۩۩۩ قـــرآن و سنّت زنــــده بــــاد ۩۩۩

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَا تَوَلَّوْا عَنْهُ وَأَنْتُمْ تَسْمَعُونَ (20) (سوره انفال)

۩۩۩ قـــرآن و سنّت زنــــده بــــاد ۩۩۩

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَا تَوَلَّوْا عَنْهُ وَأَنْتُمْ تَسْمَعُونَ (20) (سوره انفال)

تفسیر آسان آیه (92) سوره بقره

ترجمه آیه (92) سوره بقره

 

 وَلَقَدْ جَاءَکُمْ مُوسَى بِالْبَیِّنَاتِ ثُمَّ اتَّخَذْتُمْ الْعِجْلَ مِنْ بَعْدِهِ وَأَنْتُمْ ظَالِمُونَ (92)


ترجمه : و قطعا موسی با دلایل بسیار واضحی به نزدتان آمد و سپس شما بعد از (رفتن موسی به کوه طور) گوساله را (معبود) گرفتید و در حالی که شما (با این کارتان از) ظالمان گشتید .

 

تفسیر آسان آیه (92) سوره بقره

 

(وَلَقَدْ جَاءَکُمْ مُوسَى بِالْبَیِّنَاتِ) الله متعال خطاب به یهودیان در این آیه بیان نموده است که موسی علیه السلام با معجزات بسیار واضح زیادی از قبیل عصای که مار می شد، دستی که در بغل گرفته روشن و سفید می شد، عصای که بر سنگ زده دوازده چشمه روان شد ، عصای را که بر دریا زده دریا شگافته و راهها باز شد و معجزات زیاد دیگری که الله متعال به ایشان عنایت نموده بود و موسی علیه السلام به بنی اسرائیل ارائه نمود ولی با این وجود بسیاری از آنان همیشه با موسی علیه السلام درگیر بوده و مخالفت می نمودند.


(ثُمَّ اتَّخَذْتُمْ الْعِجْلَ مِنْ بَعْدِهِ) زمانی که موسی علیه السلام به دستور الله متعال به مدت چهل روز برای راز و نیاز و آوردن تورات به کوه طوررفته بودند ، موسی علیه السلام زمان رفتن هارون علیه السلام را جانشین خود تعیین نموده و رفتند ؛ در این مدت فردی به نام سامری برخی ازبنی اسرائیل را فریب داده و آنها را گرفتار شرک و گوساله پرستی نمود.

عجیب این است که بنی اسرائیل با وجود دیدن معجزات زیادی از موسی علیه السلام و بودن هارون علیه السلام در میانشان؛ بازهم فریب یک فرد دغل بازی به نام سامری را خورده و شروع به پرستش نمودن گوساله مصنوعی و مجسمه بی جان شدند.


(وَأَنْتُمْ ظَالِمُونَ) آری گوساله پرستی وشرک ظلم است و مشرک و گوساله پرست ظالم است، زیرا توحید حق الله است و زمانی که فرد توحید را رها کرده دچارشرک می شود او در حقیقت حق الله متعال را به الله نداده و این خودش بزرگ ترین نوع ظلم است .

ترجمه و شرح حدیث (27) صحیح بخاری

 

ترجمه و شرح حدیث (27) صحیح بخاری

 

عَنْ سَعْدٍ بْنِ أَبِی وَقَّاصٍ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ، أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ أَعْطَى رَهْطًا وَسَعْدٌ جَالِسٌ، فَتَرَکَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ رَجُلًا هُوَ أَعْجَبُهُمْ إِلَیَّ، فَقُلْتُ: یَا رَسُولَ اللَّهِ مَا لَکَ عَنْ فُلاَنٍ فَوَاللَّهِ إِنِّی لَأَرَاهُ مُؤْمِنًا، فَقَالَ: أَوْ مُسْلِمًا فَسَکَتُّ قَلِیلًا، ثُمَّ غَلَبَنِی مَا أَعْلَمُ مِنْهُ، فَعُدْتُ لِمَقَالَتِی، فَقُلْتُ: مَا لَکَ عَنْ فُلاَنٍ؟ فَوَاللَّهِ إِنِّی لَأَرَاهُ مُؤْمِنًا، فَقَالَ: أَوْ مُسْلِمًا. ثُمَّ غَلَبَنِی مَا أَعْلَمُ مِنْهُ فَعُدْتُ لِمَقَالَتِی، وَعَادَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ، ثُمَّ قَالَ: یَا سَعْدُ إِنِّی لَأُعْطِی الرَّجُلَ، وَغَیْرُهُ أَحَبُّ إِلَیَّ مِنْهُ، خَشْیَةَ أَنْ یَکُبَّهُ اللَّهُ فِی النَّارِ.

 

ترجمه : سعد بن ابی وقاص رضی الله عنه روایت نمودند که (روزی) رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم به گروهی از افراد (مال) دادند و در حالی که (من) سعد (نیز) در آن مجلس نشسته بودم، پس رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم مردی را رها کرده ( و به اومال ندادند) و در حالی که او پسندیده ترآنها در نزد من بود ، پس من گفتم : ای رسول الله چرا به فلانی (مال نمی دهی) سوگند به الله من او را مؤمن می بینم ، (رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم) فرمودند: یا اینکه مسلمان است، پس من اندکی سکوت نمودم، سپس برمن غلبه نمود آنچه را که من نسبت به آن فرد می دانستم، لذا سخنم را دوباره بازگو نمودم، پس گفتم : چرا تو به فلانی چیزی نمی دهی؟ سوگند به الله من او را مؤمن می بینم،(رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم) فرمودند: یا اینکه مسلمان است،(من اندکی سکوت نمودم) سپس برمن غلبه نمود آنچه را من نسبت به آن فرد می دانستم، لذا من سخنم را بار دیگر تکرار نمودم و رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم (نیز) سخنشان را تکرار نمودند و سپس فرمودند: ای سعد همانا (گاهی) من به فردی (مال) می دهم و در حالی که غیر او نزد من محبوب تر است ، من از این ترس به او (مال) می دهم که مبادا (بخاطر نداشتن مال از دین برگشته و) الله او را سرنگون در آتش جهنم اندازد .



