۩۩۩ قـــرآن و سنّت زنــــده بــــاد ۩۩۩

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَا تَوَلَّوْا عَنْهُ وَأَنْتُمْ تَسْمَعُونَ (20) (سوره انفال)

۩۩۩ قـــرآن و سنّت زنــــده بــــاد ۩۩۩

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَا تَوَلَّوْا عَنْهُ وَأَنْتُمْ تَسْمَعُونَ (20) (سوره انفال)

تفسیر آسان آیه (51) و (52) سوره بقره

ترجمه آیه (51) و (52) سوره بقره


 

وَإِذْ وَاعَدْنَا مُوسَى أَرْبَعِینَ لَیْلَةً ثُمَّ اتَّخَذْتُمْ الْعِجْلَ مِنْ بَعْدِهِ وَأَنْتُمْ ظَالِمُونَ (51)


ترجمه : و(ای یهودیان) بیاد آورید زمانی را که ما به موسی چهل شب وعده دادیم (تا در کوه طوربماند) زان سپس شما بعد از او گوساله را (بعنوان معبود خویش) گرفتید و در حالی که شما (با این عملتان) ظالم گشتید .


 ثُمَّ عَفَوْنَا عَنْکُمْ مِنْ بَعْدِ ذَلِکَ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ (52)


ترجمه : سپس ما بعد از آن از شما عفو و درگذارنمودیم تا شاید شما شکرنمایید .


 

تفسیر آسان آیه (51) و (52) سوره بقره

 

(وَإِذْ وَاعَدْنَا مُوسَى أَرْبَعِینَ لَیْلَةً) این قسمت آیه اشاره دارد به یک جریان تاریخی دارد و آن اینکه بعد از نجات بنی اسرائیل از فرعون و غرق فرعون وسپاهیانش در دریا، الله متعال به موسی علیه السلام دستور داد تا سی شبانه در کوه طور برای راز و نیاز رفته تا بعد از آن تورات را تحویل بگیرد و بعد از رفتن به آن جا؛ ده شبانه روز دیگر اضافه گشت که مجموعا چهل شبانه روز گشت .


(ثُمَّ اتَّخَذْتُمْ الْعِجْلَ مِنْ بَعْدِهِ) این قسمت آیه بیانگر این است که در همان چهل شبانه روزی که موسی علیه السلام برای عبادت و راز و نیاز و تحویل گرفتن کتاب تورات به کوه طور رفته بودند یک اتفاق عجیب و شرکی در میان بنی اسرائیل اتفاق افتاد و آن اینکه فردی به نام سامری از طلاها و زیورات زنان بنی اسرائیل مجسمه به شکل گوساله ای ساخت و سپس به دروغ مدعی شد که معبود موسی این است و ایشان فراموش کرده و به جای دیگری برای تلاش معبود رفته اند برخی از بنی اسرائیل فریب خورده وشروع به پرستش گوساله نمودند گرچه هارون علیه السلام آنها را از این کار ممانعت نمود ولی برخی سخنان او را گوش ندادند و بلکه گفتند ما بر گوساله پرستی می مانیم تا موسی علیه السلام برگردد و هارون نیز بخاطر اینکه مبادا اختلاف و در گیری در میان بنی اسرائیل اتفاق افتد با نرمی آنها را ممانعت و نهی از منکر می کرد ولی شدت بخرج نمی داد تا اینکه موسی تشریف آورده آن مجسمه را نابود نموده و سامری سازنده آن را بد دعای نمود و بر بنی اسرائیل بخاطر این عمل شرکی خشم گرفته و بربرادرش هارون نیز پرخاش نمود و سپس تمام گوساله پرستان را دعوت به توحید و توبه داد .


(وَأَنْتُمْ ظَالِمُونَ) این قسمت از آیه بیانگر این است که شرک و پرستش غیر الله یک نوع ظلم است و بلکه بزرگترین نوع ظلم است زیرا عدل آن است که حق به حق داربرسد و ظلم آن است که ناحقی صورت گرفته و حق به حق دارش نرسد ، از آنجایی که عبادت و پرستش شدن حق الله متعال است و نباید به کسی دیگر انجام گیرد لذا زمانی که فردی غیر الله را عبادت و پرستش می کند او فی الواقع در حق الله متعال ظلم می نماید و پرستش شدن که حق الله است گرفته و به کسی می هد که هر گز لیاقت پرستش را ندارد .


(ثُمَّ عَفَوْنَا عَنْکُمْ مِنْ بَعْدِ ذَلِکَ) این جمله بیانگر لطف الله مهربان به گنه کاران و مشرکانی از قوم بنی اسرائیل است که با وجود این جرم بزرگ که مستحق هر نوع عذابی بودند الله متعال در حق آنان لطف نموده و آنها معاف نموده اند .


(لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ) این جمله بیانگر این است که یکی از حکمتهای عدم گرفت و معاف نمودن الله متعال ازبندگان گنه کار این است تا شاید روزی متوجه شده و از گناهانشان دست کشیده و بجای کفران با انجام عبادات و ترک گناهان و توبه نمودن ؛شکر الله متعال بجا آورند .