X
تبلیغات
رایتل
۩۩۩ قـرآن و سنّت زنـده باد ۩۩۩
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَا تَوَلَّوْا عَنْهُ وَأَنْتُمْ تَسْمَعُونَ (20) (سوره انفال)
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَلا تُبْطِلُوا أَعْمَالَکُمْ (33) (سوره محمد) .ترجمه : ای کسانی که ایمان آورده اید از الله اطاعت نمایید و از رسول الله پیروی نمایید (وبا مخالفت با دستورات الله و رسول) اعمالتان را باطل نکنید
بازدید : مرتبه
تاریخ : سه‌شنبه 4 خرداد‌ماه سال 1395

حدیث سی و چهارم اربعین

 

عَنْ أَبِی سَعِیدٍ الْخُدْرِیِّ رضی الله عنه قَالَ: سَمِعْتُ رَسُولَ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ یَقُولُ: «مَنْ رَأَى مِنْکُمْ مُنْکَرًا فَلْیُغَیِّرْهُ بِیَدِهِ، فَإِنْ لَمْ یَسْتَطِعْ فَبِلِسَانِهِ، فَإِنْ لَمْ یَسْتَطِعْ فَبِقَلْبِهِ، وَذَلِکَ أَضْعَفُ الْإِیمَانِ».

 

لغات حدیث :

 

مَنْ رَأَى مِنْکُمْ مُنْکَرًا : هرکس از شما منکری را دید، هرکس از شما کار خلاف شرعی را مشاهده نمود.

فَلْیُغَیِّرْهُ بِیَدِهِ : پس باید که آن را با دستش تغییر دهد.

فَإِنْ لَمْ یَسْتَطِعْ : پس اگر نتوانست ، پس اگر توانش را نداشت .

فَبِلِسَانِهِ :پس با زبانش .

فَإِنْ لَمْ یَسْتَطِعْ فَبِقَلْبِهِ: پس اگر نتوانست پس با قلبش ، پس اگر توانش را نداشت پس با دلش .

وَذَلِکَ أَضْعَفُ الْإِیمَانِ : وآن ضعیف ترین درجه ایمانی است .

 

ترجمه حدیث :

 

ابوسعید خدری رضی الله عنه فرمودند : من از رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم شنیدم که می فرمایند : هرکس از شما منکر(و کار خلاف شرعی) را دید پس باید که آن را با دستش تغییر دهد ، پس اگر نتوانست (که با دستش آن منکر را تغییردهد) پس باید که با زبانش (آن منکر را تغییر دهد) ، پس اگر (با زبانش) هم نتوانست (تغییری درآن منکر ایجاد کند) پس با قلبش (از آن منکر متنفر باشد) واین ضعیف ترین درجه ایمانی است .

 

مسائل حدیث :

 

از این حدیث مسائل و احکام زیر برگرفته و استنباط می شود :

 

۱ - تغییر منکر مراحلی دارد که باید رعایت شود.

۲ - برخی از منکرها را می توان با دست تغییر داد .

۳ - برخی ازمنکرها را می توان با زبان تغییر داد .

۴ - اگر کسی توان تغییر منکر با دست و یا زبان را ندارد باید با دل از آن منکر متنفرباشد .

۵ - توان در تغییر منکرضروری است .

۶- ضعیف ترین درجه ایمان در جریان تغییر منکر تنفر از منکر با قلب است .

۷ - اعلی ترین درجه ایمانی در جریان تغییر منکر، تغییر منکر بادست و سپس با زبان است .

 

نکته توضحی :

 

منکر در اصلاح شریعت به هرکار خلاف شرع گویند، یعنی هر کاری که قرآن و سنّت صحیح ازانجام آن ممانعت نموده باشد و انجام آن در شریعت گناه باشد آن عمل منکر است ، همان گونه که هرکاری که انجام آن در شریعت مجاز باشد و یا شریعت ما را به انجام آن دستور داده باشد آن کار معروف است ، بهمین خاطر امر به معروف و نهی از منکر وظیفه هر مسلمان است و هریک باید به حد توان خویش به این حکم شرعی جامه عمل بپوشاند .