مسائل و احکام حدیث


 از حدیث بالا مسائل و احکام زیر گرفته می شود :

1 - (مؤمن) در این حدیث به معنای مسلمانی است که از ته دل و قلبی و ظاهر و باطن اسلام را پذیرفته باشد و (مسلم) یعنی کسی که در ظاهر مسلمان باشد و از باطنش کسی خبر نداشته باشد .

 

2 - هدف پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم در این حدیث این است که ما نباید بطور قطع و یقین بگوییم که فلانی ظاهر و باطنش خوب است و ایمانش درست است ما فقط باید ظاهر افراد را پذیرفته و باطن آنان را به الله بسپاریم و نسبت به باطن افراد بطور قطع و یقین سخن نگوییم .

 

3 - رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم گاهی به افرادی که دارای ایمان قوی و درست بودند از بیت المال؛ مال و پول نمی دادند؛ چون مطئمن بودند که چنین افرادی نه بخاطر پول و مال ایمان آورده اند و نه هم بخاطر پول و مال از دین بر می گردند.

 

4- رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم گاهی به افرادی که دارای ایمان ضعیف بودند از بیت المال؛ مال و پول می دادند چون می ترسیدند که مبادا چنین افرادی بخاطر پول و مال ایمان را از دست بدهند زیرا برخی از افراد جریانات پولی و مالی زود در عقیده و ایمان آنان تأثیر می گذارد.

 

5 - سوگند خوردن نسبت به مسأله ای که فرد یقین دارد جایز است و ایرادی ندارد.

 

 6- دفاع نمودن از حقوق دیگران برای هر فردی لازم و ضروری است .

 

7- برطرف نمودن شبهات از افراد ضروری است .

 

8- مال یکی از راهها و سیله ها ی خدمت نمودن به اسلام و مسلمین است .

 

9- رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم برخی از یارانشان را نسبت به برخی دیگر بیشتر دوست می داشتند .

 

10 - یکی از مصارف زکات و سایر صدقات افرادی اند که از نظر عقیدتی ضعیف اند و جریانات مالی در عقیده و ایمان آنها تأثیرگذار است.

 

11- سخنان و کارهای رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم همه و همه دارای حکمت بودند خواه حکمت آنها برای ما ظاهر گردد یا اینکه مخفی بماند ، ما ملزم به پیروی از احادیث رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم هستیم خواه حکمت آنها را بدانیم و یا ندانیم .

                                                       

 

ترجمه و شرح حدیث (26) صحیح بخاری

ترجمه و شرح حدیث (26) صحیح بخاری

 

عَنْ أَبِی هُرَیْرَةَ، أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ سُئِلَ: أَیُّ العَمَلِ أَفْضَلُ؟ فَقَالَ: إِیمَانٌ بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ. قِیلَ: ثُمَّ مَاذَا؟ قَالَ: الجِهَادُ فِی سَبِیلِ اللَّهِ قِیلَ: ثُمَّ مَاذَا؟ قَالَ: حَجٌّ مَبْرُورٌ.

 

ترجمه : ابوهریره رضی الله عنه روایت نمودند که (روزی) از رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم پرسیده شد : کدام عمل بهترین است؟ (رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم) فرمودند: ایمان (آوردن) به الله و پیامبرش (محمد صلی الله علیه و آله وسلم) . گفته شد : سپس کدام (عمل بهترین است) ؟ (رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم) فرمودند: جهاد در راه الله . گفته شد : سپس کدام (عمل بهترین است) ؟ (رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم) فرمودند: حجی که نیک (و برابر با شرع) انجام شده باشد .

 


مسائل و احکام حدیث

 

ازاین حدیث شریف احکام و مسائل زیر فهمیده می شود :

1 - تمام اعمال اسلامی از نظر اجر و ثواب یکسان نیستند برخی از اعمال از برخ دیگر از نظر اجر و ثواب بهتر و افضل تر اند .

2 - بهترین عمل در اسلام ایمان به الله متعال و ایمان به رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم می باشد .

3 - جهاد در راه الله متعال از بهترین اعمال اسلامی است .

4 - حجی که نیک و برابر با شرع انجام شود از بهترین اعمال دینی است .

در اینجا بیان سه نکته ضروری است :

نکته اول:  یکی از عادات نیک و خوب صحابه رضی الله عنهم این بود که ازرسول الله صلی الله علیه و آله وسلم در باره بهترین اعمال و همچنین درباره بدترین اعمال زیاد می پرسیدند تا از بد ترین و زشت ترین اعمال دوری و به بهترین و نیک ترین اعمال جامه عمل بپوشانند .

نکته دوم :  شاید برای بسیاری این سوال مطرح شود که چرا در بسیاری از احادیث دیده می شود که از رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم پرسیده می شود (بهترین عمل کدام است؟ ) ولی در هرجایی رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم جوابی می دهند و در همه جا به یک پاسخ بسنده نمی کنند ؟

آری علما بزرگوار در جواب این سوال می گویند: این تفاوت در جواب دو علت اصلی دارد :

( أ ) هدف رسول الله صلی الله علیه وسلم این نیست که تنها همین اعمال بهترین اند بلکه هدف رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم این است که این اعمالی که در جواب ذکر می شوند از بهترین اعمال اند که علاوه از اینها اعمال بهترین دیگری نیز وجود دارد .

