۩۩۩ قـــرآن و سنّت زنــــده بــــاد ۩۩۩

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَا تَوَلَّوْا عَنْهُ وَأَنْتُمْ تَسْمَعُونَ (20) (سوره انفال)

۩۩۩ قـــرآن و سنّت زنــــده بــــاد ۩۩۩

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَا تَوَلَّوْا عَنْهُ وَأَنْتُمْ تَسْمَعُونَ (20) (سوره انفال)

فرق کفر اعتقادی وبا کفر عملی


ترجمه فتنه تکفیرکتاب استادآلبانی رحمه الله (۱۳)


فرق کفر اعتقادی وبا کفر عملی

 

و خلاصه سخن این است : که ضروری است که این مطلب دانسته شود ؛ همانا کفر همانند فسق و ظلم به دو قسم تقسیم می گردد:

 کفر ، فسق و ظلمی که فرد را از اسلام بیرون می کند و تمام اینها زمانی است که فرد حرامها را در دل حلال بداند واما نوع دیگری از (کفر، فسق، و ظلم) وجود دارد که فرد را از اسلام بیرون نمی کند این به حلال دانست در عمل بر می گردد (یعنی فرد در دل حرامی را حلال نمی داند ولی بربحرامی عمل می کند گویا از نظرعملی آن را حلال دانسته است).

 

تمام گناهان و بالأخص گناهانی که در این عصر و زمان عملی حلال دانستن آنها انتشار یافته است همانند ربا،زنا، شراب نوشی و غیره؛ تمام اینها کفرعملی محسوب می شود، و جایز نیست که ما گنه کارانی که مرتکب چنین گناهانی می شوند را فقط بنا بر ارتکاب این گناهان و اینکه آنها از نظر عملی آنها را حلال می دانند تکفیر نماییم، مگراینکه بطور قطع و یقین برای ما آنچه آنها دردلهایشان دارند واضح و نمایان گردد واینکه ما بطور قطع و یقین بدانیم که آنچه الله و رسولش حرام دانسته را از ته دل و اعتقاد قلبی حرام نمی دانند واگر این برای ما مشخص گردد که آنها قلبا در این مخالفت (شرعی) افتاده اند در این وقت ما حکم به کفر آنها نموده و آن وقت است که می دانیم که گرفتار کفر (اکبر) شده و مرتد گشته اند.

کشف اشتباه تکفیری ها

ترجمه فتنه تکفیرکتاب استادآلبانی رحمه الله (۱۲)


کشف اشتباه تکفیری ها

 

و از جمله مسائلی که اشتباهات و گمراهیهای این گروه تکفیری را آشکار می سازد این است که به آنها گفته شود: چه وقت می شود بر مسلمانی که گواهی می دهد که بجز الله دیگر معبود به حقی نیست و محمد رسول الله است و در حالی که نماز هم می خواند، به اوگفت که از دینش برگشته و مرتد شده است؟

آیا یکبار کفایت می کند؟

و یا اینکه واجب است که او (همیشه این مطلب را) اعلان نماید که (فلان فرد) از دینش بر گشته و مرتد شده است؟

قطعا آنها برای این جوابی ندارند و هر گز به حقیقت راه نخواهند یافت، لذا ما مجبوریم برای ایشان مثال زیر را بیان نمائیم (تا شاید درست تر این جریان را متوجه شوند ) ما می گوییم :

 

یک قاضی وجود دارد که برابر با شریعت حکم و قضاوت می کند واینگونه عادت و قانونش هست، ولی در یک حکم و قضاوتی پایش لغزیده و به خلاف شریعت فیصله نموده است یعنی مثلا حق را به ظالمی داد و مظلومی را از حقش محروم نموده است، قطعا این قضاوت او حکم بغیر آن چیزی می باشد که الله نازل نموده است ، آیا شما به این قاضی می گویید که او کفر نموده و مرتد گشته است؟

 

 (تکفیریها) خواهند گفت: نه (ما آن قاضی را تکفیر نمی کنیم) زیرا این اشتباه از او یک بار سر زده است؟

ما به (این تکفیریها) می گوییم: اگر همین حکم و یا حکم دیگری که آن هم خلاف شرع است دو باره از همین قاضی سر زد آیا کافر می شود؟

سپس ما این سؤال مان را سه بار، چهار بار بر آنان تکرار می کنیم چه وقت آنها می توانند بگویند که این عمل و حکم قاضی کفر است؟ هر گزنمی تواند یک حدی را معین نمایند که هر وقت تعداد احکام خلاف شرع این قاضی به این اندازه (معین) رسید آن وقت اورا تکفیر نمی کنند (ولی اگر بیشتر از آن شد، آن وقت آن قاضی را تکفیر می کنند).

