صَوْتِهِ: وَیْلٌ لِلأَعْقَابِ مِنَ النَّارِ مَرَّتَیْنِ أَوْ ثَلاَثًا .


ترجمه :عبد الله بن عمرو رضی الله عنهما فرمودند: در یکی از سفرهایی که ما با رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم مسافرت بودیم ایشان از ما عقب مانده و در پشت سرما می آمدند که نماز (عصر) ما را دریافته بود ( وما بنا برکمی وقت ،عجله داشتیم که زود تر وضو گرفته و نماز بخوانیم تا نماز ما قضا نشود) و ما شروع به وضوگرفتن نمودیم ، (و از شدت عجله، آب گرفته) برپاها ی ما دست کشیده ( و با این طریق پاهای ما را می شستیم، که رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم از پشت به ما نزیدک شدند و چون این عجله ما را دیدند) و با صدای بلند دو بار و یا سه فریاد کشیده ( و فرمودند) : هلاکتی از نوع آتش (جهنم) برپشت پاهایی باد (که به هنگام وضو گرفتن خشک می ماند و خوب شسته نمی شود) .


140 - حدیث أَبِی هُرَیْرَةَ کَانَ یَمُرُّ وَالنَّاسُ یَتَوَضَّؤُونَ مِنَ الْمِطْهَرَةِ؛ فَقَالَ: أَسْبِغُوا الْوُضوءَ، فَإِنَّ أَبَا الْقَاسِمِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ قَالَ: وَیْلٌ لِلأَعْقَابِ مِنَ النَّارِ.

ترجمه : ابوهریره (رضی الله عنه) بودند که بر مردم گذر می نمودند و در حالی که آنها از ظرف آبی (که مخصوص وضو گرفتن بود) وضو می گرفتند؛ به (آنها) می گفتند: وضویتان را کامل نمایید ، همانا (پیامبر ما) ابوالقاسم (محمّد) صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند : هلاکتی از نوع آتش(جهنم) بر پشت پاهایی باد (که در وضو خشک بمانند و شسته نشوند).


141 - حدیث أَبِی هُرَیْرَةَ، قَالَ: إِنِّی سَمِعْتُ النَّبِیَّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ یَقُولُ إِنَّ أُمَّتِی یُدْعَوْنَ یَوْمَ الْقِیَامَةِ غُرًّا مُحَجَّلِینَ مِنْ آثَارٍ الْوُضُوءِ، فَمَنِ اسْتَطَاعَ مِنْکُمْ أَنْ یُطِیلَ غُرَّتَهُ فَلْیَفْعَلْ.


ترجمه : ابوهریره (رضی الله عنه) فرمودند : همانا من از پیامبرصلی الله علیه و آله وسلم شنیدم که می فرمایند : همانا امت من در روز قیامت در حالی (برای حساب و کتاب) فراخوانده می شوند که از آثار وضو(و نماز) پیشانی سفید و دست و پا سفید می باشند، سپس (ابوهریره رضی الله عنه فرمودند) هرکس از شما می تواند (به هنگام وضو گرفتن) چهره اش را (از حد فرض ، و دست و پایش را از حد فرض) بیشتر بشوید پس حتما این کار را انجام دهد .


142 - حدیث أَبِی هُرَیْرَةَ رضی الله عنه، أَنَّ رَسُولَ اللهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ قَالَ: لَوْلاَ أَنْ أَشُقَّ عَلَى أُمَّتِی أَوْ عَلَى النَّاسِ لأَمَرْتُهُمْ بِالسِّوَاکِ مَعَ کُلِّ صَلاَةٍ .


ترجمه : ابوهریره رضی الله عنه روایت نمودند که رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند : اگر برامت من (و یا برمردم) سختی نمی بود من به آنها دستور(الزامی) می دادم که (قبل از شروع ) هر نماز(فرضی) مسواک بزنند .