( ب ) رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم افراد را شناخته و برابر با نیاززمان و مکان و فرد جواب می دادند مثلا اگرکسی درخواندن نماز در اول وقت سستی می داشت از رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم می پرسید کدام عمل بهترین است ؟ رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم جواب می دادند که نماز سروقت خواندن بهترین عمل است، و اگر کسی در ایمانش سستی می بود و از رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم می پرسید که کدام عمل بهترین است؟ ایشان در جواب می گفتند: ایمان به الله و رسولش بهترین عمل است ، به همین منوال رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم نسبت به افراد و زمان و موقعیت ها جوابهای متفاوت و مناسبی را ارائه می دادند .

نکته سوم : مراد از جهاد در راه الله همان جهاد با کفار است و اینکه امروزه بسیاری به نام جهاد مسلمان کشی می کنند و یا اینکه جنگ و جدال در کشورهایی اسلامی براه انداخته و بدان نام مبارک جهاد می گذارند ، جهاد اسلامی نیست؛ زیرا رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم فقط با کفاری که سر دشمنی و مخالفت برداشته بودند می جنگیدند و جهاد می کردند و حتی با کفاری که با رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم در صلح بودند و یا حتی با منافقین رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم جهاد مسلحانه نکردند ، پس مسلمانان امروزه را چه شده است که مسلمان کشی و درگیری با مسلمانان را جهاد می دانند و دانسته و یا ندانسته در آسیاب دشمنان اسلام آب ریخته و در رسیدن به اهداف دشمنان اسلام با آنان همکاری می کنند .

 

ترجمه و شرح حدیث (25) صحیح بخاری


ترجمه و شرح حدیث (25) صحیح بخاری



عَنِ ابْنِ عُمَرَ، أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ قَالَ: أُمِرْتُ أَنْ أُقَاتِلَ النَّاسَ حَتَّى یَشْهَدُوا أَنْ لاَ إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ، وَأَنَّ مُحَمَّدًا رَسُولُ اللَّهِ، وَیُقِیمُوا الصَّلاَةَ، وَیُؤْتُوا الزَّکَاةَ، فَإِذَا فَعَلُوا ذَلِکَ عَصَمُوا مِنِّی دِمَاءَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ إِلَّا بِحَقِّ الإِسْلاَمِ، وَحِسَابُهُمْ عَلَى اللَّهِ.


ترجمه : ابن عمر رضی الله عنه روایت نمودند که رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند: به من (از جانب الله) دستور داده شده است تا با مردم بجنگم تا اینکه گواهی دهند که بجز الله دیگر معبود به حقی نیست و قطعا محمد فرستاده است و نماز را برپا دارند و زکات را پرداخت نمایند و چون این کارها را انجام دادند (آن وقت است) که خونهایشان و مالهایشان را ازمن محفوظ نگه داشته اند مگر با حق اسلام و حساب آنان بر الله است .

 


مسائل و احکام حدیث

 

مسائل و احکام زیر از این حدیث گرفته می شود :

 

1 - گواهی دادن به توحید و رسالت پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم و برپائی نماز و پرداخت زکات باعث حفاظ مال و جان فرد دراسلام می گردد .

2 - این حدیث دلیل است که جهاد اسلامی آن است که با کفار باشد ، لذا درگیرشدن با مسلمانان و کشتن مسلمانان جهاد اسلامی نیست .

3 - کلمه شهادتین و نماز و زکات از ارکان اسلام و ازمهمترین احکام دین اسلام می باشند .

4 - این حدیث در اصل این را نمی گوید که باید با هرکافری جنگید تا مسلمان شود بلکه در اصل این مطلب را بیان می دارد که نباید با هرمسلمانی در گیر شد و یا اینکه او را کشت ؛ زیرا درگیرشدن با مسلمان کفر و کشتن یک مسلمان بطور عمدی باعث همیشه ماندن قاتل در جهنم می گردد.

5 - اسلام ظاهر را نگاه می کند و به باطن افراد در دنیا کاری ندارد حساب درون و باطن افراد با الله متعال است .

6 - کار یک پیامبر و یک داعی رساندن احکام و دین الهی است بقیه حساب و کتاب با الله متعال است .

7- یک مسلمان نیز گاهی خون و مالش در اسلام محفوظ نیست و آن زمانی است که حقی از اسلام همانند زکات ، کفارات ، تعزیرات و یا حدود الهی به او و یا به مال او تعلق گیرد در آن وقت است که اسلام مال و یا جان یک مسلمان را نیزاو می گیرد و حفاظتش را از آن برمی دارد .

ترجمه و شرح حدیث (24) صحیح بخاری


 

ترجمه و شرح حدیث (24) صحیح بخاری


 

عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْن عمر ، أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ مَرَّ عَلَى رَجُلٍ مِنَ الأَنْصَارِ، وَهُوَ یَعِظُ أَخَاهُ فِی الحَیَاءِ، فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ: دَعْهُ فَإِنَّ الحَیَاءَ مِنَ الإِیمَانِ.



ترجمه : ابن عمر رضی الله عنه فرمودند: رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم بر مردی از انصار گذر نمودند و در حالی که او برادر(دینی) خویش را به (ترک و کم نمودن) حیا نصیحت می کرد، رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم (خطاب به آن مرد انصاری) گفت : این فرد را رهایش کن زیرا قطعا شرم و حیا (شعبه ای) از ایمان است .


 

مسائل و احکام حدیث

 

1 - دعوت گر باید عالم و آگاه به احکام شریعت باشد تا اینکه معروف و منکر را بشناسد و سپس امر به معرف و نهی از منکر نماید .

2 - جلوگیری کردن از کسی که مردم را به راه غلط دعوت می دهد ضروری و سنت رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم می باشد.

3 - تغییر دادن منکر ضروری است .

4- شرم و حیا یعنی عادتی در انسان ایجاد شود که از ترک عبادتها و انجام گناهان شرمنده شود، این نوع عادت شعبه ای از شعبه جات ایمانی است .

