ترجمه آیه (۲۱۶) سوره بقره
کُتِبَ عَلَیْکُمْ الْقِتَالُ وَهُوَ کُرْهٌ لَکُمْ وَعَسى أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئاً وَهُوَ خَیْرٌ لَکُمْ وَعَسَى أَنْ تُحِبُّوا شَیْئاً وَهُوَ شَرٌّ لَکُمْ وَاللَّهُ یَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ (216)
ترجمه : جنگ(با کفار) برشما (مسلمانان) (فرض و) نوشته شده است، و در حالی که (بنا برسرشت انسانی) این برایتان ناپسند است (ولی این را باید دانست) که ای چه بسا چیزی را ناپسند بدارید و در حالی که همان چیزبه نفع شماست، و ای چه بسا شما یک چیز را دوست بدارید و در حالی که آن چیز برایتان بد (و مضر) است ، و الله (مصلحت شما و خوبی ها را) می داند و در حالی که (این) شما (هستید که مصلحت خویش و خوبی ها را) نمی دانید .
تفسیرآسان آیه (216) سوره بقره
(کُتِبَ عَلَیْکُمْ الْقِتَالُ وَهُوَ کُرْهٌ لَکُمْ) آری جنگ و جهاد با کفاربرامت اسلامی فرض کفائی است گرچه بنا برسرشت وطبیعت انسانی بسیاری از مسلمانان این را پسند نمی دارند ولی این دستور الهی به نفع و مصلحت انسانهاست، زیرا با جهاد ظلم ظالمین و زورگوئی کفار از این کره خاکی برچیده می شود و افراد مظلوم راحت تر می توانند نفس بکشند و بوسیله همین جهاد از مسلمانان شهید گرفته و با شهید شدن آنان به دنیای بهتراز این دنیا رفته و از نعمت های بهتر از نعمت های دنیوی بهرمند خواهند گشت.
چه زیبا فرموده اند علامه ابن کثیررحمه الله در تفسیراین آیه « هَذَا إِیجَابٌ مِنَ اللَّهِ تَعَالَى لِلْجِهَادِ عَلَى الْمُسْلِمِینَ: أَنْ یکُفُّوا شَرَّ الْأَعْدَاءِ عَنْ حَوْزة الْإِسْلَامِ ».
یعنی : این دستور وجوبی والزامی است از جانب الله متعال به مسلمانان برای جهاد : تا اینکه شرّدشمنان را از حوزه اسلام باز دارند .
(وَعَسى أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئاً وَهُوَ خَیْرٌ لَکُمْ وَعَسَى أَنْ تُحِبُّوا شَیْئاً وَهُوَ شَرٌّ لَکُمْ) در این قسمت الله متعال برای فهماند مسلمانان که جنگ و جهاد با کفار گرچه بنا برطبع بشری شما آن را ناپسند می دارید ولی در حقیقت کار بسیارخوب و مفیدی است و با خود پیروزی دوستان و شکست دشمنان و یا شهادت و بهشت را همراه دارد ، بهمین سبب است که الله متعال فرموده اند « که ای چه بسا چیزی را ناپسند بدارید و در حالی که همان چیزبه نفع شماست، و ای چه بسا شما یک چیز را دوست بدارید و در حالی که آن چیز برایتان بد (و مضر) است »
ودر این قسمت از آیه الله متعال به ما مسلمانان می فهماند که شما بنا برضعف بشری که دارید،همیشه نمی توانید خوب و بد چیزها را تشخیص دهید، بهمین خاطر گاهی خوب ها را بد و بدها را خوب تصورمی کنید ، این تنها الله متعال است که خوب ها را خوب و بدها را بد معرفی می کند پس شما تسلیم دستورات او گردید و از خواهشات خود پیروی نکنید .
(وَاللَّهُ یَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ) در پایان علت اینکه برخی از ما مسلمانان جنگ و جهاد با کفار را بنا برطبع بشری ناپسند می دارند و الله متعال آن را عمل خوب می داند را بیان نموده است و آن این است که الله متعال حقیقت ها و خوب و بدها را خوب می داند و ما خوب و بد وحقیقت اشیاء را آن طور که باید و شاید نمی دانیم ، لذا ما باید تابع دستورات او باشیم نه پیروخواهشات و هوای نفس خویش باشیم .
ترجمه آیه (۲۱۵) سوره بقره
یَسْأَلُونَکَ مَاذَا یُنفِقُونَ قُلْ مَا أَنفَقْتُمْ مِنْ خَیْرٍ فَلِلْوَالِدَیْنِ وَالأَقْرَبِینَ وَالْیَتَامَى وَالْمَسَاکِینِ وَابْنِ السَّبِیلِ وَمَا تَفْعَلُوا مِنْ خَیْرٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِیمٌ (215)
ترجمه : از تو می پرسند که چه چیزی (را می توانند) صدقه داده و انفاق کنند؟ تو بگو هرآنچه از بهترین (مال و دارائی که) صدقه داده و انفاق کردید پس برای پدرو مادر و نزدیک ترین خویشاوندان و یتیمان و بی نوایان و مسافران (و واماندگان) در راه بدهید، و (این را خوب بدانید که) هرآنچه ازکارها نیک که انجام می دهید قطعا الله نسبت به آنها کاملا آگاه و با خبراست .
تفسیرآسان آیه (215) سوره بقره
(یَسْأَلُونَکَ مَاذَا یُنفِقُونَ قُلْ مَا أَنفَقْتُمْ مِنْ خَیْرٍ فَلِلْوَالِدَیْنِ وَالأَقْرَبِینَ وَالْیَتَامَى وَالْمَسَاکِینِ وَابْنِ السَّبِیلِ) در این قسمت ازآیه یک پرسش وپاسخی در باره صدقه دادن بیان شده است ، وآن این که برخی از یاران رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم از ایشان پرسیدند که ما چه چیزی را می توانیم صدقه داده و انفاق کنیم؟ و به چه کسانی می توانیم این صدقه و انفاق خودمان را بدهیم ؟ رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم سکوت نموده و به آنها جوابی ندادند تا اینکه الله متعال این آیه را نازل نموده و فرمودند : « از تو می پرسند که چه چیزی (را می توانند) صدقه داده و انفاق کنند؟ تو بگو هرآنچه از بهترین (مال و دارائی که) صدقه داده و انفاق کردید پس برای پدرو مادر و نزدیک ترین خویشاوندان و یتیمان و بی نوایان و مسافران (و واماندگان) در راه بدهید» .
در اینجا باید یک نکته را بیان نمود و آن اینکه درهرجایی ازقرآن که « یَسْأَلُونَکَ » آمده است ، از رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم سؤالی پرسیده شده ورسول الله صلی الله علیه وآله وسلم سکوت نموده و جواب ندادند تا اینکه وحی برایشان نازل شده و جواب آن سؤال را خود الله متعال داده و سپس به رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم گفته که از تودر باره فلان مسأله چنین و چنان می پرسند لذا تو به آنها این گونه پاسخ بده .
و این نوع پاسخ و پرسش ها در یازده جای قرآن آمده که ازقرارزیر می باشند :
1 - « یَسْأَلُونَکَ عَنِ الْأَهِلَّةِ قُلْ هِیَ مَوَاقِیتُ لِلنَّاسِ وَالْحَجِّ .....» سوره بقره آیه : (189).
2 - « یَسْأَلُونَکَ مَاذَا یُنْفِقُونَ قُلْ مَا أَنْفَقْتُمْ مِنْ خَیْرٍ فَلِلْوَالِدَیْنِ ..... » سوره بقره ، آیه : (215).
3- «یَسْأَلُونَکَ عَنِ الشَّهْرِ الْحَرَامِ قِتَالٍ فِیهِ قُلْ قِتَالٌ فِیهِ کَبِیرٌ و......» سوره بقره آیه : (217).