 

ودر حالی که کاملا بر عکس این می توانند (بگویند) که هرگاه فهمیدند که آن قاضی در حکم اولش ؛ حکم خلاف شرع را خوب دانسته وحکم به غیرآنچه الله نازل نموده را حلال دانسته و حکم شرع را زشت دانسته است در همان لحظه و در مرحله اول می توان بر او حکم ارتداد داد.

 

و برعکس این اگر ما ده قضاوت در جریانات متعددی از او ببینیم که در آنها با شریعت مخالفت نموده واگر ما از او بپرسیم که چرا در این مسائل بر خلاف آنچه الله عزوجل نازل کرده فیصله نموده ای؟

در جواب به ما خواهد گفت: من بر خودم ترسیدم و یا بعنوان مثال رشوه گرفتم که این از اولی بسیاربدتر است( و یا هر عذر دیگری را بیان خواهد نمود) لذا با این وجود ما نمی توانیم او را تکفیر کنیم تا اینکه خودش آنچه که در دل دارد را بیان کند که او حکم به شریعت و به آنچه الله نازل نموده را درست ومناسب نمی داند تنها در آن وقت است که ما می توانیم بگوییم: که قطعا او کافر است و ازدین برگشته و مرتد شده است.

 

عقیده امام ابوحنیفه رحمه الله (۱۶)

ترجمه فقه اکبر امام ابوحنیفه رضی الله عنه


علاقَة الْإِسْلَام وَالْإِیمَان


تعلق اسلام با ایمان



والاسلام هُوَ التَّسْلِیم والإنقیاد لأوامر الله تَعَالَى فَمن طَرِیق اللُّغَة فرق بَین الْإِسْلَام وَالْإِیمَان وَلَکِن لَا یکون إِیمَان بِلَا اسلام وَلَا یُوجد إِسْلَام بِلَا إِیمَان وهما کالظهر مَعَ الْبَطن وَالدّین اسْم وَاقع على الْإِیمَان وَالْإِسْلَام والشرائع کلهَا .


ترجمه : اسلام همان تسلیم شدن و در قبال دستورات الله متعال وفرمانبردارشدن است، از نظرلغوی در میان اسلام و ایمان فرق است و لیکن «از دیدگاه شرعی» ایمان بدون اسلام نمی باشد و اسلام بدون ایمان یافت نمی شود و این دو همانند ظاهر و باطن و بیرون و درون «یک چیز»اند و دین اسمی است که برایمان و اسلام و تمام مسائل شرعی اطلاق می شود .

عقیده امام ابوحنیفه رحمه الله (۱۵)

ترجمه فقه اکبر امام ابوحنیفه رضی الله عنه


تَعْرِیف الْإِیمَان


تعریف ایمان


وَالْإِیمَان هُوَ الْإِقْرَار والتصدیق وإیمان أهل السَّمَاء وَالْأَرْض لَا یزِید وَلَا ینقص من جِهَة الْمُؤمن بهَا وَیزِید وَینْقص من جِهَة الْیَقِین والتصدیق والمؤمنون مستوون فِی الْإِیمَان والتوحید متفاضلون فِی الْأَعْمَال .


ترجمه : ایمان همان اعتراف با زبان و تصدیق با قلب است و ایمان اهل آسمان و زمین از جهت آنچه باید به آن ایمان آورده شود نه اضافه و نه هم کم می گردد ولی از جهت یقین و تصدیق اضافه و کم می گردد، مسلمانان در (اصل) ایمان و توحید با یکدیگر برابراند ولی از نظر اعمال و کردار با یکدیگر متفاوت بوده و بر یکدیگر برتری دارند . 

عقیده امام ابوحنیفه رحمه الله (۱۴)

ترجمه فقه اکبر امام ابوحنیفه رضی الله عنه


رُؤْیَة الله فِی الْآخِرَة


دیدن الله در قیامت



وَکَانَ الله تَعَالَى خَالِقًا قبل ان یخلق ورازقا قبل ان یرْزق وَالله تَعَالَى یرى فِی الْآخِرَة وَیَرَاهُ الْمُؤْمِنُونَ وهم فِی الْجنَّة بأعین رؤوسهم بِلَا تَشْبِیه وَلَا کَیْفیَّة وَلَا یکون بَینه وَبَین خلقه مَسَافَة .