 

 

تفسیرآسان آیه (91) سوره بقره

ترجمه آیه (91) سوره بقره

 

 وَإِذَا قِیلَ لَهُمْ آمِنُوا بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ قَالُوا نُؤْمِنُ بِمَا أُنزِلَ عَلَیْنَا وَیَکْفُرُونَ بِمَا وَرَاءَهُ وَهُوَ الْحَقُّ مُصَدِّقاً لِمَا مَعَهُمْ قُلْ فَلِمَ تَقْتُلُونَ أَنْبِیَاءَ اللَّهِ مِنْ قَبْلُ إِنْ کُنتُمْ مُؤْمِنِینَ (91)

 

ترجمه : و چون به آنها گفته شود به آنچه الله نازل نموده ایمان بیاورید آنها گویند که ما ایمان می آوریم به آنچه بر ما نازل شده است و در حالی که آنان به علاوه از آن کفر می ورزند و در حالی که آن حق است و تأیید کننده است آنچه را که همراه آنان است ،(به اینها) به گو پس چرا پیامبران الهی را قبل از این کشتید اگر واقعا مسلمان بودید .


 

تفسیرآسان آیه (91) سوره بقره


(وَإِذَا قِیلَ لَهُمْ) هدف از این جمله آیه یهودیان مدینه می باشد یعنی زمانی که به آنها گفته می شود که ایمان بیاورید، آنها برای که ایمان نیاورند بهانه های دروغین مطرح می کنند .

 

(آمِنُوا بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ) مراد از این قسمت آیه این است که ای یهودیان به قرآن که از جانب الله متعال بر رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم نازل شده است ایمان بیاورید .

 

(قَالُوا نُؤْمِنُ بِمَا أُنزِلَ عَلَیْنَا) این جواب یهودیان در مقابل دعوتی است که مسلمانان آنها را به اسلام می دادند آنها می گفتند ما فقط به کتبی همانند تورات و یا انجیل ایمان می آوریم که بر پیامبران قوم خود ما نازل شده است ، و ما به قرآن ایمان نمی آوریم زیرا قرآن بر محمد نازل شده و ایشان از پیامبران قوم ما نیستند .

آری این بیانگر تعصب قومی و فکری یهود را می رساند و واقعا تعصب یکی از بزرگ ترین اسباب و علل هلاکت می باشد ، آدم فهمیده هرگز تعصب ندارد و آنچه برایش مهم است حقیقت و واقعیت می باشد خواه آن را از هرکسی هم که بشنود قبول می کند برایش مهم نیست که چه کسی گفته است آنچه برایش مهم است این است که آیا این سخن و این مطلبی که گفته شده حق هست یا نه؟ اگر حق است آن را برسر و چشم می پذیرد و لو آن را دشمنش گفته باشد ولی اگر باطل و نادرست است آن را نمی پذیرد و لو اینکه محبوب ترین فرد در نزد او گفته باشد.

 

(وَیَکْفُرُونَ بِمَا وَرَاءَهُ) این جمله بیانگر عقاید یهودیان منکر قرآن زمان رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم را بیان می کند که آنان بجز کتاب خودشان دیگر کتاب آسمانی و بالأخص قرآن را قبول نداشتند و به آن کفر می ورزیدند .

(وَهُوَ الْحَقُّ) یعنی قرآن حق است ، آری قرآن حق است ولی فهم نادرست یهود باعث شده تا این حق را نپذیرند، آری واقعا هرکس می خواهد حق را بفهمد حتما باید به قرآن رجوع کند و هرکس تلاش دارد که بدون قرآن حق را بفهمد در این شکی نیست که صد در صد تلاش او به هدر رفته و بیهوده خواهد بود و هرگز به حق نخواهد رسید گرچه عمر نوح هم به اوداده شود و او تمام این عمر را در تلاش شناخت حق مصرف کند .

 

(مُصَدِّقاً لِمَا مَعَهُمْ) آری قرآن مطالب تورات را تأیید می کند که اصل آنها قبل از تحریف از جانب الله متعال بوده است .

(قُلْ فَلِمَ تَقْتُلُونَ أَنْبِیَاءَ اللَّهِ مِنْ قَبْلُ إِنْ کُنتُمْ مُؤْمِنِینَ) این جمله قرآن دروغ یهودیان را برملا و آشکار نموده و به آنها می فهماند که دروغ می گویند، آری زمانی که پیامبر بزرگوار اسلام صلی الله علیه وسلم و صحابه کرام رضی الله عنهم یهودیان را به اسلام و قرآن دعوت می دادند آنها بهانه می آوردند که ما فقط به کتابها ی ایمان می آوریم که برپیامبرانی نازل شده باشد که از قوم خودمان باشد، الله متعال در اینجا دروغ آنها گرفته و به آنها می فهماند که این یک بهانه دروغین است اگر شما واقعا راست می گویید که به کتابهای ایمان می آورید که به پیامبران قوم خودشما نازل گشته و پیامبرانی را قبول دارید که از قوم خودشماست پس چرا به بسیاری از پیامبران قوم خودتان ایمان نیاوردید که هیچ بلکه آنها را نیزکشتید، پس معلوم شد که درست نمی گویید و بهانه می آورید .

آری این قسمت آیه یکی از بزرگ ترین جرمهایی را که یهودیان در طول تاریخ مرتکب شدند را بیان می نماید که همان کشتن پیامبران الهی باشد، و این قسمت آیه درس مهمی را برای داعیان دین که در مسیر دعوت و راه پیامبران در حرکت اند بیان می دارد و آن اینکه (بروزهر نوع سختی در این راه امکان دارد که داعی دین باید با توکل بر الله و کمال صبر و نهایت حکمت ازآنها گذر نماید).