4 - «یَسْأَلُونَکَ عَنِ الْخَمْرِ وَالْمَیْسِرِ قُلْ فِیهِمَا إِثْمٌ کَبِیرٌ وَ..... » سوره بقره ، آیه : (219).
5 - «یَسْأَلُونَکَ مَاذَا یُنْفِقُونَ قُلِ الْعَفْوَ .....» سوره بقره ، آیه : (219).
6 - « یَسْأَلُونَکَ مَاذَا أُحِلَّ لَهُمْ قُلْ أُحِلَّ لَکُمُ الطَّیِّبَاتُ وَ.... » سوره مائده ، آیه : (4) .
7- « یَسْأَلُونَکَ عَنِ السَّاعَةِ أَیَّانَ مُرْسَاهَا قُلْ إِنَّمَا عِلْمُهَا عِنْدَ رَبِّی ......» سوره اعراف آیه : (187)
8- «یَسْأَلُونَکَ کَأَنَّکَ حَفِیٌّ عَنْهَا قُلْ إِنَّمَا عِلْمُهَا عِنْدَ اللَّهِ ......» سوره اعراف آیه : (187) .
9 - « یَسْأَلُونَکَ عَنِ الْأَنْفَالِ قُلِ الْأَنْفَالُ لِلَّهِ وَالرَّسُولِ ..... » سوره انفال آیه : (1) .
10 - « یَسْأَلُونَکَ عَنِ السَّاعَةِ أَیَّانَ مُرْسَاهَا » سوره نازعات ، آیه : (42).
11- « یَسْأَلُکَ النَّاسُ عَنِ السَّاعَةِ قُلْ إِنَّمَا عِلْمُهَا عِنْدَ اللَّهِ ..... » سوره احزاب آیه ،(63).
آری در این آیه تشویق به صدقه دادن بهترین مال و دارائی به پدر و مادر و خویشاوندان و.... می باشد، لذا این آیه بیانگر این است که صدقه دادن به پدر و مادر در حالی که نیازمند باشند مجازاست و بلکه از نظر از اجر و ثوابی نیزبهتراست در این باره به حدیث شماره (2532) سنن نسائی که این گونه آمده توجه فرمایید : عَنْ طَارِقٍ الْمُحَارِبِیِّ، قَالَ: قَدِمْنَا الْمَدِینَةَ فَإِذَا رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ قَائِمٌ عَلَى الْمِنْبَرِ یَخْطُبُ النَّاسَ وَهُوَ یَقُولُ: " یَدُ الْمُعْطِی الْعُلْیَا، وَابْدَأْ بِمَنْ تَعُولُ: أُمَّکَ، وَأَبَاکَ، وَأُخْتَکَ، وَأَخَاکَ، ثُمَّ أَدْنَاکَ، أَدْنَاکَ.
ترجمه : طارق محاربی رضی الله عنه فرمودند : ما به مدینه آمدیم ناگهان دیدم که رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم برمنبر ایستاده اند و دارند برای مردم سخنرانی می نمایند و در حالی که ایشان می فرمایند : دست (صدقه دهند) دست بالا است (در دادن صدقات) شروع کن از کسی که مخارج و نفقه او برتولازم است : (مانند ) مادرت ، و پدرت، و خواهرت، و برادرت ، و سپس به نزدیک ترت و نزدیک ترت .
و نیز به روایت شماره (2582) سنن نسائی توجه نمایید : عَنْ سَلْمَانَ بْنِ عَامِرٍ، عَنِ النَّبِیِّ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ قَالَ: «إِنَّ الصَّدَقَةَ عَلَى الْمِسْکِینِ صَدَقَةٌ، وَعَلَى ذِی الرَّحِمِ اثْنَتَانِ صَدَقَةٌ وَصِلَةٌ» .
ترجمه : سلمان بن عامررضی الله عنه فرمودند : پیامبرصلی الله علیه و آله وسلم فرمودند : همانا صدقه داده بر نیازمند و مسکین (اجر) صدقه را دارد ولی صدقه دادن به خویشاوند دو اجر دارد : (اجر) صدقه (واجر) برقرار نمودن روابط خویشاوندی .
(وَمَا تَفْعَلُوا مِنْ خَیْرٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِیمٌ) در پایان این آیه یک قانون کلی بیان نموده و آن اینکه الله متعال خطاب به ما می فرماید« و هرآنچه از خیر و یکی که انجام می دهد همانا الله نسبت به آن کامل آگاه است» هدف این است که شما ای کسانی که صدقه می دهید و یا هرکار نیک دیگری انجام می دهید فقط و فقط هدفتان رضامندی و خوشنودی الله متعال باشد نه دیدن دیگران و یا باخبر شدن دیگران زیرا الله متعال از کارهای شما با خبراست و اگر شما برای غیر الله متعال کارنیکی را انجام دهید هیچ اجر و ثوابی به شما داده نمی شود که هیچ بلکه گرفتار گناه وعذاب نیز خواهی گشت .
اگر یک مسلمان به این قسمت ازآیه خوب فکر کند هرگز هیچ کارخیرو نیکی را برای غیر الله متعال انجام نخواهد داد، زیرا او می داند که الله متعال ازکارهایش آگاه بوده ودراین صورت برایش هیچ اجر و ثوابی نمی دهد و بلکه برای او شرک و گناه می نویسد .
ترجمه آیه (۲۱۴) سوره بقره
أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ وَلَمَّا یَأْتِکُمْ مَثَلُ الَّذِینَ خَلَوْا مِنْ قَبْلِکُمْ مَسَّتْهُمْ الْبَأْسَاءُ وَالضَّرَّاءُ وَزُلْزِلُوا حَتَّى یَقُولَ الرَّسُولُ وَالَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ مَتَى نَصْرُ اللَّهِ أَلا إِنَّ نَصْرَ اللَّهِ قَرِیبٌ (214)
ترجمه : آیا شما گمان نموده اید که وارد بهشت گردید و در حالی که برسر شما نیامده همانند (آن سختی ها و مشکلاتی) که برسرکسانی که پیش از شما گذشته اند (آمده است) آنان (آنقدر) گرفتارفقرو سختی و بیماریها شده و(آنقدر، با بلاها و مصیبت ها) تکان داده شده اند تا اینکه پیامبر(آنان) و کسانی که بهمراه او ایمان آورده بودند گفتند : (پس) نصرت و یاری الله کی خواهد رسید؟، (آنگاه الله متعال به آنها گفت) آگاه باشید که نصرت و یاری الله نزدیک است .
تفسیرآسان آیه (214) سوره بقره
(أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ وَلَمَّا یَأْتِکُمْ مَثَلُ الَّذِینَ خَلَوْا مِنْ قَبْلِکُمْ) این قسمت از آیه بیانگر این است که آزمایش و سختی در هر دور و زمان براهل ایمان آمده و خواهد آمد و الله متعال با گرفتار نمودن اهل ایمان به سختی ها، بیماریها و سایر بلاها و مصیبت های آنان را آزمایش می کند و این آزمایش ها بدان خاطراست تا خالص از ناخالص مشخص شود، الله متعال در سوره آل عمران آیه (140 تا 142) می فرماید :
إِنْ یَمْسَسْکُمْ قَرْحٌ فَقَدْ مَسَّ الْقَوْمَ قَرْحٌ مِثْلُهُ وَتِلْکَ الأیَّامُ نُدَاوِلُهَا بَیْنَ النَّاسِ وَلِیَعْلَمَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا وَیَتَّخِذَ مِنْکُمْ شُهَدَاءَ وَاللَّهُ لا یُحِبُّ الظَّالِمِینَ (140) وَلِیُمَحِّصَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا وَیَمْحَقَ الْکَافِرِینَ (141) أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ وَلَمَّا یَعْلَمِ اللَّهُ الَّذِینَ جَاهَدُوا مِنْکُمْ وَیَعْلَمَ الصَّابِرِینَ (142)
اگر به شما ( مسلمانان در جنگ احد) زخم (وضرری) رسیده است به آن قوم (کافر) نیز ( در جنگ بدر) زخم (و ضرری) مانند آن رسیده است ، و ما این روزها ( ی پیروزی و شکست ) را در میان مردم دست به دست می گردانیم ، تا الله کسانی که ایمان (واقعی) آوردند را دانسته (و از دیگران جدا سازد) و از میان شما شهیدانی بر گیرد و الله ستمکاران را دوست نمی دارد . و تا اینکه الله کسانی را که ایمان آورده سره و خالص گرداند و کافران را نابود و تباه سازد. آیا گمان نموده اید که وارد بهشت گردید ودر حالی که تا به حال الله کسانی که از شما جهاد نموده و صبرکنندگان را مشخص نکرده است.