 

143 - حدیث أَبِی مُوسى قَالَ: أَتَیْتُ النَّبِیَّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ فَوَجَدْتُهُ یَسْتَنُّ بِسِوَاکٍ بِیَدِهِ، یَقُولُ: أُعْ أُعْ وَالسِّوَاکُ فِی فِیهِ کَأَنَّهُ یَتَهَوَّعُ.


ترجمه : ابوموسی (اشعری رضی الله عنه) فرمودند: من به نزد پیامبرصلی الله علیه و آله وسلم آمدم (و) ایشان را (در حالی) یافتم که مسواک (چوبی) به دستشان بود (و با آن دندنهای مبارک را) مسواک می زدند، و (چون) مسواک در دهانشان بود (وبا آن مسواک می زدند، صدای) اع اع (ازدهانشان) بیرون می شد، گویا که ایشان را حالت تهوع گرفته (و می خواهند استفراغ کنند).

 

144 - حدیث حُذَیْفَةَ قَالَ کَانَ النَّبیُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ إِذَا قَامَ مِنَ اللَّیْلِ یَشُوص فَاهُ بِالسِّوَاکِ.


ترجمه : حذیفه (بن یمان رضی الله عنه) فرمودند : رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم بودند که زمانی که شب (برای نماز تهجد و قیام الیل) بلند می شدند دهانشان را با مسواک مالیده (و دندانهای مبارک را مسواک می زدند).

ترجمه کتاب لؤلؤ و مرجان حدیث (۱۳۴ تا ۱۳۷)

 

(134) حدیث أَبِی هُرَیْرَةَ عَنِ النَّبِیِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ قَالَ: لاَ یَقْبَلُ اللهُ صَلاةَ أَحَدِکُمْ إِذَا أَحْدَثَ حَتَّى یَتَوَضَّأَ.


ترجمه : ابوهریره رضی الله عنه روایت نمودند که پیامبرصلی الله علیه و آله وسلم فرمودند : الله (متعال) نماز هیچ یک از شما را قبول نمی کند آنگاه که بی وضو می گردد تا اینکه وضو بگیرد ( و با وضو نماز بخواند) .


(135) حدیث عُثْمَانَ بْنِ عَفَّانَ دَعَا بِإِنَاءٍ فَأَفْرَغَ عَلَى کَفَّیْهِ ثَلاَثَ مِرَارٍ فَغَسَلَهُمَا، ثُمَّ أَدْخَلَ یَمِینَهُ فِی الإِنَاءِ، فَمَضْمَضَ وَاسْتَنْشَقَ، ثُمَّ غَسَلَ وَجْهَهُ ثَلاَثًا، وَیَدَیْهِ إِلَى الْمِرْفَقَیْنِ ثَلاَثَ مِرَارٍ، ثُمَّ مَسَحَ بِرَأْسِهِ، ثُمَّ غَسَلَ رِجْلَیْهِ ثَلاَثَ مِرَارٍ إِلَى الْکَعْبَیْنِ، ثُمَّ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ: مَنْ تَوَضَّأَ نَحْوَ وُضُوئِی هذَا ثُمَّ صَلَّى رَکْعَتَیْنِ لاَ یُحَدِّثُ فِیهِمَا نَفْسَهُ غُفِرَ لَهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِهِ .


ترجمه :عثمان بن عفان (رضی الله عنه) درخواست نمودند تا ظرف (آبی) آورده شود (تا با آن وضو بگیرند و چون ظرف آب آورده شد ایشان بدین ترتیب شروع به وضو گرفتن نمودند که) بر دودستشان آب ریخته و دو دستشان را تا به مچ سه بار شستند، سپس دست راستشان را داخل ظرف (آب) نموده ، (و با آن آب برداشته) و سپس دهان و بینی خویش را آب کشیدند (و سپس بینی خویش را فیش نموده وآن را صاف نمودند)، و سپس چهره شان را سه بار شستند، و(بعد، هر یک از) دو دستشان (اول راست و بعد چپ) را تا به آرنج ها سه بار شستند، و سپس برسرشان مسح نمودند، و سپس (هر یک از) دو پاهشان (اول راست و بعد چپ) را تا به دوقوزک سه بارشستند، سپس (عثمان بن عفان رضی الله عنه) فرمودند: رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند : هرکس همانند این وضویم وضو بگیرد و سپس دو رکعت نماز بخواند که در آنها با خویش سخن نگوید ( و وسوسه نیاورد) هر گناهی که پیش فرستاده (و قبلا انجام داده است) بخشیده می شود .