تفسیر آسان آیه (90) سوره بقره

ترجمه آیه (90) سوره بقره

 

 بِئْسَمَا اشْتَرَوْا بِهِ أَنفُسَهُمْ أَنْ یَکْفُرُوا بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ بَغْیاً أَنْ یُنَزِّلَ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ عَلَى مَنْ یَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ فَبَاءُوا بِغَضَبٍ عَلَى غَضَبٍ وَلِلْکَافِرِینَ عَذَابٌ مُهِینٌ (90)


ترجمه : بد چیزی است آنچه (این یهودیان) خودشان بدان را فروختند و آن اینکه کفر نمایند به آنچه که الله (ازقرآن را بر محمد) نازل نموده است و آن هم بنا برحسادت اینکه (چرا) الله ازفضل و کرمش را برهر کسی که از بندگانش که می خواهد نازل می کند، پس آنان بخشمی بر خشم (دیگری) بازگشتند و برای کافران عذاب بسیار خوارکننده ای است .


 

تفسیر آسان آیه (90) سوره بقره


(بِئْسَمَا اشْتَرَوْا بِهِ أَنفُسَهُمْ أَنْ یَکْفُرُوا بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ) خود فروشی در این آیه یعنی این که یهودیان بخاطراهداف دنیوی به قرآن کفر نمودند. 

 

(بَغْیاً أَنْ یُنَزِّلَ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ عَلَى مَنْ یَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ) حسادت یکی از بزرگ ترین و بدترین بیماریهای روحی است که باعث هلاکت انسان می گردد ودر این قسمت آیه بیان شده که آنچه باعث این شد تا قوم یهود دین اسلام را نپذیرند همان حسادت بوده است .

آدم های حسود کمبود شخصیت دارند و خوبی ها را فقط برای خودشان خواهان اند و هرگز دوست ندارند که کس دیگری علاوه از آنان به نعمتی و یا رحمتی برسد و اگر نعمت و رحمت الهی را ببینند که شامل حال کسی علاوه از آنان شده شروع به دشمنی می کنند ، ولی حسادت انصافش این است که حسود را قبل از همه رنج و عذاب می دهد و حسود همیشه در غم و اندوه و شکنجه روحی بسر می برد ، زیرا اگر لباس بهتری از لباسش برتن کسی ببیند حسادت می کند، و اگر ماشین بهتری از ماشین خودش ببیند حسادت می کند، و بهمین منوال هر نعمتی را که بر دیگران ببیند حسادت می نماید و خود جوش زده و دچار بیماری اعصاب و روان می گردد و از سوی دیگر نا شکر نعمت هایی می گردد که الله متعال به او عنایت نموده است، و حسود و العیاذ بالله گویا به نوعی به تقسیم نعمت ها توسط الله متعال معترض است .

 

مراد از (أَنْ یُنَزِّلَ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ) قرآن است که بر پیامبر بزرگوار اسلام صلی الله علیه و آله وسلم نازل گشته است، و مراد از بنده ای که در(عَلَى مَنْ یَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ) محمد صلی الله علیه و آله وسلم می باشد .

(فَبَاءُوا بِغَضَبٍ عَلَى غَضَبٍ) هرگناه و معصیت خواهان خشمی است و زمانی که گناه بر گناه انجام پذیرد آن وقت است که آن فرد مستحق خشمی بر خشمی خواهد شد ، افرادی که روزی دها بارنافرمانی الله متعال را می نمایند این را متذکر شوند و بدانند که مسحتق خشم الهی اند واگر الله متعال بر آنها خشم بگیرد دیگر بجز هلاکت چیزی نصیبشان نخواهد شد پس باید از خشم الله متعال ترسید و دست از گناهان کشید .

 

(وَلِلْکَافِرِینَ عَذَابٌ مُهِینٌ) آری عذابی که نصیب کافران می گردد این است که باید همیشه در جهنم بسوزند و واقعا این نوع عذاب بسیار خوار کننده است .

تفسیر آسان آیه (89) سوره بقره

ترجمه آیه (89) سوره بقره

 

 وَلَمَّا جَاءَهُمْ کِتَابٌ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُصَدِّقٌ لِمَا مَعَهُمْ وَکَانُوا مِنْ قَبْلُ یَسْتَفْتِحُونَ عَلَى الَّذِینَ کَفَرُوا فَلَمَّا جَاءَهُمْ مَا عَرَفُوا کَفَرُوا بِهِ فَلَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الْکَافِرِینَ (89)

 

ترجمه :  و چون به نزد آنان کتابی (همانند قرآن) از نزد الله آمد که تأیید کننده است آنچه که همراه آنان (از تورات) است و در حالی که پیش از این بودند که برکسانی که کفر نمودند طلب پیروزی می نمودند و چون به نزدشان آمد آنچه را که شناختند بدان کفر نمودند پس لعنت و نفرین الله بر کافران باد .

 

تفسیر آسان آیه (89) سوره بقره

 

(وَلَمَّا جَاءَهُمْ) مراد ازاین قسمت آیه؛ یهود می باشد .

(کِتَابٌ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ) مراد از کتابی که در اینجا آمده قرآن می باشد.

(مُصَدِّقٌ لِمَا مَعَهُمْ) مراد از آنچه همراه آنان است کتاب تورات می باشد، و مراد از تصدیق و تأیید این است که کتاب تورات از جانب الله متعال نازل گشته است و اصول عقاید و اخبار و تمام مطالبی که در آن آمده ازجانب الله متعال می باشد .

(وَکَانُوا مِنْ قَبْلُ یَسْتَفْتِحُونَ عَلَى الَّذِینَ کَفَرُوا) قوم یهود پیش از آمدن پیامبر بزرگوار اسلام صلی الله علیه و آله وسلم و پیش از نزول قرآن هرگاه با برخی از عرب ها درگیر می شدند به آنها می گفتند صبر کنید که آخرین پیامبرالله بیاید ما با کمک اوبرشما پیروز شده و شما را نابود خواهیم نمود.