(مَسَّتْهُمْ الْبَأْسَاءُ وَالضَّرَّاءُ وَزُلْزِلُوا حَتَّى یَقُولَ الرَّسُولُ وَالَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ مَتَى نَصْرُ اللَّهِ أَلا إِنَّ نَصْرَ اللَّهِ قَرِیبٌ) در این قسمت از آیه دو چیز بیان گشته است :
1 - انواع آزمایش های الهی از اهل ایمان ، الله متعال گاهی با فقروتنگدستی و گاهی با بیماریها و گاهی با سایر سختی ها و مشکلات اهل ایمان را آزمایش می کند .
2 - آزمایش ها گاهی به حدی می رسد که اهل ایمان احساس می کنند که نصرت و یاری الهی دیر به آنها رسیده لذا دست به دعا برداشته و از الله متعال نصرت ویاری می خواهند ، آن وقت است که نصرت و یاری بسراغ آنها خواهد آمد و از مشکلات و سختی ها آنان را آزاد خواهد نمود .
آری همان گونه که در این آیه آمده که آزمایش های الهی دارای انواع متخلف و متفاوتی می باشد درآیه (155) سوره بقره نیزالله متعال این مطلب را بدین گونه بیان نموده است :
وَلَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَیْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنْفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِینَ .
یعنی : وما قطعا شما را با چیزی از ترس و گرسنگی و کمبود اموال و جانها و میوه جات آزمایش خواهیم نمود، وبه صبرکنندگان مژده بده .
ترجمه آیه (۲۱۴) سوره بقره
أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ وَلَمَّا یَأْتِکُمْ مَثَلُ الَّذِینَ خَلَوْا مِنْ قَبْلِکُمْ مَسَّتْهُمْ الْبَأْسَاءُ وَالضَّرَّاءُ وَزُلْزِلُوا حَتَّى یَقُولَ الرَّسُولُ وَالَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ مَتَى نَصْرُ اللَّهِ أَلا إِنَّ نَصْرَ اللَّهِ قَرِیبٌ (214)
ترجمه : آیا شما گمان نموده اید که وارد بهشت گردید و در حالی که برسر شما نیامده همانند (آن سختی ها و مشکلاتی) که برسرکسانی که پیش از شما گذشته اند (آمده است) آنان (آنقدر) گرفتارفقرو سختی و بیماریها شده و(آنقدر، با بلاها و مصیبت ها) تکان داده شده اند تا اینکه پیامبر(آنان) و کسانی که بهمراه او ایمان آورده بودند گفتند : (پس) نصرت و یاری الله کی خواهد رسید؟، (آنگاه الله متعال به آنها گفت) آگاه باشید که نصرت و یاری الله نزدیک است .
تفسیرآسان آیه (214) سوره بقره
(أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ وَلَمَّا یَأْتِکُمْ مَثَلُ الَّذِینَ خَلَوْا مِنْ قَبْلِکُمْ) این قسمت از آیه بیانگر این است که آزمایش و سختی در هر دور و زمان براهل ایمان آمده و خواهد آمد و الله متعال با گرفتار نمودن اهل ایمان به سختی ها، بیماریها و سایر بلاها و مصیبت های آنان را آزمایش می کند و این آزمایش ها بدان خاطراست تا خالص از ناخالص مشخص شود، الله متعال در سوره آل عمران آیه (140 تا 142) می فرماید :
إِنْ یَمْسَسْکُمْ قَرْحٌ فَقَدْ مَسَّ الْقَوْمَ قَرْحٌ مِثْلُهُ وَتِلْکَ الأیَّامُ نُدَاوِلُهَا بَیْنَ النَّاسِ وَلِیَعْلَمَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا وَیَتَّخِذَ مِنْکُمْ شُهَدَاءَ وَاللَّهُ لا یُحِبُّ الظَّالِمِینَ (140) وَلِیُمَحِّصَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا وَیَمْحَقَ الْکَافِرِینَ (141) أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ وَلَمَّا یَعْلَمِ اللَّهُ الَّذِینَ جَاهَدُوا مِنْکُمْ وَیَعْلَمَ الصَّابِرِینَ (142)
اگر به شما ( مسلمانان در جنگ احد) زخم (وضرری) رسیده است به آن قوم (کافر) نیز ( در جنگ بدر) زخم (و ضرری) مانند آن رسیده است ، و ما این روزها ( ی پیروزی و شکست ) را در میان مردم دست به دست می گردانیم ، تا الله کسانی که ایمان (واقعی) آوردند را دانسته (و از دیگران جدا سازد) و از میان شما شهیدانی بر گیرد و الله ستمکاران را دوست نمی دارد . و تا اینکه الله کسانی را که ایمان آورده سره و خالص گرداند و کافران را نابود و تباه سازد. آیا گمان نموده اید که وارد بهشت گردید ودر حالی که تا به حال الله کسانی که از شما جهاد نموده و صبرکنندگان را مشخص نکرده است.
(مَسَّتْهُمْ الْبَأْسَاءُ وَالضَّرَّاءُ وَزُلْزِلُوا حَتَّى یَقُولَ الرَّسُولُ وَالَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ مَتَى نَصْرُ اللَّهِ أَلا إِنَّ نَصْرَ اللَّهِ قَرِیبٌ) در این قسمت از آیه دو چیز بیان گشته است :
1 - انواع آزمایش های الهی از اهل ایمان ، الله متعال گاهی با فقروتنگدستی و گاهی با بیماریها و گاهی با سایر سختی ها و مشکلات اهل ایمان را آزمایش می کند .
2 - آزمایش ها گاهی به حدی می رسد که اهل ایمان احساس می کنند که نصرت و یاری الهی دیر به آنها رسیده لذا دست به دعا برداشته و از الله متعال نصرت ویاری می خواهند ، آن وقت است که نصرت و یاری بسراغ آنها خواهد آمد و از مشکلات و سختی ها آنان را آزاد خواهد نمود .
آری همان گونه که در این آیه آمده که آزمایش های الهی دارای انواع متخلف و متفاوتی می باشد درآیه (155) سوره بقره نیزالله متعال این مطلب را بدین گونه بیان نموده است :
وَلَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَیْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنْفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِینَ .
یعنی : وما قطعا شما را با چیزی از ترس و گرسنگی و کمبود اموال و جانها و میوه جات آزمایش خواهیم نمود، وبه صبرکنندگان مژده بده .