ترجمه : و الله متعال پیش از اینکه چیزی را بیافریند آفریدگاروخالق بوده است و پیش از اینکه به کسی رزق و روزی بدهد رازق وروزی دهنده بوده است و در روز قیامت دیده می شود و مسلمانان او را در بهشت با چشمان سرشان بدون تشبیه و بدون کیفیت می بینند و در«آن وقت» در میان او و بندگانش مسافت و فاصله ای نیست .

عقیده امام احمد رحمه الله (۱۵)

 ترجمه: کتاب أصول السنة امام احمد بن حنبل رضی الله عنه


متن عربی : 


وَمن خرج على إِمَام من أَئِمَّة الْمُسلمین وَقد کَانُوا اجْتَمعُواعَلَیْهِ وأقروا بالخلافة بِأَیّ وَجه کَانَ بِالرِّضَا أَو الْغَلَبَة فقد شقّ هَذَا الْخَارِج عَصا الْمُسلمین وَخَالف الْآثَار عَن رَسُول الله صلى الله عَلَیْهِ وَسلم فَإِن مَاتَ الْخَارِج عَلَیْهِ مَاتَ میتَة جَاهِلِیَّة. وَلَا یحل قتال السُّلْطَان وَلَا الْخُرُوج عَلَیْهِ لأحد من النَّاس فَمن فعل ذَلِک فَهُوَ مُبْتَدع على غیر السّنة وَالطَّرِیق .


ترجمه فارسی : 


وهرکس بر رهبری از رهبران مسلمانان خروج کند و در حالی که مسلمانان برآن متفق بودند و به رهبری و خلافت او معترف بودند (حالا می خواهد) به هر طریقی که «رهبری او را ملت قبول کرده باشند» خواه با رضایت و یا با غلبه آمدن بر حکومت بصورت زور، در صورت خروج ، این خروج کننده با این کارش عصای اتحاد ملت را شکسته و با احادیث «صحیحی» که از رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم آمده مخالفت نموده است و اگر این خروج کننده در حالت خروج بمیرد برمرگ جاهلیت مرده است . (و) نه جنگ با حاکم و پادشاه مسلمان برای کسی حلال است و نه هم خروج بر علیه او، لذا هرکس این کار را بکند « و بر علیه حاکم مسلمانی خروج کند» پس او بدعتی است که بر راه «راست» و سنّت «نبوی صلی الله علیه و آله وسلم» نیست .

عقیده امام احمد بن حنبل رحمه الله (۱۴)

 ترجمه: کتاب أصول السنة امام احمد بن حنبل رضی الله عنه


متن عربی :


وَصَلَاة الْجُمُعَة خَلفه وَخلف من ولاه جَائِزَة بَاقِیَة تَامَّة رَکْعَتَیْنِ من أعادهما فَهُوَ مُبْتَدع تَارِک للآثار مُخَالف للسّنة لَیْسَ لَهُ من فضل الْجُمُعَة شَیْء إِذا لم یر الصَّلَاة خلف الْأَئِمَّة من کَانُوا برهم وفاجرهم فَالسنة بِأَن یُصَلِّی مَعَهم رَکْعَتَیْنِ وَتَدین بِأَنَّهَا تَامَّة لَا یکن فِی صدرک من ذَلِک شَیْء.


ترجمه فارسی : 


و نماز جمعه پشت سر رهبر(حکومت اسلامی) و همچنین پشت سر کسی که او (بعنوان مسئول و امیر منطقه ای ) تعیین نموده جائزوکامل است و اگر کسی حتی دو رکعتی (همانند نماز جمعه وغیره) که پشت سراومی خواند اعاده کند او بدعتی است و ترک کننده روایتها و آثاراست و مخالف با سنّت است و از فضیلت نمازجمعه هیچ بهره ای نمی برد اگر نماز پشت سررهبران (حکومت اسلامی) هرکسی هم که باشند خواه نیکوکارو یا بدکرداررا جایز نداند، روش سنّت در«نماز جمعه» این است که بهمراه آنان دورکعت بخواند و معتقد باشد که آنها کامل اند و هیچ نوع شکی در این باره در دلت نباشد.

عقیده امام احمد بن حنبل رحمه الله (۱۳)

 ترجمه: کتاب أصول السنة امام احمد بن حنبل رضی الله عنه


متن عربی :


والغزو مَاض مَعَ الإِمَام إِلَى یَوْم الْقِیَامَة الْبر والفاجر لَا یتْرک. وَقِسْمَة الْفَیْء وَإِقَامَة الْحُدُود إِلَى الْأَئِمَّة مَاض لَیْسَ لأحد أَن یطعن عَلَیْهِم وَلَا ینازعهم . وَدفع الصَّدقَات إِلَیْهِم جَائِزَة نَافِذَة من دَفعهَا إِلَیْهِم أَجْزَأت عَنهُ برا کَانَ أَو فَاجِرًا.


