| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | |||||
| 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 |
| 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 |
| 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 |
| 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
ترجمه آیه (۲۳۲) سوره بقره
وَإِذَا طَلَّقْتُمْ النِّسَاءَ فَبَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَلا تَعْضُلُوهُنَّ أَنْ یَنکِحْنَ أَزْوَاجَهُنَّ إِذَا تَرَاضَوْا بَیْنَهُمْ بِالْمَعْرُوفِ ذَلِکَ یُوعَظُ بِهِ مَنْ کَانَ مِنْکُمْ یُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الآخِرِ ذَلِکُمْ أَزْکَى لَکُمْ وَأَطْهَرُ وَاللَّهُ یَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ (232)
ترجمه : و آنگاه که شما (مردان) زنان (خود) را (یک و یا دو) طلاق دادید و سپس عده آنان به پایان رسید پس مانع آنها نشوید که (دو باره) با شوهران (قبلی خود) ازدواج کنند؛ آنگاه که با خودشان به نیکی راضی گشته (و به توافق رسیدند) ، این همان چیزی است که با آن پند داده می شود کسی که به الله و روز آخرت ایمان داشته باشد، این برایتان پاکیزه تر و پاک تراست و الله می داند و در حالی که شما نمی دانید .
تفسیرآسان آیه (232) سوره بقره
قبل از تفسیراین آیه مناسب می دانم که توجه خوانندگان گرامی را به روایت شماره (5331) صحیح بخاری وروایت شماره (2087) سنن ابی داود جلب نمایم که سبب نزول وتفسیراین آیه را بیان می نماید :
عَنِ الْحَسَنِ، حَدَّثَنِی مَعْقِلُ بْنُ یَسَارٍ، قَالَ: کَانَتْ لِی أُخْتٌ تُخْطَبُ إِلَیَّ فَأَتَانِی ابْنُ عَمٍّ لِی فَأَنْکَحْتُهَا إِیَّاهُ، ثُمَّ طَلَّقَهَا طَلَاقًا لَهُ رَجْعَةٌ، ثُمَّ تَرَکَهَا حَتَّى انْقَضَتْ عِدَّتُهَا، فَلَمَّا خُطِبَتْ إِلَیَّ أَتَانِی یَخْطُبُهَا، فَقُلْتُ: «لَا، وَاللَّهِ لَا أُنْکِحُهَا أَبَدًا»، قَالَ: فَفِیَّ نَزَلَتْ هَذِهِ الْآیَةُ {وَإِذَا طَلَّقْتُمُ النِّسَاءَ فَبَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَلَا تَعْضُلُوهُنَّ أَنْ یَنْکِحْنَ أَزْوَاجَهُنَّ} [البقرة: 232] الْآیَةَ، قَالَ: «فَکَفَّرْتُ عَنْ یَمِینِی فَأَنْکَحْتُهَا إِیَّاهُ».
ترجمه : حسن بصری رحمه الله فرمودند: معقل بن یسار رضی الله عنه فرمودند: من خواهری داشتم که ازمن خواستگاری می شد، پسرعمویم به نزد من آمد و او را از من خواستگاری نمود ومن خواهرم را به ازدواج او درآوردم سپس او خواهرم را طلاقی که حق رجعت داشت داد، وبعد خواهرم را رها نمود (و به رجوع نکرد) تا اینکه عدّه اش بپایان رسید ، وچون دوباره خواهرم از من خواستگاری شد پسرعمویم نیز دوباره به نزد من آمد و (خواهرم را) از من خواستگاری نمود، من گفتم : نه ، سوگند به الله هرگز او را به ازدواج تو درنخواهم آورد، (معقل رضی الله عنه) می گوید: در باره (این ممانعت) من این آیه نازل گشت {وَإِذَا طَلَّقْتُمُ النِّسَاءَ فَبَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَلَا تَعْضُلُوهُنَّ أَنْ یَنْکِحْنَ أَزْوَاجَهُنَّ} ، یعنی : چون زنانتان را طلاق (رجعی) دادید و عدّه آنان بپایان رسید پس آنان را جلوگیری نکنید و مانع نشوید (تا دو باره) با شوهران (اولی) خودشان ازدواج کنند، (معقل رضی الله عنه) فرمودند : سپس من کفاره قسم خودم را داده وبعد خواهرم را به ازدواج او درآوردم .