ترجمه آیه (۲۱۳) سوره بقره
کَانَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِیِّینَ مُبَشِّرِینَ وَمُنذِرِینَ وَأَنزَلَ مَعَهُمْ الْکِتَابَ بِالْحَقِّ لِیَحْکُمَ بَیْنَ النَّاسِ فِیمَا اخْتَلَفُوا فِیهِ وَمَا اخْتَلَفَ فِیهِ إِلاَّ الَّذِینَ أُوتُوهُ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَتْهُمْ الْبَیِّنَاتُ بَغْیاً بَیْنَهُمْ فَهَدَى اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا لِمَا اخْتَلَفُوا فِیهِ مِنْ الْحَقِّ بِإِذْنِهِ وَاللَّهُ یَهْدِی مَنْ یَشَاءُ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِیمٍ(213)
ترجمه : مردم (همه در آغاز) یک امت بودند، (که بعدها دچار اختلاف شدن) پس الله متعال پیامبران مژده دهند و بیم دهنده ای را فرستاد و با آنها کتاب های (آسمانی خویش) را به حق نازل نمود تا اینکه در میان مردم نسبت به آنچه که با یکدیگر اختلاف نموده اند (به حق) حکم و فیصله نماید، ودر این باره اختلاف ننمودند مگر کسانی که به آنها کتاب (آسمانی) داده شده است (و آنها) بعد از اینکه دلایل واضح و آشکار به نزدشان آمد بنا بر ستمگری و کینه توزی (با یکدیگر اختلاف نمودند) ، آنگاه الله با اجازه اش کسانی را که ایمان آوردند را در آنچه که در باره آن اختلاف نموده بودند به حق هدایت داد و الله هرکسی را که بخواهد به سوی راه راست هدایت می دهد.
تفسیر آسان آیه (213) سوره بقره
(کَانَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً) درآغازتمام انسانها دارای یک عقیده بودند ، همه یکتاپرست و موحّد بودند و در میان آنها شرکی وجود نداشت ، تا اینکه رفته رفته شیطان با دسیسه ها و مکرهای خویش توانست گروهی از ما انسانها را فریب داده و آنان به شرک و کفر بکشاند و با این طریق انسانهای متحدی که همه آنان دارای یک کیش و آیین بودند را به گروهای پراکنده و دارای عقاید مختلف و شرکی تقسیم نماید .
(فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِیِّینَ مُبَشِّرِینَ وَمُنذِرِینَ وَأَنزَلَ مَعَهُمْ الْکِتَابَ بِالْحَقِّ لِیَحْکُمَ بَیْنَ النَّاسِ فِیمَا اخْتَلَفُوا فِیهِ) در این قسمت از آیه آمده است ، بعد از این که گروهی ازانسانها با فریبی که از شیطان خورده بودند دچار شرک شدند و امت واحده به امت ها و ملت های گونان تقسیم شد، و شرک و کفر در میان بشریت رواج یافت، الله متعال برای هدایت این بشر فریب خورده و گمراه پیامبرانی را با کتابهای آسمانی فرستاد تا با مژده دادن به یکتا پرستان نیکوکار و بیم دادن به گنه کاران و مشرکان، مردم را راهنمائی نموده و در مسائل اختلافی، حق را برای آنان بیان کرده و با حق در میان آنها قضاوت و فیصله نمایند .
آری یکی از مهم ترین و اصلی ترین حکمت های آمدن پیامبران و نازل شدن کتابهای آسمانی همین حل اختلافات در میان گروهای مختلف و متحد نمودن آنها بوده است ، پیامبران الهی با کتب آسمانی آمده اند تا در میان مسلمانان و کفار و همچنین خلاف کاران و نیک کرداران فیصله و قضاوت نمایند و بگویند که حق با مسلمانان نیک کرداراست و بهشت نیز از آنِ آنهاست، و کفار و خلاف کاران بر باطل و در اشتباه بسرمی برند و دوزخ از آنِ آنهاست .
(وَمَا اخْتَلَفَ فِیهِ إِلاَّ الَّذِینَ أُوتُوهُ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَتْهُمْ الْبَیِّنَاتُ بَغْیاً بَیْنَهُمْ) در این قسمت از آیه اختلاف گران در دین و علت اختلاف آنان را بیان نموده است ، آری کسانی که در دین دچاراختلاف شدند که به آنان کتاب های آسمانی داده شده و دلایل واضح و آشکار به نزد آنان آمده بودند، لذا علت اختلاف آنان نرسیدن حق و یا نداستن حق نبوده بلکه حسادت و ستمگری و کینه توزی نسبت به یکدیگر بوده است، و این مرض متأسفانه امروزه درمیان مسلمانان به اوج خودش رسیده است و بسیاری از مدعیان علم بنا برحسادت به سایرین دست به اختلاف در دین زده و حتی به سلیقه های شخصی و نظریات فردی خودشان رنگ و بوی دینی و شرعی می دهند تا بهتر بتوانند آنها را در بازار تجارت دینی بفروش برسانند و سود بیشتری به جیب بزنند ، بخاطر همین کارهای این دسته از عالم نماهاست که بدعت به نام سنّت و شرک به نام توحید در میان جوامع اسلامی جا افتاده و رونق گرفته است .
(فَهَدَى اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا لِمَا اخْتَلَفُوا فِیهِ مِنْ الْحَقِّ بِإِذْنِهِ) آری الله متعال در مواقع و موارد اختلافی کسانی که ایمان واقعی آورده و همیشه خواهان حق و هدایت اند را با اجازه خویش به حق هدایت می نماید، و راه حق را به آنها نشان می دهد، تا اینکه برحق بوده و همیشه در مسیرحق حرکت کنند .
(وَاللَّهُ یَهْدِی مَنْ یَشَاءُ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِیمٍ) آری این الله متعال است که هرکس را بخواهد به راه راست ؛ راه پیامبران، راستگویان ، شهداء و نیکوکاران هدایت می دهد ، تا بر راه راست رفته و به مقصد مقصود که همان رضامندی الله مهربان و بهشت جاویدان باشد برسند و از مسیر حق منحرف نشده تا باعث خشم الهی گشته و وارد آتش جهنم گردند .
ترجمه آیه (۲۱۲) سوره بقره
زُیِّنَ لِلَّذِینَ کَفَرُوا الْحَیَاةُ الدُّنْیَا وَیَسْخَرُونَ مِنْ الَّذِینَ آمَنُوا وَالَّذِینَ اتَّقَوْا فَوْقَهُمْ یَوْمَ الْقِیَامَةِ وَاللَّهُ یَرْزُقُ مَنْ یَشَاءُ بِغَیْرِ حِسَابٍ (212)
ترجمه : برای کسانی که کفر نموده اند زندگی دنیا آراسته شده است و(آنها) به کسانی که ایمان آورده اند مسخره می کنند ولی کسانی که از الله ترسیده اند بالای آنها در روز قیامت خواهند بود والله به هرکس که می خواهد بدون حساب روزی می دهد.
تفسیرآسان آیه (212) سوره بقره
(زُیِّنَ لِلَّذِینَ کَفَرُوا الْحَیَاةُ الدُّنْیَا) در این قسمت ازآیه الله متعال یکی از اصلی ترین علت گمرا شدن کفّار را این گونه بیان نموده است که زندگی دینا برای آنها آراسته و زیبا جلو داده شده است و همین سبب شده که آنها منکر قیامت گشته و همه چیزرا همین دنیا بدانند و آری این شیطان و هوای نفس است که دنیا را برای آنان زیبا و آراسته می نماید تا اینکه از آخرت غافل شده و بیشتر به کفرو شرک منهمک گردند، آری این کار شیطان است که کارهای بد را برای ما انسانها خوب جلو دهد تا راحت تر بتواند ما انسانها را به گمراهی و انحراف بکشاند، همان گونه که الله متعال این سیاست شیطان را در سوره (انفال) آیه (48) چنین بیان نموده اند : «وَإِذْ زَیَّنَ لَهُمُ الشَّیْطَانُ أَعْمَالَهُمْ ...» یعنی: یاد آور زمانی را که شیطان برای کفارکارهایشان را آراسته نموده و زیبا جلوه می داد.....
