| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | |||||
| 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 |
| 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 |
| 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 |
| 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
ترجمه آیه (70) و (71) سوره بقره
قَالُوا ادْعُ لَنَا رَبَّکَ یُبَیِّنْ لَنَا مَا هِیَ إِنَّ الْبَقَرَ تَشَابَهَ عَلَیْنَا وَإِنَّا إِنْ شَاءَ اللَّهُ لَمُهْتَدُونَ (70)
ترجمه : (یهودیان) گفتند از پروردگارت برای ما بخواه تا برای ما بیان نماید که چگونه گاوی است زیرا آن گاو برای ما مشتبه شده است و همانا اگر الله بخواهد ما قطعا از هدایت شوندگانیم .
قَالَ إِنَّهُ یَقُولُ إِنَّهَا بَقَرَةٌ لا ذَلُولٌ تُثِیرُ الأَرْضَ وَلا تَسْقِی الْحَرْثَ مُسَلَّمَةٌ لا شِیَةَ فِیهَا قَالُوا الآنَ جِئْتَ بِالْحَقِّ فَذَبَحُوهَا وَمَا کَادُوا یَفْعَلُونَ (71)
ترجمه : (موسی) گفت: همانا او می گوید : یقینا آن گاوی است که نه رام شده و بکار گماشته شده است (تا بتواند) زمین را شخم بزند و نه هم کشاورزی را آب می دهد (و) از هر عیبی پاک و رنگش یکدست و در آن هیچ نشان دیگری نیست (یهودیان) گفتند: حالا با حق آمدی پس (آن گاو را پیدا نموده و) ذبح نمودند و عنقریب بود که این کاررا نکنند .
تفسیرآسان آیه (70) و (71) سوره بقره
(قَالُوا ادْعُ لَنَا رَبَّکَ) از آن قوم و افراد پست تر کسی در دنیا وجود ندارد که افتخار به بندگی الله متعال نکند، و افسوس و صد افسوس بر جهالت قوم یهود که الله متعال را پروردگار موسی علیه السلام دانسته و این افتخار را نصیب خویش نگرداندند تا این که بگویند: از پروردگار ما برای ما حل این مشکل را خواهان شو.
(یُبَیِّنْ لَنَا مَا هِیَ إِنَّ الْبَقَرَ تَشَابَهَ عَلَیْنَا) علت این سوال همان مشتبه شدن گاو برآنها بود، آری گاهی سوالات زیاد باعث عدم فهم اصل مسأله می گردد، یهودیان با سوالات زیاد و بی جایشان در این باره جریان را برای خودشان مشکل و مشتبه گرداندند ورنه در باره اول هر نوع گاوی را که هم ذبح می کردند مسأله و مشکلشان حل می شد هرچند سوال ها از طرف یهودیان بیشتر شد سخت گیریها از جانب الله متعال زیاد تر می شد، آری این نیزاز حماقت یک قوم است که کارخودش را با بهانه ها و سوالهای بی جا کار بدرازا بکشاند و کار خود را مشکل تر کند .
(وَإِنَّا إِنْ شَاءَ اللَّهُ لَمُهْتَدُونَ) بهترین جمله ای که هرمسلمانی قبل از هرکاری باید بگوید جمله زیبای (إِنْ شَاءَ اللَّهُ) می باشد، و این جمله بیانگر این است که فرد خواست و اراده خود را در مقابل خواست و اراده الله متعال هیچ دانسته و کارساز اصلی خواست و اراده الله متعال را بداند ، وخویشتن را آماده و تسلیم خواست و اراده الله متعال نماید، لذا بعد از گفتن (إِنْ شَاءَ اللَّهُ) اگر کار فرد برابر با خواسته او انجام شد که مغرور نشود و شکر الله متعال را بجا بیاورد که او را به مقصدش رساند و اگردر انجام آن کار ناکام شد افسوس نخورد و به این امتحان الهی راضی گشته و با خود بگوید حتما حکمتی در کار بوده است .
آری یهودیان نیز با گفتن این جمله توانستند به هدف خویش رسیده و مشکل خویش را با کمک الله متعال حل کنند، ورنه شاید با نگفتن این جمله در حل این مشکلشان به ناکامی روبرو می شدند .
(قَالَ إِنَّهُ یَقُولُ إِنَّهَا بَقَرَةٌ لا ذَلُولٌ تُثِیرُ الأَرْضَ وَلا تَسْقِی الْحَرْثَ مُسَلَّمَةٌ لا شِیَةَ فِیهَا) در این پاسخ الله متعال وجود صفات دیگری به آن گاو اضافه شد که از قرار زیر می باشد:
1 - گاو باید رام شده نباشد .
2 - گاو باید تا بحال زمینی را شخم نزده باشد.
3 - گاو باید تا بحال زمینی را آبیاری نکرده باشد.
4- گاو باید از هر عیب و نقصی سالم باشد .
5 - گاو باید زرد رنگ خاص و صاف باشد .
6- گاو باید هیچ نشان و علامت دیگری نداشته باشد .
(قَالُوا الآنَ جِئْتَ بِالْحَقِّ) این جمله یهودیان نیز عجیب است مگر والعیاذ بالله تا به حال آنچه برایشان بیان می شده حق نبوده است ، بله حق بوده ولی ذهن کج آنها راست و درست نبوده است و آمده به اعتراف حق نبوده اند حالا که چاره ای جز قبولی نداشتند و خواستند بگویند که ما قبلا متوجه نمی شدیدم حالا فهمیدیم ،ولی در حقیقت این عذر بدتر از گناهی است که آنها مطرح کردند .
(فَذَبَحُوهَا) این جمله بیانگر این است که به هرحال با تمام سوالات یهودیان و پاسخ هایی را که از جانب الله دریافت نمودند به هر حال در آخر آن گاو مورد نظر را پیدا نموده و ذبح نموده اند و قسمتی از آن را به مرده زده و او زنده شده قاتلش را مشخص نمود و به این قائله پایان داد.
(وَمَا کَادُوا یَفْعَلُونَ) این جمله بیانگر این است که بنا بر سوالهای بی جا و زیادشان عنقریب بود که به مقصد نرسند ولی از آنجایی که (إِنْ شَاءَ اللَّهُ) گفتند و لطف الله متعال نیزشامل حالشان شد؛ توانستند گاو مورد نظر را گیر آورده و ذبح نمایند .