۩۩۩ قـــرآن و سنّت زنــــده بــــاد ۩۩۩

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَا تَوَلَّوْا عَنْهُ وَأَنْتُمْ تَسْمَعُونَ (20) (سوره انفال)

۩۩۩ قـــرآن و سنّت زنــــده بــــاد ۩۩۩

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَا تَوَلَّوْا عَنْهُ وَأَنْتُمْ تَسْمَعُونَ (20) (سوره انفال)

تفسیر آسان (67) سوره بقره

ترجمه آیه (67) سوره بقره

 

 وَإِذْ قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تَذْبَحُوا بَقَرَةً قَالُوا أَتَتَّخِذُنَا هُزُواً قَالَ أَعُوذُ بِاللَّهِ أَنْ أَکُونَ مِنْ الْجَاهِلِینَ (67)

 

ترجمه : و یا آور(ای محمد) زمانی را که موسی به قومش گفت : همانا الله به شما دستور می دهد که گاوه (ماده ای) را ذبح کنید (قوم او) گفتند: آیا ما را مسخره می گیری (موسی) گفت : پناه می برم به الله از اینکه از نادانان باشم .

 

تفسیر آسان (67) سوره بقره

 

(وَإِذْ قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تَذْبَحُوا بَقَرَةً) در زمان موسی علیه السلام قتلی رخ داده بود که مردم در باره اینکه چه کسی این فرد را کشته است دچار اختلاف شده بودند و به نزد موسی علیه السلام آمدند تا اینکه مسأله آنان را حل نموده و قاتل را مشخص کند موسی علیه السلام از الله متعال در خواست حل این جریان را خوهان می شود و الله متعال دستور می دهد که ای موسی به اینها بگو گاو ماده ای را گرفته و ذبح کنند و از گوشت آن بر بدن مقتول زده درآن او زنده خواهد شد و قاتلش را معرفی خواهد نمود . این آیه به همین جریان اشاره دارد .

اما اینکه چرا الله متعال دستور نداده تا دیگر حیوانی را بکشند و دستور داده تا گاوی را بکشند؟ شاید بتوان گفت که حکمتش این بوده که برخی از همین بنی اسرائیل روزی گوساله پرست بودند والله متعال امروزبرای حل این مسأله به آنان دستور داد تا گاوی را بگیرند و با دستان خویش ذبحش کنند و بکشند تا یقین پیدا کنند که چنین حیواناتی که ما انسانها آنها را می کشیم و در مقابل ما نمی توانند هیچ کاری را انجام دهند، نمی تواند معبود قرار گیرند و هرگز لیاقت پرستش را ندارند .

 

(قَالُوا أَتَتَّخِذُنَا هُزُواً) کافر همه را بکیش خویش پندارد، از آنجایی که طبعیت قوم یهود یک طبیعت بد و ناسالم بود آنها فکر می کردند که والعیاذ بالله شاید موسی علیه السلام نیز همانند آنهاست بدین خاطر زمانی که موسی علیه السلام پیام الهی را به آنها رساند و گفت که الله متعال به شما دستور می دهد که برای حل این جریان و زنده شدن مقتول و تشخیص قاتل باید گاوماده ای را بکشید آنها به موسی علیه السلام گفتند که ما را مسخره می کنید .

این سخن قوم یهود در اصل یک توهینی به پیامبر الهی موسی علیه السلام بود ولی از آنجایی که موسی علیه السلام از طبیعت این قوم ناخلف باخبر بود در اینجا با آنها با تندی برخورد نکرد و بسیار نرم به آنها جواب مناسب داد و به آنها فهماند که این یک حکم قطعی و جدی است و در اینجا هیچ شوخی و مسخره ای در کار نیست .

(قَالَ أَعُوذُ بِاللَّهِ أَنْ أَکُونَ مِنْ الْجَاهِلِینَ) آری موسی علیه السلام با نرمی کامل به این قوم نفهم گفت : پناه می برم به الله از اینکه از جاهلان باشم ؛ زیرا مسخره کردن دیگران و خورد نمودن شخصیت آنان کار یک جاهل است که نه خود و نه دیگران را نمی شناسد و در حقیقت با تمسخر به دیگران توهین می کند.

در اینجا یک نکته مهم را قابل تذکر می دانم و آن اینکه هرگاه که کلمه (أَعُوذُ بِاللَّهِ) را می شنوی و یا می گوئی خوب دقت کن که در آن وقت در آنجا سه چیز وجود دارد :

1 - ذات پناه دهنده ای وجود دارد ؛ که از هر ذات دیگری با قدرت تر است و توان پناه دادن در مقابل هر چیز و هر کس را دارد و آن ذات فقط و فقط الله متعال است و بس .

2 - ذات پناه برنده ای وجود دارد ؛ که خود ضعیف و ناتوان است و چون توان مقابله با آن چیز و یا آن کس را ندارد به ذات دیگری پناه می برد تا در این مرحله ضعف او را یاری کند و این ضعیف تو گوینده و یا هرکس دیگری است که می گوید (أَعُوذُ بِاللَّهِ) .

3- چیزی و یا کسی که از او به الله پناه برده می شود وجود دارد و آن چیز و کس باید شرور و بد باشد .

در این آیه پناه دهنده الله متعال است و پناه برنده موسی علیه السلام است و آنچه از شر او موسی علیه السلام به الله متعال پناه برده است تمسخر نمودن است که یک نوع جهالت و کار بد است .


حالا با این سه مطلب بالا به جمله (أعوذ بالله من الشیطان الرجیم ) فکر کن آن وقت است که پی به توان الله متعال و ضعف خویشتن و شرور شیطان خواهی برد .

نکته دیگری که از این قسمت آیه می شود فهمید این است که هرگز پیامبران الهی کارجاهلان را انجام نمی دهند .