(فَلَمَّا جَاءَهُمْ مَا عَرَفُوا کَفَرُوا بِهِ) این قسمت آیه می گوید: آنگاه که پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم مبعوث شدند و قرآن نازل گشت آنها با صفات و مشخصاتی که در باره پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم و قرآن در تورات آمده بود ،دانستند که واقعا محمد صلی الله علیه و آله وسلم پیامبر برحق و قرآن کتاب الله متعال است ولی با این وجود کفر نمودند و به دین اسلام مشرف نشده و پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم و قرآن را قبول ننمودند .

در این قسمت آیه دو چیز مهم بیان شده است :

1 - یهودیان حقانیت رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم و قرآن را کاملا می دانستند .

2 - با وجود دانستند کفر نمودند و کافر گشتند .

(فَلَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الْکَافِرِینَ) آری منکران پیامبربزرگوار اسلام صلی الله علیه و آله وسلم و منکران قرآن کافراند و کافران مورد نفرین و لعنت الهی می باشند .

تفسیر آسان آیه (88) سوره بقره

ترجمه آیه (88) سوره بقره

 

 وَقَالُوا قُلُوبُنَا غُلْفٌ بَلْ لَعَنَهُمْ اللَّهُ بِکُفْرِهِمْ فَقَلِیلاً مَا یُؤْمِنُونَ (88)

 

ترجمه : و(یهودیان) گفتند قلبهای ما در غلاف و پوشه است، آنگونه که می گویند نیست بلکه الله آنان را بنا بر کفرشان نفرین و لعنت نموده است لذا کم اند افرادی که از آن ایمان بیاورند .

 

تفسیر آسان آیه (88) سوره بقره

 

(وَقَالُوا قُلُوبُنَا غُلْفٌ) این دروغی است که بنی اسرائیل برای نپذیرفتن حق می گفتند و با این دروغ به نوع مسلمانان را مسخره و عذر بدتر از گناهی را بیان می داشتند .

(بَلْ لَعَنَهُمْ اللَّهُ بِکُفْرِهِمْ) علت اصلی این که بنی اسرائیل حق را نمی پذیرفتند این است که الله متعال آنها را بنا بر کفر آنان نفرین و لعنت نموده است .

آری کفر و گناهان باعث می شود تا فرد مورد لعن و نفرین الله متعال قرار گرفته و دنیا و آخرت او تباه و برباد گردد .

(فَقَلِیلاً مَا یُؤْمِنُونَ) این قسمت آیه معجزه قرآنی و بیانگر یک حقیقت مهمی است و آن اینکه از همه افراد و اقوام موجود در دنیا یهودیان بسیار کم به اسلام می گروند ، از زمان رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم تا به امروز از تمام ملت ها و اقوام کم ترین افرادی که مسلمان شدند از یهودیان می باشند، ولی از سایر ملتها و اقوام افراد بسیارزیادی به اسلام گرویدند، و این بد فطرتی و طبیعت زشت قوم یهود را می رساند .

تفسیر آسان آیه (87) سوره بقره

ترجمه  آیه (87) سوره بقره

 

 وَلَقَدْ آتَیْنَا مُوسَى الْکِتَابَ وَقَفَّیْنَا مِنْ بَعْدِهِ بِالرُّسُلِ وَآتَیْنَا عِیسَى ابْنَ مَرْیَمَ الْبَیِّنَاتِ وَأَیَّدْنَاهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ أَفَکُلَّمَا جَاءَکُمْ رَسُولٌ بِمَا لا تَهْوَى أَنفُسُکُمْ اسْتَکْبَرْتُمْ فَفَرِیقاً کَذَّبْتُمْ وَفَرِیقاً تَقْتُلُونَ (87)

 

ترجمه : و قطعا ما به موسی کتاب (تورات) راداده ایم و بعد از اودر پی او پیامبرانی را فرستادیم و به عیسی پسر مریم دلایل واضح داده ایم و ما او را با روح مقدس (جبرئیل) تأیید نموده ایم آیا (غیر از این است که ) هرگاه پیامبری با چیزی آمد که خواهشات نفسانی شما آن را نمی خواست شما تکبر نمودید و سپس گروهی را تکذیب نموده اید و گروهی را هم که می کشتید .

 

تفسیر آسان آیه (87) سوره بقره

 

(وَلَقَدْ آتَیْنَا مُوسَى الْکِتَابَ) آری الله متعال بر موسی علیه السلام کتاب نازل نموده و نام کتابی که بر ایشان نازل شده (تورات) نام دارد و ما مسلمانان نیز به توراتی که بر موسی علیه السلام نازل شده ایمان داریم ولی متأسفانه بعدها یهودیان کتا (تورات) را تحریف و تبدیل نمودند لذا توراتی که امروزه در دست یهودیان است حق و باطل  و سخنان الله متعال با سخنان مخلوق مخلوط شده است ، لذا ما مسلمانان آن را قبول نداریم و یک کتاب تحریف شده می دانیم .

 

(وَقَفَّیْنَا مِنْ بَعْدِهِ بِالرُّسُلِ) این قسمت آیه بیانگر این است که الله متعال بعد از موسی علیه السلام در میان بنی اسرائیل پیامبران زیادی را فرستاده است .

 

(وَآتَیْنَا عِیسَى ابْنَ مَرْیَمَ الْبَیِّنَاتِ وَأَیَّدْنَاهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ) آخرین پیامبری که از جانب الله متعال برای بنی اسرائیل فرستاده شده عیسی علیه السلام می باشد ،ایشان الآن زنده و در آسمانها بسر می برند که در نزدیکی قیامت فرود خواهند آمد و دجال را خواهند کشت، نا گفته نماند زمانی که عیسی علیه السلام در نزدیکی قیامت از آسمانها فرود بیایند بدین نصرانیت و انجیل عمل نمی کنند و بعنوان پیامبر جدیدی نمی آیند بلکه بعنوان یک حاکم عادل خواهند آمده و بدین اسلام و قرآن وسنّت عمل خواهد نمود و رهبر مسلمانان خواهند شد و در دنیا عدل و انصاف حکم فرما خواهند نمود .