ترجمه فارسی : 


جهاد به همراه امام نیکوکار و بدکردارتا قیامت ادامه دارد و نباید ترک و رها شود . و تقسیم مال غنیمت و برپائی و اجراء حدود در دست رهبران (و سران حکومت اسلامی) است و برای هیچ کس حق طعنه زنی به آنان و (یا) منازعه و درگیری با آنان را ندارد . و دادن صدقات به رهبران (حکومت اسلامی) مجازاست و هرکس به آنها بدهد صدقاتش ادا شده است خواه آن رهبر نیک کردارباشد و یا اینکه بدکردار باشد .

عقیده امام احمد بن حنبل رحمه الله (۱۲)

 ترجمه: کتاب أصول السنة امام احمد بن حنبل رضی الله عنه



متن عربی :


والسمع وَالطَّاعَة للأئمة وأمیر الْمُؤمنِینَ الْبر والفاجر وَمن ولی الْخلَافَة وَاجْتمعَ النَّاس عَلَیْهِ وَرَضوا بِهِ وَمن عَلَیْهِم بِالسَّیْفِ حَتَّى صَار خَلیفَة وَسمی أَمِیر الْمُؤمنِینَ .


ترجمه فارسی : 


و شنیدن و پیروی نمودن از رهبران و امیر مسلمانان خواه نیک کردار باشد و یا فاجر و خلاف کار، ضروری است ، «همان گونه که شنیدن و پیروی نمودن ضروری است» از کسی که خلافت و حکومت را به دست گرفته و مردم بر او اتفاق نمودن و به او راضی گشته اند و یا اینکه با زور شمشیر(و قدرت) آمده و خلیفه گشته و امیرمسلمانان گشته است .

ترجمه کتاب لؤلؤ و مرجان حدیث (۱۲۸ تا ۱۳۱)

حدیث (128) حدیث عَمْرِو بْنِ الْعَاصِ، قَالَ: سَمِعْتُ النَّبِیَّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ جِهَارًا غَیْرَ سِرٍّ یَقُولُ: إِنَّ آلَ أَبِی فُلاَنٍ لَیْسُوا بِأَوْلِیَائِی، إِنَّمَا وَلِیِّیَ اللهُ وَصَالِحُ الْمُؤْمِنِینَ، وَلکِنْ لَهُمْ رَحِمٌ أَبَلُّهًا بِبَلاَلِهَا یَعْنِی أَصِلُهَا بِصِلَتِهَا.


ترجمه : عمروبن عاص رضی الله عنه فرمودند : من از پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم شنیدم که نه آهسته بلکه صدای بلند می فرمایند: همانا خاندان ابوفلانی از دوستان من نیست، همانا دوست من الله (متعال) و مسلمانان نیکوکارمی باشند، ولیکن (با این وجود اگر ما با آنها رابطه دارم فقط بخاطر همان رشته داری است که) من روابط رشته داری و صله رحمی را با آنها برقرارمی نمایم .


حدیث (129) حدیث أَبِی هُرَیْرَةَ قَالَ: سَمِعْتُ رَسُولَ اللهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ یَقُولُ: یَدْخُلُ مِنْ أُمَّتِی زُمْرَةٌ هُمْ سَبْعُونَ أَلْفًا تُضِیءُ وُجُوهُهُمْ إِضَاءَةَ الْقَمَرِ لَیْلَةَ الْبَدْرِ قَالَ أَبُو هُرَیْرَةَ: فَقَامَ عُکَّاشَةُ بْنُ مِحْصَنٍ الأَسَدِیُّ یَرْفَعُ نَمِرَةً عَلَیْهِ، فَقَالَ: یَا رَسُولَ اللهِ ادْعُ اللهَ أَنْ یَجْعَلَنِی مِنْهُمْ، قَالَ: اللهُمَّ اجْعَلْهُ مِنْهُمْ ثُمَّ قَامَ رَجُلٌ مِنَ الأَنْصَارِ فَقَالَ: یَا رَسُولَ اللهِ ادْعُ اللهَ أَنْ یَجْعَلَنِی مِنْهُمْ، فَقَالَ: سَبَقَکَ عُکَّاشَةُ.