آری این سیاست همیشه ای شیطان است که کار بد را خوب و زیبا جلو می دهد تا ما انسانها را راحت تر فریب دهد ، بعنوان مثال به نزد یک جوان مسلمان آمده و به او می گوید تو الآن جوانی و عمر طولانی خواهی داشت ،لذا الآن عشق کن واز زندگیت و دورا جوانیت لذت ببر، به پیری که رسیدی آن توبه کن و الله متعال هم غفور و رحیم است ، وبنزد مال دار و ثروتمند می آید و به او می گوید نیاز دادن صدقه به این و آن نیست، بسیاری دروغ می گویند وبه اسم مدارس دینی و مساجد از تو پول می گیرند ولی خودشان می خورند از دادن به آنها که همان ندادن بهتر است ، وبنزد زن مسلمان آمده و به او می گوید تو چه قدر به این شوهرت زحمت می کشی ولی او قدر تو را نمی داند ، تو لباس می شوئی ، نان پخته می کنی، بچه بزرگ می کنی ووو... ولی بازهم شوهرت از تو طلبگار است و با تو همانند کنیز برخورد می کند و از تو تشکر نمی کند، و به تو می گوید بدون اجازه من بجایی نرو، و بدون اجازه من کسی را به خانه ام راه نده، و بدون اجازه من از وسائل خانه ام به کسی نده، و بدون اجازه من چنین نکن و چنان نکن، آخر مگر زندگی مشترک نیست چرا او همیشه کدخدائی کند و تو بردگی؟! لذا باید تو به گونه ای با اوبرخورد کنی که او بدون اجازه تو حتی آب ننوشد ، خلاصه اینکه شیطان با این ترفندها و نیرنگها ما انسانها را فریب می دهد و این گونه مرحله به مرحله پیش رفته تا ازتخم مرغ دزدی، شتر دزدی ماهر، واز مگس کشس ، قاتل خون آشامی می سازد.
(وَیَسْخَرُونَ مِنْ الَّذِینَ آمَنُوا) در این قسمت از آیه یک عادت زشت بیان شده که همان مسخره کردن دیگران باشد ، کفّارو جهّال همیشه اهل ایمان و اهل تقوا را به تمسخر می گیرند و زیر بنای تمسخر بی ایمانی و عدم درک درست از خود و دیگران است ، معمولا افراد جاهلی که خود را به خوبی نشناختند و از حقیقت دیگران خبردار نیستند و فقط بظاهر افراد نگاه کرده و مغروربه خویشتن هستند همیشه دیگران و حتی بهتران از خود را هم به باد تمسخر می گیرند و در حقیقت با این تمسخر از شأن و شوکت و بزرگی خویش کاسته و مقام و جایگاه آن کسی را که مسخره می کنند را به نزد الله متعال و افراد فهمیده جامعه بالا می برند و با این طریق به خود و ایمان خود ضربه می زنند و به نوعی گرفتار خواری و ذلت دنیوی و اخروی می گردند .
(وَالَّذِینَ اتَّقَوْا فَوْقَهُمْ یَوْمَ الْقِیَامَةِ) آری اهل تقوا شاید در دنیا از بسیاری از فساق و کفار جاه و پست و مقام پایین تری داشته باشند ولی در آخرت عکس این جریان است برای کفارجایگاه خوبی نیست و فقط پستی و پایینی و بی عزتی از آن آنهاست و تمام جایگاهای بلند و رفیع و تمام نعمت های خوب اخروی از آن اهل ایمان و اهل تقواست ، زیرا آنها بخاطر الله متعال و ترس از اودر دنیا دست از بسیاری از لذت های نامشروع دنیوی کشیده و از گرفتارشدن به دام آنها پرهیز کردند، بهمین خاطرآنها مستحق بهترین نعمت ها و بلند ترین جایگاها در قیامت اند .
(وَاللَّهُ یَرْزُقُ مَنْ یَشَاءُ بِغَیْرِ حِسَابٍ) آری رزق و روزی به دست الله متعال است و اوست که به هرکس بخواهد بدون حساب روزی می دهد ، لذا یک مسلمان نباید رزق و روزیش را از این وآن بداند و یا اینکه بخاطر لقمه نانی دین و ایمانش را از دست بدهد زیرا رزق و روزی به دست انسانها نیست و فقط به دست الله متعال است و او به هرکس که بخواهد بدون حساب رزق و روزی می دهد، اگرهر مسلمانی به این قسمت از آیه فکر کند، هرگز سود و ربا نمی گیرد، هرگز رشوه نمی گیرد ، هرگز دزدی نمی کند و هرگز هیچ کارحرامی را برای به دست آوردن مال دنیا انجام نمی دهد چون می داند که با این روشها نمی شوداز آنچه که در تقدیرش هست بیشتر روزی به دست آورد و همیشه تلاشش براین خواهد بود که از راههای درست و شرعی مال به دست آورد زیرا معتقد است که هرآنچه روزیش باشد از همین راههای حلال و شرهی هم می تواند به دست آورد و هر آنچه هم که روزیش نباشد به هر دری هم که بزند چیزی گیرش نخواهد آمد و اوبه یقین می دهند که روزه دهند فقط االله متعال است و بس .
ترجمه آیه (۲۱۱) سوره بقره
سَلْ بَنِی إِسْرَائِیلَ کَمْ آتَیْنَاهُمْ مِنْ آیَةٍ بَیِّنَةٍ وَمَنْ یُبَدِّلْ نِعْمَةَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَتْهُ فَإِنَّ اللَّهَ شَدِیدُ الْعِقَابِ (211)
ترجمه : از بنی اسرائیل بپرس چه نشانی های واضح وزیادی ما به آنها داده ایم ، وهرکس نعمت الله (دین) را بعد از اینکه بنزدش آمد به (کفر) تبدیل نماید پس (این را بداندکه )قطعا الله بسیار سخت کیفراست .
تفسیرآسان آیه (211) سوره بقره
(سَلْ بَنِی إِسْرَائِیلَ کَمْ آتَیْنَاهُمْ مِنْ آیَةٍ بَیِّنَةٍ) دراین قسمت از آیه الله متعال به پیامبربزرگواراسلام صلی الله علیه و آله وسلم دستور داده تااز یهودیان بنی اسرائیلی ساکن مدینه بپرسد که چه قدرمعجزه هایی بسیار واضح و زیادی را االله متعال به پیامبرشان موسی علیه السلام همانند : دست سفید، عصا، شگاف دریا، بیرون آوردن دوازده چشمه آب از سنگ، فرستادن ترنجبین و گوشت پرنده سمانی، سایه نمودن ابرها و سایر معجزات و آیات تورات که الله متعال برای هدایت و راهنمائی آنها فرستاده است ولی با این وجود دچار انحراف و گمراهی گشتند، آیا این کمال ناشکری وبی ایمانی شما یهودیان را نمی رساند؟!.
ناگفته نماند که این پرسش و سوال نمودن از یهودیان برای جمع آوری معلومات و یا دگیری مسائل نبوده است ، بلکه برای این بوده تا یهودیان متوجه شوند که پیامبر بزرگواراسلام صلی الله علیه و آله وسلم برحق بوده که این معلومات را نسبت به دین آنها می داند و با یاد دهانی آنها می خواهد آنها را متذکر نموده وبه شکر آن همه نعمات الهی وا دارد .
(وَمَنْ یُبَدِّلْ نِعْمَةَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَتْهُ فَإِنَّ اللَّهَ شَدِیدُ الْعِقَابِ) در این قسمت ازآیه ، الله متعال به یهودیان و سایربی دینانی که حق برای آنها واضح گشته ودین برای آنها آمده است هشدار می دهد که مبادا دین و هدایت که بزرگ ترین نعمت الهی است را با کفر که بزرگ ترین ناشکری است، عوض نمایید، زیرا کسی که چنین کاری نموده و چنین جرمی را مرتکب می شود قطعا او گرفتار عذاب الهی خواهد شد و الله متعال او را سخت عذاب خواهد داد زیرا اوسخت کیفراست .