 

سند این حدیث :

 

امام نووی این حدیث را در اربعین به صحیح مسلم نسبت داده اند لذا سندهای این حدیث در صحیح مسلم از قرار زیرمی باشد :

 

۱ - حَدَّثَنَا أَبُو بَکْرِ بْنُ أَبِی شَیْبَةَ، حَدَّثَنَا وَکِیعٌ، عَنْ سُفْیَانَ، ح وَحَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْمُثَنَّى، حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ جَعْفَرٍ، حَدَّثَنَا شُعْبَةُ کِلَاهُمَا، عَنْ قَیْسِ بْنِ مُسْلِمٍ، عَنْ طَارِقِ بْنِ شِهَابٍ قَالَ أَبُو سَعِیدٍ .....

 

۲ - حَدَّثَنَا أَبُو کُرَیْبٍ مُحَمَّدُ بْنُ الْعَلَاءِ، حَدَّثَنَا أَبُو مُعَاوِیَةَ، حَدَّثَنَا الْأَعْمَشُ، عَنْ إِسْمَاعِیلَ بْنِ رَجَاءٍ، عَنْ أَبِیهِ، عَنْ أَبِی سَعِیدٍ الْخُدْرِیِّ، وَعَنْ قَیْسِ بْنِ مُسْلِمٍ، عَنْ طَارِقِ بْنِ شِهَابٍ، عَنْ أَبِی سَعِیدٍ الْخُدْرِیِّ.....

 

درسند اول امام مسلم قبل از تحویل سند (سفیان ثوری رحمه الله) وجود دارد که ایشان امام در حدیث اند ولی در نقل روایت تدلیس می کنند و این روایت را بصورت عنعنه روایت نمودند همان گونه که در سند دومی (اعمش سلیمان بن مهران رحمه الله) وجود دارند که ایشان نیز امام در حدیث اند ولی تدلیس گر اند و این روایت را بصورت عنعنه روایت نمودند ولی در خود صحیح مسلم در سند اولی بعد از تحویل سند، سند دیگری ذکر شده که در آن این نقص وجود ندارد و متابع است و این حدیث در کتب دیگر حدیثی نیز متابع دارد لذا متن این حدیث صحیح بوده و هیچ خللی در آن نیست .

 

تفاوت های الفاظ روایت :

 

 

در الفاظ این روایت اربعین با الفاظ روایت های برخ کتب حدیثی تفاوت هایی وجود دارد که بنده به مهم ترین آنها در ذیل اشاره خواهم نمود :