ترجمه : ابوهریره رضی الله عنه فرمودند: من از رسول الله صلی علیه و آله وسلم شنیدم که می فرمایند : گروه هفتاد هزارنفری از امت من (بدون حساب به بهشت) داخل می گردند (و در حالی که) چهرهای آنها همانند ماه شب چهارده می درخشد، ابوهریره رضی الله عنه فرمودند: (بعد از این بیان رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم) عکاشه بن محصن اسدی رضی الله عنه (در حالی که) پارچه راه راه بتن داشتند بلند شدند و گفتند : ای رسول الله برایم دعا نمایید تا اینکه (الله متعال) مرا جزء آن (گروه) گرداند، (رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم) فرمودند : یا الله عکاشه را ازآن گروه بگردان ، سپس مردی از انصار بلند شد  و گفت : ای رسول الله دعا کن که الله مرا (نیز) جزء آن گروه بگرداند، (رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم) فرمودند : عکاشه از تو سبقت گرفت .


حدیث (130) حدیث سَهْلِ بْنِ سَعْدٍ أَنَّ رَسُولَ اللهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ، قَالَ: لَیَدْخُلَنَّ الْجَنَّةَ مِنْ أُمَّتِی سَبْعُونَ أَلْفًا، أَوْ سَبْعُمِائَةِ أَلْفٍ (لاَ یَدْرِی الرَّاوِی أَیَّهُمَا قَالَ) مُتَمَاسِکونَ آخِذٌ بَعْضُهُمْ بعضًا، لاَ یَدْخُلُ أَوَّلُهُمْ حَتَّى یَدْخُلَ آخِرُهُمْ، وُجُوهُهُمْ عَلَى صُورَةِ الْقَمَرِ لَیْلَةَ الْبَدْرِ.


ترجمه : سهل بن سعد رضی الله عنه روایت نمودند که رسول الله صلی علیه و آله وسلم فرمودند: حتما (روز قیامت، گروه) هفتاد هزار نفری و یا هفتصد هزاری نفری از امت من (بدون حساب) به بهشت خواهند رفت(یکی از راویان در ذکر این دو عدد شک نموده است)(رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند: این گروه در حالی وارد بهشت می شوند که) بعضی از آنها بعض دیگر را محکم گرفته اند، و اول آنها داخل (بهشت) نمی گردد تا اینکه آخر آنها داخل گردد و چهرهایشان به شکل ماه شب چهارده (نورانی) می باشد .


حدیث (131) حدیث ابْنِ عَبَّاسٍ قَالَ: خَرَجَ عَلَیْنَا النَّبِیُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ یَوْمًا فَقَالَ عُرِضَتْ عَلَیَّ الأُمَمُ فَجَعَلَ یَمُرُّ النَّبِیُّ مَعَهُ الرَّجُلُ، وَالنَّبِیُّ مَعَهُ الرَّجُلاَنِ، وَالنَّبِیُّ مَعَهُ الرَّهْطُ، وَالنَّبِیُّ لَیْسَ مَعَهُ أَحَدٌ، وَرَأَیْتُ سَوَادًا کَثِیرًا سَدَّ الأُفُقَ، فَرَجَوْتُ أَنْ تَکُونَ أُمَّتِی، فَقِیلَ هذَا مُوسى وَقَوْمُهُ؛ ثُمَّ قِیلَ لی انْظُرْ، فَرَأَیْتُ سَوَادًا کَثِیرًا سَدَّ الأُفُقَ، فَقِیلَ لِی انْظُرْ هکَذَا وَهکَذَا، فَرَأَیْتُ سَوَادًا کَثِیرًا سَدَّ الأُفُقَ، فَقِیلَ هؤُلاَءِ أُمَّتُکَ، وَمَعَ هؤُلاَءِ سَبْعُونَ أَلْفًا یَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ بَغَیْرِ حِسَابٍ فَتَفَرَّقَ النَّاسُ وَلَمْ یُبَیِّنْ لَهُمْ؛ فَتَذَاکَرَ أَصْحَابُ النَّبِیِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ، فَقَالُوا: أَمَّا نَحْنُ فَوُلِدْنا فِی الشِّرْکِ، وَلکِنَّا آمَنَّا بِاللهِ وَرَسُولِهِ، وَلکِنَّ هؤُلاَءِ هُمْ أَبْنَاؤُنَا فَبَلَغَ النَّبِیَّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ، فَقَالَ: هُمُ الَّذِینَ لاَ یَتَطَیَّرُونَ وَلاَ یَسْتَرْقُونَ وَلاَ یَکْتَوُونَ وَعَلَى رَبِّهِمْ یَتَوَکَّلُونَ فَقَامَ عُکَّاشَةُ بْنُ مِحْصَنٍ، فَقَالَ أَمِنْهُمْ أَنَا یَا رَسُولَ اللهِ قَالَ: نَعَمْ فَقَامَ آخَرُ فَقَالَ: أَمِنْهُمْ أَنَا فَقَالَ: سَبَقَکَ بِهَا عُکَّاشَةُ.