یک نکته مهم در اینجا باید ذکر شود و آن اینکه صفت « شَدِیدُ الْعِقَابِ » و صفات دیگرالله متعال که از این نوع اند و در آنها از گرفت ، قهر و غلبه و عذاب الهی سخن گفته شده است ،همه و همه آنها برای هشدارو ترساندن کفار، منافقین و خلاف کاران است ، که الله متعال با ذکر این صفاتش آنها را از گرفت و عذابهای خود می ترساند، تا ازکفر، نفاق و گناهان و اعمال زشتشان دست کشیده و به راه حق و هدایت رو آورند .
ترجمه آیه (۲۱۰) سوره بقره
هَلْ یَنظُرُونَ إِلاَّ أَنْ یَأْتِیَهُمْ اللَّهُ فِی ظُلَلٍ مِنْ الْغَمَامِ وَالْمَلائِکَةُ وَقُضِیَ الأَمْرُ وَإِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الأُمُورُ (210)
ترجمه : آیا اینها بجز این منتظرند؟ که الله و فرشتگان (در روز قیامت) در سایه های ازابرنازک و سفید به نزدشان بیایند و کارفیصله شود و(اینها باید این را خوب بدانند که تمام) کارها بسوی الله بازگردانده می شوند .
تفسیرآسان آیه (210) سوره بقره
(هَلْ یَنظُرُونَ إِلاَّ أَنْ یَأْتِیَهُمْ اللَّهُ فِی ظُلَلٍ مِنْ الْغَمَامِ وَالْمَلائِکَةُ وَقُضِیَ الأَمْرُ) در این قسمت از آیه الله متعال به کسانی که مسلمان نشده و از گامهای شیطان پیروی می کنند هشدارمی دهد ، که چرا اینها اسلام نمی آورند و چرا ازگامهای شیطان پیروی می کنند ، اینها مگر منتظر چه هستند، اینها منتظر این اند که قیامت برپا شده و الله متعال با فرشتگان درسایه های از ابرسفیدی آمده وسپس ازآنان بازخواست نموده و حساب و کتاب ازآنها گرفته و راهی جهنم گردند.
برای بهترفهمیدن معنای این آیه به چند آیه از سوره انعام و سوره فجرکه در زیر با ترجمه ذکر می شود توجه فرمایید :
« هَلْ یَنْظُرُونَ إِلَّا أَنْ تَأْتِیَهُمُ الْمَلَائِکَةُ أَوْ یَأْتِیَ رَبُّکَ أَوْ یَأْتِیَ بَعْضُ آیَاتِ رَبِّکَ یَوْمَ یَأْتِی بَعْضُ آیَاتِ رَبِّکَ لَا یَنْفَعُ نَفْسًا إِیمَانُهَا لَمْ تَکُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ أَوْ کَسَبَتْ فِی إِیمَانِهَا خَیْرًا قُلِ انْتَظِرُوا إِنَّا مُنْتَظِرُونَ » (سوره انعام آیه: 158) .
ترجمه : آیا انتظار جزآن دارند که (روز قیامت) فرشته ها به نزد آنها بیاید و یا پروردگارتو بیاید و یا برخی ازنشانیهای پروردگارت (که همان طلوع خورشید از مغرب باشد) بیاید و روزی که برخی از نشانیهای پروردگارت بیاید ،ایمان کسی که قبلا ایمان نیاورده و یا در حال ایمانش اعمال نیک انجام نداده است، (این ایمان و اعمال نیک آن روز) برایش فایده ای نخواهد رساند، به آنها بگو منتظر باشید ما هم منتظرهستیم .
«کَلا إِذَا دُکَّتِ الأرْضُ دَکًّا دَکًّا(21) وَجَاءَ رَبُّکَ وَالْمَلَکُ صَفًّا صَفًّا(22) وَجِیءَ یَوْمَئِذٍ بِجَهَنَّمَ یَوْمَئِذٍ یَتَذَکَّرُ الإنْسَانُ وَأَنَّى لَهُ الذِّکْرَى (23) » (سوره فجر).
ترجمه : آنگاه که زمین تکه پار گردد وپروردگارتو و فرشتگان صف در صف بیایند ودرآن روز جهنم آورده می شود ودرآن روز است که انسان پند می گیرد ولی (در آن روز) برایش چه جای پند گرفتن است .
در اینجا دوست دارم که توجه شما را به چیزی جلب نماییم که امام بغوی رحمه الله درتفسیر خویش به نام « معالم التنزیل فی تفسیر القرآن» در تحت این آیه بیان نمودند، ایشان فرمودند :
وَالْأَوْلَى فِی هَذِهِ الْآیَةِ وَمَا شَاکَلَهَا أَنْ یُؤْمِنَ الْإِنْسَانُ بِظَاهِرِهَا وَیَکِلَ عِلْمَهَا إِلَى اللَّهِ تَعَالَى، وَیَعْتَقِدَ أَنَّ اللَّهَ عَزَّ اسمه منزّه عن سمات الحدوث ، عَلَى ذَلِکَ مَضَتْ أَئِمَّةُ السَّلَفِ وَعُلَمَاءُ السُّنَّةِ، قَالَ الْکَلْبِیُّ: هَذَا من [العلم]المکتوم الذی لا یفسر [والله أعلم بمراده منه] ، وَکَانَ مَکْحُولٌ وَالزُّهْرِیُّ وَالْأَوْزَاعِیُّ وَمَالِکٌ وَابْنُ الْمُبَارَکِ وَسُفْیَانُ الثَّوْرِیُّ وَاللَّیْثُ بْنُ سَعْدٍ وَأَحْمَدُ وَإِسْحَاقُ، یَقُولُونَ فیه وفی أمثاله: أَمِرُّوهَا کَمَا جَاءَتْ بِلَا کَیْفٍ، قَالَ سُفْیَانُ بْنُ عُیَیْنَةَ: کُلُّ مَا وَصَفَ اللَّهُ بِهِ نَفْسَهُ فِی کِتَابِهِ فَتَفْسِیرُهُ: قِرَاءَتُهُ وَالسُّکُوتُ عنه ، لَیْسَ لِأَحَدٍ أَنْ یُفَسِّرَهُ إِلَّا اللَّهُ تَعَالَى وَرَسُولُهُ .
ترجمه : بهتردراین آیه و آیات همنوع آن این است که انسان به ظاهرآنها ایمان بیاورد و علم آنها به الله متعال بسپارد، و معتقد باشد که الله که نامش با عزت است ازعلامت های ایجاد چیزهای جدید در او پاک و منزه است، برهمین (عقیده) ائمه سلف و علمای اهل سنت رفتند، کلبی فرموده : این از علم پوشیده ای است که تفسیرنمی شود و الله نسبت به آن از همه آگاه تراست، و (امامانی همچون) مکحول، زهری، اوزاعی، مالک، ابن مبارک، سفیان ثوری، لیث بن سعد، احمد، و اسحاق (رحمهم الله) در باره این آیه و امثال آن می گفتند : اینها را بدون بیان کیفیت بگذرانید همان گونه که آمده است، سفیان بن عیینه (رحمه الله) فرمودند : تفسیرهرآنچه الله خودش را با آن در کتابش (قرآن) توصیف نموده این است : خواندن آنها و سکوت برآنها ، برای هیچ کس بجز الله متعال و رسولش جایز نیست که آنها را تفسیرکند .
(وَإِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الأُمُورُ) آری ازآنجا که الله متعال مالک تمام چیزها و صاحب اختیار تمام اموراست، کارهای به سوی او بازگردانده می شود، وهرکس را بنا کارها و اعمالش در دنیا پاداش ویا سزا می دهد .