(136) حدیث عَبْدِ الله بْنِ زَیْدٍ سُئِلَ عَنْ وُضُوءِ النَّبِیِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ، فَدَعَا بِتَوْرٍ مِنْ مَاءٍ، فَتَوَضَّأَ لَهُمْ وُضُوءَ النَّبِیِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ، فَأَکْفَأَ عَلَى یَدِهِ مِنَ التَّوْرِ، فَغَسَلَ یَدَیْهِ ثَلاَثًا، ثُمَّ أَدْخَلَ یَدَهُ فِی التَّوْرِ، فَمَضْمَضَ وَاسْتَنْشَقَ، وَاسْتَنْثَرَ بِثَلاَثِ غَرَفَاتٍ، ثُمَّ أَدْخَلَ یَدَهُ فَغَسَلَ وَجْهَهُ ثَلاَثًا، ثُمَّ غَسَلَ یَدَیْهِ مَرَّتَیْنِ إِلَى الْمِرْفَقَیْنِ، ثُمَّ أَدْخَلَ یَدَهُ فَمَسَحَ رَأْسَهُ، فَأَقْبَلَ بِهِمَا وَأَدْبَرَ مَرَّةً وَاحِدَةً، ثُمَّ غَسَلَ رِجْلَیْهِ إِلَى الْکَعْبَینِ .


ترجمه : از عبد الله بن زید(رضی الله عنه) در باره (نحوی) وضو(گرفتن) رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم پرسیده شد (عبد الله بن زید رضی الله عنه) درخواست نمودند تا اینکه ظرف آبی آورده شود، سپس برای آنها همانند وضوی رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم وضو(به دین ترتیب) گرفتند، (اول) ظرف آب را کج نموده و ازآب ظرف بر دستشان ریخته و سپس دو دستشان (را تا به مچ) سه بار شستند،وسپس دست (راست) خود را داخل ظرف (آب) برده (و آز آن آب برداشته و با آن) دهان و بینی خودرا آب کشیده و بینی خود را با فیش نمودن صاف نمودند (این عمل را سه بار) با سه مشت آب (انجام دادند)، سپس دست (راست) خویش را داخل ظرف آب برده (و از آن آب گرفته) وسه بارچهره خود را شستند ، سپس دودستشان را تا به آرنجها دوبار شستند ، سپس دست (راست) خویش را داخل ظرف آب نموده (و از آن آب گرفته) و سپس هر دوست را برجلوی سر گذاشته و به سمت عقب سربرده و بعد دوباره به جای اول و جلوی سر باز گرداند و سرشان را (بدین ترتیب) یکبارمسح نمودند، و سپس (هر یک از) دو پای خویش را تا به دو قوزک (سه بار) شستند .

 

 (137) حدیث أَبِی هُرَیْرَةَ عَنِ النَّبیِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ أَنَّهُ قَالَ: مَنْ تَوَضَّأَ فَلْیَسْتَنْثِرْ، وَمَنِ اسْتَجْمَرَ فَلْیُوتِرْ.


ترجمه : ابوهریره رضی الله عنه روایت نمودند که پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند : هرکس وضو می گیرد پس باید (که به هنگام وضو گرفتن بعد از آب کشیدن بینی ) با زور نفس فیش نموده و بینی خود را صاف نماید و هرکس با سنگ استنجا می زند باید که تعداد سنگهایی که با آن ها استنجا می زند طاق باشد .