ترجمه : ابن عباس رضی الله عنه فرمودند: روزی رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم (از خانه شان) بیرون شده و به نزد ما تشریف آوردند و فرمودند : (در خواب) امت ها برمن عرضه و پیش شدند، (به هنگام عرضه شدن امت ها) پیامبری شروع به گذر نمودن نمود که بهمراهش یک مردی بود ، و پیامبر(دیگری) گذر نمود که بهمراهش دو مرد بود و پیامبر(دیگری) گذر نمود که بهمراهش گروهی بود و پیامبر(دیگری) گذر نمود ودر حالی که کسی بهمراهش نبود،(سپس) سیاهی های زیادی دیدم که جلوی افق را گرفته و بسته بودند، من امیدوارشدم که این (گروه) امت من باشد، به من گفته شد که این موسی (علیه السلام) و قومش می باشد؛ سپس به من گفته شد که (به سمت افق) نگاه کن، و چون نگاه کردم سیاهی های بسیار زیادی دیدم که جلوی افق راگرفته و بسته بود، (دوباره به من) گفته شد این طرف و آن طرف نگاه کن ( و چون نگاه کردم) دیدم که سیاهی های زیادی را دیدم که جلوی افق را گرفته و بسته بود، (به من) گفته شد که این ها (افراد) امت تو هستند، و بهمراه آنها هفتاد هزار نفر اند که (در روز قیامت) بدون حساب وارد بهشت خواهند شد،( بعد از این سخن) مردم پراکنده شدند (و رفتند) و برای آنها بیان نشد(که چه نوع افرادی هستند)؛ (بعد از رفتن رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم) یاران رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم با یکدیگر(در باره این هفتاد هزار نفر با هم این گونه) مذاکره نمودند و گفتند: اما ما که در دوران شرک متولد شده ایم و بعد به الله و رسولش ایمان آورده ایم (جزء این گروه نیستیم) ولی آن گروه (از) فرزندان ما هستند،(جریان این گفتگوی ما) به رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم رسید،(ایشان) فرمودند : (افراد آن گروه) همان کسانی خواهند بود که فال نمی گیرند و (از دیگران) درخواست دم نمی کنند، و داغ نمی کنند، و بر پروردگارشان توکّل می کنند، (ابن عباس رضی الله عنه می گویند) بعد (از این بیان) عکاشه بن محصن رضی الله عنه بلند شده و گفتند : آیا من از(افراد) آن گروه هستم ای رسول الله ؟ (رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم) فرمودند : بله (تو ازآن گروه خواهی بود) (ابن عباس می گوید) فرد دیگری بلند شد و گفت : آیا من (نیز) از آنها هستم ؟ (رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم) فرمودند : در باره عکاشه از تو سبقت گرفته است .

ترجمه کتاب لؤلؤ و مرجان حدیث (۱۲۱ تا ۱۲۷)

حدیث (121) حدیث أَبِی هُرَیْرَةَ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ: لِکُلِّ نَبِیٍّ دَعْوَةٌ، فَأُرِیدُ، إِنْ شَاءَ اللهُ، أَنْ أَخْتَبِیَ دَعْوَتِی شَفَاعَةً لأُمَّتِی یَوْمَ الْقِیَامَةِ .


ترجمه : ابوهریره رضی الله عنه فرمودند : رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند : برای هر پیامبری یک دعا (ویژه ای) است که (می تواند آن را از الله در دنیا بخواهد سایر پیامبران آن را در دنیا خواسته اند و دعایشان قبول شده است، ولی ) من ان شاء الله می خواهم آن را مخفی نمایم (و در دنیا آن را از الله متعال نخواهم، تا در آخرت آن را خواسته و با آن) امتم را در روز قیامت شفاعت کنم .


حدیث (122) حدیث أَنَسٍ عَنِ النَّبِیِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ قَالَ: کُلُّ نَبِیٍّ سَأَلَ سُؤَالاً أَوْ قَالَ لِکُلِّ نَبِیٍّ دَعْوةٌ قَد دَعَا بِهَا فَاسْتُجِیبَتْ، فَجَعَلْتُ دَعْوَتِی شَفَاعَةً لأُمَّتِی یَوْمَ الْقِیَامَةِ.