۱ - در ابتدای روایت (۴۹) صحیح مسلم و برخ دیگر کتب حدیثی کلماتی اضافه تر ازاین روایت اربعین آمده که از قرار زیرمی باشد «عَنْ طَارِقِ بْنِ شِهَابٍ قَالَ: أَوَّلُ مَنْ بَدَأَ بِالْخُطْبَةِ یَوْمَ الْعِیدِ قَبْلَ الصَّلَاةِ مَرْوَانُ. فَقَامَ إِلَیْهِ رَجُلٌ، فَقَالَ: الصَّلَاةُ قَبْلَ الْخُطْبَةِ، فَقَالَ: قَدْ تُرِکَ مَا هُنَالِکَ، فَقَالَ أَبُو سَعِیدٍ: أَمَّا هَذَا فَقَدْ قَضَى مَا عَلَیْهِ سَمِعْتُ رَسُولَ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ یَقُولُ:..». و در روایت (2172) سنن ترمذی این گونه آمده است «عَنْ طَارِقِ بْنِ شِهَابٍ، قَالَ: أَوَّلُ مَنْ قَدَّمَ الخُطْبَةَ قَبْلَ الصَّلَاةِ مَرْوَانُ، فَقَامَ رَجُلٌ فَقَالَ لِمَرْوَانَ: خَالَفْتَ السُّنَّةَ، فَقَالَ: یَا فُلَانُ، تُرِکَ مَا هُنَالِکَ، فَقَالَ أَبُو سَعِیدٍ: أَمَّا هَذَا فَقَدْ قَضَى مَا عَلَیْهِ، سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ یَقُولُ:...» ودر روایت (1140) سنن ابی داود و روایت (1275) سنن ابن ماجه این گونه آمده است «عَنْ طَارِقِ بْنِ شِهَابٍ، عَنْ أَبِی سَعِیدٍ الْخُدْرِیِّ، قَالَ: أَخْرَجَ مَرْوَانُ الْمِنْبَرَ فِی یَوْمِ عِیدٍ، فَبَدَأَ بِالْخُطْبَةِ قَبْلَ الصَّلَاةِ، فَقَامَ رَجُلٌ فَقَالَ: یَا مَرْوَانُ، خَالَفْتَ السُّنَّةَ، أَخْرَجْتَ الْمِنْبَرَ فِی یَوْمِ عِیدٍ، وَلَمْ یَکُنْ یُخْرَجُ فِیهِ، وَبَدَأْتَ بِالْخُطْبَةِ قَبْلَ الصَّلَاةِ، فَقَالَ أَبُو سَعِیدٍ الْخُدْرِیِّ: مَنْ هَذَا؟ قَالُوا: فُلَانُ بْنُ فُلَانٍ، فَقَالَ: أَمَّا هَذَا فَقَدْ قَضَى مَا عَلَیْهِ، سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ یَقُولُ:...».

ناگفته نماند که در روایت (956) صحیح بخاری این گونه آمده است « عَنْ أَبِی سَعِیدٍ الخُدْرِیِّ، قَالَ: «کَانَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ یَخْرُجُ یَوْمَ الفِطْرِ وَالأَضْحَى إِلَى المُصَلَّى، فَأَوَّلُ شَیْءٍ یَبْدَأُ بِهِ الصَّلاَةُ، ثُمَّ یَنْصَرِفُ، فَیَقُومُ مُقَابِلَ النَّاسِ، وَالنَّاسُ جُلُوسٌ عَلَى صُفُوفِهِمْ فَیَعِظُهُمْ، وَیُوصِیهِمْ، وَیَأْمُرُهُمْ، فَإِنْ کَانَ یُرِیدُ أَنْ یَقْطَعَ بَعْثًا قَطَعَهُ، أَوْ یَأْمُرَ بِشَیْءٍ أَمَرَ بِهِ، ثُمَّ یَنْصَرِفُ» قَالَ أَبُو سَعِیدٍ: «فَلَمْ یَزَلِ النَّاسُ عَلَى ذَلِکَ حَتَّى خَرَجْتُ مَعَ مَرْوَانَ - وَهُوَ أَمِیرُ المَدِینَةِ - فِی أَضْحًى أَوْ فِطْرٍ، فَلَمَّا أَتَیْنَا المُصَلَّى إِذَا مِنْبَرٌ بَنَاهُ کَثِیرُ بْنُ الصَّلْتِ، فَإِذَا مَرْوَانُ یُرِیدُ أَنْ یَرْتَقِیَهُ قَبْلَ أَنْ یُصَلِّیَ، فَجَبَذْتُ بِثَوْبِهِ، فَجَبَذَنِی، فَارْتَفَعَ، فَخَطَبَ قَبْلَ الصَّلاَةِ»، فَقُلْتُ لَهُ: غَیَّرْتُمْ وَاللَّهِ، فَقَالَ أَبَا سَعِیدٍ: «قَدْ ذَهَبَ مَا تَعْلَمُ»، فَقُلْتُ: مَا أَعْلَمُ وَاللَّهِ خَیْرٌ مِمَّا لاَ أَعْلَمُ، فَقَالَ: «إِنَّ النَّاسَ لَمْ یَکُونُوا یَجْلِسُونَ لَنَا بَعْدَ الصَّلاَةِ، فَجَعَلْتُهَا قَبْلَ الصَّلاَةِ».