در قسمت آیه دو مطلب مهم ذکر شده است :

1 - الله متعال به عیسی علیه السلام دلایل واضح و معجزهای روشنی داده اند از قبیل از گل پرنده درست کردن و سپس در آن روح دمیدن و پرنده زنده گشتن، خبر دادن از اینکه مردم چه می خورند و چه در خانه های خویش ذخیره می کنند، کور مادرزاد را علاج نمودن و بیماری برص را درمان نمودن و سایر معجزاتی که الله متعال به ایشان عنایت نموده بودند .

2 - الله متعال با جبرئیل امین علیه السلام که روح مقدس و پاکی است ایشان را تأیید و تقویت نمودند.

 

(أَفَکُلَّمَا جَاءَکُمْ رَسُولٌ بِمَا لا تَهْوَى أَنفُسُکُمْ اسْتَکْبَرْتُمْ فَفَرِیقاً کَذَّبْتُمْ وَفَرِیقاً تَقْتُلُونَ) این قسمت آیه مطلب بسیارمهمی را نسبت به بنی اسرائیل بیان نموده است و آن اینکه عادت زشت بنی اسرائیل این بود که هر گاه پیامبر جدیدی برای آنها می آمد و دستورات آن پیامبر با خواهشات نفسانی آنان سازگاری نمی داشت تکبر نموده دو جرم بسیار بزرگ مرتکب می شدند :

1 - گروهی از پیامبران را دروغگو می پنداشتند و تکذیب می کردند .

2 - گروهی از پیامبران را می کشتند .

آری این تکبر و پیروی ازخواهشات نفسانی است که باعث شد تا شیطان ملعون از دستور الله متعال سرپیچی نموده و آدم علیه السلام را سجده نکند .

آری این تکبر و پیروی از خواهشات نفسانی است که باعث می شود تا فرد با حق مخالفت نموده و اهل حق را تکذیب نماید و یا اینکه داعیان وپیروان حق را بکشد .

آری اگر فردی تکبر را با تواضع و فروتنی عوض نموده و به جای پیروی از خواهشات نفسانی از قرآن و سنّت پیروی کند هرگز گمراه نخواهد شد .

هر فرد مسلمان باید این را خوب بداند که تکبرو پیروی از خواهشات نفسانی دو علت بسیار مهم از علل و اسباب گمراهی بشراست، یا الله ما مسلمانان را از این دو مرض مهلک نجات ده . آمین یارب العالمین .

تفسیر آسان آیات (84) و (85) و (86)

ترجمه آیه (84) و (85) و (86)


 

 وَإِذْ أَخَذْنَا مِیثَاقَکُمْ لا تَسْفِکُونَ دِمَاءَکُمْ وَلا تُخْرِجُونَ أَنفُسَکُمْ مِنْ دِیَارِکُمْ ثُمَّ أَقْرَرْتُمْ وَأَنْتُمْ تَشْهَدُونَ (84)


ترجمه : و یا بیاورید زمانی را که ما از شما (یهودیان) عهد و پیمان محکم گرفتیم که (از این به بعد) خونهایتان را نمی ریزید و خودتان را از سرزمین ها و منزلهایتان بیرون نمی کنید سپس شما بدان اعتراف نمودید و در حالی که خود(براین پیمان) گواهی می دهید .

 

ثُمَّ أَنْتُمْ هَؤُلاء تَقْتُلُونَ أَنفُسَکُمْ وَتُخْرِجُونَ فَرِیقاً مِنْکُمْ مِنْ دِیَارِهِمْ تَتَظَاهَرُونَ عَلَیْهِمْ بِالإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَإِنْ یَأْتُوکُمْ أُسَارَى تُفَادُوهُمْ وَهُوَ مُحَرَّمٌ عَلَیْکُمْ إِخْرَاجُهُمْ أَفَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْکِتَابِ وَتَکْفُرُونَ بِبَعْضٍ فَمَا جَزَاءُ مَنْ یَفْعَلُ ذَلِکَ مِنْکُمْ إِلاَّ خِزْیٌ فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَیَوْمَ الْقِیَامَةِ یُرَدُّونَ إِلَى أَشَدِّ الْعَذَابِ وَمَا اللَّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ (85)


ترجمه : سپس (همین) شماها (که ما از شما عهد گرفتیم) خودتان را می کشید و گروهی از شما (گروه دیگری) را از سرزمینها و منزلهایشان بیرون می نمایید، و برآنها با گناه و تجاوز برعلیه آنان همکار و مددگارمی گردید و اگر اسیرانی به نزدتان بیایند فدیه آنان را پرداخت می کنید و در حالی که بیرون نمودن آنها (از خانه هایشان) برایتان حرام است (ولی شما این کارها را می کنید) آیا به قسمتی از کتاب (تورات) ایمان می آورید و به قسمتی از آن کفر می ورزید، پس سزای کسی که این کار را می کند بجز خواری و ذلتی در زندگی دنیا (چیز دیگری) نیست و روز قیامت (نیز) به سخت ترین عذاب باز گردانده می شوند و الله از آنچه شما عمل می کنید بی خبر نیست .


أُوْلَئِکَ الَّذِینَ اشْتَرَوْا الْحَیَاةَ الدُّنْیَا بِالآخِرَةِ فَلا یُخَفَّفُ عَنْهُمْ الْعَذَابُ وَلا هُمْ یُنصَرُونَ (86)


ترجمه : آنها (ی که چنین نمودند) کسانی اند که زندگی دنیا را با (دادن) آخرت خریدند پس نه از آنها عذاب تخفیف داده می شود و نه هم (به) آنان یاری خواهند شد .