این جمله قرآنی که در این آیه آمده است ، به نوعی بشارتی برای اهل ایمان است زیرا زمانی ایمان واعمال نیکشان به نزد الله متعال بازگردانده و برده شود و درآن وقت از پروردگار مهربانشان پاداش نیک و جنت الفردوس حاصل نمایند بسیار خوشحال خواهند شد، و تمام سختی ها و مشکلاتی که در دنیا در مسیر دین و عبادت الله متعال دیدند فراموش خواهند نمود، همان گونه که این جمله از این آیه هشداری برای کفار و منافقین و تمام خلاف کاران است زیرا زمانی که با اعمال زشت و کردار ناپسندشان به نزد الله متعال بازگردانده و برده شوند آن وقت جز شرمندی و عذاب الهی چیز دیگری برای آنها نخواهد بود، آن وقت است که پشیمان می شوند وپشیمانی برای آنها هیچ سودی نخواهد داشت .
ترجمه آیه (۲۰۹) سوره بقره
فَإِنْ زَلَلْتُمْ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَتْکُمْ الْبَیِّنَاتُ فَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ عَزِیزٌ حَکِیمٌ (209)
ترجمه : پس اگر شما بعد از اینکه نشانه های آشکار بنزدتان آمد ، دچارلغزش شدید پس (این را خوب) بدانید که همانا الله بی نهایت باعزت و غالب و بی نهایت با حکمت است .
تفسیرآسان آیه (۲۰۹) سوره بقره
(فَإِنْ زَلَلْتُمْ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَتْکُمْ الْبَیِّنَاتُ فَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ عَزِیزٌ حَکِیمٌ) در این آیه الله متعال به کسانی که دلایل حق برای آنها بطور واضح وآشکارا آمده ولی با این وجود آنها اسلام را نپذیرفته و دچار لغزش شده و از گامهای شیطان در این راستا پیروی نمودند ، هشدار می دهد، وبه آنها می گوید : باید این را خوب بدانند که الله متعال برگرفت و عذاب دادن آنها کاملا غالب است وکسی نمی تواند جلوی او را گرفته و نگذارد که مجرمین را سزا دهد و بسیار با حکمت است که هرگز کسی را بدون گناه و جرم سزا نمی دهد و از او انتقام نمی گیرد.
اگر ما به دو اسم و صفت «عَزِیزٌ حَکِیمٌ » که برای الله متعال در این آیه آمده دقت کنیم متوجه می شویم که الله متعال برهمه غالب است و هیچ قدرت و توانی در این دنیا نمی تواند بر الله غلبه پیدا کند و تمام اتفاقاتی که در این دنیا می افتد همه تحت کنترل الله متعال است و با خواست او اتفاق می افتد و در همه این اتفاقات حکمتی نهفته است زیرا او ذاتی بسیار فرزانه و حکیمی است که هیچ کاری را بدون حکمت انجام نمی دهد .
ترجمه آیه (۲۰۸) سوره بقره
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا ادْخُلُوا فِی السِّلْمِ کَافَّةً وَلا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّیْطَانِ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُبِینٌ (208)
ترجمه : ای کسانی که ایمان آورده اید بطورکامل در اسلام داخل گردید و از گام های شیطان پیروی نکنید زیرا قطعا او برایتان دشمنی آشکاراست .
تفسیرآسان آیه (208) سوره بقره
(یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا ادْخُلُوا فِی السِّلْمِ کَافَّةً) دراین قسمت از این آیه الله متعال اهل ایمان را ندا داده و سپس به آنها دستور داده که بطور کامل وارد اسلام شوند و به تمام احکام و دستورات دین جامه عمل بپوشانند و این نشود که به برخی از دستورات اسلام عمل نموده و برخ دیگری را رها نمایند.
آری مسلمان واقعی کسی است که به تمام دستورات و احکام اسلام عمل کند و اما اینکه قسمتی از احکام اسلام را پذیرفتن و قسمت دیگری را منکرشدن و یا به آنها عمل ننمودن، این عادت یک مسلمان واقعی نیست و نباید یک مسلمان چنین عادت زشتی داشته باشد ، این در حقیقت عادت یهود و نصاری بوده است و این عادت زشت آنان را الله متعال درسوره بقره آیه (85) این گونه بیان وسزای آن را ذکرنموده است ، «.... أَفَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْکِتَابِ وَتَکْفُرُونَ بِبَعْضٍ فَمَا جَزَاءُ مَنْ یَفْعَلُ ذَلِکَ مِنْکُمْ إِلَّا خِزْیٌ فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَیَوْمَ الْقِیَامَةِ یُرَدُّونَ إِلَى أَشَدِّ الْعَذَابِ وَمَا اللَّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ»
یعنی : (ای اهل کتاب) آیا به قسمتی از کتاب (آسمانی) ایمان می آورید(و بدان عمل می کنید) و به برخی کفرمی ورزید( و بدان عمل نمی کنید) سزای کسی که چنین می کند (چیزی) نیست بجزخاری در زندگی دنیا و(اینکه) روزقیامت به سخت ترین عذاب بازگردانده (و گرفتار) خواهند شد و الله از آنچه آنان می کنند بی خبرنیست .
آری عادت یک مسلمان واقعی تسلیم شدن در مقابل تمام دستورات الله متعال و رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم و بطورکامل در اسلام داخل شدن می باشد، و یک مسلمان هرگز حق ندارد که به احکام اسلام اعتراض نموده و به برخی عمل نموده و برخی را رها کند ، در این باره به آیه (36) سوره احزاب که الله متعال در آنجا این چنین فرموده توجه فرمایید :
« وَمَا کَانَ لِمُؤْمِنٍ وَلَا مُؤْمِنَةٍ إِذَا قَضَى اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَمْرًا أَنْ یَکُونَ لَهُمُ الْخِیَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَمَنْ یَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا مُبِینًا ».
یعنی : برای هیچ مرد و زن مسلمانی ، زمانی که الله و رسولش فیصله می نمایند هیچ حق اختیار (چیزی دیگری) در کارهایشان ندارند (و باید آن را به پذیرند) و هرکس که نافرمانی الله و رسولش را می نماید قطعا او بطورآشکار و کامل گمراه گشته است.
ولی چه کنیم که متأسفانه بسیاری از مسلمانان امروزه دچار این عادت زشت و این اخلاق ناشایست یهود و نصاری گشته اند که بطورکامل وارد اسلام نمی گردند و هرحکم از احکام اسلام که با افکار، اموراقتصادی، امورسیاسی و یا سایرکارهایش مخالف بوده وسازگار نباشد یا بطور کامل منکرش می شوند و یا اینکه بگونه تحریف گونه آن را توجیح می کنند تا بدین طریق بتوانند به اهداف شوم دنیوی خویش برسند، بهمین خاطراست که امروزه در میان مسلمانان انواع و اقسام اسلامهای سلیقه ای پدید دارشده که درذیل به برخی از آنها اشاره خواهم نمود :
1 - «اسلام سیاسی» اسلامی که درآن ازعقاید درست وسایر احکام خبری نیست، وهم غم حامیان این نوع اسلام سلیقه ای، فقط رسیدن به صندلی قدرت و سپس مکیدن خون ملتها و سوار شدن برگردن آنها چیزدیگری نیست .
2 - «اسلام اقتصادی» اسلام سلیقه ای که همه و همه آن حرف از پول و مال و ثروت است ودر نزد دوستداران چنین اسلامی ؛ حرام بودن سود و ربا و رشوه و سایرامور اقتصادی حرام معنی ندارد و نصوصی از شرعی که در این باره آمده را یا انکار نموده و یا هم به گونه ای توجیح می کنند که عین تحریف است .
3- «اسلام گوشه گیری» اسلام سلیقه ای که در آن بجز پیر و مرید ی و چند اذکار و اوراد سلیقه ای دیگرچیزی وجود ندارد، در نزد صاحبان این نوع اسلام حرف از جهاد با کفار زدن و سخن از سیاست گفتن وحرف مال و ثروت به میان آوردن مترادف است با کفرو انحراف و بی دینی ، سعی و تلاش حامیان این نوع اسلام سلیقه ای در راستای برده سازی برخی ازانسانها برای برخ دیگر است .