ترجمه : انس بن مالک رضی الله عنه روایت نمودند که پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند : هر پیامبری از الله متعال درخواستی نموده و یا اینکه برای هر پیامبری یک دعای (ویژه ای) بوده است که آن را دعا نموده و الله متعال آن را قبول نموده است، (ولی) من دعای ویژه خودم را (برای آخرت) گذاشتم تا با آن امتم را در روز قیامت شفاعت کنم .


حدیث (123) حدیث أَبِی هُرَیْرَةَ رضی الله عنه قَالَ: قَامَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ حِینَ أَنْزَلَ اللهُ عَزَّ وَجَلَّ (وَأَنْذِرْ عَشِیرَتَکَ الأَقْرَبِینَ) ، قَالَ: یَا مَعْشَرَ قرَیْشٍ أَوْ کَلِمَةً نَحْوَهَا اشْتَرُوا أَنْفُسَکُمْ، لاَ أُغْنِی عَنْکُمْ مِنَ اللهِ شَیْئًا یَا بَنِی عَبْدِ مَنَافٍ لاَ أُغْنِی عَنْکُمْ مَنَ اللهِ شَیْئًا یَا عَبَّاسُ بْنَ عَبْدِ الْمُطَّلِبِ لاَ أُغْنِی عَنْکَ مِنَ اللهِ شَیْئًا وَیَا صَفِیَّةُ عَمَّةَ رَسُولِ اللهِ لاَ أُغْنِی عَنْکِ مِنَ اللهِ شَیْئًا وَیَا فَاطِمَةُ بِنْتَ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ، سَلِینی مَا شِئْتِ مِنْ مَالِی، لاَ أُغْنِی عَنْکِ مِنَ اللهِ شَیْئًا.


ترجمه : ابوهریره رضی الله عنه فرمودند : زمانی که الله با عزت و بزرگوار(آیه) (وَأَنْذِرْ عَشِیرَتَکَ الأَقْرَبِی : وبیم نزدیک ترین اقوام را بترسان) را نازل نمود رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم (مردم را فراخوانده و در یکجا جمع نموده و سپس در میان آنها) بلند شده و فرمودند : ای گروه قریش (و یا سخنی همانند این را گفتند) خودتان را (با ایمان و کردارنیک) خریده (و از آتش جهنم نجات دهید) زیرا من نمی توانم به شما نفع رسانده وشما را ازعذاب الهی نجات دهم ،ای صفیه عمه رسول الله (بفکر نجات خود باش زیرا) من نمی توانم به شما نفع رسانده وشما را ازعذاب الهی نجات دهم ، ای فاطمه دختر محمد صلی الله علیه (وآله) وسلم از مالم هرچه می خواهی بخواه (و بفکر نجات خود باش زیرا) من نمی توانم به شما نفع رسانده وشما را ازعذاب الهی نجات دهم .


حدیث (124) حدیث ابْنِ عَبَّاسٍ قَالَ: لَمَّا نَزَلَتْ (وَأَنْذِرْ عَشِیرَتَکَ الأَقْرَبِینَ وَرَهْطَکَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِینَ)، خَرَجَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ حَتَّى صَعِدَ الصَّفَا فَهَتفَ: یَا صَبَاحَاهْ فَقَالُوا مَنْ هذَا فَاجْتَمَعُوا إِلَیْهِ فَقَالَ: أَرَأَیْتُمْ إِنْ أَخْبَرْتُکُمْ أَنَّ خَیْلاً تَخْرُجُ مِنْ سَفْحِ هذَا الْجَبَلِ أَکُنْتُمْ مُصَدِّقِیَّ قَالُوا مَا جَرَّبْنَا عَلَیْکَ کَذِبًا، قَالَ: فَإِنِّی نَذِیرٌ لَکُمْ بَیْنَ یَدَیْ عَذَابٍ شَدِیدٍ، قالَ أَبُو لَهَبٍ: تَبًّا لَکَ مَا جَمَعْتَنَا إِلاَّ لِهذَا ثُمَّ قَامَ فَنَزَلَتْ (تَبَّتْ یَدَا أَبِی لَهَبٍ وَتَبَّ).