تفسیر آسان آیات (84) و (85) و (86)


(وَإِذْ أَخَذْنَا مِیثَاقَکُمْ) این قسمت خطاب به بنی اسرائیل زمان پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم می باشد وهدف آن عهد و پیمانی است که در تورات وانجیل از آنان گرفته شده است.


(لا تَسْفِکُونَ دِمَاءَکُمْ) یکی از عهدهای که الله متعال از بنی اسرائیل گرفته این است که کشتن یک بنی اسرائیل بر بنی اسرائیلی دیگر حرام است و نباید خون یکدیگر را ریخته و همدیگر را بکشند، همان گونه که بر هرمسلمانی ریختن خون مسلمان دیگری حرام می باشد.


(وَلا تُخْرِجُونَ أَنفُسَکُمْ مِنْ دِیَارِکُمْ) در بنی اسرائیل حرام بوده که گروهی از آنان گروه دیگری را از سرزمینهایشان اخراج کنند همانگونه که در اسلام نیز حرام است که مسلمانی مسلمان دیگری را با ظلم از خانه و کاشانه اش بیرون نماید.


 (ثُمَّ أَقْرَرْتُمْ وَأَنْتُمْ تَشْهَدُونَ) بنی اسرائیل این تعهد و پیمان را پذیرفته و گواهی به آن دادند ولی بعدها آن را رعایت ننمودند .


(ثُمَّ أَنْتُمْ هَؤُلاء تَقْتُلُونَ أَنفُسَکُمْ وَتُخْرِجُونَ فَرِیقاً مِنْکُمْ مِنْ دِیَارِهِمْ تَتَظَاهَرُونَ عَلَیْهِمْ بِالإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ) در این قسمت آیه چند چیزذکر شده است :

1 - بنی اسرائیل که الله متعال از آنها عهد گرفته بود که یکدیگری را نکشند به این تعهد پایبندی ننمودند و یکدیگررا کشتند .

2 - بنی اسرائیل نباید یکدیگر را از سرزمین و کاشانه خویش بیرون می نمودند که این جرم را نیز مرتکب شدند .

3 - برخی از بنی اسرائیل در گناه و تجاوزبردیگران با یکدیگر همکار و همدست می شدند .


(وَإِنْ یَأْتُوکُمْ أُسَارَى تُفَادُوهُمْ وَهُوَ مُحَرَّمٌ عَلَیْکُمْ إِخْرَاجُهُمْ) در این قسمت از آیه دو چیز ذکر شده است:

1 - در دین بنی اسرائیل این بوده که اگر فردی ازبنی اسرائیل به دست دشمن اسیر می شد باید در دادن فدیه برای آزادی آن با یکدیگر همکاری نمایند که این کار را انجام می دادند و به این حکم کتابشان عمل می نمودند .

2 - در دین بنی اسرائیل اخراج یکدیگر از سرزمین و منزلهایشان حرام بوده ولی برخی از بنی اسرائیل این جرم را مرتکب می شدند .


(أَفَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْکِتَابِ وَتَکْفُرُونَ بِبَعْضٍ) در اینجا الله متعال به بنی اسرائیل تذکر می دهد که چرا به برخی از احکام کتاب که همان فدیه دادن در راستای آزادی اسیران باشد ایمان می آورید و عمل می کنید ولی به برخی از احکام دینتان که عدم اخراج و نکشتن یکدیگر باشد چرا عمل نمی کنید؟ وچرا یکدیگر را کشته و یکدیگر را از سرزمینتان اخراج و بیرون می کنید؟ .


(فَمَا جَزَاءُ مَنْ یَفْعَلُ ذَلِکَ مِنْکُمْ إِلاَّ خِزْیٌ فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَیَوْمَ الْقِیَامَةِ یُرَدُّونَ إِلَى أَشَدِّ الْعَذَابِ) در اینجا الله متعال دوسزای سخت برای کسانی بیان نموده که به برخی از احکام های کتب آسمانی عمل نموده و به برخی دیگرعمل نمی کنند و آنها را رها نموده پشت سرمی اندازند:

1 - خواری و ذلت در دنیا .

2 - گرفتار سخت ترین عذاب شدن در آخرت .

 

(وَمَا اللَّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ) این قسمت آیه هشداری است برای تمام کسانی که به کتب آسمانی توجه نمی دهند و یا اینکه به برخی از احکام آنها عمل نموده و برخ دیگر را رها می نمایند؛ که متوجه باشند دست از این جرم بزرگ برداشته و قبل از مردن خویش را اصلاح نموده و به تمام احکام کتاب آسمانی خویش عمل کنند ورنه این را بدانند که الله متعال کارهای آنها را کنترل نموده و از کردارآنها بی خبر و غافل نیست و روزی از آنها نسبت به این جرم و گناهشان حساب خواهد گرفت و آنها را به سزای اعمال زشتشان خواهند رساند.


(أُوْلَئِکَ الَّذِینَ اشْتَرَوْا الْحَیَاةَ الدُّنْیَا بِالآخِرَةِ فَلا یُخَفَّفُ عَنْهُمْ الْعَذَابُ وَلا هُمْ یُنصَرُونَ) در آیه الله متعال وضعیت کسانی را بیان نموده که به قسمتی از کتاب آسمانی عمل می نمایند و قسمت دیگری را از آن رها نموده و عمل نمی کنند و الله متعال در آیه نسبت به آنان چند چیز ذکر نموده است :

1 - این نوع افراد دنیای جاوید را فروخته و دنیای فانی را خریدند.

2 - این نوع افراد اگر توبه نکنند در دنیا و آخرت گرفتار عذاب شده وازعذاب آنها هیچ کم نخواهد شد .

3 - این نوع افراد اگر توبه نکنند هرگز از جانب الله متعال در دنیا و آخرت یاری نخواهند شد .