4 - «اسلام خشن » این نوع اسلام سلیقه ای که در آن بجزکشت و کشتاروتکفیرو تفسیق مسلمان و ریختن خون و آبروی او دیگر چیزدیگری نیست، خشونت گرایان ، خون خواران، افراد عقده ای و تندرو همیشه حامی این نوع گرایشی از اسلام بوده و هستند، ناگفته نماند که گاها افراد مخلصی نیز فریب این نوع افکار افراطی را خورده و گرفتار این نوع افکار انحرافی می شوند ، همین جاست که باید بگویم تنها اخلاص برای عمل به اسلام کافی نیست بلکه برابری عمل با دستورات شرع نیز مهم است و حتی بدون آن ای چه بسا فرد به جای عبادت جنایت نماید همانگونه که در هر دور و زمان تکفیریها و خوارج گرفتارآن می شوند.
5- «اسلام حامی خواهشات » ، اسلامی که حامی خواهشات باشد ودر آن قانونی برای حرام وجود نداشته باشد و همه چیز درآن حلال بوده و در اختیار انسانهای هوا پرست باشد، اسلامی که در آن حجابی نباشد، قانون برای تنبیه مجرمین وجود نداشته باشد، مخلوط شدن و با هم بودن مرد و زن نا محرم در همه جا آزاد باشد، قانونی برای جلوگیری از شراب خواری ، زنا و سایر جرمها نباشد، صاحبان این نوع اسلام خواهشاتی وسلیقه ای همان فریب خورده ها ویا دست پروردها و شاگردان غرب گرای اروپائی آمریکائی و یا شرق گرای کمونیست اند، که با وجود ادعای اسلام ، داعی افکار آقایان غرب و شرق خویش اند، و فقط اسلام را در چند حکم عبادی منحصر دانسته ودین را تنها رابطه فرد با الله می دانند واما امور اقتصادی ، سیاسی و اجتماعی را از دین جدا نموده و انسانها را درآنها مختارکامل می دانند، این لائیکان بی آگاه از دین، این گونه با افکار وارداتی خویش در درون جهان اسلام غوغا نموده وبا تبلیغات فریبنده خود می خواهند به مردم کم سواد و یا بی سواد بفهمانند که اسلام واقعی همین «اسلام خواهشات» و سلیقه ای آنهاست ، غافل از اینکه دیگر این نوع حناها رنگی ندارد و این طرفندها بازاری ندارد و حقیقت آنها و آقایان آنها برهمگان برملا و آشکارشده است .
آری برادر و خواهرمسلمانم ، اسلام دینی است برای هر زمان و هرمکان و تمام احکام آن قابل عمل و قابل اجرا می باشد و تمام احکام و دستورات آن برای تمام بشریت مفید است ، بهمین خاطراست که الله متعال از اهل ایمان خواسته که بطور کامل وارد اسلام شده و به تمام دستورات و احکام آن عمل نمایند، ناگفته نماند که اگر امروزه ما مسلمانان گرفتار مشکلات زیادی شده ایم، مهم ترین علتش همین باشد که ما بطور کامل وارد اسلام نشده و گرفتار اسلام های سلیقه ای شده ایم، لذا بنظر بنده تنها نجات از تمام مشکلات داخل شدن کامل در اسلام و رها نمودن اسلام های سلیقه ای است.
(وَلا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّیْطَانِ) دراین قسمت از آیه الله متعال به ما مسلمانان دستورداده که از گامهای شیطان پیروی نکنیم، آری با دقت به کلمه «خُطُوَات» معلوم می گردد که شیطان انسانها را گام به گام و مرحله به مرحله به سمت گناهان سوق می دهد لذا ما باید مواظب بوده که گرفتار دامهای آراسته شده و گامهای فریبکارانه شیطان نشویم .
(إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُبِینٌ) در این قسمت ازآیه الله متعال به ما بیان نموده که شیطان دشمن واضح و آشکار ماست، لذا دوستی و همکاری با دشمن آشکار، کمال بی عقلی است و پرهیز و دوری از آن، کمال اندیشمندی و هوشیاری است .
ترجمه فتنه تکفیرکتاب استادآلبانی رحمه الله (۱۱)
گفتگویی مختصر با تکفیری ها
و من جمله چیزهای که بیان و حکایت آنها مفید است، این است که بنده با بعضی از اینها که جزء (گروه تکفیری) بودند ملاقات نمودم و سپس آنها را الله عزوجل هدایت داده است:
من به (بعضی) ازاین تکفیری ها گفتم : بگذریم از اینکه شما حکام (مسلمین) را تکفیرمی کنید ولی چرا ائمه مساجد ، خطیبان مساجد، مؤذنهای مساجد و خادمین مساجد را تکفیر می کنید؟! و چرا شما اساتید علوم شرعی در مدارس و دیگر (کارمندان ، ادرات دولتی) را تکفیر می کنید؟!
(تکفیریها) در جواب گفتند: چون آنها به حکم این حکامی که بغیر آنچه الله نازل نموده حکم می کنند راضی اند (و چون رضایت به کفر؛ کفر است و ما آنها را نیز تکفیر می کنیم).
پس من می گویم: اگراین رضایت؛ رضایت قلبی به حکمی باشد که خلاف آن چیزی است که الله نازل نموده است، پس (در) این (صورت) کفر عملی به کفر اعتقادی تبدیل می گردد.
لذا هر حاکمی که بغیر آنچه الله نازل نموده حکم نماید و در حالی که معتقد است که این حکم (او که خلاف حکم الله است) شایسته و مناسب این عصر و زمان است وحکم شرعی برگرفته از نصوص کتاب و سنّت برای این زمان مناسب (و شایسته) نیست در این شکی نیست که کفراین حاکم کفر اعتقادی است و تنها کفر عملی نیست و هر کس همانند این حاکم راضی بوده و همانند او معتقد باشد قطعا (در کفر اعتقادی ) به او ملحق شده ( و همانند او دچار کفر اعتقادی گشته است).
سپس من برای این (تکفیری ها) گفتم : شما اولا: نمی توانید این را ثابت نمایید که هر حاکمی که با قوانین غربی کفری و یا به بسیار از آنها حکم می کند که اگر از او سؤال شود که چرا به غیر آنچه از جانب الله نازل گشته حکم می کنی؟ او برایتان جواب دهد که حکم به این قوانیین غربی حق و مناسب این عصر و زمان است و حکم به (دستورات و قوانین) اسلامی جایز نیست زیرا اگر (حکام) چنین چیزی بگویند: قطعا و بدون هیچ شک و تردیدی کافرگشته اند.
و چون به جریان رعیتها که در میان آنها علما ،افراد نیک و غیره وجود دارند باز گردیم (من از تکفیری ها می پرسم) چگونه شما فقط تنها بخاطر اینکه آنها تحت حکم این حکام زندگی می کنند همانگونه که بعینه شما هم زندگی می کنید، تکفیرشان می کنید؟!
ولی شما اعلان می کنید که همانا این حکام کافر و مرتد اند و حکم به آنچه الله نازل نموده واجب است و سپس برای خودتان عذر مطرح نموده می گویید: همانا مجرد مخالفت با حکم شرعی در عمل این را لازم نمی دارد که برعمل کننده آن حکم شود که او از دینش مرتد گشته است.
و این بعینه همان چیزی است که دیگران که همانند شما تکفیری نیستند می گویند؛ فقط فرق شما با مخالفین شما در این است که شما (بی دلیل و) بنا حق حکم به تکفیر وارتداد را بر دیدگاه آنها اضافه نموده و بیان می کنید.