(وَإِذَا طَلَّقْتُمْ النِّسَاءَ فَبَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَلا تَعْضُلُوهُنَّ أَنْ یَنکِحْنَ أَزْوَاجَهُنَّ إِذَا تَرَاضَوْا بَیْنَهُمْ بِالْمَعْرُوفِ) در این قسمت ازآیه الله متعال به اولیاء و سرپرست زن بیوهایی که طلاق رجعی داده شده اند؛ دستور داده است که شما حق ندارید که بعد از گذر عدّه ، جلوی ازدواج مجدد آنان را با شوهرهای قبلی آنان بگیرید .
از این قسمت آیه یک مسأله مهم واضح می گردد و آن اینکه زن بیوه نیز نمی تواند بدون اذن ولی و سرپرست خود ازدواج کند، ولی اگر فرد مناسبی و لو شوهر اولی او آمد و خواستگاری نمود سرپرست او نباید بدون دلیل شرعی مانع این ازدواج گردد و این حق را ندارد.
(ذَلِکَ یُوعَظُ بِهِ مَنْ کَانَ مِنْکُمْ یُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الآخِرِ) الله متعال در این قسمت از آیه بیان نموده به شما این پند و اندرز داده می شود و شما باید از آن پند بگیرید آن اینکه مانع ازدواج زنانی که راضی اند دو باره با شوهران سابقشان ازدواج کنند نشوید واقعا اگر به الله متعال و روز آخرت ایمان دارید ، و واقعا اگر پایبند شریعت و دین الهی هستید .
ازاین قسمت آیه یک نکته زیبا دانسته می شود و آن اینکه اگر کسی ایمان دقیق و کامل به الله متعال و روز آخرت داشته باشد او پایبند دستورات شریعت می گردد و هرگز با فرامین الهی مخالفت نمی کند و هر چند ایمان به الله متعال و روز قیامت در انسان قوی ترگردد پایبندی او به دستورات قرآن و سنّت نیز بیشتر و مستحکم ترمی گردد.
(ذَلِکُمْ أَزْکَى لَکُمْ وَأَطْهَرُ) در این قسمت از آیه آمده اینکه شما مردان جلوگیری نکنید تا اینکه زنان طلاق داده شده ای که شما سرپرست و ولی آنان هستید، دو باره با شوهرهای سابقشان ازدواج کنند این برایتان بهتر و برای قلب هایتان پاکیزه تر است ، زیرا شما تعصب و ناراحتی که داشتید را کنار گذاشته و به شریعت عمل نموده اید، وکینه و دشمنی را دور ریختن و به شریعت پایبندی نمودن باعث پاکی دلها می گردد .
(وَاللَّهُ یَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ) ودر پایان این آیه الله متعال خطاب به سرپرست و ولی زنان می گوید : الله می داند (که برای شما چه چیزی مفید و چه چیزی مضراست ، به همین خاطر هرآنچه برایتان مفید است شما را به اجرای آن دستور داده و هرآنچه برای شما مضر است شما را از آن ممانعت نموده است) ولی شما نمی دانید (وفایده و ضررتان را تشخیص نمی دهید و گاهی تحت احساسات و جزبات تصمیم هایی می گیرید که هرگز به نفع شما و نفع دیگران نیست) .
آری از جمله « وَاللَّهُ یَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ » فهمیده می شود که ما مسلمانان باید تابع صد درصد شریعت و فرامین الله متعال باشیم زیرا هرچند هم که دارای عقل و علم باشیم ، بازهم در مقابل علم الله متعال علم ما هیچ است و ما در مقابل الله متعال هیچ نمی دانیم و این قانون است که باید افراد نادان از داناها پیروی کنند ، لذا در احکام شریعت هر آنچه الله متعال و رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم به ما دستور داده اند ما باید پایبند به آنها باشیم و دنبال علت و حکمت نگردیم و برای رها نمودن و عمل نکردن به آنها بهانه تراشی نکنیم، زیرا که ما نمی دانیم و الله متعال همه چیز را خوب می داند .