ودر روایت (889) صحیح مسلم این گونه آمده است « عَنْ أَبِی سَعِیدٍ الْخُدْرِیِّ، أَنَّ رَسُولَ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ، کَانَ یَخْرُجُ یَوْمَ الْأَضْحَى، وَیَوْمَ الْفِطْرِ، فَیَبْدَأُ بِالصَّلَاةِ، فَإِذَا صَلَّى صَلَاتَهُ وَسَلَّمَ، قَامَ فَأَقْبَلَ عَلَى النَّاسِ، وَهُمْ جُلُوسٌ فِی مُصَلَّاهُمْ، فَإِنْ کَانَ لَهُ حَاجَةٌ بِبَعْثٍ، ذَکَرَهُ لِلنَّاسِ، أَوْ کَانَتْ لَهُ حَاجَةٌ بِغَیْرِ ذَلِکَ، أَمَرَهُمْ بِهَا، وَکَانَ یَقُولُ: «تَصَدَّقُوا، تَصَدَّقُوا، تَصَدَّقُوا»، وَکَانَ أَکْثَرَ مَنْ یَتَصَدَّقُ النِّسَاءُ، ثُمَّ یَنْصَرِفُ، فَلَمْ یَزَلْ کَذَلِکَ حَتَّى کَانَ مَرْوَانُ بْنُ الْحَکَمِ، فَخَرَجْتُ مُخَاصِرًا مَرْوَانَ حَتَّى أَتَیْنَا الْمُصَلَّى، فَإِذَا کَثِیرُ بْنُ الصَّلْتِ قَدْ بَنَى مِنْبَرًا مِنْ طِینٍ وَلَبِنٍ، فَإِذَا مَرْوَانُ یُنَازِعُنِی یَدَهُ، کَأَنَّهُ یَجُرُّنِی نَحْوَ الْمِنْبَرِ، وَأَنَا أَجُرُّهُ نَحْوَ الصَّلَاةِ، فَلَمَّا رَأَیْتُ ذَلِکَ مِنْهُ، قُلْتُ: أَیْنَ الِابْتِدَاءُ بِالصَّلَاةِ؟ فَقَالَ: لَا، یَا أَبَا سَعِیدٍ قَدْ تُرِکَ مَا تَعْلَمُ، قُلْتُ: کَلَّا، وَالَّذِی نَفْسِی بِیَدِهِ لَا تَأْتُونَ بِخَیْرٍ مِمَّا أَعْلَمُ، ثَلَاثَ مِرَارٍ ثُمَّ انْصَرَفَ».

۲ - در این روایت اربعین این گونه آمده است « مَنْ رَأَى مِنْکُمْ مُنْکَرًا فَلْیُغَیِّرْهُ بِیَدِهِ » ولی در روایت (5009) سنن نسائی این گونه آمده است «مَنْ رَأَى مُنْکَرًا فَغَیَّرَهُ بِیَدِهِ فَقَدْ بَرِئَ» و در روایت (2172) سنن ترمذی این گونه آمده است «مَنْ رَأَى مُنْکَرًا فَلْیُنْکِرْهُ بِیَدِهِ» و در روایت (1140) و روایت (4340) سنن ابی داود و روایت (1275) و روایت (4013) سنن ابن ماجه و برخ دیگر کتب حدیثی این گونه آمده است «مَنْ رَأَى مُنْکَرًا فَاسْتَطَاعَ أَنْ یُغَیِّرَهُ بِیَدِهِ فَلْیُغَیِّرْهُ بِیَدِهِ».