ترجمه : ابن عباس رضی الله عنه فرمودند : زمانی که آیه (وَأَنْذِرْ عَشِیرَتَکَ الأَقْرَبِینَ وَرَهْطَکَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِینَ : ونزدیک ترین اقوامت و همچنین گروه منتخب آنها را از عذاب الهی بترسان) نازل شد رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم (از خانه) بیرون شده (و رفتند) تا اینکه برکوه صفا بالا رفته و سپس فریاد زدند : آهای مردم مواظب باشید که صبح دم دشمن برشما حمله آور نشود، (مردم) گفتند : این چه کسی است ؟(که این هشدار داررا می دهد) سپس مردم به سمت (رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم آمده و به گرد او) جمع شدند، (در آن وقت رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم) فرمودند : شما به من بگویید که آیا اگرمن به شما خبر دهم که از پشت و پهنای این کوه لشکری شهسوار بیرون آمده (وبر شما حمله آور خواهد شد) آیا شما تصدیق کننده من هستید ؟ (آنها) گفتند : ما (تا به حال) دروغی برشما نیازمودیم (و از شما دروغی نشنیده ایم)، (آن وقت بود که رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم) فرمودند: همانا من درجلوی خود از عذاب بسیارسختی می ترسانم (و بیم می دهم) ابولهب (ملعون) گفت : هلاکت باد برتو تو ما را جمع ننمودی مگر برای بیان همین مطلب؟ سپس بلند شد (و رفت) سپس (الله متعال در رد ابولهب ) نازل نمود (تَبَّتْ یَدَا أَبِی لَهَبٍ وَتَبَّ) یعنی دوست ابولهب هلاک باد و خود ابولهب نیز هلاک باد.


حدیث (125) حدیثُ الْعَبَّاسِ بْنِ عَبْدِ الْمُطَّلِبِ رضی الله عنه قَالَ لِلنَّبِیِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ: مَا أَغْنَیْتَ عَنْ عَمِّکَ فَإِنَّهُ کَانَ یَحُوطُکَ وَیَغْضَبُ لَکَ قَالَ: هُوَ فِی ضَحْضَاحٍ مِنْ نَارٍ وَلَوْلاَ أَنَا لَکَانَ فِی الدَّرَکِ الأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ.


ترجمه : ازعباس بن عبدالمطلب رضی الله عنه (روایت است که ایشان) به پیامبرصلی الله علیه و آله وسلم فرمودند: شما ازعمویتان (ابوطالب) چه دفاعی نمودی؟ و به چه اندازه عذاب الهی را از او دور کردی ؟ زیرا او(تا زمانی که زنده بود) از شما دفاع می نمود و به خاطر شما بر دیگران خشم می گرفت و ناراحت می شد، (رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم) فرمودند : او(درقیامت) تا قوزک پا درآتش جهنم قرار خواهد گرفت که اگر من نبودی (و در حق او شفاعت نمی نمودم) اودرپایین ترین طبقه ازآتش جهنم قرارمی گرفت ( و به سخت ترین عذاب مبتلا می شد) .


حدیث (126) حدیث أَبِی سَعِیدٍ الْخُدْرِیِّ رضی الله عنه أَنَّهُ سَمِعَ النَّبِیَّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ، وَذُکِرَ عِنْدَهُ عَمُّهُ، فَقالَ: لَعَلَّهُ تَنْفَعُهُ شَفَاعَتِی یَوْمَ الْقِیَامَةِ فَیُجْعَلُ فِی ضَحضَاحٍ مِنَ النَّارِ یَبْلُغُ کَعْبَیْهِ یَغْلِی مِنْهُ دِمَاغهُ.


ترجمه : ابوسعید خدری رضی الله عنه فرمودند: (روزی) به نزد رسول الله الله علیه و آله وسلم یادی ازعموی ایشان (ابوطالب) به میان آمد که ایشان فرمودند: شاید در روزقیامت شفاعت من در حقش مفید واقع گردد و به او نفعی برساند ( و به خاطر شفاعت من) درآتشی از جهنم قرار داده خواهد شد که تا به قوزکهای پایش برسد (وآتش آن قدر داغ وسوزان است که از شدت گرمای آن) دماغش می جوشد.


حدیث (127) حدیث النُّعْمَانِ بْنِ بَشِیرٍ قَالَ: سَمِعْتُ النَّبِیَّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ یَقُولُ: إِنَّ أَهْوَنَ أَهْلِ النَّارِ عَذَابًا یَوْمَ الْقِیَامَةِ لَرَجُلٌ تَوضَعُ فِی أَخْمَصِ قَدَمیْهِ جَمْرَةٌ یَغْلِی مِنْهَا دِمَاغُهُ.


ترجمه : نعمان بن بشیر رضی الله عنه فرمودند : من از پیامبرصلی الله علیه و آله وسلم شنیدم که می فرمایند : همانا کسی که از اهل دوزخ در روز قیامت از همه عذابش کم تر است، مردی است که در گودی و فرورفتگی دوکف پایش اخگری از آتش گذاشته می شود (که از شدت گرمای آن) مغزش می جوشد .