| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | |||||
| 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 |
| 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 |
| 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 |
| 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
19- اقسام حدیث متواتر را بیان نمائید؟
جواب: حدیث متواتر بردو قسم است:
(أ) متواتر لفظى.
(ب) متواتر معنوى.
18- حکم حدیث متواتر را بیان نمائید؟
جواب: حدیث متواتربطورى قطعى ویقینى ؛مفید علم ضرورى است ؛یعنی این که انسان را مجبور مى نماید که آنرا همانند اشیائى که دیده است و در آن شک و تردیدی ندارد قبول نماید.
۱۷- شرائط حدیث متواتر چیست؟
جواب: حدیث متواتر داراى شرائط چهارگانه ذیل مى باشد:
(أ) باید راویان آن زیاد باشد.
(ب) باید این زیادى راویان در تمام مراحل وطبقات سند وجود داشته باشد.
(ج) عادتا توافق آنها بر دروغ محال باشد.
(د) مستند روایتشان حسى باشد یعنى مثلا راویان بگویند: شنیدیم ،دیدیم، وازقبیل این نوع الفاظ را به هنگام روایت آن حدیث بیان نمایند.
1۶- حدیث متواتر را تعریف نمائید؟
جواب: متواتردر لغت اسم فاعل است و از تواتر که به معنای پی در پی و متوالی آمدن است گرفته شده است.
و در اصطلاح متواتر به رواتى گویند که آن را راویان زیادى روایت کرده باشند وراویان آن در تمام طبقات سند بقدرى زیاد باشند که توافق آنها بر دروغ محال گردد.
1۵- حدیث ازنظر تعداد راویانى که آنرا روایت نموده اند برچند قسم مى شوند؟
جواب: بر دو قسم اند:
(أ) خبر متواتر.
(ب) خبر واحد.
۱۴- معناى حاکم چیست؟
جواب: حاکم طبق نظر برخی از علما به کسى گویند: که برتمام احادیث بجز اندکى احاطه داشته باشد. همانند حاکم نیشابورى رحمة الله علیه نویسنده المستدرک على الصحیحین.
1۳- حافظ در اصطلاح محدثین یعنى چه؟
جواب: بعضى ازعلماء مى گویند: محدّث وحافظ کلمات همعنی اند ولى بعض دیگر براین باوراند که حافظ ازنظر رتبه ودرجه از محدّث بالاتر است، یعنی حافظ بگونه ای است که در هر طبقه آنچه را می داند نسبت به آنچه نمی داند بیشتر است؛ همانند حافظ ابن حجر عسقلانى رحمة الله علیه نویسنده فتح البارى شرح بخارى.
1۲- محدّث به چه کسى گفته مى شود؟
جواب: محدّث بفردى گویند که مشغول روایت ودرایت علم حدیث باشد ونسبت به بسیاری ازروایات واحوال راویان، آگاهى داشته باشد، همانند استاد آلبانى محدّث عصر حاضر رحمة الله علیه نویسنده سلسلة الأحادیث الصحیحة والضعیفة وتخریج و تحقیق سنن اربعه و دها کتب حدیثی دیگر.
1۱- مسند (بکسرنون) به چه چیزى گفته مى شود؟
جواب: مسند (بکسرنون) به کسى گویند که حدیثى را با سندش روایت کند، خواه نسبت به آن حدیث علم و آگاهى داشته باشد ویا بجزروایت نمودن الفاظ آن؛ دیگرآگاهی نسبت به آن نداشته باشد .
۱۰- مسند(بفتح نون) را تعریف نمائید؟
جواب: در لغت : اسم مفعول وبه معناى نسبت داده شده مى آید.
ودر اصطلاح محدثین : به سه معنی مى آید:
(أ) مسند به کتابى گفته مى شود که در آن روایتهاى هر صحابه ای جدا جدا آورده شده باشد، همانند: مسندامام أحمد بن حنبل رحمة الله علیه.
(ب) مسند به حدیث مرفوعی گفته مى شود که با سند متصل روایت شده باشد.
(ج) مسند مصدر میمى است وبمعناى سند مى باشد.
۹- متن را تعریف کنید؟
جواب: متن درلغت عربى به زمین سفت وبرآمده گویند.
ودر اصطلاح : به سخنى گویند که بعد ازراویان سند ذکرمی شود.
بعنوان مثال امام ترمذى مى گوید: حَدَّثَنَا هَنَّادٌ،عَنْ إِسْرائیلَ، عَنْ سِمَاکِ، عَنْ مُصْعَب بن سَعْدٍ، عَنْ ابن عُمَرَ، عَنْ النَّبیِّ صَلَّى الله عَلَیْهِ وَسَلَّمَ قَالَ: "لا تُقبَلُ صَلاةٌ بِغَیْرِ طُهُورٍ، ولا صدَقَةٌ مِنْ غُلُولٍ".
در این مثال (حَدَّثَنَا هَنَّادٌ،عَنْ إِسْرائیلَ، عَنْ سِمَاکِ، عَنْ مُصْعَب بن سَعْدٍ، عَنْ ابن عُمَرَعَنْ النَّبیِّ صَلَّى الله عَلَیْهِ وَسَلَّمَ ) سند است.
وجمله (لا تُقبَلُ صَلاةٌ بِغَیْرِ طُهُورٍ، ولا صدَقَةٌ مِنْ غُلُولٍ) متن است.