۳ - در این روایت اربعین این گونه آمده است « فَإِنْ لَمْ یَسْتَطِعْ فَبِلِسَانِهِ » ولی در روایت (5009) سنن نسائی این گونه آمده است «وَمَنْ لَمْ یَسْتَطِعْ أَنْ یُغَیِّرَهُ بِیَدِهِ، فَغَیَّرَهُ بِلِسَانِهِ فَقَدْ بَرِئَ» .

۴ - در این روایت اربعین این گونه آمده است « فَإِنْ لَمْ یَسْتَطِعْ فَبِقَلْبِهِ » ولی در روایت (5009) سنن نسائی این گونه آمده است « وَمَنْ لَمْ یَسْتَطِعْ أَنْ یُغَیِّرَهُ بِلِسَانِهِ، فَغَیَّرَهُ بِقَلْبِهِ فَقَدْ بَرِئَ » .

 

منابع حدیث :


این حدیث در کتب حدیثی متعددی روایت شده که در ذیل به مهم ترین آنها اشاره خواهم نمود :

۱ - صحیح مسلم ، حدیث شماره (49) .

۲ - سنن نسائی ، حدیث شماره (5008) و (5009) .

۳ - سنن ترمذی ، حدیث شماره (2172).

۴ - سنن ابی داود، حدیث شماره (1140) و (4340) .

۵- سنن ابن ماجه ، حدیث شماره (1275) و (4013) .

این حدیث علاوه از کتب حدیثی مذکور در بسیاری از کتب حدیثی دیگرنیز روایت شده است .

 

 

 




طبقه بندی:
ارسال توسط ابوشعیب اسفندیار شجاعی آل بشیر
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
صفحات جانبی
پیوند های روزانه
سنّت زنـده بـاد
أوقات نماز بیش از شش میلیون شهر در دنیا
کشور:
قـرآن زنده بـاد
إِنَّمَا کَانَ قَوْلَ الْمُؤْمِنِینَ إِذَا دُعُوا إِلَى اللَّهِ وَرَسُولِهِ لِیَحْکُمَ بَیْنَهُمْ أَنْ یَقُولُوا سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا وَأُوْلَئِکَ هُمْ الْمُفْلِحُونَ (51) وَمَنْ یُطِعْ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَیَخْشَ اللَّهَ وَیَتَّقِیهِ فَأُوْلَئِکَ هُمْ الْفَائِزُونَ (52) (سوره نور) مسلمانان واقعی هر گاه به سوی الله ورسولش فراخوانده شوند تا در میان آنها فیصله و قضاوت نماید می گویند که شنیدیم و پیروی نمودیم کامیابان واقعی اینها اند***و هر کس که از الله و رسولش پیروی کند و از الله بترسد و (از مخالفت با او) پرهیز کند اینها پیروزان و کامیابان اند.
بدعات مرده باد
عرباض بن ساریه رضی الله عنه می فرمایند: روزی رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم در میان ما برای سخنرانی بلنده شده و برای ما سخنرانی بلیغ ورسائی را ایراد فرمودند که دلها از آن ترسید و چشمان اشکبار شد ، ما گفتیم ای رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم گویا که این سخنرانی فردی است که می خواهد ازهمراهانش جدا شده وبا آنها خدا حافظی کند، پس به ما توصیه نمایید، رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند: من شما را به پرهیزگاری و اینکه بشنوید و پیروی کند از امیرتان گرچه بر شما غلام و برده ای بعنوان امیر گمارده شود، آری قطعا کسانی که بعد از من زندگی می کنند اختلافات زیادی را مشاهد خواهند نمود. پس بر شماست که در آن وقت به سنّت من و سنّت رهبرهای درست وراه یافته عمل نموده و آنها را با دندانهایتان محکم بگیرید، و از هر بدعت و نوآوری در دین پرهیز کنید زیرا هربدعتی گمراهی است. (این حدیث را ابوداود (4607) و ترمذی (2678) وابن ماجه (42) و برخی دیگر ازکتب حدیثی روایت نموده اند.